در یادداشت چمدانی ٢٢ خلاصه ای را از رویکرد منفی کلیسا نسبت به پدیده مدرن "گردشگری" نوشتم. در یادداشت حاضر می کوشم از رویکرد همدلانه کلیسا در این خصوص بنویسم.
زمان مورد نیاز برای مطالعه: 2 دقیقه

به گزارش ادیان نیوز، حمیده امیریزدانی؛ دانشجوی دکتری الهیات مسیحی، در بیست و سومین پست از پست‌های ارسالی خود با عنوان «یادداشت‌های چمدانی» به موضوع مواجهه مسیحیت با پدیده فرهنگی «گردشگری» چنین نوشت:

در یادداشت چمدانی ٢٢ خلاصه ای را از رویکرد منفی کلیسا نسبت به پدیده مدرن «گردشگری» نوشتم. در یادداشت حاضر می کوشم از رویکرد همدلانه کلیسا در این خصوص بنویسم.

کلیسای کاتولیک از نیمه دوم قرن بیستم کوشید در مواجهه با صنعت گردشگری همدلی بیشتری از خود نشان دهد. در این راستا، وقتی که با اعتراض جمعی از کشیشان متعصب نسبت به حضور گردشگران غیر مسیحی در روزهای یکشنبه روبه رو شد، با ترویج این باور که “گردشگری راهی است برای افزایش معنویت در جامعه ایمانی” و “شانسی است برای گشایش افق های تازه به روی مسیحیت” چرخشی در نگاه این گروه معترض پدید آورد. در این زمینه بیانیه پاپ پیوس دوازدهم در سال ١٩۵٢قابل توجه است. وی با یادآوری بندی از نامه فیلیپیان (۴: ٨)به مخاطبان خود گوشزد کرد وظیفه کشیش به عمل در آوردن آن چیزی است که عیسی به آنان آموخته است. در دنیای امروزی، صنعت گردشگری پتانسیل فوق العاده ای در خود دارد و بستر مناسبی است تا کشیشان در مقام میزبان، دانسته های دینی خود را در مواجهه با گردشگران به عمل در آورند و با برخورد شایسته خود در مکانهای مقدس به ترویج زیست ایمانی از منظر مسیح بپردازند.

پس از اعلامیه پاپ پیوس دوازدهم چرخشی در نگاه کلیسا پدید آمد. تا آن جا که پاپ های بعدی همگی با این ادله که حضور گردشگران در مکانهای مقدس و  پرسش گری های آنان از باورداشتهای دینی جامعه میزبان، مجال خوبی است برای بازشناسی عقاید و آموزه های مسیحی، به این نگاه نو دامن زدند .

این رویکردِ میانه رو تغییری بنیادی در نگاه به مسئله گردشگری و حضور گردشگران در روزهای یکشنبه ایجاد کرد و از آن پس روش های تازه ای برای مدیریت کلیسا در روزهای یکشنبه و دیگر ایام مناسکی خاص پدیدار شد که پرورش کشیشهای ویژه برای رسیدگی به امور گردشگران و تعلیم زبانهای مختلف به آنان از جمله این روشهاست. با این تدابیر، دیگر حضور گردشگران نه تنها موجب تقدّس زدایی از مراسم روز یکشنبه نمی شد، بلکه به میدانی برای  تمرین کشیشان از یکسو و از سوی دیگر تقویت روح معنوی در کلیسا کمک می کرد.

از چاله در آمدن و به چاه افتادن !

هر چند به نظر می رسد راهکارهایی که کلیسا در این برهه از زمان – اواسط قرن بیستم- از خود نشان داده است، چندان گره ای از چالش های اجتماعی برخاسته از صنعت گردشگری نگشوده است، اما همین که در آن زمان این صنعت را به مثابه یک واقعیت فراگیر و اجتناب ناپذیر در دنیای کنونی پذیرفت و از نگاه جزم اندیشانه پیشین خود مبنی بر تحویل گردشگری به “بهانه ای برای خوش گذرانی افراطی” و سنجاق کردنش به مکتب هِدونیسم دست کشید، گام مهمی در کمرنگ کردن تنش ماهوی میان گردشگری برداشت.این نشان از درایت کلیسا دارد که صدای فرهنگ حاکم بر زمانه را به خوبی شنید و زبان خود را متناسب با اقتضائات روز تغییر داد.

  • نویسنده : حمیده امیریزدانی
  • منبع خبر : tourismandreligion@