نويسنده: عباس‌ پسنديده‌ چكيده: پيرامون بيعت ديدگاه هاي زيادي مطرح شده كه در يك نگاه، مي توان آن ها را به دو گروه، تقسيم نمود. ديدگاه نخست كه از سوي اهل سنت ارائه شده، معتقد است كه امامت يا حق حاكميت توسط بيعت، انشا مي شود. اين گروه، قائل به دو بييعت «خاصه» و «عامه» […]

نويسنده: عباس‌ پسنديده‌
چكيده:
پيرامون بيعت ديدگاه هاي زيادي مطرح شده كه در يك نگاه، مي توان آن ها را به دو گروه، تقسيم نمود. ديدگاه نخست كه از سوي اهل سنت ارائه شده، معتقد است كه امامت يا حق حاكميت توسط بيعت، انشا مي شود. اين گروه، قائل به دو بييعت «خاصه» و «عامه» مي باشد. البته ميان قدما و روشنفكران اهل سنت درباره ماهيت اين دو بيعت، اختلاف وجود دارد.
قدما الگوي «انعقاد – اطاعت» را قبول داشته و بر اين باورند كه انعقاد امامت به وسيله بيعت اهل حل و عقد، حاصل مي شود و بيعت مردم، بيعت بر اطاعت است، نه انعقاد. اما روشنفكران اهل سنت، الگوي «ترشيح – انعقاد» را ارائه كرده و بر اين باورند كه انعقاد امامت به وسيله بيعت مردم، حاصل مي شود و بيعت خواص، فقط يك توصيه است. البته در ديدگاه اهل سنت، بيعت يكي از راههاي انعقاد امامت است، نه تنها راه.
اما ديدگاه دوم كه مخصوص شيعه است بر اين باور است كه ولايت و حق حاكميت، توسط خداوند متعال جعل مي شود و بيعت مردم در اين زمينه، نقشي ندارد. اين ديدگاه بر اساس مباني خود، قائل به تفكيك مقام ولايت از مقام تولي بوده و حوزه نفوذ و عملكرد بيعت را در قلمرو تولي مي داند، نه مقام ولايت و لذا بيعت در حق حاكميت، نقشي ندارد و فقط به تولي كمك مي كند.
البته در اين ديدگاه و با همين مباني، برخي نظريه «شرط جواز» را ارائه كرده و معتقدند كه هر چند حق حاكميت توسط خداوند جعل مي شود، اما تصدي و تولي امور، متوقف بر بيعت مردم است. در مقابل ديدگاه ديگري وجود دارد كه بيعت را «شرط قدرت» مي داند، نه شرط جواز. بر اساس اين ديدگاه، حق حاكميت و جواز تصدي، توسط خداوند متعال جعل مي گردد، اما تولي و تحقق عيني آن بسته به وجود اقتدار اجتماعي است كه توسط بيعت مردم، حاصل مي شود.
كليدواژه: بيعت، حق حاكميت، بيعت انعقاد، بيعت اطاعت