جامعه ما هنوز به مرحله ای نرسیده است که متوجه عوارض نداشتن فرزند باشد و این عوارض را تجربه نکرده است. شاید بیست تا سی سال دیگر فرزندان و والدین عوارض این مساله را تجربه کنند و به مشکلاتی برسند. ولی قطعا عوارض سخت و جبران ناپذیری خواهد داشت.
زمان مورد نیاز برای مطالعه: 5 دقیقه

به گزارش ادیان نیوز (ردنا)؛ دکتر مریم سادات ظهوریان، فعال فرهنگی در خصوص دلایل ترغیب فرزندآوری در برخی خانواده های ایرانی معتقد است: جامعه ما هنوز به مرحله ای نرسیده است که متوجه عوارض نداشتن فرزند باشد و این عوارض را تجربه نکرده است. شاید بیست تا سی سال دیگر فرزندان و والدین عوارض این مساله را تجربه کنند و به مشکلاتی برسند. ولی قطعا عوارض سخت و جبران ناپذیری خواهد داشت.

متن گفت وگوی با دکتر ظهوریان را می خوانید:

*با توجه به اینکه جمعیت ایران در سالهای آینده روبه سالخوردگی خواهد رفت و نرخ باروری در ایران پایین آمده است، وضعیت بیست سال آینده چطور خواهد بود و کشور چطور سرمایه های نیروی کار خود را باید جبران کند؟

البته این بحث دو مقوله است رفتن سن جمعیت در ایران به سوی سالمندی و عدم تمایل زوج های جوان به باروری به دلایل مختلف یک مقوله است ولی فرزند آوری مقوله ای منفک از این وضعیت است و دلایل متفاوتی دارد.

عدم تمایل به فرزندآوری عوارض سخت و جبران ناپذیری خواهد داشت

فرزندانی که در آینده طعم خاله و دایی و عمو را نمی چشند

*با توجه به کم شدن نرخ باروری چطور می توان خانواده ها را به داشتن فرزند ترغیب کرد؟

جامعه ما هنوز به مرحله ای نرسیده است که متوجه عوارض نداشتن فرزند باشد و این عوارض را تجربه نکرده است. شاید بیست تا سی سال دیگر فرزندان و والدین عوارض این مساله را تجربه کنند و به مشکلاتی برسند. ولی قطعا عوارض سخت و جبران ناپذیری خواهد داشت. ولی برای یک نسل ایجاد مشکل خواهد کرد هنوز این نسل به سالمندی نرسیده است و فعال و جوان است و نیاز به خواهر و برادر و خانواده داشتن را درک نکرده اند و پدران و مادران آنها هنوز به آن درجه از سالمندی نرسیده اند که این مساله را درک کنند.  این در دو حوزه مطرح است و هم در حوزه کوچک و خانواده و هم در حوزه بزرگتر و در جامعه قابل درک است. ما از طرفی نیروی کار و جوان های فعال نداریم و افراد سالمند می شوند و به همان میزان که امروز مهد های کودک را داریم به مکان های بیشتری برای نگهداری سالمندها نیاز خواهیم داشت. چون سالمندان با اینکه از نظر جسمی کم توان شده اند ولی از نظر فکری افراد با تجربه جامعه هستند و برای استفاده از تجارب خود به شرایط ویژه نیاز دارند. از این لحاظ مشکلات جامعه ما بالا می رود چون مشکلات سالمندی ما بالا رفته است و باید برای آن برنامه ریزی های خاصی صورت بگیرد و از طرفی برای جوانان ما خانواده هایی بی پشتوانه و کم جمعیت و کم سرگرمی ایجاد شده است مگر افراد چقدر می توانند کار کنند؟! یکی از دلخوشی های هر کس، افراد نزدیک او در خانواده هستند و این خلا حس می شود. فرزندان این خانواده ها طعمی از دایی خاله و عمو را نمی چشند و این خلا می بایست پر شود و آثار آن به راحتی جبران پذیر نیست.

حضور محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه در آیین آغاز سال تحصیلی ۹۹-۹۸ دانشگاه ادیان و مذاهب

افرادی که می خواهند کار کنند فرزند داشتن را مانع می بینند

* علت عدم تمایل به فرزند آوری در میان زوج های جوان چیست و چرا آنها راغب به فرزند آوری نیستند. ما این عدم تمایل را در بین اقشار ثروتمند شهری مثل تهران نیز می بینیم این قشر بحث مشکلات اقتصادی ندارند پس چگونه تمایلی به فرزند داشتن ندارند؟

مشکلات اقتصادی یکی از المان ها است ولی تحصیلکردگی پدران و مادران بخصوص تحصیلات مادران یکی از این موانع است. زمانی که پدر و مادر بخصوص مادر تحصیلکرده است سرمایه ای از زندگی و اقتصاد خود را پای تحصیلات گذاشته است و قطعا می خواهد این سرمایه از جهت اقتصادی برای او برگشت داشته باشد. خانواده ها پیش از این درونی بودند و به این شکل گستردگی نداشتند و از هم جدا زندگی نمی کردند و حداقل پدر و مادر و فرزندان در یک شهر و یک محله بودند و می توانستند به هم کمک کنند. امروز هرکدام در سویی هستند، در کنار هم نبودن یک مانع است و افرادی که می خواهند کار کنند فرزند داشتن را مانع می بینند و در حقیقت مشاغل خانم ها و تحصیلات آنها و حوزه مالی و متجدد بودن به معنای امکان فراهم کردن همه امکانات برای فرزند از عوامل عدم فرزند آوری است. والدین دوست دارند تمام آنچه را که خود از آن محروم بودند برای فرزندان خود فراهم بیاورند، همچنین بالا بودن انتظارات فرزندان نیز از عوامل تاثیر گذار است. در حقیقت یک سری از امکانات جزو اولویت های زندگی بچه ها محسوب می شود. این مساله در قشری که از لحاظ اقتصادی ضعیفتر هستند بیشتر دیده می شود. درصد کمی به داشتن حیوانات خانگی علاقه پیدا کرده اند و وابستگی ها و سلایق و علایق خود را صرف موجودی غیر از فرزند می کنند من امیدوارم این درصد صفر شود.

در اروپا و کشورهایی که رشد جمعیت منفی است یک سری تسهیلات تشویقی برای خانواده ها صورت گرفته که اخیرا باعث رشد فرزندآوری شده است

بحث اقتصاد خانواده در افزایش فرزندآوری به شدت تاثیر دارد

*در اروپا و کشورهای آسیای شرقی نیز شاهد این موضوع هستیم. در این کشورها نیز فرزند آوری کم است و دولت ها سیاستهایی تشویقی اعمال می کنند آیا می توان گفت عدم تمایل به فرزند آوری مساله ای جهانی است؟!

ممکن است جهانی بوده باشد ولی در حال حاضر رشد دیگری می گیرد و مخالف این داستان می شود. من در مطالعات جدید می بینم که بخصوص در اروپا و کشورهایی که رشد جمعیت منفی است یک سری تسهیلات تشویقی برای خانواده ها از طرف دولت صورت می گیرد که اخیرا دیده شده تعداد بچه ها زیاد شده است. حتی افزایش دوقلوزایی، تا انرژی خانواده همزمان برای دو فرزند صرف شود. مطالعات عکس این مطلب را نشان می دهد و دلیل این رخداد سیاست های تشویقی است. اینکه تا سن ۱۸ یا ۲۰ سالگی از بچه ها حمایت شود و چقدر از خانواده ها حمایت کنند و… تمام این موارد سیاست های تشویقی است. واقعیتی وجود دارد باید حداقل هایی را ایجاد کرد البته حداقل ها در شان بچه های ما نیست اما خانواده ها باید حداقل هایی را برای فرزندان خود داشته باشند تا چنین تصمیمی بگیرند. چون بچه ها محکوم به دنیا آمدن نیستند بدون آنکه هیچ اتفاقی برای آنها بیفتد. به همین دلیل باید خانواده ها از شرایطی متوسط و متعادل برخوردار باشند البته که نمی توان خانواده ها را محکوم کرد آنها نیز حداقل باید مقدماتی برای یک زندگی معمولی و عادی فراهم کنند باید همه دست به دست هم بدهیم و همه در حد خود حمایت کنند. بحث مسکن بحث کمی نیست بحث امورات روزمره بحث کمی نیست، بحث اقتصاد خانواده بحث کمی نیست.

طلاق با زنان چه می‌کند؟ راهکار بازگشت به زندگی پس از طلاق

ابتدا باید اعتماد جلب شود و بدانیم که قطعا پشتوانه سیاست های تشویقی چیست؟!

باید شرح وظایف هر مادر و هر پدری را ریز بکنیم

*پیشنهاد شما در بحث بسته های تشویقی چیست؟ آیا دولت می تواند امکاناتی را به صورت رایگان و یا با تخفیف در اختیار خانواده ها قرار دهد؟!

ما تجاربی را گذرانده ایم که شاید نتوانیم اعتماد کنیم. چون کارهایی بعد از یکی دو سال متوقف شدند ابتدا باید اعتماد جلب شود و بدانیم که قطعا پشتوانه سیاست های تشویقی چیست؟! ما دو مساله داریم اگر با دولت و نهادهای حمایتی کاری نداشته باشیم باید پدر و مادر و خانواده شرح وظایف خود را بنویسند.  وقتی عامل بوجود آمدن موجودی شده ام بدانم وظیفه من چیست؟! حداقل تا چند سال باید حمایت هایی از جانب خانواده صورت بگیرد تا این کودک به سنی برسد که قابلیت ورود به جامعه را پیدا کند. ولی وقتی خانواده قابلیت ندارد محصولات ابتدایی و اولویت های فرزند و وظایف اولیه را نمی تواند انجام دهد. اگر کسی بتواند حمایت کننده باشد چه بهتر که با کمک او فرزند را بزرگ کنند. برخی ایرانی ها افراط و تفریطی هستند وقتی مسئولیت را تقبل می کنند بدون آموزش مهارت های قدم به قدم ورود به جامعه تخته گاز تا سنین جوانی از او حمایت می کنند. در زمان های قدیم خانواده ها از تابستان برای مهارت آموزی فرزندانشان استفاده می کردند و بچه ها حرفه ها و مهارت ها و پول و مضرات و فواید آن را و اینکه چه جاهایی حرام محسوب می شود و چه جاهایی حلال است و چگونه بدست می آید و چگونه صرف می شود را در این زمان و از کودکی می شناختند. ولی امروزه بچه ها در دوره تابستان درگیر کلاسهایی مقطعی و بی فایده می شوند که بیشتر هزینه ای را از خانواده تلف می کند. نه به آن شوری و نه به این بی نمکی. در حقیقت باید شرح وظایف هر مادر و هر پدری را ریز بکنیم و بدانیم کدام بخش نیاز به تقبل خانواده دارد و در کدام بخش به یک حمایت کننده نیاز است. از همه مهمتر این است که این حمایت کننده اعتماد لازم را برای من ایجاد کند و برنامه ای چند ماهه و چند ساله نباشد.

  • نویسنده : دکتر مریم سادات ظهوریان
  • منبع خبر : شفقنا