آیا کسانی که جذب عرفان های دروغین می شوند بیمارند؟

به گزارش ادیان نیوز، توجه به بعد معنوی سلامت، طبق مصوبه ی WHA 37.13 t سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۸۴ موضوعی بود که مورد توجه و اهمیت قرار گرفت و کشورهای عضو دعوت شدند تا “در استراتژی سلامت برای همه” بعد معنوی سلامت” را در نظر داشته باشند و آن را به صورتی که با روندهای اجتماعی و فرهنگی آنها مطابقت دارد، به کار گیرند.

این جنبه از سلامت انسان از دیرباز در طب اسلامی مطرح بوده و مورد تأکید قرار داشته است . زکریای رازی طبیب و فیلسوف نامی ایرانی (سده سوم) از جمله حکمای ایرانی است که نسبت به مباحث روحی و اخلاقی دیدگاهی طبیبانه داشت. وی در سده ی سوم هجری، ده ها قرن قبل از اهتمام و توجه سازمان جهانی بهداشت به بعد معنوی سلامت، رساله ای با این موضوع نوشت و آن را “طبّ روحانی” نام نهاد.

اگر چه پژوهش های بسیار گسترده ای درباره ی مفهوم سلامت معنوی، در جهان صورت گرفته است اما هنوز اتفاق نظری کلی درباره ی شاخه های مرتبط با این مقوله وجود ندارد.

دکتر فریدون عزیزی، رئیس گروه سلامت معنوی فرهنگستان علوم پزشکی ایران،، با مردود شمردن دیدگاه اومانیستی نسبت به مقوله ی سلامت، به این دلیل که اومانیست ها برای ارتباط معنویت و سلامت جسم منشأ قدسی قائل نیستند، در کتاب “سلامت معنوی، چیستی، چرایی، چگونگی” می نویسد : در نگاه دینی همان گونه که جسم مریض می گردد، روح هم مریض می گردد. در واقع ” معنویت ” در تعبیر ” سلامت معنوی “، همچون “جسم ” در “سلامت جسمانی “، ” روان ” در ” سلامت روانی “، و ” اجتماع ” در سلامت اجتماعی” است؛ و همانگونه که رشد غده سرطانی در بدن نشانه ی سلامت جسمانی نیست و بیماری محسوب می شود، رشد معنویت کاذب همچون گرایش به شیطان پرستی و عرفان های دروغین نیز بیماری معنوی محسوب شده و نیازمند درمان است.

با توجه به تعریف فوق، پرسش هایی را با دکتر فریدون عزیزی، فوق تخصص غدد و رئیس گروه سلامت معنوی و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران، مطرح کردیم. ایشان استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دارای برد داخلی، برد غدد و برد پزشکی هسته ای ازکشور امریکا است.

دکتر عزیزی دارای نزدیک به ۶۰۰ مقاله علمی است و به عنوان یکی از برترین دانشمندان جهان در بعد بین المللی چهره ای مطرح و شناخته شده است. دکتر عزیزی هم چنین در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ی ماندگار پزشکی انتخاب گردیده است.

آنچه در پی می آید پرسش و پاسخ های مطرح با ایشان درباره ی “سلامت معنوی ” و ارتباط آن با گرایش افراد به سوی فرقه های باطل و عرفان های دروغین است .

جناب آقای دکتر عزیزی، شما در کتاب “سلامت معنوی، چیستی، چرایی و چگونگی “، رشد معنویت کاذب در افراد را از مصادیق بیماری دانسته و پس از بیماریهای جسمی، روانی و اجتماعی عنوان بیماری معنوی بر آن نهاده اید. با توجه به تعریف کلی بیماری، آیا گرایش این نوع افراد به عرفان های دروغین، نوعی بیماری محسوب می شود ؟

سلامت معنوی یکی از چهار بعد سلامت است که مانند ابعاد دیگر می تواند از حالت سلامت خارج و مصداق بیماری پیدا کند. انسان ها دارای درجات مختلفی از سلامت معنوی هستند. معیار اصلی سلامت معنوی باورهای انسانها به ذات لایزال الهی (در سلامت حداکثری) و یا فقط بر یک قدرت مافوق امور جسمی (در سلامت حداقلی) می باشد که اثرات آن در بینش، نگرش و عملکرد افراد نسبت به خودشان، به دیگران و به سایر عوامل طبیعی (حیوانات، گیاهان، محیط) ظاهر می شود. بیماری سلامت معنوی بصورت زیر تعریف شده است: «حالتی درونی که سبب تخریب اصول باورهای زندگی انسان می شود.» چنین حالتی که به علت رسوخ عقاید شیطانی و یا تاثیر معنویت های غلط در فرد رخ می دهد گاهی نیز در اثر مواجهه با استرسهای شدید جسمی، اجتماعی و روانی بروز می کند.

بدیهی است معنویت کاذب از مصادیق بیماری های معنوی به حساب می آید. اگر چه در تعریف عام سلامت معنوی اعتقاد به هر قدرت و یا پدیده مافوق امور مادی در نظر گرفته شده است، در تعاریف معتقدین به ادیان و به ویژه دین مبین اسلام، هرگونه کجروی و گمراهی از اعتقاد و باور به ذات لایزال الهی که بینش و عملکرد مناسب را بر اساس تعالیم ادیان الهی ایجاد نکند، بعنوان بیماری معنوی شناخته می شود.

افرادی که در دام گروه هایی که تبلیغ عرفانهای دروغین را می کنند، افتاده و یا پس از مدتی از آنها سرخورده اند و بازگشته اند، بدانند که مورد الطاف الهی قرار گرفته اند و برای بازگشت به معنویت واقعی نیاز به مطالعات صحیح و نیز مشاوره از مبلغ مذهبی آگاه دارند. بدیهی است درصورتیکه سلامت روان آنها نیز با مشکل روبرو باشد، مشاوره با روانشناس معتقد مسلمان نیز کمک کننده خواهد بود.

در گزارش های فرهنگستان علوم پزشکی، به تهیه ی پرسشنامه هایی جهت سنجش سلامت معنوی جامعه ی ایران اشاره شده، آیا تا بحال سنجش سلامت معنوی کشور بر مبنای پرسشنامه ی مذکور صورت پذیرفته است؟ نتایج به چه صورت بوده است؟

پرسشنامه سنجش سلامت معنوی که توسط فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران تهیه گردیده بر اساس تعاریف و مفاهیم سلامت معنوی بر مبنای تعالیم دین مبین اسلام و مذهب شیعه بنا شده است. این پرسشنامه مراحل مختلف صحت و دقت پرسشنامه و روایی و پایایی را طی نموده و در گروهی از جمعیت تهرانی آزمون شده است. همچنین پژوهشگران مختلف از دانشگاه ها و موسسات پژوهشی خواستار پروژه مشترک برای انجام تحقیقات سلامت معنوی بوده اند که باهمکاری طراحان پرسشنامه این تحقیقات در جریان است. امید است که در همایش کشوری سلامت معنوی که در آذر ماه سال ۱۳۹۴ برگزار خواهد شد، نتایج اینگونه تحقیقات گزارش شود.

 آیا به لحاظ علمی، تا به حال پژوهشی در خصوص وضعیت متابولیکی و هورمونی افراد شیطان گرا یا کسانی که احساسی خداگونه برای رئیس یک فرقه قائل می شوند، انجام گرفته است؟ به عنوان مثال در پزشکی ثابت شده است زمانی که افراد عاشق می شوند سطح برخی هورمونها در متابولیسم شان افزایش یا کاهش می یابد، آیا در مورد افرادی که گرایش های معنوی بیمارگونه دارند نیز چنین امری صادق است؟

 از نتیجه مطالعات بسیاری که در سالهای اخیر انجام شده است اینطور استنباط می شود که افرادی که دارای سلامت معنوی هستند، از نظر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی سالمتر از آنها هستند که فاقد باورهای دینی/ معنوی می باشند. اگر چه ممکن است تغییراتی در مواد شیمیایی یا هورمونها در برخی مطالعات دیده شود ولی بطور عام باید گفت که افراد شیطان گرا و یا آنها که به گرایشهای معنوی کاذب اعتقاد پیدا کرده اند، اگر چه ممکنست دارای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی نازلتری از افراد دینی/ معنوی باشند، ولی تغییرات هورمونی یا شیمیایی خاصی در آنها وجود ندارد.

در مجموع، به عنوان ریاست گروه سلامت معنوی فرهنگستان علوم پزشکی، سلامت معنوی ایرانیان را چگونه ارزیابی می نمایید؟ اگر نکته ی خاصی نیز مد نظر دارید، بیان بفرمائید.

 سلامت معنوی جامعه کنونی ایران دارای مزیت های زیادی است ولی کاستی های فراوان نیز دارد. اعتقاد به ذات لایزال الهی، باور به پیغمبر عظیم الشان اسلام و ولایت حضرت امیر المومنین علی علیه السلام و امامان برحق شیعه نکات مهمی در باورها و تا حدودی بینش افراد جامعه است که می تواند مورد استفاده قرار گیرد تا نگرش افراد را نسبت به خود، انسانهای دیگر و جامعه پیرامون بهبود بخشد و منجر به عملکرد بهتری در شناخت خود انسان و نیز در ارتباط با انسانهای دیگر و جامعه پیرامون شود.

این نکته بسیار مهم است که پدران و مادران همانگونه که به سلامت جسمی کودکان و فرزندان خود اهمیت می دهند، به این باور برسند که سلامت معنوی کودکان و نوجوانان آنها به مراتب مهمتر از سلامت جسمی آنها است، زیرا تامین کننده سلامت فرد نه تنها در حیات بلکه در زندگی اخروی اوست. رسیدن به این باور و تفکر که سعادت واقعی فرزندان جامعه را تضمین می کند، نیاز به راهنمایی علمای اسلام و تلاش مجدّانه حوزه ها و مراکز دینی دارد که انشا ا… جامعه را بطرف درجات بهتر و والاتری از سلامت معنوی رهنمون شود.
منبع : ایرنا

اشتراک در خبرنامه
برای دریافت جدیدترین اخبار به طور مستقیم به صندوق ورودی خود وارد اینجا شوید.
هر زمان می‌توانید مشترک شوید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.