نیازمندیها
هر لحظه و در هر نقطه از گیتی، چشم ادیان نیوز باشید و خبر ،سوژه و یا مطلب مورد نظرتان را برای ما ارسال کنید. Info@adyannews.com
کد خبر: 83468
تاریخ انتشار: 07 مهر 1397 - 22:01
تقويم عبري براي برگزاري مراسم و جشنهاي مذهبي يهوديان به كار مي رود. نخستين دستور خدا به بني اسرائيل توسط حضرت موسي (ع) تعيين حلول ماه عبري نيسان براي مبدا شمارش ماههاي سال بود. خدا به مشه (موسي) و اهرون (هارون) در سرزمين مصر چنين فرمود: «اين ماه (نيسان) براي شما اول ماه ها باشد. اين ماه براي شما اولين ماه از ماههاي سال خواهد بود»
به گزارش ادیان نیوز، تقويم ايراني نمونه اصلاح شده تقويم جلالي يا خيامي است و سال ها را خورشيدي مي شمارد. به گفته كيومرث نخستين پادشاه ايران اعتدال بهاري و روزي را كه آفتاب به اولين دقيقه برج حمل در مي آيد، مبدا تقويم خود نهاد. در سال 465ق به امر جلال الدين ملك شاه سلجوقي و سعي حكيم عمر خيام و دانشمندان ديگر، اين تقويم بر اساس گاه شمار خورشيدي يا اوستايي كه متعلق به ساسانيان بود، تدوين شد. اين گاه شمار در سال 1304 هجري شمسي به نام تقويم رسمي كشور ايران در مجلس شوراي ملي پذيرفته شد و مبدا آن هجرت پيامبر اسلام قرار گرفت، اما شمارش سالها، خورشيدي است و هر چهار سال يكبار اسفند ماه 30 روزه محاسبه مي شود. نيز پس از انقلاب فرانسه تقويم جلالي به سفارش منجمان مدني در آن كشور استفاده شد.(1)

تقويم عبري براي برگزاري مراسم و جشنهاي مذهبي يهوديان به كار مي رود. نخستين دستور خدا به بني اسرائيل توسط حضرت موسي (ع) تعيين حلول ماه عبري نيسان براي مبدا شمارش ماههاي سال بود. خدا به مشه (موسي) و اهرون (هارون) در سرزمين مصر چنين فرمود: «اين ماه (نيسان) براي شما اول ماه ها باشد. اين ماه براي شما اولين ماه از ماههاي سال خواهد بود».(2)
طبق آيه ذكر شده در بالا، ماه هاي عبري با حلول ماه آغاز مي شود و با حلول بعدي (يك دور گردش ماه به گرد زمين) پايان مي يابد. زمان دقيق شروع ماه، وقتي است كه كره ماه بين زمين و خورشيد قرار دارد و در اين حالت قابل ديدن نيست. اين زمان به زبان عبري «مولاد» و به معناي تولد است. فاصله زماني دو مولاد برابر 29 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه و 3:1 1 ثانيه است.
بنابراين يك سال قمري 354 روز و 8 ساعت و 48 دقيقه و 40 ثانيه خواهد بود و از سال شمسي كه حدود 365 روز و 6 ساعت است، 10 روز و 21 ساعت و 11 دقيقه و 20 ثانيه (حدوداً 11 روز) كوتاه تر است و اين موجب تفاوت گردش ماههاي قمري نسبت به سال شمسي مي شود. از سوي ديگر طبق فرمان تورات، عيد پسح همواره بايد در اوايل بهار و سوكوت نيز در اوايل پاييز برگزار شود.(3)
در صورتي كه اگر سال عبري طبق ماههاي قمري شمرده شود، پس از گذشت 9 سال، عيد پسح از اول بهار به آخر پاييز منتقل خواهد شد و اين خلاف فرمان خدا در تورات است. اين اعياد و جشن ها افزون بر يادبود مذهبي و تاريخي جنبه كشاورزي هم دارند. عيد پسح هنگام برداشت جو، شاووعوت وقت تقديم نوبرانه برداشت گندم و سوكوت زمان گردآوري محصولات از كشتزار به انبار است. ايام ويژه توبه يا روش هشانا و كيپور هم بايد در محدوده زماني اوايل پاييز قرار گيرند.
براي تطبيق اين دو موضوع (قمري بودن ماهها و تطابق اعياد و مناسبت ها با سال شمسي) چنين مقرر شد كه هر 2 يا 3 سال يكبار كبيسه اعلام شده و يك ماه به آن افزوده شود (سال 13 ماهه) و به اين ترتيب از چرخش ماهها و مناسبت ها نسبت به سال شمسي جلوگيري مي شود.
اعلام سال كبيسه را در ابتدا مجمع عالي روحانيون يهود به صورت مشورتي انجام مي داد چنانكه شروع ماهها (به ويژه ماه هايي كه اعياد مهم در آنها بود) با ديدن حلول ماه توسط همين مجمع انجام و با ارسال پيك به آگاهي مناطق يهودي نشين رسانده ميشد. علما و دانشمندان يهود براي تنظيم و تثبيت تقويم عبري بسيار كوشيدند و در حدود سال 1410 عبري گونه نهايي و امروزي آن را دانشمندي بنام هيلل دوم تنظيم كرد.
مبناي شمارش گاهنامه عبري آفرينش حضرت آدم در نظر گرفته شده است. طبق گفتار تورات، خدا در شش مرحله، دوره يا شبانه روز، جهان را آفريد و در آخرين مرحله بشر متعقل را پديد آورد. سپس بطور دقيق عمر آدم اول را مي فرمايد و تاريخ جهان (يهود) را با طول عمر نسل هاي پسين حضرت آدم تا حضرت نوح، ابراهيم، موسي و انبياي بعدي بني اسرائيل تا اوايل آبادي معبد دوم بيت هميقداش شرح ميدهد. با محاسبه اين سالها از مبدا مذكور طول تاريخ گاهشمار عبري به 5768 سال (در سال 87ـ1386 هجري شمسي) مي رسد. اين تقويم از دوره هاي 19 ساله تشكيل شده است و علت گزينش اين عدد، آن است كه هر دوره 19 ساله كه 12 سال آن معمولي و 7 سال كبيسه باشد، دقيقا برابر 19 سال شمسي خواهد بود. دوره 19 ساله تنها 1 ساعت و 27 دقيقه از مجموع زمان 19 سال شمسي كمتر خواهد بود كه بشمار نمي آيد كه در نتيجه ماههاي قمري و همه سالها شمسي خواهند بود. با دانستن زمان حلول هر دوره 19 ساله و افزودن 2 روز و 16 ساعت و 33 دقيقه ميتوان به راحتي و با دقت حلول دوره بعدي 19 ساله را حساب كرد. سال هاي كبيسه يا 13 ماهه در هر دوره عبارتند از: سال 3، 6، 8، 11، 14، 17 و 19براي تعيين سال هايي كه كبيسه هستند آن سال را بر 19 تقسيم مي كنيم. اگر مانده، يكي از اعداد، 6، 8، 11، 14، 17 يا 19 باشد، آن سال كبيسه خواهد بود. بطور مثال در تقسيم سال 5760 بر 19، عدد 3 مي ماند كه جزء سال هاي كبيسه است.
ماه هاي عبري در ابتدا اسم مشخصي نداشتند و در تورات و ديگر متون مذهبي و كهن يهود با ذكر شماره (ماه اول، دوم...) نام برده شده اند. بعدها بر اثر حمله بخت النصر به سرزمين مقدس و اسارت يهوديان به بابل با تاثير از فرهنگ بابلي ماههاي عبري نام ويژه خود را يافتند ـ تشري (ايثانيم) 30 = (فروردين 31)، مرحشوان (بول) 30 = (ارديبهشت 31)، كسليو (كسليف) 30 = (خرداد 31)، طبيث (طيبيث) 29 = (تير 31)، شباط (شبط) 29 = (مرداد 31)، آذار (آذر) 29 = (شهريور 31)، نيسان (ابيب) 30 = (مهر 30)، ايار (زيو) 29 = (آبان 30)، سيوان (سيون) 30= (آذر 30)، تموز (تمز) 29 = (دي 30)، آب (اوب) 30= (بهمن 30)، ايلول (ايلل) 29 = (اسفند 30 يا29).
ماه هاي عبري هر سال در محدوده 20 روزه اي نسبت به ماههاي ايراني در نوسان هستند و ترتيب آن با توجه به اين ماهها همانگونه است. چون دوران چرخش ماه بدور زمين سي روز كامل نيست و 29 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه است، نمي توان اول ماه را در بخشي از روز اعلام كرد چنانكه در سفر بميدبار، فصل 11، آيه 20 آمده است و علما از اين آيه نتيجه گرفته اند كه روزها را مي توان براي آغاز ماه برشمرد و ساعتها را نه. از اين رو براي كامل بودن روز، ماه هاي سال قمري را به طور متناوب 29 روزه و 30 روز تعيين كرده اند. با دانستن زمان حلول ماه قبل و افزودن 1 روز و 12 ساعت و 1080 حِلق(4) ميتوان زمان حلول ماه بعد را دريافت و با افزايش اين زمان به حلول ماه بعد و ماه هاي آتي حتي تا پايان جهان را مي توان محاسبه كرد.(5) برابر آيه مذكور، خداوند ماه نيسان را كه خروج بني اسرائيل از مصر در آن رخ داد، اول ماههاي عبري نهاد و ماههاي ديگر نسبت به اين ماه شمرده مي شوند (طبق ترتيب فوق). اما مبدا شمارش سال يا آغاز سال نو (تقويمي) در گاهشمار عبري از ماه تيشري يا هفتمين ماه است. نيز روشن است كه در سال هاي 13 ماهه، ادار دوم به ترتيب ماهها افزوده مي شود و مناسبت هايي كه در ماه ادار قرار دارند (مانند جشن پوريم) در دومين ادار برگزار مي شوند.
در تقويم عبري سه نوع «سال» ازنظر تعداد روزهاي آن وجود دارد. با توجه به اينكه سال قمري، معادل 354 روز و 8 ساعت و 48 دقيقه است، براي آساني در محاسبات، در هر دوره سه نوع سال داريم: ناقص (353 روز)، منظم (354 روز) و كامل (355 روز) طبق نظم خاصي در نظر گرفته مي شوند. در سالهاي كبيسه تعداد روزهاي ماه سيزدهم به اين روزها اضافه مي شود.
يكي از دلايل تنظيم گاهنامه به اين روش آن است كه تا حد امكان سه روز پياپي تعطيل مذهبي واقع نشود زيرا در بيشتر اعياد مذهبي كار براي يك يا دو روز حرام اعلام شده است و قرار داشتن اين ايام بلافاصله پيش يا پس از روز شنبه كه در آن كار كردن منع شرعي دارد، را دشوار مي سازد، از اين رو دستورهاي زير درباره تقويم داده شده است:
1. هرگز عيد پسح از روز دوشنبه، چهارشنبه يا جمعه آغاز نمي شود.
2. هرگز عيد شاووعوت از روز سه شنبه، يا شنبه آغاز نمي شود.
3. هرگز عيد سوكوت و روش هشانا از روز يكشنبه، چهارشنبه يا جمعه آغاز نمي شود.
4. هرگز يوم كيپور در روزهاي يكشنبه، سه شنبه يا جمعه قرار نمي گيرد.
براي آساني در تنظيم تقويم، دانشمندان يهودي مانند هارامبام جداول چند صد ساله يا حتي هزار ساله تقويم عبري را فراهم كرده اند كه با اندك تجربه و دقت در قوانين تقويم هر سال عبري قابل محاسبه است. هم اكنون جدول تقويم عبري تا سال 6000 عبري (حدود 2 قرن آينده) تنظيم شده و آماده است.
اول ماه نو عبري «روش حودش» نام دارد كه در گذشته هاي دور مراسم ويژه اي برگزار مي شد اما امروزه تنها يك نوبت نماز اضافي بنام موساف با متن ويژه هيلل به معناي مدح خداوند و آياتي از تورا خوانده مي شود. برگزاري سوگواري يا روزه در اين روز منع شده است. در مورد ماههايي كه 30 روزه هستند، مراسم ماه نو يا روش حودش 2 روزه برگزار مي شود يعني روز سي ام ماه قديم و روز اول ماه جديد. در يكي از شب هاي بين هفتم تا پايان چهاردهم هر ماه نيز دعايي بنام دعاي ماه نو خوانده مي شود و قدرت خداوند در تنظيم مدارات و گردش اجرام آسماني مانند ماه ستايش مي شوند.
به عقيده علماي يهود هر 28 سال يكبار منظومه شمسي و در مركز آن خورشيد به نقطه و مداري كه در روز آفرينش قرار داشته است، داخل مي شود. آخرين دعاي آفتاب در روز چهارشنبه 14 نيسان سال 5769 عبري (19 فروردين 1388 شمسي) بود و مراسم بعدي در روز چهارشنبه 23 نيسان سال 5797 عبري (20 فروردين 1416 شمسي) برگزار خواهد شد. اعتقاد بر اين است كه زمان گفتن براخا (دعا) تا 1:4 از طول روز مي باشد (حدودا 10 صبح) پس از آن تا ظهر شرعي، مي توان بدون ذكر نام خداوند دعا را خواند. و براخا را بايد در مكاني گفت كه بتوان مستقيما خورشيد را را رويت نمود. تاريخ مراسم شرعي يهود مانند برميتصوا، بت ميتصوا (زمان به تكليف رسيدن پسر و دختر) و سالگرد فوت افراد هم بر پايه تقويم عبري سنجيده مي شوند.
براي تبديل تاريخ عبري به هجري شمسي، در شش ماه اول سال شمسي، رقم 4381 و در نيمه دوم، رقم 4382 از سال عبري كم مي شود. بعنوان مثال: ارديبهشت 5770 با كسر 4381 معادل 1389 شمسي خواهد شد. براي تبديل تقريبي سال عبري به ميلادي بايد 3760 سال را از تاريخ عبري كاست.(6)

 

پاورقی:

1. ابوريحان‌ بيروني‌، الآثار الباقية ‌عن‌القرون ‌الخالية‌، تعليقه پرويز ازكائي، لايپزيگ‌، 1362ش‌، ص‌70.
2. د. جودائيكا، واژه هاي فرهنگ يهود، ج‌5، ستون ‌43.
3. الآثار الباقية ‌عن‌القرون ‌الخالية‌، همان، ص‌70.
4. هر حلق PZN واحد، بزرگتر از ثانيه، کوچکتر از دقيقه و برابر 18 حلق است. از تقسيم 204 حلق بر 18 زماني برابر 11 دقيقه و 6 حلق بدست خواهد آمد. مانده نشان کبيسه بودن يا نبودن سال است. 18÷204 204 = سال مورد نظر 11 = دقيقه 6 = حلق 18÷ 204 = 6 (6 يا مانده = حلق) و (11 يا خارج قسمت = دقيقه)
5. الآثار الباقية ‌عن‌القرون ‌الخالية‌، همان، ص52.
6. برگرفته از: http:::www.7dorim.com:cultures:gahshomar.asp با کمي تصرف.

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات


نام:
ایمیل:
Captcha
* نظر: