به گزارش ادیان نیوز، حضرت آیت‌الله جوادی آملی در سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 12 تا 15 سوره «شوری» روز شنبه 9 خرداد، بیان کرد: نکته مهمی که در این آیات به آن اشاره شده است اقامه دین با حفظ وحدت است یعنی همه جمع بشوند با هم دین را اقامه کنند […]

به گزارش ادیان نیوز، حضرت آیت‌الله جوادی آملی در سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات
12 تا 15 سوره «شوری» روز شنبه 9 خرداد، بیان کرد: نکته مهمی که در این
آیات به آن اشاره شده است اقامه دین با حفظ وحدت است یعنی همه جمع بشوند با
هم دین را اقامه کنند دینی که قائم نباشد قیم دیگری نیست این در حالی است
که دین را خداوند قیم مردم قرار داد. مردم تا زمانی که قائم به قسط و قائم
به عقل و علم نباشند نمی‌توانند دین را اقامه کنند. بنابراین برای اقامه
ستون دین هم علم لازم است هم قیام به علم، هم عقل لازم است هم قیام به عقل،
هم عدل لازم است هم قیام به عدل. اگر کسی قائم به اینها بود توان این را
دارد که دین را اقامه کند. کسانی که اقامه نکردند دو گروه هستند برخی ها در
اثر ضعف و مانند آن در حفظ دین و مانند آن غفلت کردند و برخی نیز اختلاف
دارند و دین جدیدی می‌تراشند و نحله خاصی دارند، برخی تخالف، برخی تفرق و
برخی تناقض دارند.

وی ادامه داد: در این آیات سوره شوری خداوند به تفرق یاد کرده است و
فرموده است « وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ» و سپس فرمود: «وَمَا تَفَرَّقُوا
إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ؛ امّت هاى
پيامبران هنگامى پراكنده شدند و به اختلافات دينى روى آوردند كه علم
برايشان حاصل شده بود و حق را شناخته بودند.» آنها سعی کردند که یا دین را
نفی کردند یا نحله جدید بسازند و به عبارت دیگر یا کافرانه با دین برخورد
کنند یا منافقانه. حقیقت این مطلب این است که قبول دین برای آنها سخت بود
«كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ» چرا که بر
اساس آنچه در سوره «ص» بیان شده است قبول و نکول آنها به قبول و نکول
نیاکان‌شان بود «مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الآخِرَةِ» از همین
رو بود که آنها دعوت پیامبران را عجیب می‌دانستند « إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ
عُجَابٌ».

این مفسر قرآن کریم عنوان کرد: مشیت الهی حکیمانه است، گاهی در یک بخش
از یک جهت از مشیت الهی سخن به میان می‌آید مانند آنچه در همین سوره شوری و
در آیه 13 بیان شده است «يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي
إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ؛ خداست كه هر كه را بخواهد به اين آيين متمايل مى
سازد و هر كس به سوى خدا باز آيد به سوى آن آيين هدايتش مى كند.» و گاهی
نیز دو جانبه سخن می‌گوید مانند آنچه در آیه 21 سوره عنکبوت آمده است «
يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَرْحَمُ مَنْ يَشَاءُ وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ؛ و
بگو: آنگاه كه نشأه آخرت پديد آيد، خداوند هر كه را بخواهد عذاب مى كند و
هر كه را بخواهد به رحمت خود درمى آورد، و شما به سوى خداوند بازگردانده مى
شويد.» مشیت الهی حکیمانه است و بیان نورانی امام سجاد (ع) این مطلب را
تایید می‌کند که با هیچ توسلی انسان نمی‌تواند از خدا کاری بخواهد که بر
خلاف حکمت باشد.

وی اضافه کرد: مطلبی که در خصوص خلود در جهنم مطرح است این است که در
چندین جای قرآن به این مطلب اشاره شده است که جزا مطابق اعمال است و اگر
قرار است که جزاء مطابق اعمال باشد پس خلود در نار چگونه توجیه می‌شود و
آیا خلود در نار مطابق آنچه است انسان در عمر کوتاه خود در دنیا انجام داده
است؟ یک روایت نورانی از معصوم نقل شده است که از حضرت دلیل این مطلب
پرسیده شد و حضرت پاسخ دادند که چون نیت این فرد اینطور بود که اگر زنده
می‌مانند تا ابد گناه می‌کردند از همین رو عقوبت آخرت آنها هم ابدی
می‌باشد.

آیت‌الله جوادی آملی بیان کرد: آیه « وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ
بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ» اختصاص به اهل کتاب
ندارد اما بخش وسیعی از اختلاف‌ها دامن‌گیر اهل کتاب شد «انَّ الدِّينَ
عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ
إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن
يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ؛ هر آينه دين در نزد خدا دين اسلام است و اهل
کتاب راه خلاف نرفتند ،مگر، از آن پس که به حقانيت آن دين آگاه شدند ، و
نيز از روی حسد آنان که به آيات خدا کافر شوند » به عبارت دیگر بر اساس این
آیه و ایاتی فراوان دیگر مانند آیات اولیه سوره بینه اهل کتاب نقش مهمی در
تفرقه داشتند و مهمترین آسیبی که به دین واحد اسلام رسیده است به وسیله
یهودی‌ها و امثال اینها بوده است، هر ملتی موظف است هم در اصول دین پافشاری
کند و هم در شریعه و منهاج خودش اما بعد از اینکه تاریخش گذشت و تخصیص
ازمانی ثابت شد که آن عصر دیگر ظرفیت آن دین را ندارد باید تابع دستور
پیامبر جدید شد مگر اینکه اصرار تعصب آمیز در کار باشد.

وی ادامه داد: برخی آیات و روایات یک تفسیر عادی دارند و برخی دیگر از
آیات و روایات را انقلاب به خوبی تفسیر کرده است. در حقیقت انقلاب اسلامی
مفسر خوبی برای برخی از آیات و روایات بوده است. یکی از آنها روایت «انما
یجمع القوم الرضا و السخه» می‌باشد. شخصی خدمت حضرت امیر (ع) در یکی از
جنگ‌ها گفت کاش برادم هم با ما بود و حضرت پرسید آیا برادرت هم رای و هم
عقیده ماست و آن فرد گفت بله پس حضرت به او فرمود او در تمام اعمال و رفتار
ما در جهاد شریک است «انما یجمع القوم الرضا و السخه» درك این حدیث برای
همه ما مشكل است چار که چطور كسی دارد كار خیر انجام می‌دهد دیگری فقط راضی
به كار اوست در همهْ ثواب او سهیم است. در جریان انقلاب و بعد از انقلاب
معلوم شد كه این دیگری اگر ثوابش بیشتر نباشد یقیناً كمتر نیست اگر دو نفر
در یک شهری کاری انجام می‌دهند و یکی از این دو جلو افتاد و کارهای بیشتر
انجام داد و سمتی گرفت اگر دیگری بگوید خدا را شکر ما می‌خواستیم کاری
انجام دهیم که خداوند به دست فلان شخص دارد آن کار را انجام می‌دهد این فرد
است که در تمام ثواب فرد اول شریک است چرا که به آن راضی بوده است. اما
اگر دیگری بگوید چرا من نبودم، چرا من این کار را نکردم و من چرا نیستم این
منشاء اختلاف اساسی خواهد بود و به عبارت دیگر تمام اختلافات میان افراد
همین اختلافات است که من چرا نیستم؟ بنابراین رضایت به کار و تشویق و حمایت
کارهای نیکی که انجام می‌شود باعث می‌شود که انسانی که رضایت به این کار
دارد در اصل ثواب عمل شریک باشد اما اگر به فکر خودش باشد و به فکر این
باشد که چرا او انجام نداد و چرا او نشد این عین اختلاف و کینه است که باعث
تیز شدن دین می‌شود و این دین تراشیده شده و حلق شده رشد نمی‌کند.

منبع : شفقنا