شفاعت امام حسین در قیامت شامل چه کسانی می شود

به گزارش ادیان نیوز، ما شیعیان معتقدیم که معصومین (ع) و اولیای الهی خصوصاَ امام حسین (ع) دارای مقام شفاعت هستند به همین جهت در زیارتنامه هاى حسینى کراراً از خداوند به وسیله آن حضرت تقاضاى شفاعت مى کنیم . در سجده اى که در پایان زیارت عاشوراى حسینى انجام مى شود بعد از حمد و ستایش خداوند خدا را به سبب تحمّل مصیبت آن حضرت شکر مى گوییم ، سپس عرضه مى داریم : «أَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُودِ ; خدایا شفاعت حسین را روز ورود در صحنه محشر به من روزى کن » و به دنبال آن مى افزاییم:
« وَثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْق عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَأَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ(علیه السلام) ; خداوند گام هاى مرا از روى صدق نزد خودت ، با حسین و یارانش ثابت بدار همان یارانى که خون خود را تقدیم او کردند .»
 
استجابت دعا زیر قبّه آن حضرت و بودن شفا در تربت پاکش جلوه هاى دیگرى از این شفاعت عظمى است . و این که در روایات آمده که امام حسین(علیه السلام) هنگام وداع با حرم جدّش لحظاتى در خواب فرو رفت و در عالم رؤیا این سخن را از جدش شنید: «اِنَّ لَکَ فِى الْجَنَّهِ دَرَجاتٌ لاتَنالُها اِلاّ بِالشَّهادَهِ ; براى تو مقامى نزد خدا تعیین شده که جز با شهادت به آن نمى رسى ».
به یقین یکى از شؤون این مقام، همان مقام شفاعت است .
آیا شفاعت به این معناست که من هر گناهى را مى خواهم مرتکب شوم ، و هر وظیفه واجبى را بخواهم ترک گویم و بعد دست تمنّا به سوى آن حضرت دراز کرده و او را شفیع خود در درگاه خداوند قرار دهم ؟
به یقین چنین نیست ، شفاعت معصومین و اولیاى الهى(علیهم السلام) چراغ سبز براى انجام گناه نیست ، بلکه به عکس یک عامل بازدارنده در برابر گناه است ، زیرا من به هنگام تقاضاى شفاعت مى گویم اگر لغزشى از من سر زد باید مراقب باشم آلوده گناه نشوم تا رابطه من با اولیاى الهى قطع نگردد و روى این را داشته باشم که از آن حضرات بخواهم شفیع من در درگاه خداوند غفور و رحیم باشند.
ما شیعیان که امید به شفاعت معصومین (ع) داریم باید هنگامى که در مجالس عزاى آنان شرکت مى کنیم و از وعّاظ گرامی، شجاعت ها، فداکارى ها، مبارزه با شرک و ظلم و باطل و دفاع آنها از حق را می شنویم ، تصمیم بگیریم که به پیشوایان بزرگ خود اقتدا کنیم و گامى در جاى گام هاى آن حضرات بگذاریم و در حلقه پیروان آنان درآییم و این خود نوعى شفاعت تکوینى است.
و نیز زمانى که به زیارت تربت پاکشان مى رویم و محلّ شهادت آن حضرات(علیهم السلام) و یاران پاکبازشان را از نزدیک مى نگریم تصمیم بگیریم که ما نیز درهمان مسیر و در همان طریق وارد شویم و با یزیدیان زمان خود به پیکار برخیزیم و اسلامى را که آن حضرات براى حفظ آن، خون خود و خون عزیزان و یارانش را فدا کردند زنده نگه داریم و در خود پیاده کنیم، حریمش را پاس داریم و در برابر دشمنانى که در هر عصر و زمانى وجود دارند بایستیم و دفاع کنیم تا مشمول شفاعت آن بزرگواران قرار گیریم .
امام حسین(علیه السلام) هنگام وداع با حرم جدّش لحظاتى در خواب فرو رفت و در عالم رؤیا این سخن را از جدش شنید: «اِنَّ لَکَ فِى الْجَنَّهِ دَرَجاتٌ لاتَنالُها اِلاّ بِالشَّهادَهِ ; براى تو مقامى نزد خدا تعیین شده که جز با شهادت به آن نمى رسى ». به یقین یکى از شؤون این مقام، همان مقام شفاعت است.
استاد شهید مرتضى مطهرى مى‎نویسد: «… بسیارى از عوام مردم… مى‎پندارند که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امیرالمومنین(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) و ائمه اطهار خصوصا امام حسین (علیه‎السلام) متنفذهایى هستند که در دستگاه خدا اعمال نفوذ مى‎کنند، اراده خدا را تغییر مى‎دهند و قانون را [نعوذبالله] نقض مى‎کنند…»
ایشان در ادامه مى‎افزاید: «اگر کسى گمان کند که تحصیل رضا و خشنودى خداى متعال راهى دارد و تحصیل رضا و خشنودى فرضا امام حسین(علیه‎السلام) راهى دیگر دارد و هر یک از این دو جداگانه ممکن است سعادت انسان را تامین کنند دچار ضلالت بزرگى شده است، در این پندار غلط چنین گفته مى‎شود که خدا با چیزهایى راضى مى‎شود و امام حسین (علیه‎السلام) با چیزهاى دیگر، خدا با انجام دادن واجبات مانند نماز، روزه، حج، جهاد، راستى، درستى و … و با ترک گناهان راضى مى‎گردد .
ولى[نعوذبالله] امام حسین (علیه‎السلام) با این کارها کارى ندارد رضاى او در این است که مثلا براى فرزند جوانش على اکبر گریه و یا لااقل تباکى کنیم، حساب امام حسین از حساب خدا جداست به دنبال این تقسیم چنین نتیجه گرفته مى شود که تحصیل رضاى خدا دشوار است زیرا باید کارهاى زیادى را انجام داد تا او راضى گردد ولى تحصیل خشنودى امام حسین(علیه‎السلام) سهل است فقط گریه و سینه زدن و زمانى که خشنودى امام حسین (علیه‎السلام) حاصل گردد او در دستگاه خدا نفوذ دارد، شفاعت مى‎کند و کارها را درست مى‎کند… و گناهان هر چه باشد با یک فوت از بین مى رود این چنین تصویرى از شفاعت نه تنها باطل و نادرست است بلکه شرک در ربوبیت است و به ساحت پاک امام حسین (علیه‎السلام) که بزرگترین افتخارش عبودیت خداست نیز اهانت است…»
به عقیده ایشان امام حسین شفیع کسانى است که از مکتب او هدایت یافته اند او شفیع کسانى نیست که مکتبش را وسیله گمراهى ساخته اند.
به قول مرحوم دکتر آیتى: “بسیارى از مردم مرید امام حسین (علیه‎السلام) شده‎اند و از این جهت است که او را نشناخته‎اند و تصور کرده‎اند که مى‎شود با یک سلام و تعارف امام را طرفدار خود ساخت ، اگر کسى معناى پیامبرى و امامت را نیک بشناسد، به اینگونه اشتباهات گرفتار نمى شود و براى پیغمبر و امام در مقابل دستگاه خدا حسابى باز نمى کند و مى داند که بزرگى پیغمبر و امام بر پایه بندگى خدا استوار است و جز از راه بندگى پروردگار نمى توان از پیغمبر و امام بهره مند شد”.
درست است که حضرت امام حسین (علیه‎السلام) کشتى نجات امت اسلامى است اما نه براى کسانى که چون پسر نوح یک عمر نافرمانى کرده و تنها با اسم شیعه حسینى انتظار رهایى و شفاعت دارند.
آن چشمى که براى اباعبدالله نگرید و آن دلى که از سوز این حماسه شکوهمند نشکند چشم و دل انسانى نیست و این گریه‎ها و سوگواریهاست که پیوند عاطفى جامعه را با ماجراى جاویدان کربلا مستحکم نموده و جویبارهاى باصفاى معنویت را به سوى دشتهاى تشنه معرفت جارى مى نماید و روح سلحشورى و استوارى را در بین شیعیان تقویت مى کند.
اما این مطلب با آن جداست که این فروغ معنوى شهید شد تا مردم دور هم نشسته گریه کنند و با این کار از معاصى خویش نجات یابند, آخر این که با سیاق آیات قرآن و مکتب رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) سازگارى ندارد و این درست نیست که جد امام حسین (علیه‎السلام) براى تزکیه و تهذیب بیاید و العیاذبالله حضرت امام حسین(علیه‎السلام) کشته شود تا منفذى براى نجات گناهکاران پدید آید .
چقدر تأسف انگیز است که بگوییم امامى که در لحظات حساس جنگ نماز خوف خواند از افرادى حمایت مى کند که حتى در شرایط عادى به نماز وقتى نمى نهند به خاطر این که به جاى نماز برایش عزادارى کرده اند و به اطمینان شفاعت او پایه و ستون دین را ترک نموده و یا آن را کم اهمیت جلوه داده اند .
واى به حال مسلمانى که حقوق اسلامى را رعایت نکند و واجبات دینى و دستورات قرآنى را انجام ندهد و یا خداى نکرده به ارتکاب امور حرام آلوده گردد و آنگاه دلش به این خوش باشد که من پیرو اباعبدالله (علیه‎السلام) هستم، این شخص چگونه مریدى است که نه از کارهاى امام حسین(علیه‎السلام) خوشش مى‎آید و نه حضرت امام حسین(علیه‎السلام) از اعمال او راضى است .
به قول مرحوم دکتر آیتى:
“بسیارى از مردم مرید امام حسین (علیه‎السلام) شده‎اند و از این جهت است که او را نشناخته‎اند و تصور کرده‎اند که مى‎شود با یک سلام و تعارف امام را طرفدار خود ساخت ، اگر کسى معناى پیامبرى و امامت را نیک بشناسد، به اینگونه اشتباهات گرفتار نمى شود و براى پیغمبر و امام در مقابل دستگاه خدا حسابى باز نمى کند و مى داند که بزرگى پیغمبر و امام بر پایه بندگى خدا استوار است و جز از راه بندگى پروردگار نمى توان از پیغمبر و امام بهره مند شد .”
منبع: جام
شاید دوست داشته باشید