نویسنده : محمد حسین مختاری   چکیده :مفهوم آزادي در غرب به دنبال تأثير پذيري از تفکر منحط فمينيسم به معناي رهايي از هر گونه قيد و بند و عدم انکار به هر نوع قاعده و ضابطه اي است. بديهي است چنين برداشتي از «آزادي» در حقيقت گونه اي اسارت و بردگي است؛ يعني قرارگرفتن […]

نویسنده : محمد حسین مختاری  

چکیده :
مفهوم آزادي در غرب به دنبال تأثير پذيري از تفکر منحط فمينيسم به معناي رهايي از هر گونه قيد و بند و عدم انکار به هر نوع قاعده و ضابطه اي است. بديهي است چنين برداشتي از «آزادي» در حقيقت گونه اي اسارت و بردگي است؛ يعني قرارگرفتن در بند بندگي، رقيت شهوات حيواني، خواسته هاي نفساني و گرفتار شدن در تنگناي ظلماني خفه کننده طبيعت و ماديت و محبوس شدن در دايره زندان نفس.
در بينش غربي چنين تفسيري درباره آزادي زن رايج است. به عبارت ديگر، آزادي زن را با آزادي «جنسي» برابر دانسته و براين نکته تأکيد مي ورزد که هر چيزي که مانع آزادي جنسي زن شود آن را تحديد کند و اين حق را از وي سلب نمايد، از نظر آن ها محکوم و قابل خدشه است.
اين مقاله، به طور کوتاه مبادي و مناشي چنين تعريف و قرائني از آزادي زن در غرب، پيامدهاي آن، استفاده هاي ابزاري از زن، وضعيت کنوني زنان در جوامع غربي و بي اساس بودن شعار «آزادي و حقوق زن» در غرب را بررسي کرده است.

کلید واژه : فمینیسم ، جامعه‌پذیری ، آزادی ، فمینیسم رادیکال ، مراقبت ، حق زن ، خانواده