نیازمندیها
هر لحظه و در هر نقطه از گیتی، چشم ادیان نیوز باشید و خبر ،سوژه و یا مطلب مورد نظرتان را برای ما ارسال کنید.
کد خبر: 5274
تاریخ انتشار: 23 مهر 1392 - 09:29

همه اديان در زمان خود، ديني نوظهور تلقي مي‌شدند: مسيحيت، زرتشت، اسلام، متوديسم…. خصوصيت ويژه‌اي که در NRMs معاصر وجود دارد و آن‌ها را از اديان سنتي جدا مي‌کند، تکثر، تنوع و التقاط‌گرايي شديدي است که در ميان آن‌ها يافت مي‌شود.

نويسنده: بهزاد - حميديه

جنبش‌هاي نوپديد ديني ،که مخففاً تحت عنوان NRMs شناخته مي‌شوند، دين‌هاي جايگزين آيين‌ها و کيش‌ها هر يک در ادبيات علوم اجتماعي تعريف فني خاصي دارند، همچنين گاه از واژه معنويت استفاده مي‌شود. با چشم‌پوشي از بررسي تعاريف و تمايزات ظريف معنايي ميان اين مفاهيم که مجالي ديگر مي‌طلبد، مي‌توان موضوع نوشتار حاضر را با تعريفي گسترده عبارت دانست از گروه‌هايي که پس از جنگ جهاني دوم، خصوصاً در دهه هفتاد و مابعد آن، در غرب و به‌ويژه آمريکا ظهور يافته، آگاهانه و عامدانه يا به غفلت، متصدي ارائه پاسخ به برخي پرسش‌هاي غايي شده‌اند که اديان اصلي پيش‌تر بدان‌ها مي‌پرداختند‌‌: آيا خدايي وجود دارد؟ خدا را بايد کجا و چگونه يافت؟ هدف و معناي غايي زندگي چيست؟ پس از مرگ بر ما چه اتفاقي مي‌افتد؟ چه مناسک و شعائري به ارضاي وجودي انسان مي‌انجامد؟ ….

 

اين شبه تعريف، حتي برخي «اديان» و فلسفه‌هاي الحادي همچون برخي فرقه‌هاي بوديزم و جنبش پتانسيل انساني که اعضايش را وامي‌دارد تا به دنبال «خداي دروني» بگردند يا جنبش‌هاي مختلف اجتماعي (همچون برخي جنبش‌هاي سبز) را نيز در بر مي‌گيرد. از جمله جنبش‌هاي مشهور مي‌توان از موني‌ها (کليساي وحدت‌بخش)، انجمن‌ بين‌المللي هارا کريشنا، علم‌شناسي، جنبش راجنيش و جنبش خانواده (که گاه تحت عنوان فرزندان خدا ناميده مي‌شود) ياد کرد.

همه اديان در زمان خود، ديني نوظهور تلقي مي‌شدند: مسيحيت، زرتشت، اسلام، متوديسم…. خصوصيت ويژه‌اي که در NRMs معاصر وجود دارد و آن‌ها را از اديان سنتي جدا مي‌کند، تکثر، تنوع و التقاط‌گرايي شديدي است که در ميان آن‌ها يافت مي‌شود. اولين موج ظهور فرق جديد در غرب نظير «بيداري‌هاي بزرگ» در امريکا يا آيين‌هايي نظير «علم مسيحي»، «شهود يهوه» و «مورمون‌ها» که در قرن نوزده ظهور کردند، تقريبا‏‏ همگي مشترکاتي با سنت يهودي- مسيحي داشتند؛ اما موج جديدتر، اولاً به اديان غير ابراهيمي نظير هندوئيزم، بوديزم و شينتو تمايل و تشابه فراوان نشان داده‌اند و ثانياً ترکيبي التقاطي از اديان رسمي، مفاهيم اومانيستي و سايکولوژيک در قالبي تجربه‌گرايانه مهيا ساخته‌اند؛ علاوه بر اين، جامعه‌شناسان دين از يک نوع اديان بسيار جديد نيز ياد کرده‌اند که خصوصيت فروکاهشي دين در آن‌ها بسيار ملموس‌تر و مشهودتر است. به طور کلي سيري فروکاهشي در اديان جديد ديده مي‌شود:

1. به مثابه وحي لايتغير الاهي به دين چونان عناصر معنوي و تجربي؛
متفرق و انتخابي اما معطوف به غايت الاهي؛
2. از اين دين معنوي فروکاسته به دين معنوي معطوف به غايات اومانيستي؛
3. از دين اومانيستي به دين مصرفي عرضه‌شده در بازار ديني؛
4. از بازار ديني به دين چونان ابزاري معطوف به اهداف اقتصادي دون‌پايه.
البته در اين مجال به همين فهرست بسنده مي‌شود و توضيح هر مرحله از مراحل فوق به مجال‌هاي ديگر ارجاع مي‌شود و تا حدي جنبش پتانسيل انساني که اعضايش را وامي‌دارد تا به دنبال «خداي دروني» بگردند را نيز دربرمي‌گيرد

* وجه تمايز ميان يک دين جديد و اديان رسمي:
تنوع اين اديان به لحاظ سن اعضا، محل زندگي آنان (شهر، روستا، زندگي مدرن يا پسامدرن)، نحوه زندگي آنان (زندگي رياضت‌بار در عزوبت يا غوطه‌ور در هرزگي جنسي)، اعمال و شعائر (از سرود و نماز گرفته تا مديتيشن، رقص و حتي قرباني شعائر) آن‌قدر چشمگير و عميق است که شايد در آغاز امر، هرگونه وجود وجه تمايز واحدي ميان اين اديان و اديان اصلي مورد انکار قرار گيرد.

در اين ميان صفات مشترکي وجود دارد که کمابيش در تمام NRMs ديده مي‌شود:
1. معمولاً اعضاي اين فرقه‌ها، دلبسته‌تر و پايبندتر و حتي متعصب‌تر از کساني هستند که در اديان اصلي به سر مي‌برند.
2. عضويت، وضعيتي غير معمول براي کل جامعه دارد. برخي فرقه‌ها در غرب و عموم آن‌ها در کشوري با دين رسمي قوي مانند ايران، تشکيلاتي کمابيش مخفي و شايد بتوان گفت زيرزميني تشکيل مي‌دهند و اعضا را از بازگويي آن‌چه در محافل خصوصي مي‌گذرد برحذر مي‌دارند.
3. رهبر کاريزماتيک غير مقيد به سنت که تمام جوانب زندگي مريدان از نوع غذا، محل مسکن، همسر، لباس و حتي حق حيات را تعيين مي‌کند.
4. چنين وانمود مي‌کنند که روايات روشن‌تري از حقيقت دارند، حتي روشن‌تر از اديان کهن.
5. تمايز دقيق ميان «آنان» و «ما». «آنان»، به طور متجانس، خوب و الاهي هستند، «ما» نيز به طور متجانس، بد و شايد شيطاني هستيم.
6. بر اين ادعايند که راهي سريع، کاملاً مرحله‌بندي شده و قابل اجرا براي رسيدن به حقيقت دارند

* اهميت مبحث اديان جديد براي ايران:

بسياري از تحليلگران علت پيوستن افراد خصوصاً جواناني از قشر متوسط تحصيلکرده را در شست‌شوي مغزي جسته‌اند. بمباران محبت از سوي فرقه‌ها (همچون وعده شغل، مسکن، تسکين آلام روحي، بهبود امراض مزمن يا صعب‌العلاج جسمي، قرار گرفتن در محيطي کاملاً صميمي، يافتن ياران شفيق و …) توجيهي است که اين تحليلگران‌ اجتماعي ارائه مي‌دهند. ولي اگر از اين تحليل با مزايا و کاستي‌هايش صرف‌نظر کنيم، شايد بتوان علل اجتماعي ذيل را براي پديده گرايش به فرق جديد برشمرد:

1. از چيزي فرار مي‌کنند؛ مثلا از خانواده‌اي با محبت اما بيش از اندازه انحصارگرا، دوستي بد يا زندگي‌اي نامرضي.
2. معتقدند دين‌هاي سنتي گرفته و خفه، خسته‌کننده، رياکارانه و بي‌حس و بي‌عاطفه هستند؛ در‌حالي‌که اديان جديد، جمع‌هاي کوچک‌تر، صميمي‌تر، هيجان‌انگيزتر و جذاب‌تر ايجاد مي‌کنند.
3. برخي جويندگان مي‌خواهند رابطه‌‌اي نزديک‌تر با خدا يا جهاني بهتر (با ملکوت خداوند) داشته باشند.
4. برخي دوست دارند به جامعه دوستانه‌اي از افراد خوش فکر تعلق داشته باشند.
5. برخي نيز دوست دارند با کشف «خود حقيقي‌شان» خط مشي زندگي يا روابط خود يا سطح موفقيت خود در درس يا کار اقتصادي را بهبود بخشند.

توجه به عوامل فوق، براي آن‌چه در اين راستا در شهرهاي بزرگ ايران خصوصاً تهران مشاهده مي‌شود مهم است. وجود برخي فرقه‌ها که نيمه مخفيانه تحت عناوين آموزش مديتيشن و يوگا به عضوگيري و فعاليت مشغولند، ظهور افرادي که با تکيه بر فن بيان، چهره جذاب، نيروهاي طبيعي فوق‌العاده همچون انرژي‌درماني و … به جذب افراد مي‌پردازند، گسترش نشر و اقبال به کتب برخي اساتيد مشهور فرق جديد همچون سايي بابا، چاپ‌هاي متوالي و با تيراژ بالاي کتب پائولوکوئليو، اشو، خوزه سيلوا و … ، تشکيل و تبليغ کلاس‌هاي خصوصي يا نيمه‌خصوصي، آموزش‌هاي وسيع‌الطيف تحت عنوان موفقيت، مديريت، آرامش و... که مي‌کوشند مجموعه‌ کاملي از پاسخ‌هاي لازم به سوالات غايي ارائه کنند و انسان را از رجوع به اديان سنتي بي‌نياز سازند، همه و همه سيگنال‌هاي کاملاً معناداري از رشد اديان جديد در ايران دارند.

خطرات اين اديان جديد، جاي بسي تامل دارد. مهم‌ترين خطر، متوجه مفهوم دين است. اديان جديد با فروکاستن مفهوم دين، زدودن اتوريته الاهي آن، جايگزيني خود‌محوري به‌جاي خدامحوري و فرعي‌سازي دين نسبت به غايات اومانيستي، بزرگ‌‌ترين ضربه را بر کيفيت تدين وارد مي‌آورند؛ هرچند کميت دينداران را احياناً بالا مي‌برند (ذيلا اين نکته تفصيل بيشتر مي‌يابد). علاوه بر اين، ادعاي NRMs در مورد انحصار در داشتن حقيقت، ساختارهاي اتوريته‌اي که اطاعت بي‌چون و چرا مي‌طلبند، تشويق به وابستگي فزاينده به جنبش از نظر مادي، معنوي و منابع اجتماعي، بريدن گروه از جامعه، همه و همه، خطرات بالقوه ديگري هستند که نبايد از آن‌ها غفلت کرد. خطرات بالفعل از يک فرقه تا فرقه ديگر فرق دارد، خطراتي همچون اخذ پول زياد از افراد و مشتريان و کسب پول‌هاي بادآورده کلان، تخريب قدرت کار و شغل در اعضا، عدم ازدواج يا بي‌بندوباري جنسي، احساس ترس يا گناه، از ميان بردن تام احساس مسئوليت، هدايت کردن افراد به زندگي پرحيله، بي‌رحمانه و جنايت‌کارانه.

نام:
ایمیل:
Captcha
* نظر: