چرا پیامبر(ص) رفتارهای زشت دیگران را با برخورد خوب پاسخ می داد؟

به گزارش ادیان نیوز، حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی جوادی آملی در گفت و گو یی درباره اخلاق از نگاه پیامبر(ص) سخن گفته است. خلاصه سخنان وی را در ادامه می‌خوانید.
تعالی بخشیدن به اخلاق فردی و اجتماعی
* اخلاق به عنوان یکی از شئون اساسی و زیرساختی انسان به شمار می رود؛ به این معنا که شئونات رفتاری، کرداری و گفتاری انسان مبتنی بر اخلاق شکل می گیرد. بر این اساس اخلاق یک بنیان اساسی و در حقیقت جلوه های فردی و اجتماعی برگرفته از آن بنیان است. به همین دلیل، بحث اولویت اخلاق فردی یا اخلاق اجتماعی یک بحث تبعی است و اصل اخلاق است که در نگاه دین به عنوان اصل و اساس شناخته شده است. اصل اخلاق عبارت از ملکات نفسانی، فضایل انسانی و دور داشتن نفس از رذایل و خبائث نفسانی است. بر این اساس اگر نگاه دین در سطح اخلاق به عنوان یک جریان اصیل و زیرساختی در نظر گرفته شود، موارد فردی و اجتماعی یک بحث روبنایی به شمار خواهد رفت.
* اگر جامعه به این اصل اساسی و بنیانی در حوزه تفکر انسان و دین توجه کند و با طرد رذایل اخلاقی، واقعا فضایل نفسانی را جایگزین کند، آنگاه براساس یک تدبیر درست و شایسته، آن اخلاق را در حیات فردی یا اجتماعی به نمایش می گذارد و به آن عمل می کند. در نتیجه اخلاق فردی و اجتماعی، اموری در عرض همدیگر نیستند، بلکه دو جلوه از یک حقیقت و واقعیت هستند؛ اگر آن حقیقت وجود داشته باشد، اخلاق فردی و اجتماعی نیز هر دو حضور دارند و اگر وجود نداشته باشد، هیچ کدام از آنها در صحنه نخواهند بود. دین به آن نقطه اساسی که شکل گیری ملکات نفسانی و فضایل انسانی است، به نام اخلاق اشاره می کند.
اخلاق فردی مطلوب در نگاه پیامبر(ص)
* نگاه پیامبر(ص) به اصل اخلاق است. این اخلاق گاهی اوقات در سطح مباحث فردی و نفسانی انسانی یعنی در خصوص مسایل شخصی او و گاهی نیز در سطح اجتماع شکل می گیرد. به طور مثال اینکه انسان، منظم و مرتب و با خود، صادق باشد، دورو نباشد و با خود، منافق گونه برخورد نکند، از جمله موارد مرتبط با اخلاق فردی هستند. در عین حالی که ملکات نفسانی، متعدد هستند، برخی از آنها ملکات اساسی تر و پایدارتری به شمار می روند و به عنوان رئوس اخلاق شناخته می شوند. از جمله آنها مساله خودپسندی، عُجب، تکبر و غرور است که همه آنها در یک فضای اخلاقی تصویر می شوند. این موارد ریشه بسیاری از مسایل سوء اخلاق خواهند بود. همانطور که اگر انسان به تواضع، فروتنی، بردباری، حلم و نظایر آن هم توجه کند، این هم به عنوان اصل دیگری است که بسیاری از رفتار و گفتار و کردار انسانی هم مبتنی بر آنها خواهد بود.
* برخی از جلوه ها در حوزه ذایل اخلاقی مثل تکبر، حسد، خودبینی و عُجب در منطق اخلاق به عنوان اصول رذایل اخلاقی شناخته می شوند، همانطور که در جنبه فضایل اخلاقی هم بحث عدالت، حکمت و شجاعت را هم در کتاب هایی مانند «جامع السعادات» یا «معراج السعاده» با عنوان اصول اخلاقی می شناسند. اگر جامعه به آن اصول اخلاقی که ریشه در نوع جلوه های اخلاقی دارد، توجه کنند و بتوانند آنها را در هستی خود راه دهند، می توانند در بسیاری از مسایلی که در حوزه عمل، رفتار و گفتار پیش می آید، مصونیت پیدا کنند.
یک ویژگی اخلاقی در پیامبر(ص) برای به دست آوردن دل مردم
* یکی از عمده ترین مسایل در این باب، بحث محبت و دوستی است که مبنای آن، دوستی به عنوان «حب الله» یا «حب فی الله» است. حب الله به معنای این است که انسان، خدا را دوست دارد و حب فی الله یعنی انسان برای رضای الهی نسبت به دیگران محبت می کند و دوستی و علاقه نشان می دهد. اگر حب فی الله در جامعه ما شکل بگیرد، بسیاری از مسایلی که گاهی اوقات انسان احساس می کند برای او سخت است و او را دچار مشکلات می کند، با آن حب فی الله ترمیم می شود. خدای عالم هم از انبیای الهی این را خواسته که است برای رضایت من و تحصیل رضایت من چه کاری را انجام داده اید.
* دو جریان اساسی وجود دارد؛ الحب فی الله و البغض فی الله که این دو تمامی فعالیت های انسانی را تحت پوشش خود قرار می دهد. بر این اساس حتی اگر انسان به دیگری نیکی کند و از وی بدی ببیند، هیچ نگران نیست چراکه در منظر الهی و برای تحصیل رضایت خدا این کار را انجام داده است. انبیاء الهی و به ویژه شخص رسول گرامی اسلام هیچ نگران نمی شده اند، حتی اگر دیگران بدی می کردند، زیرا چارچوب همه فعالیت ها، دانش ها و اعمال او را در منظر خدا بودن و حب فی الله و بغض فی الله تشکیل می داده است. همانطور که خدای عالم در قرآن به او فرموده است که «ادفع بالتی هی احسن» که بدی را با بهترین وجه پاسخ بده، حتی اگر با پیغمبر(ص) با سوءخلق و سوء رفتار برخورد می کردند، پیامبر گرامی براساس مکارم اخلاق و برای رضای خدا و حب فی الله با نیکی پاسخ می داد.
ویژگی های شهروند و جامعه متخلق به مکارم اخلاق
* یک شهروند، یک سلسله حقوق و یک سلسله تکالیف دارد که اگر این تکالیف را خوب و به درستی انجام دهد، حقوق وی نیز تامین خواهد شد. تکالیف شهروندی بسیار مهم است و باعث قوام یک جامعه می شود. در صورتی که افراد یک شهر یا یک کشور به لحاظ اندیشه، تعقل و به لحاظ عمل، اعتدال داشته باشند، این امکانپذیر است. جامعه ای که از حد عقل تجاوز کند یا از حد عدل تعدی کند، به تکالیف شهروندی خود عمل نکرده است و طبعا یک جامعه پراکنده و متشتت خواهد بود و حقوقی که برای آن هست، مترتب نخواهد شد. آنچه پیامبر گرامی از انسان ها خواسته است، در قرآن نیز با خطاب های متعدد «یا ایها الذین آمنوا» بیان شده است. برخی از این گونه آیات، ناظر بر مباحث عبادی و تعداد قابل توجهی نیز ناظر بر مسایل فرهنگی و اجتماعی است. به طور مثال اینکه حتی ادب گفت وگو را به ویژه در گفت وگوی با پیغمبر رعایت کنند، قول لیّن و آرام و قول سدید و استوار داشته باشند، بدگویی و عیب جویی نکنند و موارد دیگر. اینها از مسایلی است که از تکالیف شهروندی محسوب می شود و زمینه را برای استیفای حقوق شهروندی فراهم می کند.
* آنچه که امروز به عنوان یک جامعه یا امت وسط و شاهد از جامعه شیعی انتظار دارند، عقلانیت و اعتدال است. عقلانیت در بخش اندیشه و اعتدال در بخش عمل و اخلاق و متاسفانه آنچه امروز کمتر شاهد آن هستیم، این دو امر اساسی است. با توجه به اینکه جامعه ما در حال راه یافتن به جامعه جهانی و ارتباط با آن است، باید سرآمد این امر بود. باید به عنوان امت وسط و شاهد شناخته شویم و این زمانی امکانپذیر است که بتوان دو بعد عقلانیت و اعتدال را حاکم کرد. به این معنا که انسان هم از افراط و تفریط پرهیز کند و هم از آنچه امروزه به عنوان گردش های راست گونه یا چپ گونه شناخته می شود که این صرفا با تدبیر و درایت امکانپذیر است.
منبع: شفقنا