گفتگو با مستبصر بهائی:
بهائیان زنا می کنند و برای پاک شدن گناهشان به بیت العدل جریمه می پردازند!
در احکام بهائیان شما اگر پول و ثروت داشته باشید قادر هستید هر کاری دوست دارید انجام دهید و با ثروت خود گناهان خود را پاک کنید و مستقیم وارد بهشت شوید.
جایگاه و فعالیتهای بهائیت در سیرالئون
سیرالئون بیش از یک صدو پنجاه و سه سال مستعمره انگلستان بوده است. در این میان مبلغین بهائی با تبلیغات مسموم خود تلاش نموده اند تا غیرت دینی را در بین مسلمانان از بین ببرند.
فلسفه احکام جنسی بابیت و بهائیت
بسیاری از روابط جنسی‌ای که ادیان الهی نامشروعند، در بابیت و بهائیت آزاد است، چون استفاده از آزادی جنسی یکی از راه‌های جذب این فرقه‌هاست
مسجد صاحب الأمر
مسجد صاحب الأمر تبریز محل مناظره علما با علی محمد باب
ایرج غلامی؛ بهائی جدا شده از فرقه ضاله:
عدم رعایت قوانین حقوق بشر برای بهائیان در ایران، درروغ بزرگ این فرقه است
ایرج غلامی، بهایی جدا شده از این فرقه درگفتگو یی ضمن بیان برخی حقایق پشت پرده این فرقه ضاله گفت: کمیته صیانت به صورت نامحسوس، تمامی بهائیان و ارتباطات و رفتارهایشان را تحت نظر دارد
به کارمندان «من‎وتو» گفتم که شوهر دارم، ولی...! / تصویر سند
«من را تهدید کردند که اگر حرفی بزنم از من فیلم گرفته‎اند و اول آن را نشان شوهرم می‎دهند و بعد هم پخشش می‎کنند. وقتی که این مسأله را شوهرم فهمید بدجوری به هم ریخت.»
هويدا؛ حلقه اتصال بهائيت و دربار
طولي نکشيد که بهائيان به اصلي ترين عوامل رژيم شاه تبديل شدند و از سمت پزشک مخصوص شاه تا معاونت ساواک و وزارت جنگ در اختيار آن ها قرار داشت.
کمپین نه به آزار بهائیان یا کمپین جاسوسان و عوامل صهیونیست علیه ایران!
سران این کمپین با بودجه هایی که صهیونیست ها در اختیار آنها گذاشته اند با ساختن فیلم های مستندِ دروغین در مورد اخبار فرقه ضاله بهاییت سعی در جذب نیرو و تبلیغ فرقه ضاله بهاییت دارد.
نقد افکار و عقاید بهاییت
نقدی به نظریه‌ی تجلی در بهاییت (2)
به نظر می رسد نظریه وحدت مظاهر امر الاهی، نه تنها پشتوانه عقلی و فلسفی ندارد، بلکه از پشتیبانی و تأیید شواهد نقلی و روایی معتبر نیز محروم است و بیشتر بر پاره ای اشعار برخی عارفان وحدت گرا نظیر مولوی استوار شده است.
نقد افکار و عقاید بهاییت
نقدی به نظریه‌ی تجلی در بهاییت (1)
امّا آیاتی از آثار قلم اعلی که در آنها به تصریح یا به تلویح خدا را لایدرک و لایعرف و لایذکر و لایوصف نامیده اند به حدّی است که استشهاد به جمله آنها میسّر نیست.