این جریان با سوءاستفاده از کم‌اطلاعی برخی جوانان و مردم از آموزه‌های تاریخی، دینی و حدیثی به ترویج خرافه‌های بی‌اساس خود پرداخته و متأسفانه هرازگاهی عامل پدید آمدن برخی مشکلات امنیتی نیز گردیده است.
زمان مورد نیاز برای مطالعه: 8 دقیقه

ادیان‌نیوز: احمد الحسن مردی عادی از قبیله‌ای غیر سادات در جنوب عراق است که ادعاهای مختلفی چون فرزند، وصی و فرستاده امام زمان بودن ، امام سیزدهم و یمانی بودن را دارد. او مخالف شدید مرجعیت و روحانیت و حوزه‌های علمیه است و در این دشمنی حتی اقدام به شورش مسلحانه کرده است.
استنادهای او به برخی احادیث در ادعاهایش کاملاً غلط است. ادعاهایش با همدیگر تناقض دارد. وی هم‌اکنون متواری است ولی طرفدارانش می‌گویند غیبت کرده است!

مقدمه

یکی از جریان‌های انحرافی مربوط به مهدویت که در سال‌های اخیر در عراق شکل گرفته و طرف داران محدودی نیز در برخی شهرهای حاشیه‌ای استان خوزستان پیدا کرده، جریان احمدالحسن است. این جریان با سوءاستفاده از کم‌اطلاعی برخی جوانان و مردم از آموزه‌های تاریخی، دینی و حدیثی به ترویج خرافه‌های بی‌اساس خود پرداخته و متأسفانه هرازگاهی عامل پدید آمدن برخی مشکلات امنیتی نیز گردیده است.

مؤسس ایـن جریان، شخصی به نام احمد بن اسماعیل از قبیله «صیامر» عراق است؛ وی سال 1973مـیلادی در منطقه‌ای به نام «هویر» از توابع شـهرستان زبـیر از اسـتان بصره متولد شـد و در سـال 1999 از دانشکده مهندسی نجف فارغ‌التحصیل شـد و مدتی نیز در حوزه شهید سید محمد صدر دروس طلبگی خواند. وی مدعی است ابتدا در خواب و سپس در بـیداری بـا امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ملاقات کرده و آن حضرت او را مأمور بـه هدایت انسان‌ها کـرده اسـت. وی ادعاهای خود را از حدود سال 1380هـ ش آغاز کرد و همان‌طور که گفته شد توانست در کشور عراق، برخی از شیعیان ساده‌دل را بفریبد. اما پس‌ازآنجام اقدامات نـظامی کـه طرفدارانش در عراق انجام دادند و اقدام پلیس بغداد برای دستگیری‌اش از عراق گریخت
و پس‌ازآن تنها از طریق اینترنت با طرفدارانش در ارتباط است. طرفدارانش معتقدند او هم‌اکنون غایب شده است.(1)

ادعاهای احمدالحسن

او ادعاهای متعددی دارد از جمله اینکه:

1. خود را فرزند با واسطه امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌داند و با این سلسله نسب خود را بـه آن حـضرت منتسب می‌کند: احمد بن اسماعیل بـن صـالح بـن حـسین بـن سلمان بن امـام مـهدی.

2. خود را امام سیزدهم معرفی می‌کند.

3. خود را مهدی و قائم می‌داند بدین بیان که معتقد است پس از امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دوازده مهدی که هـمگی قـائم نـیز هستند از فرزندان آن حضرت به ترتیب جانشین او خـواهند شـد و او اول المـهدیین اسـت.

4. خـود را وصـی و جانشین امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌داند که به‌زودی و پس از حیات آن حضرت جانشین ایشان خواهد شد.

5.خود را یمانی می‌داند.

6. خود را فرستاده امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)‌ برای هدایت انسان‌ها می‌داند که همه باید بـه او ایمان آورند و با وجود او دیگر تقلید از مراجع جایز نیست و همه باید از او تقلید کنند.(2)

احادیث مورد استناد احمدالحسن و مناقشه در دلالتشان بر مدعای وی

وی برای اثبات مهم‌ترین ادعایش یعنی فرزند امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودن، به برخی از احادیث استناد می‌کند. ما این احادیث را ابتدا ذکر و سپس نقدهایی را راجع به سند و دلالت آنها بر مدعای احمدالحسن برمی‌شماریم.

روایت اول: روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) است که در تفسیر بیانی از پدرشان امام باقر(علیه‌السلام) راجع به «دوازده مهدی» فرموده‌اند: «عَن ابِی بَصیر قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اِنِّی سَمِعْتُ مِنْ اَبِیکَ(ع) اَنَّهُ قَالَ یَکُونُ بَعْدَ الْقَائِمِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً فَقَالَ اِنَّمَا قَالَ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً وَ لَمْ یَقُلْ اثْنَا عَشَرَ اِمَاماً وَ لَکِنَّهُمْ قَوْمٌ مِنْ شِیعَتِنَا یَدْعُونَ النَّاسَ اِلَی مُوَالاتِنَا وَ مَعْرِفَهِ حَقِّنَا» (3)؛ (ابی بصیر می‌گوید: به امـام صادق(علیه‌السلام) عرض کردم: ای پسر رسول خدا! من از پدرت شنیدم که فرمود: بعد از قیام حضرت قائم (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) دوازده نفر مـهدی خواهند آمد. امام
فرمود: بله، امّا پدرم فرمود: دوازده نفر مهدی و نفرمود: دوازده امام. بلی آنها قومی از شیعیان مـا هـستند که مـردم را به ولایت ما و معرفت حقمان دعوت خواهند کرد).

بر اساس این روایت، احمدالحسن ادعا می‌کند که اولین نفر از آن «مهدی»هایی است که بعد از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌آیند؛ اما این روایت را از جوانب گوناگونی می‌توان مورد مناقشه قرار داد. 

اولاً: این روایت از نظر سند ضعیف است. زیرا در سند این روایت، شخصی به نام علی بن احمد بن محمد بن عمران وجود دارد که از علمای رجال توثیقی راجع به او صادر نشده است.(4)

ثانیاً: شخص دیگری نیز به نام علی ابن ابی حمزه نیز در سند این روایت وجود دارد که به‌عنوان کذّاب توصیف شده است. او پیرو مذهب انحرافی واقفیه بود و طمع به دنیا او را واداشت تا منکر امامت امام رضـا(علیه‌السلام) شده و از دین دست بکشد و به‌سوی الحاد سوق یابد.

ثالثاً: این روایت از لحاظ دلالت نیز به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند مورد استناد احمدالحسن قرار گیرد زیرا هیچ ارتباطی به زمان ما که هنوز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور نکرده ندارد.(5)

روایت دوم: روایتی است که امام علی(علیه‌السلام) از پیامبر نقل می‌کند؛ ایشان فرمود پیامبر در شب وفاتش به من فرمود: «یَا اَبَا الْحَسَنِ اَحْضِرْ صَحِیفَهً وَ دَوَاهً فَاَمْلَاَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَصِیَّتَه حَتَّی انْتَهَی اِلَی هَذَا الْمَوْضِعِ فَقَالَ یَا عَلِیُّ اِنَّهُ سَیَکُونُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ اِمَاماً وَ مِنْ بَعْدِهِمْ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً… لَهُ ثَلَاثَهُ اَسَامِیَ اسْمٌ کَاسْمِی وَ اسْمِ اَبِی وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ اَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِیُّ هُوَ اَوَّلُ الْمُوْمِنِینَ»(6)؛ (ای اباالحسن قلم و کاغذی حاضر کن. حضرت وصیتی را املا کردند تا آنجا که فرمودند ای علی بعد از من 12 دوازده امام و بعد از آنها 12 مهدی خواهند بود. [برای امام دوازدهم] سه اسم وجود
دارد. اسمی همانند اسم خودم [که محمد است] و اسمی مانند اسم پدرم که عبدالله است و اسم سوم نیز «مهدی» است. او نخستین امام است).

احمد الحسن بر اساس این حدیث نیز خودش را اولین نفر از آن 12 مهدی می‌داند؛ اما این روایت نیز نمی‌تواند مورد استناد این شخص قرار گیرد؛ زیرا:

اولاً: این حدیث از نظر سند ضعیف است چون در سند آن «علی بن سنان موصلی» قرار دارد که توثیق نشده و عامی مذهب اسـت.(7) علاوه بر آن افراد دیگری چون علی بن الحسین یا ‌ احمد بن محمد بن خلیل هم که در میان روات آن قرار دارند، که یا شناخته نشده‌اند و یا در کتب رجالی و تراجم با این عناوین توصیف شده‌اند: کذّاب، وضّاع للحدیث، فاسد، ضعیف جدا، لا یلتفت الیه.(8)

جدای از این بحث‌های سندی، از نـظر دلالت نیز این حدیث آشکارا دلالت می‌کند که بعد از پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله) دوازده امام معصوم می‌آیند که اولین آن‌ها امیر المومنین علیه‌السلام و آخرین آنها امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است. همچنین بنا بر این روایـت، بعد از وفـات امام زمان(عجل اللّه تعالی فـرجه الشـریف) دوازده نـفر آدم هدایت یافته (مهدی)می‌آیند که اولینشان فرزند امام زمان(عجل اللّه تعالی فـرجه الشـریف) خواهد بود. وی دارای
سه نام خواهد بود. یکی احمد، دیگری عبد اللّه و سومی مهدی.

به‌هرحال این حدیث نیز مانند حـدیث قـبل درباره زمان بعد از ظهور حضرت حجت(عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) می‌باشد و ربطی به دوران غیبت ندارد.(9)

روایت سوم: روایت سومی که از سوی احمدالحسن مورد سوءاستفاده قرار گرفته روایتی از امام صادق است که در آن می‌خوانیم: «عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ اَنَّهُ قَالَ یَا اَبَا حَمْزَهَ اِنَّ مِنَّا بَعْدَ الْقَائِمِ اَحَدَ عَشَرَ مَهْدِیّاً مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْن» (10)؛ (از امام صادق نقل شده است که خطاب به ابوحمزه ثمالی گفت: ای ابوحمزه بعد از قائم از ما یازده مهدی از فرزندان حسین خواهند بود).

این حدیث نیز که از سوی احمدالحسن مورد سوءاستفاده قرار گرفته نیز از نظر سند ضعیف است؛ زیرا محمد بن عبدالحمید که نامش در سلسله راویان این حدیث وجود دارد مجهول است. محمد بن عیسی، دیگر راوی این حدیث نیز مشترک بـین ثـقه و مـجهول است که تشخیص آن دو مشکل است. محمد بن فضیل هم به‌عنوان یکی دیگر از رویان این حدیث، مجهول است.(11)

از آن گذشته این حدیث دلالت دارد که بعد از امام زمان(عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) یازده انـسان هـدایت یـافته(مهدی) می‌آیند که همگی از فرزندان امام حسین علیه‌السلام می‌باشند. این حدیث با دو حدیث قبلی از نظر تعداد آنـها تعارض دارد؛ زیرا آن دو حدیث بر دوازده نفر و این یکی بر یازده نفر تأکید دارد و درهرصورت با زمـان کـنونی ارتباط ندارد زیرا به دوران پس از ظهور امام زمان(عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) و وفات آن حضرت ناظر است.(12)

روایت چهارم: در این روایت از امام صادق(علیه‌السلام) درباره «دوازده مهدی بعد از حضرت قائم» می‌خوانیم: «عـن الصـادق(ع): اِنَّ مِنَّا بَعْدَ الْقَائِمِ(ع) اثْنَا
عَشَرَ مَهْدِیّاً مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْن»(13)؛ (بعد از قائم از ما دوازده مهدی از فرزندان حسین خواهند بود).

این حدیث نیز با همان بیاناتی که در بالا گفتیم مورد سوءاستفاده احمدالحسن قرار گرفته است؛ اما اشکال بسیار مهمی که متوجه آن می‌شود این است که سند آن مـعلوم نـیست. زیرا این حدیث در کتاب «مختصر البصائر» ذکر شده و مؤلف این کتاب آن را از سید علی بن عبدالحمید به اسنادی که آن
سید نقل کـرده روایت نـموده است و اسناد مذکور در دسترس ما نیست تا بدانیم هـمه راویـانش ثـقه هستند یا غیر ثقه؟ بنابراین سخن قطعی درباره سـند حـدیث ممکن نیست.

علاوه بر آن از حیث دلالت نیز مانند روایات قبلی است و ناظر به زمان غیبت نمی‌باشد.(14)

با این توضیحات مشخص می‌شود، مبنای حدیثی ادعا شده برای احمدالحسن چه اندازه سست و بی‌پایه است. البته غیر از این احادیث، طرف داران او برای اندیشه باطل خود، به احادیث و بیانات دیگری نیز از معصومین(علیهم‌السلام) استناد کرده‌اند – که ما برای رعایت اختصار ناچار به گذشتن از آنها هستیم – اما آن استنادات نیز به‌هیچ‌وجه مطابق مبانی علمی نیستند و از معضلات علمی و روشی فراوانی رنج می‌برند.

معضلاتی چون: تـقطیع روایـات، تحریف نظر دانشمندان شیعه، ناتوانی در فـهم مـعنای حـدیث، استناد به نقل‌های شاذ، اسـتناد بـه نسخه‌بدل‌های ثابت نشده، برداشت‌های سطحی از روایات، حذف روایات مخالف، ترجیح سخن دیگران بـر فـرمایش امـام معصوم، اعم بودن دلیل از مدعا، تعارض درونی و
بیرونی روایات، مخالفت با اجماع شیعه و اهل سنت و… .(15)

ادعای احمدالحسن، ادعایی خلاف قول علما در مسئله رجعت

صرف نظر از وضـعیت سندی بسیار ضعیف و غیر معتبر بودن روایـات مورد استناد احمدالحسن، باید این نکته را نیز مدنظر داشت که این احادیث از نظر دلالت نیز به‌عنوان احادیثی شاذ و غیرقابل‌قبول نزد علما تلقی می‌شوند. زیرا طبق احادیث مسلم شیعه، بعد از شهادت امام زمـان(عـجل اللّه تعالی فرجه الشریف) آغاز دوره رجعت است. لذا بـرخی از علمای شیعه، احادیث مزبور را بـر فـرض صحت بر دوران رجعت حمل کـرده‌اند. پس مـقصود از دوازده یا یازده مهدی، همان ائمه هدی(علیهم‌السلام) می‌باشند که پس از ظهور امام زمان و شهادت آن حـضرت بـرای انتقام گرفتن از قاتلانشان آن هم بـه مـدت کـوتاه(چهل روز) قیام می‌کنند.

شیخ مفید در کتاب ارشاد، درباره این احادیث می‌نویسد: «بعد از دولت حضرت قائم(عجل اللّه تعالی فرجه الشـریف) بـرای کسی دولتی تشکیل نمی‌شود مگر آنچه این روایـت بـر آن دلالت مـی‌کند که فرزند (فرزندان) او اگـر خـدا بخواهد، قیام می‌کند. البته این روایت به‌صورت قطعی ثابت نیست. اکثر روایات بر این معنا دلالت می‌کند که حضرت مهدی(عجل اللّه تـعالی فـرجه الشـریف) نمی‌رود مگر چهل روز قبل از قیام قیامت که در آن فرج صورت می‌گیرد و علائم خروج اموات و قیام قیامت برای حساب‌وکتاب آشکار می‌شود».(16)

علامه مجلسی نیز پس از نقل آن احادیث، در کتاب بحارالانوار می‌نویسد: این اخبار، مخالف مشهور است و راه تأویل آن دو صورت است. راه اول اینکه مـراد از دوازده مهدی(هدایت‌شده) همان پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) و سایر امامان(علیهم‌السلام) به‌استثنای امام زمان(عجل اللّه تعالی فرجه الشریف)‌ است؛ به این معنا که ملک آنها (در هنگام رجعت) بعد از امام زمان خواهد بود. راه دوم این اسـت کـه آن دوازده مهدی از اوصیای امام زمان(عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) هدایت گران خلق در زمان ائمه(علیهم‌السلام) در هنگام رجعت‌اند. زیرا زمان نمی‌تواند خالی از حجت باشد. اگرچه اوصیای انبیاء(علیهم‌السلام) نیز حجج هستند.(17)

به‌هرحال تمسک به این احادیث شاذ و ترک شده نزد علما و چنان برداشت‌های خلاف ظاهر و تأویل‌های بی‌دلیل از آنها، برای کسانی که کوچک‌ترین آشنایی با علوم اسلامی داشته باشند، عمق بی‌پایگی ادعاهای احمدالحسن را نشان می‌دهد.

ادامه دارد…

………………………………………

پی‌نوشت:

(1). مقاله «نقد و بررسی آراء مدعیان
مهدویت: با تکیه بر آراء احمد الحسن»، آیتی، نصرت‌الله، فصلنامه علمی پژوهشی مشرق
موعود، بهار 1392هـ ش، شماره 25، ص 6 و 7.

(2). همان، ص 7 و 8.

(3). کمال‌الدین و تمام النعمة، ابن‌بابویه،
محمد بن علی، محقق/ مصحح: غفاری، علی‌اکبر، نشر اسلامیه، تهران، 1395هـ ق، چاپ
دوم، ج 2، ص 385.

(4). معجم رجال حدیث، خویی، ابوالقاسم،
مرکز نشر آثار شیعه، قم، 1399هـ ق، ج 13، ص 169.

(5). مقاله «بررسی جریان جدید مدعی یمانی
(احمد الحسن)»، حیدری آل کثیری، محسن، حیدری چراتی، حجت، نشریه علمی تخصصی انتظار
موعود، شماره 34، بهار 1390هـ ش، ص 185.

(6). الغیبة، طوسی، محمد بن الحسن،
محقق/ مصحح: تهرانی، عباد الله، ناصح، علی احمد، دار المعارف الإسلامیة، قم، 1411هـ ق، چاپ اول، ص 156.

(7). معجم رجال حدیث، خویی،
ابوالقاسم، مرکز نشر آثار شیعه، قم،
1399هـ ق، ج 12، ص 46.

(8). همان، ج 2، ص 224.

(9). مقاله «بررسی جریان جدید مدعی یمانی
(احمد الحسن)»، همان، ص 188.

(10). الغیبة، طوسی، محمد بن الحسن،
محقق/ مصحح: تهرانی، عباد الله، ناصح، علی احمد، دار المعارف الإسلامیة، قم،1411هـ
ق، چاپ اول، ص 478.

(11). قاموس الرجال، شوشتری، محمدتقی،
موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، قم، بی‌تا، ص 268 و 269.سی، محمد
بن الحسن، محقق/ مصحح: تهرانی، عباد الله، ناصح، علی احمد، دار المعارف الإسلامیة،
قم، 1411هـ ق، چاپ اول، ص 478.

(12). مقاله «بررسی جریان جدید مدعی یمانی
(احمد الحسن)»، همان.

(13). مختصر البصائر، حلی، حسن بن سلیمان
بن محمد، محقق/ مصحح: مظفر، مشتاق، مؤسسة النشر الإسلامی، قم، 1421هـ ق، چاپ اول،
ص 166.

(14). مقاله «بررسی جریان جدید مدعی یمانی
(احمد الحسن)»، همان، ص 189.

(15). مقاله «نقد و بررسی آراء مدعیان
مهدویت: با تکیه بر آراء احمد الحسن»، آیتی، نصرت‌الله، فصلنامه علمی پژوهشی مشرق
موعود، بهار 1392هـ ش، شماره 25.

(16). الإرشاد، مفید، محمد بن نعمان،
نشر بصیرتی، قم، 1412هـ ق، ص 336.

(17). بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر
بن محمدتقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1402هـ ق، چاپ دوم، ج 83، ص 148.

(18). مقاله «بررسی جریان جدید مدعی یمانی
(احمد الحسن)»، همان، ص 179 و 180.

(19). همان، ص 193 و 194.

(20). همان، ص 203 و 204.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله
مکارم شیرازی

 بخش دوم را از اینجا مطالعه کنید