نویسنده : سيدعلي آقاييچکيده : «حديث» پس از قرآن، دومين منبعِ استنباط احکام فقهي و شريعت اسلامي شناخته مي‌شود. عموم مسلمانان حديث را تنها ابزار دستيابي به سنت نبوي يعني قول، فعل و تقرير پيامبر مي‌دانند. بنابراين، حديث نقشي اساسي در شکل‌گيري سنت اسلامي داشته است تا آنجا که تلقي عام اين است که حديث […]

نویسنده : سيدعلي آقايي

چکيده :

«حديث» پس از قرآن، دومين منبعِ استنباط احکام فقهي و شريعت اسلامي شناخته مي‌شود. عموم مسلمانان حديث را تنها ابزار دستيابي به سنت نبوي يعني قول، فعل و تقرير پيامبر مي‌دانند. بنابراين، حديث نقشي اساسي در شکل‌گيري سنت اسلامي داشته است تا آنجا که تلقي عام اين است که حديث همواره از حجيتي بي‌چون و چرا برخوردار بوده است.
اين مقاله با رويكرد تحليلي به اين موضوع مي پردازد. بررسي تاريخي نشان مي‌دهد که حديث همواره از اين مقبوليت و حجيت گسترده و عام بهره‌مند نبوده است. در آثار اسلامي کهن، مخالفت‌هايي با نقل و ضبط حديث و کاربرد آن به‌عنوان منبع استنباط احکام شرعي گزارش شده است. در سدة نوزدهم و بيستم ميلادي نيز مجدداً مخالفت‌هايي با حديث شکل گرفته است که لزوماً محدود به يک منطقة جغرافيايي خاص نيست.

كليدواژه : اهل قرآن، حديث، سنت، حجيت حديث، قرآن‌بسندگي