قتل‌هایی که ریشه در تعصب دارند نه مذهب / تأثیر نحوه برخورد با پدر رومینا بر جامعه

یک روانشناس اجتماعی تبیین کرد؛

دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی قتل‌هایی مانند قتل رومینا اشرفی را ناشی از تعصب دانست و نه دیدگاه‌های مذهبی و افزود: در جامعه‌ای که با خشونت مردان مماشات می‌شود هر رفتاری با پدر رومینا صورت گیرد، نوعی آموزش به جامعه است.

0

به گزارش ردنا (ادیان نیوز)، فاطمه باقریان، دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و فارغ‌التحصیل روانشناسی اجتماعی، در گفت‌‌و‌گویی، به تحلیل بخشی از تأثیر اجتماعی قتل یک دختر ۱۳ ساله بر جامعه پرداخت و گفت: وقتی فیلم «هیس؛ دخترها فریاد نمی‌زنند» اکران شد، واکنش‌های زیادی به این فیلم صورت گرفت اما حمایت‌ها بیشتر از سوی خانم‌ها بود؛ یعنی این بانوان جامعه بودند که بیشتر واکنش نشان ‌دادند و این نشان از دغدغه بیشتر زنان در مورد رفتارهای پرخاشگرانه­‌ای است که زندگی افراد قربانی پرخاشگری و در این مورد، زندگی دختران را می­‌تواند به شکلی غیر قابل جبران از مسیر طبیعی و سلامت روحی روانی دور کند.

وی این سؤال را مطرح کرد که واکنش به مسئله قتل رومینا بیشتر از سوی مردان جامعه صورت گرفته است یا زنان و گفت: باید این مسئله بررسی شود. علم روان­شناسی اجتماعی رفتارها را دارای دو بعد پرخاشگرانه ـ صدمه زننده و  یا انسان‌دوستانه ـ همدلانه تعریف می­‌کند. رفتارهای با رویکرد همدلانه و دور از پرخاشگری، رفتارهای مطلوب است و رفتارهای پرخاشگرانه، رفتارهای نامطلوبی است که هر جامعه‌ای برای سعادت و سلامت جسمانی و روانی و اخلاقی جامعه تلاش در کاهش و حذف این رفتارهای نامطلوب دارد. برای کاهش این رفتارها، چگونگی تفکر، گرایش و رفتار افراد جامعه باید از طریق آموزش­‌های بنیادی رسمی و غیررسمی تربیت شود به طوری که باورهای جامعه در جهت اجتناب از پرخاشگری شکل گیرد.

جامعه با پرخاشگری مردان مماشات می‌کند
باقریان ادامه داد: در واقع  این باورها  هستند که  اعمال افراد جامعه را شکل می‌دهند.  در روال اجتماعی شدن اغلب شواهد و تحقیقات نشان می‌دهد که زنان بیشتر باور به رفتار همدلانه دارند؛ از طرف دیگر آنچه در اغلب جوامع به صورت باور وجود دارد، پذیرش یا مماشات با پرخاشگری مردان است و این باور منجر به اعمال پرخاشگری‌های صدمه‌زننده به خصوص نسبت به زنان می‌شود و تا زمانی که این باور در جامعه تغییر نکند، شاهد چنین حوادث به شدت تلخی خواهیم بود.

این استاد روانشناسی اجتماعی اظهار کرد: اگر واکنش‌های صورت گرفته در اعتراض به قتل یک دختر ۱۳ ساله از سوی اکثر مردان و زنان جامعه صورت گرفته باشد، علامت ذهن آگاهی و تغییر باور اکثریت مردم نسبت به خشونت و پرخاشگری خواهد بود و امیدواری به شکل‌گیری این باور است که جامعه پرخاشگری را ناقض رفتارهای انسانی و اجتماعی جامعه دانسته و زندگی به دور از پرخاشگری و خشونت را حق هر انسانی تلقی می‌کند.

تأثیر برخورد با پدر رومینا بر جامعه
وی با اشاره به همدلی‌ مردم ایران با یکدیگر در شرایط متعدد سوانح و مشکلاتی نظیر حوادث طبیعی و امروزه مشکل کرونا و پیش‌قدم بودن بسیاری از مردم در فعالیت‌های نوع‌دوستانه، گفت: این همدلی‌ها نشان از گسترش باور اغلب مردم به رفتارهای همدلانه دارد به همین دلیل وقتی رفتاری تا این حد خشونت‌بار رخ می‌دهد، به جامعه شوک وارد می‌شود. مسئله‌ مهم دیگر این است که آیا این پدر محاکمه خواهد شد؟ فردی که خشونتی چنین بی‌رحمانه را در مورد فرزند دخترش به کار برده چه سرنوشتی خواهد داشت؟ باید به این مسئله توجه داشته باشیم که هر نوع رفتاری که با این پدر انجام شود، در اصل بر رفتار مردم جامعه تأثیرگذار خواهد بود و نوعی آموزش محسوب می‌شود.

باقریان در پاسخ به اینکه بهترین واکنشی که می‌توان به این رخداد نشان داد، چیست؟ بیان کرد: بهترین واکنش باید رفتاری باشد که برای جامعه احساس امنیت روانی ایجاد کند و آموزش این نکته که در جامعه، قانون حضور جدی دارد و فرد حق صدمه زدن عامدانه به هیچکس را ندارد چه رسد به پایان دادن به زندگی یک فرد.

وقتی همدلی با قاتل است نه مقتول
دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی در تحلیل این مسئله که چطور می‌توان این فرهنگ را اصلاح کرد که براساس آن وقتی در یک قبیله یا خانواده پدر یا برادری دست به قتل دختری می‌زنند، اعضای خانواده و قبیله با همکاری هم پول دیه را تهیه می‌کنند؟ گفت: رفتارهایی که در آن صدمه زدن و پرخاشگری رخ می‌دهد به راحتی اصلاح نمی‌شود. برای آغاز اصلاح چنین نگاه و رفتاری باید از آموزش‌های پایه‌ای و بنیادی آغاز و با محکوم و طرد کردن مرتکبان چنین رفتارهایی، باورهای مربوط به مماشات با خشونت را با باور به رفتارهای همیاری و نوع‌دوستی جایگزین کرد. این رخدادها روح و روان جامعه را آزار می‌دهد و موجت ترس از شکل‌گیری فرهنگ پرخاشگری می­‌شود.

قتل‌هایی برگرفته از تعصب نه مذهب
وی ریشه چنین قتل‌هایی را برگرفته از تعصب دانست و نه مذهب و افزود: این خشونت‌ها را در افراد واقعاً مذهبی نمی‌بینیم؛ برای اصلاح این تعصب‌ها هم باید همه نهادهای آموزشی و رسانه‌ها و فیلم‌سازان وارد عمل شوند و به نقد خشونت و تأکید بر حرمت انسان و بررسی چنین رخدادهایی بپردازند و در فیلم‌ها نیز جنبه انسانی‌تر مسائل و ارتباطات سازنده و مثبت را نشان دهند و این برنامه تداوم داشته باشد.

این استاد دانشگاه کشورمان اظهار امیدواری کرد: واکنش‌های رخ داده موجب شود قبایل و خانواده‌هایی که به چنین رفتارهایی معتقد هستند، نسبت به خطای خود آگاه شوند و دریابند که جامعه دیگر چنین رفتارهایی را نمی‌پذیرد. علنی شدن واکنش‌های منفی می‌تواند در کاهش این اقدامات خشونت‌آمیز تأثیرگذار باشد.

وی به این مسئله نیز اشاره کرد که در تهیه فیلم‌هایی با چنین موضوعات اجتماعی باید از حضور کارشناسان علومی مانند روانشناسی، جامعه‌شناسی، آسیب‌شناسی، مشاوره و … استفاده کرد تا فیلم‌ها جنبه آموزندگی و تأثیرگذاری بر اصلاح فرهنگ پرخاشگری داشته باشند.

دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه در گذشته شاهد برخورد جدی قوه قضائیه در کشور در محکومیت پرخاشگری‌های مشابه بوده‌ایم که موجب آرام‌تر شدن جامعه و تفهیم اینکه هیچ فردی حق گرفتن زندگی دیگری را ندارد، شده است، گفت: باید در متون آموزشی مهربانی و همدلی جایگاه ویژه پیدا کند و کودکان از زمانی که وارد سیستم آموزشی می‌شوند عملاً بیاموزند که مسائل و مشکلات خود را با پرخاشگری و دعوا نباید حل کنند، بلکه با صحبت کردن و در صورت خطا کردن، اشتباه خود را پذیرفتن، می‌توانند بر مشکلاتشان فائق آیند. ترویج رویکردها و برنامه‌های آموزشی عملی و رفتارهای دور از خشونت و مبتنی بر گفت‌و‌‌گو برای رفع اختلافات بین اعضای جامعه از جمله راهکارهایی است که می‌تواند باورهای جامعه را تغییر ‌دهد، تغییری که نتیجه  آن طرد رفتارهای پرخاشگرانه است.

منبع ایکنا
شاید دوست داشته باشید