نیازمندیها
هر لحظه و در هر نقطه از گیتی، چشم ادیان نیوز باشید و خبر ،سوژه و یا مطلب مورد نظرتان را برای ما ارسال کنید.
کد خبر: 73878
تاریخ انتشار: 08 ارديبهشت 1394 - 08:32
خانم فورمیچی تاریخ اسلام کار کرده و اخیرا نیز درباره تشیع تحقیق می کند و با ایرانیان در ارتباط بوده است. آنچه در ادامه می خوانید سفرنامه کوتاهی است که ایشان درباره این حضور دو هفته ای اش در ایران نوشته است.

به گزارش ادیان نیوز، دانشگاه ادیان و مذاهب قم از شانزدهم تا بیست و سوم اسفندماه سال گذشته میزبان جمعی از اساتید و دانشجویان و پژوهشگران از دوازده کشور امریکایی و اروپایی بود که برای شرکت در دوره کوتاه مدت شیعه شناسی، اکثرا برای اولین بار به ایران آمده بودند. یکی از این میهمانان خانم چیارا فورمیچی استاد اصالتا ایتالیایی مطالعات جنوب شرق آسیای دانشگاه کورنل امریکا بود. خانم فورمیچی تاریخ اسلام کار کرده و اخیرا نیز درباره تشیع تحقیق می کند و با ایرانیان در ارتباط بوده است. آنچه در ادامه می خوانید سفرنامه کوتاهی است که ایشان درباره این حضور دو هفته ای اش در ایران نوشته و در سایت این دانشگاه منتشر شده است[1].  ازآنجا که متن برای مخاطب امریکایی نوشته شده شاید در نگاه اول نکته چندان جدیدی برای ما ایرانی ها نداشته باشد اما حداقل حسن آن این است که می توانیم چند دقیقه ای خودمان را از نگاه دیگران ببینیم و بدانیم چه بسیار نکته ها که ما بی تفاوت از کنار آنها عبور می کنیم اما اندیشمند غربی با جمع آوری همین نکات به ظاهر ساده و در کنار هم قرار دادن و بررسی مجموع آنها به یک تحلیل دست می یابد:

"من بالغ بر پانزده سال است که در زمینه تاریخ اسلام تحقیق می کنم و پنج سال اخیر آن به جوامع شیعی جنوب شرقی آسیا (اندونزی، مالزی، سنگاپور، تایلند و ...) اختصاص داشته است که بسیاری از منابع اطلاعاتی من یا در ایران زندگی می کنند، کار می کنند یا درس خوانده اند.

با دعوتی که دانشگاه ادیان و مذاهب قم از بنده برای شرکت در یک دوره کوتاه مدت شیعه شناسی در ماه مارس اخیر داشت فرصتی دست داد تا نگاهی به درون جامعه ایران که اکثریت آن را شیعیان تشکیل می دهند داشته باشم. طی یک دوره پنج روزه سلسله جلساتی را با موضوعاتی نظیر اخلاق و فقه اسلامی و اصول مذهب شیعه اعم از توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت و نیز حکومت داری شیعی و آداب و رسوم اجتماعی ایشان گذراندیم. گروه ما خیلی متنوع بود، از دانشجو گرفته تا استاد دانشگاه و دیپلمات که از اروپا، آمریکا و آسیا آمده بودند.

با اینکه قم کمتر از دو ساعت از تهران پایتخت ایران فاصله دارد اما گویی جهانی دیگر است. شهری نسبتا کوچک با یک میلیون جعیت که مرکز آموزش دینی شیعه است. طلاب از سراسر جهان در اینجا گرد می آیند تا پای درس سرشناسترین علما (مجتهدها) بنشینند. زنان، چادر سیاه بر سر در رفت ‌و آمدند و مردان طلبه با عمامه ای بر سر و عبایی بر دوش سوار بر موتور دائم در رفت و آمد بین حوزه و حرم و مسجدها هستند. در بازار قم مردمانی از هر ملیت را می توان یافت که تنها اشتراک آنان عقاید مذهبی است.

برای آشنایی بیشتر با ایران هفته دوم اقامت ما در ایران به سفر اختصاص یافت و مقصد ما اصفهان و تهران بود. اصفهان پایتخت ایران در عصر صفوی که شاهکارهای معماری آن گواه قدمتش است و تهرانی که در صد مایلی شمال قم قرار گرفته و روسری در آن به ابزاری تزئینی برای مو بدل شده و شلوار گشاد که نشان متانت و حیاست جای خود را به شلوارهای تنگ و چسبانی داده که با کت های فشن ست شده اند. چهره تهران را باید با شهرنشینی متراکم، قطار شهری پیشرفته و ترافیک سنگینش شناخت، که جهان‌وطنی است متفاوت تر از آنچه در قم دیدم.

دانشگاه ادیان و مذاهب قم برنامه بازدید از کلیسای ارامنه، کلیسای وانک، کلیسای کاتولیک، کنیسه یهودیان و معبد زرتشتیان را نیز ترتیب داده بود. وضعیت اقلیت های دینی در ایران موضوع غامضی است همانگونه که در دیگر کشورها (مثل میانمار، هند، مالزی، سریلانکا و ژاپن) دولت دین خاصی را حمایت می کند. در ایران اقلیت های دینی بیشتر حالت قومی دارند و گفته می‌شود برای تبشیر آنها محدودیت هایی مقرر شده است. اما تا آنجا که من دیدم حکومت ایران از عبادتگاه های این اقلیت ها به خوبی حمایت می کند، مدارس ویژه آنان را پشتیبانی می کند (به طور نمونه در مدارس ارامنه زبان، تاریخ و مذهب ارمنی آموزش داده می شود و در مدارس یهودی هم اوضاع به همین منوال است) و ظاهرا طبق فقه اسلامی از آنان ذمه نیز  دریافت می کنند که تعهدی مالی ویژه غیر مسلمانان است تا در کشور اسلامی مورد حمایت حکومت باقی بمانند.

درباره ایران گفتنی‌ها بسیار بیش از این است. قم شهر تحجرزده‌ای نیست. یکی از استادان روحانی ما گیاهخوار بود و توجیهش این بود که آنچه در کشتارگاه‌های صنعتی رخ می‌دهد کاملا منطبق با معنای حلال (خوراک مجاز در فقه اسلامی) نیست؛ مفهومی که امروزه بیش از آنکه به تجربه زندگی حیوان توجه کند، به یک روش ذبح تقلیل یافته است.

در تهران هم که راجع به لزوم پوشاندن سرمان صحبت می کردیم، دختر یک روحانی می گفت مهم این است که نگذاریم این قوانین روح الزام دینی را در فرد از بین ببرد.

..............................................................

نام:
ایمیل:
Captcha
* نظر: