حضرت آيت الله خامنه اي: اسلام‌ دین‌ همزیستی‌، ارتباط و دوستی‌ است‌ فرمودند: مسلمانان‌ می‌توانند با پیروان‌ ادیان‌ مختلف‌ در همه‌ جهان‌ در صلح‌ و آرامش‌ زندگی‌ کنند.(١٣٧٢/١/١٥)      
نیازمندیها
هر لحظه و در هر نقطه از گیتی، چشم ادیان نیوز باشید و خبر ،سوژه و یا مطلب مورد نظرتان را برای ما ارسال کنید. Info@adyannews.com
کد خبر: 82408
تاریخ انتشار: 27 ارديبهشت 1395 - 21:24
سالهای سال نماز جماعت ایشان از شورانگیزترین و روح نوازترین نمازهای جماعت ایران اسلامی بود بسیاری از اوقات در مسجدی که ایشان نماز جماعت اقامه می کنند جا برای نماز گزاران تنگ می گردید.
به گزارش ادیان نیوز، محمد تقی بهجت فومنی، فرزند "کربلایی محمود" در اواخر سال 1334 ق (1294  ش) در خانواده ای مذهبی در شهر فومن استان گیلان، متولد شد. علت نامگذاری وی به محمد تقی را ماجرایی می‏دانند که در نوجوانی برای پدرش اتفاق افتاد. پدرش در نوجوانی دچار بیماری شد و در عالم رویا صدایی شنید که گفت: «با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است.» بدین ترتیب وی از مرگ نجات پیدا می‏کند.
 
کربلایی محمود، بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش "مهدی" نام می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سوم را خدا به او می دهد، اسمش را "محمد حسین" می گذارد و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد و وی را "محمد تقی" نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره "محمد تقی" نام می گذارد. آیت الله بهجت مادر خود را در 16 ماهگی از دست می‏دهد.
 
آیت الله بهجت شخصیتی دارای جاذبه معنوی و روحانی و نیز صاحب مقامات علمی و فقهی بود. در طول دوران زندگی خود، شاگردانی را تربیت کرد و پیوسته در مجاهدت با نفس سپری می کرد. ایشان سرانجام در تاریخ 27 اردیبهشت سال 1388 و در سن 94 سالگی، بر اثر ایست قلبی وفات نمود و در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد.
 
آیت الله بهجت تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه فومن به پایان برد، و پس از آن در همان شهر به تحصیل علوم دینی ‌پرداخت. پس از طی دوران مقدماتی تحصیلات دینی در شهر فومن، در سال 1348 ق (1308 ش) و در سن 14 سالگی راهی عراق شد و در کربلای معلّی اقامت‌ گزید. 
 
در سال 1352 ق (1312 ش) برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرّف شد و قسمتهای پایانی سطح را در محضر اساتید بزرگ و مراجع تقلیدی چون "آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی" به پایان رساند. وی در ضمن تحصیل علوم دینی همتی والا در خودسازی و تزکیه نفس داشت.
 
استادان بر جسته فقه و اصول
آیت الله بهجت دوره سطح را در محضر استادان بزرگی ازجمله آیات عظام: آقا سید ابوالحسن اصفهانی ، آقا ضیاء عراقی ، میرزای نائینی به اتمام رساند؛

ایشان پس از آن به حوزه پر محتوای حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به "کمپانی" وارد شد و در محضر ایشان به تکمیل نظریات فقهی و اصولی خویش پرداخت و به یاری استعداد درخشان و تأییدات الهی از تفکرات عمیق و دقیق علامه کمپانی بهره ها برد. 

آیت الله مصباح یزدی در این خصوص چنین می گوید:
«در فقه بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد کاظم شیرازی که شاگردان مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی و از استادان بسیار برجسته نجف اشرف بود، استفاده کرده و در اصول از مرحوم آقای نائینی و سپس بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی فایده برده بودند، هم مدّت استفاده شان از مرحوم اصفهانی بیشتر بود و هم استفاده های جنبی دیگر.»
آیت الله بهجت، اشارات ابن سینا و اسفار ملا صدرا را نیز نزد مرحوم "آیت الله سید حسن بادکوبه ای" فرا گرفته است.
 
سیر و سلوک وعرفان
آیت الله بهجت، در ضمن تحصیل و پیش از دوران بلوغ، به تهذیب نفس و استکمال معنوی همّت گمارده و در کربلا در جستجوی استاد و مربی اخلاقی بر آمد. بنابراین راهی نجف شد و از اساتید آن دیار در زمینه عرفان و اخلاق بهره های فراون برد. از جمله اساتید ایشان در زمینه اخلاق، "آقا سید عبد الغفار" و آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی کمپانی می‏باشد. ایشان در سن 18 سالگی موفق شد از محضر استاد بزرگ اخلاق سید علی قاضی استفاده ببرد و مدت 4 سال شاگردی ایشان را بکند. آیت الله بهجت نه تنها در زمینه علمی بلکه در سیر و سلوک نیز استعداد فوق العاده خویش را نشان داد.
آیت الله بهجت از اشخاص دیگری نیز گهگاه نکاتی نقل می کرد مثل "آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی" و دیگران... 
 
اساتید قم
ایشان بعد از تکمیل دروس، در سال 1363 ق (1324 ش) به ایران مراجعت کرده و چند ماهی در موطن خود فومن اقامت گزید و بعداً در حالی که آماده بازگشت به حوزه علمیه نجف اشرف بود، قصد زیارت حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام و اطّلاع یافتن از وضعیت حوزه قم را کرد، ولی در طول چند ماهی که در قم توقف کرده بود، خبر رحلت استادان بزرگ نجف، یکی پس از دیگری شنیده می شد، لذا ایشان تصمیم گرفت که در شهر مقدس قم اقامت ‌کند.
در قم نیز از محضر اساتیدی چون "آیت الله العظمی حجت کوه کمره ای" و "آیت الله العظمی بروجردی" استفاده برد.
 
استعداد علمی
روزی ایشان در درس کفایه یکی از شاگردان "آخوند خراسانی" به نحوه تقریر مطالب آخوند خراسانی توسط استاد اعتراض می کند، ولی با توجه به اینکه از همه طلاب شرکت کننده در درس کم سنّ و سال تر بوده در جلسه بعدی پیش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شدید شاگردان دیگر قرار می گیرد، ولی در آن هنگام ناگهان استاد وارد می شود و متوجه اعتراض شاگردان به ایشان می گردد. سپس خطاب به آنان می فرماید: «با آقای بهجت کاری نداشته باشید.» همه ساکت می شوند آنگاه استاد ادامه می دهد: «دیشب که تقریرات درس مرحوم آخوند را مطالعه می کردم متوجه شدم که حقّ با ایشان است.»

آیت الله بهجت بعد از فوت مرحوم آقای "سید احمد خوانساری"، جلد اول و دوم کتاب ذخیره العباد (جامع المسائل کنونی) را به قلم خود تصحیح و در اختیار خواص گذاشت و پیش از فوت مرجع عالیقدر "آیت الله العظمی اراکی" اجازه نشر رساله عملیه خویش را داد، سرانجام وقتی جامعه مدرسین با انتشار اطلاعیه ای هفت نفر از آن جمله حضرت آیت الله العظمی بهجت را به عنوان مرجع تقلید معرفی کرد و عده ای از علمای دیگر از جمله "آیت الله مشکینی" و "آیت الله جوادی آملی" و ... مرجعیت ایشان را اعلام کردند، به دنبال درخواستهای مکرر راضی شد تا رساله عملیه ایشان در تیراژ وسیع به چاپ برسد، با این حال از نوشتن نام خویش بر روی جلد کتاب خودداری می‏کرد. 

ویژگیهای رفتاری و اخلاقی
 آیت الله شیخ جواد کربلایی درباره نماز شب و گریه های نیمه شب ایشان می گوید: «جناب آیت الله بهجت در جدیت در نماز شب و گریه در نیمه های شب مخصوصاً شبهای جمعه کوشا بودند. یکی از علما و مشاهیر به من فرمودند که شب جمعه در مدرسه "سیّد" در نجف اشرف در نیمه شب شنیدم که ایشان با صدای حزین و ناله و گریه در حالی که سر به سجده گذاشته بود مکرراً به حق تعالی عرضه می داشت: 
«إلهی من لی غیرک، أسأله کشف ضرّی والنّظر فی أمری؛ معبودا من جز تو چه کسی را دارم که از او بخواهم رنجوری مرا بر طرف کرده و نظری به امورم نماید. فرازی از دعای کمیل»
 
سالهای سال نماز جماعت ایشان از شورانگیزترین و روح نوازترین نمازهای جماعت ایران اسلامی بود. در این نماز عالمان وارسته و بسیاری از طلاب، بسیجیان رزمجو و دیگر قشرهای مردم شرکت می کردند. این نماز چنان پر معنویت است که گاه به ویژه در شبهای جمعه صدای گریه آیت الله بهجت با نوحه و ناله غم انگیز نمازگزاران همراه می شود. بسیاری از اوقات در مسجدی که ایشان نماز جماعت اقامه می کنند جا برای نماز گزاران تنگ می گردید و عده کثیری حتی آنان که مشتاقانه و به امید کسب فیض از این نماز پر معنویت، از راه های دور آمده بودند مجبور به ترک مسجد می‏شدند. 
 
علامه طباطبائی نیز در این نمازها شرکت می کرد و آیت الله بهاء الدینی نیز عنایت خاصی به نماز جماعت ایشان داشت. در این ارتباط "آیت الله محمد حسن احمدی فقیه یزدی" خاطره ای را نقل می کند: 
«شبهای ماه رمضان آیت الله بهاء الدینی زودتر از آیت الله بهجت نماز می خواندند، ایشان خواست یکی از نزدیکان را به جایی بفرستد، آن شخص گفت: اگر بروم از نماز شما محروم می شوم. آقای بهاء الدینی فرمودند: برو این کار را انجام بده و بعد از افطار برو پشت سر آقای بهجت نماز بخوان.»
 
آیت الله بهجت حتی در دوران کهولت نیز برنامه روزمره خویش را به این صورت آغاز می‏کرد: هر روز به محضر مقدس حضرت معصومه علیها السلام شرفیاب می گشت و با احترام و خضوع در مقابل ضریح مطهر می ایستاد و بعد زیارت عاشورای حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را قرائت می‏کرد. 
 
مؤلف کتاب انوار الملکوت از قول "آیت الله شیخ عباس قوچانی"، وصّی میرزا علی آقای قاضی نقل می کند:
«آیت الله العظمی بهجت بسیار به مسجد سهله می رفتند و شبها تا صبح به تنهایی در آن جا بیتوته می کردند. یک شب بسیار تاریک که چراغی هم در مسجد روشن نبود، در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا کرده و برای تطهیر و وضو به ناچار می بایست از مسجد بیرون رفته و در محل وضو خانه که بیرون مسجد در سمت شرقی آن واقع است وضو بسازند، ناگهان مختصر خوفی در اثر عبور این مسافت و در ظلمت محض و تنهایی در ایشان پیدا می شود، به مجرد این خوف ناگهان نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار می‏شود، ایشان با آن نور خارج می‏شوند و تطهیر نموده و وضو می گیرند و سپس به جای خود بر می گردند و در همه این احوال، آن نور در برابر ایشان حرکت می کرده تا اینکه به محل خود می رسند آن نور ناپدید می‏شود.»
 
23 هزار عکس از آیت الله بهجت
آیت الله بهجت در طول عمرش برای گذرنامه‏‌ها ‏ یا از بچگی اگر پدرشان به ایشان پولی می‏داد تا عکسی بگیرند، جمعا به اندازه انگشت‏های دست راضی نشده تا عکس بگیرد. یک بار جوانی آمد و گفت من پسر عم آقای مرعشی نجفی و ساکن سوئیس هستم. آن‏جا دنیای غفلت‏هاست و من در آن‏جا با شما خوش هستم.
 
او اجازه خواست تا عکس آقا را داشته باشد. پدرم گفت عکس نمی‏خواهد. آن جوان اصرار کرد که من آن‏جا که هستم با دیدن عکس شما به یاد معنویات می‏افتم شما ناراحت می‏شوید؟ من برای خودم و در اتاق خودم می‏خواهم. این با شما بودن را می‏خواهم در آن‏جا نیز حس کنم. خلاصه آقا اجازه داد.
 
از ایشان عکس دیگری داریم که ایشان درست به دوربین نگاه می‏کنند. ولی هیچ کس نمی‏داند که آقا در آن زمان در بدنش نیست و در عوالم دیگری سیر می‏کند. درست وقت پرده برداری ضریح بود که ایشان چند دقیقه‌‏ای مبهوت بود و در آن‏جا این عکس گرفته شد. وقتی آیت الله بهجت رحلت کرد ما در سایت اعلام کردیم اگر کسی عکسی از ایشان دارد بفرستد و 17 هزار عکس آمد. جالب است کسی که حاضر نشده 17 تا عکس بگیرد حالا17  هزار عکس از او آمده بود! حدود 6 هزار عکس دیگر هم بعدا آمد. پیدا کردن کسی که تا این حد خودش را مخفی می‏کند خیلی مشکل است.
منبع: سراج 24
نام:
ایمیل:
Captcha
* نظر: