مفهوم ترمز دستی نماز در عرفان حلقه!!

ادیان نیوز/ نویسنده: محمد رضا انهاری
بسم الله الرحمن الرحیم
در فرقه ی حلقه معتقد هستند که چون نماز ما از کیفیت برخوردار نیست و چون از مرکزیت حلقه (قطب حلقه : محمد علی طاهری) لایه محفاظی در مقابل رسوخ موجودات غیر ارگانیک نگرفته ایم پس نماز نمی خوانیم و ترمز دستی نماز را می کشیم تا این حالت برای ما پیش بیاید!
گفتنی است نماز مرسوم در دین اسلام برای طرفداران حلقه امری منسوخ می باشد و باید در صلات وصل بود صلات را اقامه نمود نه اینکه خواند! پس نماز خواندن در عرفان حلقه معنی ای ندارد و بقول طاهری ترمز دستی نماز را باید بکشید!!!
نماز یکی از اصلی ترین و مهم ترین ارکان عبادی در دین اسلام به شمار می آید و در قرآن کریم از آن به صراحت به عنوان عبادت جوارحی بحث می شود و بارها افعال آن از قبیل سجده، رکوع و… و همچنین مقدمات آن از قبیل نحوه وضو گرفتن (۱) در قرآن مطرح شده است و حضرات معصومین به خواندن با توجه و با حضور قلب آن تأکید فراوانی داشته اند و در افعال(۲) خود چه در خلوت و جلوت دائماً نماز را اقامه می کردند و نحوه انجام آن را به صورت دستورات عملی و مسائل فقهی به مردم بیان می فرمودند تا جایی که در روایات فقهی بیش از هزار مسئله در باب احکام نماز مطرح شده که این خود به افعالی بودن نماز جلوه خاصی می دهد. با توجه به این مهم، در عرفان حلقه نگاه جدیدی به این موضوع نموده و باب جدیدی را در نگرش خود نسبت به نماز بازکرده و راه رسیدن به خدا را تنها در خواندن نماز نمی داند و خواندن نماز را کاری بیهوده و چه بسا موجب دوری قلبی انسان از خدا می داند چرا که فرد نماز خوان فقط به ظاهر نماز رسیده و کاری به کیفیت ندارند پس این نماز نه دارای خاصیتی است که انسان را به کمال برساند و نه بوسیله خواندن توفیقی حاصلش می شود! لذا از جمله مباحثی که در عرفان حلقه (کیهانی) مطرح می گردد نحوه برخورد با نماز است و اینکه آیا نماز خواندنی است یا نه! به همین جهت در این مقال سعی در بررسی این دیدگاه شده و به آسیب شناسی این نظریه خواهیم پرداخت چرا که رسوخ نمودن این دیدگاه به نحوی که فرد را از خواندن نماز دور نماید بسیار خطرناک و نه تنها انسان را به خدای متعال نزدیک نمی نماید بلکه وی را به مرز ارتداد می کشاند تا جایی که از رسول خدا به کررات نقل گردیده که ترک کننده نماز بی دین و مرتد است وهرکس نماز نخواند تمام اعمالش باطل می گردد!و همچنین فردی ملعون در تمام ادیان می باشد:
قال رسول الله – صلى الله علیه وآله -: تَارکُ الصّلاهِ مَلعونٌ فِى التُوراه مَلعونٌ فِى الانجِیلِ مَلعونٌ فِى الزّبورِ مَلعونٌ فِى القُرآنِ مَلعونُ فى لِسان جِبرئیل مَلعونٌ فِى لِسانِ مِیکائیل مَلعون فِى لسانِ اسرافیلِ مَلعونٌ فِى لِسانِ مُحمد ؛ ترک کننده نماز در تورات و انجیل و زبور و قرآن مورد لعنت قرار گرفته و به زبان جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و محمد (ص ) ملعون است . (۳)
قال رسول الله صلى الله علیه وآله : مَن تَرَک صَلاتَه مُتَعَمِّداً فَقَد هَدَمَ دِینَهُ ؛ کسى که عملا نمازش را ترک کند، به تحقیق که دینش را منهدم کرده است . (۴)
قال رسول الله – صلى الله علیه وآله -:مَن تَرَکَ صَلَاتَهُ حَتّى تَفُوته مِن غَیرِ عُذرٍ فَقَد حَبِطَ عَمَلُه ؛ کسى که نمازش را بدون عذر ترک کند (نخواند) تا وقت آن بگذرد، تمامی عمل او نابود شده است (۵). 
مفهوم نماز خواندن در عرفان حلقه
در عرفان حلقه بر این باورند که؛ نماز خواندنی نیست بلکه اقامه کردنی است به طوری که در قرآن می فرماید: اَقیمُوا الصَّلاه : نماز را به پا دارید و نفرمود إقرئوا الصلاه : نماز را بخوانید! چون نماز حقیقتی است بر پا کردنی نه خواندنی! و انسان باید دائم الوصل باشد و باید از خواندن عبور کرد و به وصل شدن رسید و کسی که وصل شود دیگر نیاز به اعمال جوارحی آن ندارد.
طاهری در آثار برای تفاوت قائل شدن میان اقامه نمودن نماز و خواندن آن می گوید: الصلوه را اتصالی یافتم بین خود و او که می خواهم مقیم آن باشم و با آن ساکن سر کوی او شوم؛ می خواهم مقیم اتصالش باشم تا حضورش را در یابم. الصلوه اتصال با اوست و اتصال برقرار کردنی است، نه خواندنی و اتصال مقیم می خواهد؛ پس با خواندن آغاز کردم تا به مقیم شدن برسم(۶)
در پاسخ باید گفت که خداوند متعال در این نوع تعبیر از قرآن کریم اشاره به اهمیت زنده نگه داشتن و احیا نمودن نماز دارد و عمداً نمی فرماید نماز بخوانید، بلکه مى‏گوید: أَقِیمُوا الصَّلاهَ (نماز را بپا دارید) یعنى فقط خودتان نمازخوان نباشید بلکه چنان کنید که آئین نماز در جامعه انسانى بر پا شود، و مردم با عشق و علاقه به سوى آن بیایند و آن مستلزم تاثیر عملی نماز در احوالات انسان می باشد و از منظر اسلام نماز باید به گونه ای شود که انسان ساز باشد و حتی بعضى از مفسران گفته‏اند تعبیر به ” أقیموا ” اشاره به این است که نماز شما تنها اذکار و اوراد نباشد بلکه آن را بطور کامل بپا دارید که مهمترین رکن آن توجه قلبى و حضور دل در پیشگاه خدا و تاثیر نماز در روح و جان آدمى است لذا با این تعبیر ایرادی به فهم جایگاه ظاهری نماز نزده و با تبیین آن از طریق حضرات معصومین دیگر جایی برای بحث از مراد خاص این آیه نمی گذارد .
همچنین ایشان مکرراً اشاره به این دو بیتی بابا طاهر نموده که :
                       خوشا آنان که دائم در نمازند                     بهشت جاودان بازارشان بی(۷)
و بنابه گفته شرکت کنندگان در کلاس های عرفان حلقه ایشان پس از خواندن این شعر در کلاس خود، به سرعت خم و راست شده به عنوان سوال می پرسد آیا ممکن است که کسی همیشه دولّا راست شود؟ یعنی با خواندن دائم الوصل باشد؟
غافل از اینکه که مراد بابا طاهر از این شعر این است که انسان بایستی در مقام بندگی و عبودیت خود به جایی برسد که دائما در حال نماز و ارتباط قلبی و حضور قلب باشد یعنی دائم الذکر باشد چرا که در قرآن از نماز اشاره به ذکر شده است(۸) و همیشه معبود خود را در همه حالات عبادت کند ، اینگونه است که با خضوع و خشوع ربّ الارباب خود لحظه ای از یاد او غافل نمی گردد و بجای معامله با دنیای دنی مشغول خرید بهشت جاودان می باشند.
نماز خواندن در دین اسلام
باید دانست که اینگونه نیست که در دین اسلام در باب عبادات اشاره ای به کیفیت نشده است و فقط از مسلمانان خم و راست شدن و انجام صورت فقهی را می خواهد تا تکلیف از گردن مکلّف ساقط گردد، بلکه اساس دین اسلام بر پایه محبت و عشق بنا شده و عبادت بی کیفیت را قبول ندارد و اجر و مقامی بر آن مترتب نیست و فقط او را از عقاب عدم انجام تکلیف باز می دارد و یا اگر اجری داشته باشد، بسیار ناچیز است و در روایتی از حضرت رسول اکرم نقل شده است که می فرماید تنها آن مقدار از نماز مقبول از که در ان حضور قلب باشد با این اوصاف ایشان ما را ترغیب به توجه بیشتر و کیفیت بیشتر در نماز می کنند.
و نیز در ادامه مطالبشان به طرزی موهن و کنایه آمیزی نمازگزاران را در حال تکبیر گفتن تشبیه به مگسی که دست بر سر می کشد می گوید : 
                دعوی عشق ز هر بولهوسی می آید              دست بر سر زدن از هرمگسی می آید!(۹)
طاهری نماز خواندن بدون برقرار نمودن اتصال(۱۰) را کاملا بیهوده می داند و از طرفی نیز می گوید اگر ما نماز بخوانیم و به وظایف دیگرمان نرسیم این نماز نیست که ما می خوانیم و کاری لغوی و بیهوده است غافل از اینکه پیامبر اکرم فرمود انّ الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر همانا نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد و همین نماز است که با مداومت به آن انسان را از پستی ها دور می کند! وی می گوید: پس به کوچه و خیابان برویم و اگر گدایی مشاهده کردیم، به خود بیائیم که وای بر نمازگزاران، جامعه ای که در آن گدا و درمانده و گرسنه باشد، الصلوه نماز گزارانش، تشریفاتی بیش نیست و تا مقیم شدن بر سر کوی یار، فاصله بسیار است. (۱۱)
در هر صورت تلاش ایشان این است که اینگونه نماز خواندن را در چشم مریدان خود به نوعی زیر سؤال ببرد و به طور کلّی پیش فرض های ایشان، ظاهری صحیح و مقبول دارد اما نتیجه گیری غلط ایشان مخاطب را به خطا می اندازد و فرد با قبول اینکه این نمازهای ما صوری و ظاهری بوده پس ارزشی نداشته، وی را در انجام دادن آن سست و بی اراده می نماید.
شایان ذکر است که ایشان در ترم دوم کلاس های عرفان حلقه به تمام اعضاء می گوید: اگر نمازتان از سر عشق و عاشقی و معرفت نیست بهتر است تا مدتی نخوانید و مقیم کوی دوست بمانید و به اصطلاح ترمز دستی نماز را بکشید! بلکه بگذارید تا عاشق شوید و بعد نماز بخوانید تا در ترم هشت مفصلا به آن بپردازیم چرا که نماز بدون عشق نماز نمی باشد و خم و راست شدنی بیش نیست پس بهتر که خوانده نشود چون از سر عشق و کیفیت نیست آنهایی هم که این ترمز دستی را نمی کشند هنوز توجیه نشده اند چرا که وقتی هوشمندی ترمزدستی را می کشاند بر سرعبادات ما یکی از دلایلش این است که ما رسم بجا نمی آوریم بلکه درک است که بجا می آوریم، این رسم که یک کار مکانیکی و خم و راست شدن است نیست، معرفت است که نسبت به هر موضوعی برای ما در اولویت قرار دارد.(۱۲)
علاوه بر آنکه ایشان در ترم دوم نماز خواندن را کاری مکانیکی عنوان می کند در ترم هشت با این فرضیه مواجه می شویم که طاهری معتقد است انسان نمی تواند عاشق خدا بشود(۱۳) پس نتیجه خواهیم گرفت که طاهری معتقد است هیچ وقت نمی توان نماز عاشقانه ای خواند پس در نتیجه نماز خواندن در عرفان حلقه دارای هدفی مشخص نمی باشد .
بلی در معارف دینی ما اشاره و تاکید بسیاری به به بالا بردن کیفیت عبادات و نیات شده تا جایی که فرموده اند همانا اعمال به نیاتشان است که مقبول می شود چه بسا کاری با مشقت ولی نیت ناسالم هم باشد آن عبادت قبول نیست حال سؤال اینست آیا در غیر این صورت باید صورت مسئله را پاک نمود و اینچنین وانمود که چون نماز بی کیفیت است پس نخواندنش بهتر از خواندنش است؟ آیا در دینی که تاکید شده است اگر شخصی بیمار است نشسته بخواند اگر نمیتواند در حال خوابیده بخواند اگر در حال غرق شدنست نماز غریق(۱۴) را با اشاره بخواند، دین اسلام همچنین مجوزی به مروّجین عرفان حلقه می دهد که اگر شخصی در نماز حال معنوی ندارد یا عاشق نیست پس نماز را ترک کند و یا می تواند برای مدتی آنرا ترک کند؟ و هر زمان عاشق شد بخواند؟ در جواب باید گفت در دین اسلام همچنین مجوزی به هیچ عنوان صادر نگردیده مگر برای دیوانه ای که عقل ندارد چرا که تکلیفی بر آن شخص معیّن نمی باشد ! و تکلیف علی ما لایطاق(۱۵) محال است(۱۶) و صحیح نمی باشد! پس این گونه برداشت از دین کاملا غلط می باشد.
آنچه که باید بدان معتقد بود و وظیفه ما انسان ها می باشد اینست که بایستی با تلاش و برنامه ریزی عبادات خود را به کیفیت برسانیم، نه اینکه ابتدا به کیفیت برسیم بعد سراغ نماز را گرفته تا آن را با خود همراه کنیم و آنرا به کیفیت برسانیم مانند شخصی که در رانندگی مهارت ندارد لذا آنرا رها می کند تا به مهارت برسد! در صورتی که آنقدر باید خود را در این زمینه به مشقت بیاندازد تا مهارت کافی در آن پیدا کند لذا باید تمام سعی خود را کرد تا در مسیر عاشقی هر آنچه را که معشوق و معبود واقعی از ما می خواهد با تمام وجود انجام دهیم نه آنکه هر آنچه خود می پسندیم عمل کنیم و آنچه را که نمی پسندیم ولذت نمی بریم کنار بگذاریم و رها کنیم!
اگر طبق گفته ایشان نماز خواندنی نیست و همانطور که در کتاب چند مقاله مطرح نموده اند که: الصلوه اتصال با اوست و اتصال برقرار کردنی است، نه خواندنی واتصال مقیم می خواهد. پس در جواب باید به تاریخ اسلام پاسخگو باشند که چطور حضرت رسول اکرم با آن مقام ملکوتی تا اواخر عمر شریفشان نماز را در مسجد اقامه می کردند و حضرت امیرمؤمنان که غایت یک انسان کامل(۱۷) می باشند را در محراب عبادت در میان نماز صبح شهید نموده اند به طوری که حتی نویسنده مسیحی جبران خلیل جبران بیان می دارد که علی را کشتند در حالی که نماز در بین دو لب مبارکش بود(۱۸) و صلات حرب امام حسین علیه السلام، در روز عاشورا در صحرای کربلا نمونه های بارزی است که کتمان آن بمانند کتمان حقیقت و واقعیتی بزرگ است و گوئی نماز با وجود اسلام ممزوج شده و بیان می دارند که نماز ستون و عمود دین است.
حال اگر ما در کیفیت انجام آن مشکل داریم ویا در صحت اعمال دیگرمان مشکلی هست به هیچ عنوان مجوّزی برای ترک نداریم و تاکید اسلام برای عبودیت واقعی، همان کیفیتی است که در کنار آن انجام افعال و اعمال جوارحی شرط می باشد، علامه طباطبایى در این باره گفته است: 
«این که از بعضى شنیده شده است که مى‏گویند: تکلیف سالک پس از وصول به مقامات عالیه و وصول به فیوضات ربانیه، ساقط مى‏گردد؛ سخنى است کذب و افترایى است بس عظیم؛ زیرا رسول اکرم (‏صلى الله علیه و آله) با این که اشرف موجودات و اکمل خلایق بودند، با این حال، تا آخرین درجات حیات، تابع و ملازم احکام الهیه بودند. بنابراین، سقوط تکلیف به این معنى، دروغ و بهتان است».
و ابن عربى نیز مى‏گوید: 
«هر که از شریعت فاصله بگیرد، اگر تا آسمان هفتم بالا رفته باشد، به چیزى از حقیقت، دست نخواهد یافت… چرا که حقیقت، عین شریعت است. شریعت، مانند جسم و روح است که جسمش، احکام است و روحش، حقیقت». (۱۹)
و حتی در کتاب عرفان کیهانی به صراحت مطرح می نماید که انسان به مقامی میرسد که دیگر نیاز به قبله ندارد و همه جا قبلهِ اوست و آن زمانی است که: درک حضور یار و رسیدن به مقام بی قبلگی (اینما تولو فثمّ وجه الله) است(۲۰) و به راحتی حتی انسان عارف را بدون قبله جلوه می دهند و از آیات و روایات استفاده ابزاری می کند، هر چند که مراد از این آیه این است که خداوند دارای جهت نمی باشد و چرا که تعریف مکان برای خداوند محدود نمودن او می باشد لذا قرار داد کعبه بجهت ایجاد اتحاد مسلمین در خصوص هماهنگی و اتحاد می باشد. وهمچنین در بحث روایی تفسیر المیزان اشاره به این موضوع دارد که در تفسیر عیاشی از امام باقر علیه السلام نقل گردیده که خداى تعالى این آیه را در خصوص نمازهاى مستحبى نازل کرد، چون در نمازهاى مستحبى لازم نیست حتما بسوى کعبه خوانده شود، مى‏فرماید: بهر طرف بخوانى رو بخدا خوانده‏اى، هم چنان که رسول خدا وقتى بطرف خیبر حرکت کرد، بر بالاى مرکب خود نماز مستحبى مى‏خواند، مرکبش بهر طرف مى‏رفت، آن جناب با چشم بسوى کعبه اشاره مى‏فرمود، و همچنین وقتى از سفر مکه به مدینه بر مى‏گشت و کعبه پشت سرش قرار گرفته بود.(۲۱)
در ادامه اشاره به روایاتی می کنیم که اشاره به مذمت ترک نماز دارد:
نتیجه کمک به تارک نماز 
قال رسول الله – صلى الله علیه وآله -: من اعان تارک الصلوه بلقمه او کسوه فکانما قتل سبعین نبیا اولهم ادم و اخرهم محمد ؛ کسى که ترک کننده نماز را به دادن طعامى یا لباسى یارى کند، مثل این است که هفتاد پیغبر را کشته ، که اول آنها آدم ، و آخر آن ها محمد (ص) است . (۲۲)
دین و بى نمازى 
قال رسول الله – صلى الله علیه وآله – :اما الصلاه، فلا خیر فى دین لا صلاه فیه ؛ دینى که در او نماز نباشد، فایده و خیرى ندارد(خیرى در آن نیست). (۲۳)
راه ترک نماز 
قال رسول الله – صلى الله علیه وآله -:ما بین المسلم و بین ان یکفر الا ان یترک الصلاه الفریضه متعمدا او یتهاون بها فلا یصلیها؛ فاصله بین مسلمان و بین کفرش چیزى جز ترک نماز واجب نیست که یا عمدا ترک نماید و اصلا قبول نداشته باشد و یا از بى اعتنایى نماز نخواند.(۲۴)
در عرفان حلقه هدف وسیله را توجیه می کند!
دلیل زیر بنایی طاهری برای نماز نخواندن اینست که ایشان معتقد است: هر وسیله ای تاریخ انقضای مصرف دارد و اگر هدف را بجای وسیله در نظر بگیریم پایه های زندگی خود را روی آب بنا کرده ایم و هر لحظه ممکن است که این پایه ها فرو بریزد(۲۵) لذا بایستی از راحت ترین و سبکترین و سهل الوصول ترین وسیله برای طی طریق استفاده نمود و در کتاب بینش انسان خود مثال دو نوع کوهنوردی را می زند که یکی با خود بار بسیار و منقل و هندوانه و ضبط صوت بزرگ می برد و یکی کفش های سبک و وسایل مختصر و کم جا و کم حجم می برد و از اول مشخص است که چه کسی قله را فتح می کند و از این تمثیل برای درگیر شدن با اعمال عبادی استفاده می کند تا بیان نماید که کارهای سنگین و نماز خواندن و ماندن در این گونه قیود انسان را از اصل حرکت باز می دارد! (۲۶) و نیز بیان می دارد که: «بسیاری ازمردم تصورمی کنند که هدف دین، وادارکردن انسان به پرستش خداوند است.
آن ها ازاین حقیقت غافلندکه هدف ادیان، نشان دادن مسیروجهت حرکت به منظور نزدیکی به اوست.»(۲۷) لذا با این نوع تفکر نماز خواندن را کاری زمینی و مکانیکی و در بند قید و بند می شناساند و معتقد است باید بینش خود را عوض کرد غافل از اینکه که این خود نقض سنت الهی(۲۸) و ترک واجبات عملی از دیدگاه شریعت اسلامی است، چرا که هیچ گاه نماز جایگاه خود را از دست نداده و نخواهد داد و در باره اینگونه افراد خداوند در قرآن فرمود: وَ إِذا نادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ ترجمه :و چون به نماز فرا خوانید آن را به مسخره و بازیچه مى‏گیرند، آن بدین علت است که آنان گروهى هستند که نمى اندیشند(۲۹)
غرض اینکه ایشان سعی دارد طریقت خود را جدای از شریعت نشان ندهد(۳۰) و لکین برای رسیدن به هدف و اهمیت کیفیت، وسایل اصلی و ثابت این راه را که از اصلی ترین مسلمات دین است نادیده می گیرد.
کاشانی در اصطلاحات الصوفیه در لزوم آراستن به دستورات شریعت می گوید: 
« آن کس که حال و طریقت خود را با شریعت حفظ ننماید، حال او فاسد و راه و روش و طریقت او هوی و هوس خواهد بود وو هر کس که برای رسیدن به حقیقت به طریقت متوسل نشود، حقیقت او تباه می­شود و منجر به کفر و زندقه خواهد بود»(۳۱)
—————————————–
(۱) (مائده/۶)
(۲) دلیل تاکید به اینکه نماز عملیست جوارحی و افعالی اینست که در عرفان کیهانی شرط وصل بودن را ملاک نماز می دانند و نماز را کاری آسمانی و قلبی می دانند نه افعالی و جوارحی که در ادامه توضیح آن خواهد آمد.
(۳) انوار الهدایه ، ص ۱۹۷، الحکم الزاهره ، ص ۲۹۴
(۴) بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۲. میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۴۰۲
(۵) بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۳. میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۴۰۳
(۶)چند مقاله/تاملی درباره الصلوه ص ۲۱
(۷)دو بیتی های بابا طاهز عریان شماره ۳۱۳
(۸) اقم الصلات لذکری: نماز را براى یاد و ذکر من بپادار (طه/۱۴)
(۹) غزلیات صائب قسمت پنجم ۴۳۴
(۱۰)مراد از اتصال در عرفان حلقه اتصال به حلقه های متعدد شبکه شعور کیهانی می باشد ر.ج انسان از منظری دیگر ص ۳۸
(۱۱)چند مقاله ص ۲۴
(۱۲)ر.ج فایل صوتی طاهری ترم دوم عرفان کیهانی 
(۱۳) کتاب عرفان کیهانی ص ۱۲۸
(۱۴) شخص غرق شده
(۱۵)تکلیف نمودن بر شخصی که طاقت عملی و مقامی آن را ندارد محال است
(۱۶) تکلیف علی ما یطاق محال است یعنی خداوند متعال از کسی که توانایی واقعی انجام تکلیف را ندارد محال است که او را مکلف گرداند مانند شخص دیوانه و کودک که عقلی ندارد تا تکلیف بر او بار شود.
(۱۷) چند مقاله/بااولیای الهی ۸۱
(۱۸) والصلات بین الشفتین
(۱۹)ابن عربی، فصوص، ج ۱، ص ۳۵
(۲۰)عرفان کیهانی/۱۳۶
(۲۱)ترجمه تفسیر المیزان ج ۱ ص ۳۹۲
(۲۲) لئالى الاخبار، ص ۳۹۵
(۲۳)سیره ابن هشام ، ج ۳ – ۴، ص ۵۰۴ 
(۲۴)بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۱۶. میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۴۰۲
(۲۵)بینش انسان طاهری محمد علی ص ۳۵
(۲۶) همان ص ۳۶
(۲۷)کتاب انسان ومعرفت، مقاله عرفان وشریعت وسایت عرفان کیهانی ص۲
(۲۸)فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْویلاً (فاطر/۴۳) هرگز براى سنّت خدا تبدیل نخواهى یافت، و هرگز براى سنّت الهى تغییرى نمى‏یابى
(۲۹)مائده آیه ۵۸ 
(۳۰) کتاب انسان ومعرفت، مقاله عرفان وشریعت، ص ۳۴
(۳۱) اصطلاحات الصوفیه، کاشانی ص ۱۱۶ و جامع الاسرار سید حیدر آملی ص ۲۵۳
شاید دوست داشته باشید