زمان مورد نیاز برای مطالعه: 7 دقیقه به گزارش ادیان نیوز، متن گفت وگو با حجت الاسلام دکتر اکبر حمیدزاده را می خوانید: * نقش حضرت زینب(س) در ایجاد و تقویت منبر به عنوان رسانه شیعه چه بوده است؟ حمیدزاده: بی تردید زینب(س) زبان سرخ عاشوراست و بدون او همان عصر عاشورا، نهضت خفه شده بود، ولی شخصیت استثنایی دختر علی(ع) همه […]

زمان مورد نیاز برای مطالعه: 7 دقیقه

به گزارش ادیان نیوز، متن گفت وگو با حجت الاسلام دکتر اکبر حمیدزاده را می خوانید:

* نقش حضرت زینب(س) در ایجاد و تقویت منبر به عنوان رسانه شیعه چه بوده است؟

حمیدزاده: بی تردید زینب(س) زبان سرخ عاشوراست و بدون او همان عصر
عاشورا، نهضت خفه شده بود، ولی شخصیت استثنایی دختر علی(ع) همه رشته های
یزیدیان را پنبه کرد و او، علی وار بنیان توهمات اسلام برانداز امویان را
در هم کوبید. شجاعت برای زن، به معناى اهميت ندادن به مقام و رسالت زن و
فدا كردن عفاف و پاکدامنی نیست و زینب (س) این معنا را در رو در رویی با
اردوگاه شیطان زده یزید و عبیدالله نشان داد، حضور زن، در صحنه دفاع از حق،
حق روشنی است که زینب(س) بزرگ، به زنان آموخته و توهم بی خاصیت نشان دادن
زن را در میدان مسوولیت از بین برده است. زن، در عين شجاع بودن و برخورداری
از قوت قلب، باید همانند زينب،‏ از جلال و ابّهت ابن زيادها و يزيدها،
باكی به دل راه ندهد و با حفظ عفاف، عصمت، مسوولیت بزرگ انسانی خویش را نیز
به انجام رساند. نباید فراموش کنیم که دفاع از حقيقت و حقوق، وظيفه مشترك
زن و مرد است كه قرآن كريم تحت عنوان امر به معروف و نهى از منكر یادآوری
فرموده است، «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و
ينهون عن المنكر …» که این معنا در دفاع از حقوق اجتماعى و ظلم ستیزی نیز
جای خاص خودش را دارد.

در اسلام انظلام جایی ندارد و استيفاى حقوق در برابر  متجاوز، یک وظیفه
است «لايحب اللَّه الجهر بالسوء من القول الّا من ظلم» «و انتصروا من بعد
ما ظلموا»  و علی در نهج البلاغه می فرماید: «لايمنع الضيم الذليل و لايدرك
الحق الّا بالجد» فرد و جامعه خوار و ذلیل نمی تواند، در مقابل بیدادگری
مقاومت کند و دست یابی به حق، تنها با تلاش و کوشش جهادی امکان پذیر است! و
مسوولیت، نه تنها بر عهده مردان، بلکه بر گرده زنان نیز، سنگینی می کند،
وجود مبانی روشن و زشتی انظلام، از منظر عقلانیت، زن و مرد ندارد و این
عنوان انسان است که تعهد درست می کند، اعم از این که مرد یا زن باشد لذا
احقاق حق صديقه طاهره عليهاالسلام و خطابه‏هاى آتشين زينب(س) دليل بارزى بر
اشتراک زن، در مسوولیت دفاع از حق و مبارزه با باطل است.

زندگى نه بر اندیشه تنازع بقا، بلکه بر كوشش و تلاش متعهدانه پایه گذاری
شده است و حق، گرفتنى است و تعارفی به دست کسی نمی رسد، حسین با چنین
انگیزه ای به میدان آمد و با چنین منطقی فریاد زد «فانی لا اری الموت الا
السعاده» من مرگ خود خواسته را جز سعادت نمی بینم! از نگاه حسین و زینب(س)
فدا شدن به خاطر استيفاى حقوق، شهادت است: «المقتول دون اهله و ماله
شهيد» لذا اينكه تصور شود، زن در تقسيم مسووليت، از حوزه مسووليت خارج است و
تنها براى استفاده و التذاذ مرد آفریده شده است، این نهایت، بی توجهی یا
توهین به مقام شامخ زنان است که طلایه دارانی چون زهرا و زینب را به بشریت
تقدیم داشته اند. زینب(س) عملا نشان داد، زن فقط وسيله و ابزار نیست، موجود
طفیلی مرد نیست که وظيفه‏اى جز اشباع زیبایی خواهی ها و لذت جویی های او
نداشته باشد، تنها شرایط تفاوت می کند و هر یک از زن و مرد، در شرایط و
زمان مقتضی، باید به مسوولیت خدا داده خویش عمل نمایند، برای همین جهت،
وقتی حسین(ع)، کار خودش را انجام داد، نوبت به زینب(س) رسید، لذا زينبِ‏
بعد از روز عاشورا، با زينبِ‏ قبل از عاشورا متفاوت است، بعد از عاشوراست
که زن در کلیت زینب(س) تجلی می کند، و قدم به قدم شکوه زنانه خویش را اما
نه در محدوده جنس لطیف، بلکه در قلمرو انسان کامل، در چهره زن، به نمایش می
گذارد.

نمایش و نقد «شاهزاده روم» در قم / پوستر

حضرت زينب‏ (س) در خطبه معروف خويش براى كوفيان، آنها را به كوتاهى در
حمايت از حق و به همراهی ظلم و ظالم و بی تفاوتی در حق و باطل ستیزی نكوهش
مى‏كند و با صدایی به بلندای حق می فرماید: يا اهل الكوفة، يا اهل الختل و
الغدر و الخدل…اى اهل كوفه، اى دغل بازان فريبكار و بى‏وفا، آيا گريه
مى‏كنيد؟! هرگز  اشك چشمانتان نخشکد و ناله‏تان خاموش نگردد. مثل شما چونان
مثل آن زنی است كه پنبه‏هايى را مى‏رشت و نخ مى ریسید، اما تمام نشده
دوباره رشته خود را پنبه مى‏كرد!

دستگاه بنى اميه خيال كرد، حسين را كشت و همه چیز تمام شد، ولى بعد
فهميد، كه زینب(س) زنده است، یعنی پیام حسین زنده است، منطق او همچنان
بالنده است، و علاوه بر هوشمندی زینب(س) در پاسداری از مکتب عاشورا، یاد
حسین، نام حسین، کربلای حسین  زنده است و تربت حسين كعبه صاحبدلان است.
زينب‏ هم به يزيد همين را گفت، گفت: «اشتباه كردى، «كِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ
سَعْيَكَ، ناصِبْ جَهْدَكَ، فَوَاللَّهِ لا تَمْحو ذِكْرَنَا وَلا تُميتُ
وَحْيَنا؛ هر نقشه‏اى كه دارى به كار ببر، هر چه از دستت می آید، مضایقه
نکن، اما مطمئن باش، تو نمى‏توانى برادر مرا بكشى و او را بميرانى؛ برادر
من، پدیده دیگری است، او مانند دیگران، که می میرند و فراموش می شوند، نمرد
و نمی میرد، بلكه او زنده‏تر شد، بلکه به جاودانگی پیوست!» منبر یعنی این و
رسالت منبر هم، همین است، منبر، کرسی خطابه فقط نیست، بلکه راهی به عرش،
از فرش است، پژواک سیال و بالندگی حق است و زینب(س)، منبر را اینچنین
دریافت و این گونه از آن استفاده کرد و حتی از محمل خودش، منبر ساخت، تا
فریاد عاشوراییان را به گوش جهانیان برساند.

* آیا می توان گفت که شخصیت حضرت زینب(س)، خود به صورت یک رسانه
برای رساندن پیام عاشورا عمل کرده است؟ و آیا صفت عقیله العرب برای ایشان
تناسبی با این موضوع دارد؟

حمیدزاده: بله! همانطوری که گفتم، کاری که زینب(س) کرد، فقط از زینب(س)
ساخته بود، بانویی که پدری چون علی(ع) دارد، مردی که به قول بوعلی، چونان
معقول، در بین محسوسات است و بعد از پیامبر، همه زیبایی های انسان کامل، در
شخصیت او یافت می شود، مردی که تجسم عدالت است، زبان گویای حریت است، بعد
از گذشت قرون متمادی و برخوردهای حرمت شکنانه نابخردان و بی معرفتی دوستان
نادان، همچنان بر بلندای قله کمال ایستاده است، مردی که به تعبیر عباس
محمود عقاد مصری، در تمام حوادث کوچک و بزرگ، همچنان بزرگی خودش را حفظ
کرده است و مادری چون صدیقه طاهره دارد، که پاره تن رسول اکرم است، افتخار
بر دوش کرامات بزرگی است، که فریقین به آنها اذعان کرده اند، مقدمات
ژنیتیکی فوق العاده دارد، محیط تربیتی ویژه دارد و در دل حوادث پر تلاطم
تاریخی، رودروی حق و باطل را شاهد بوده است، در کوفه کلاس های درس احکام و
معارف اسلامی داشت، ملجأ و مرجع مراجعات بانوان مومنه بود و از سنگر باور
توحیدی حراست می کرد، با چنین توانمندی و استعدادی بود که همسفری حسین(ع)
را برگزید و فریاد بلند، حق طلبی و پرخاشگری علیه خودکامگان حاکم شد و به
حق، همانند رسانه ای به گستردگی جهاد برادرش حسین، تمام زوایای جان های حق
خواه و عدالت طلب را تحت پوشش قرار داد، در حماسه جاودانه حسينى آن كسى كه
بيش از همه اين درس را آموخت و بيش از همه از حسین پرتوگیری کرد، خواهر
بزرگوارش زينب (س) بود.

* تاثیر منبر در طول تاریخ شیعه برای جلوگیری از تحریف واقعه عاشورا علی رغم تلاش برخی حکومت ها چه بوده است؟

حمیدزاده: ما مى‏بينيم در شب عاشورا زينب(س) يكى دو نوبت گريه مى‏كند و
قرار خویش را از دست می دهد و حسين(ع) با صحبت هاى خودش خواهر را آرام
مى‏كند: «لا يُذْهِبَنَّ حِلْمَكَ الشَّيْطانُ» خواهر عزيزم! مبادا وساوس
شيطانى بر تو مسلط شوند و حلم را از تو بربايند، مگر تو شاهد و ناظر رحلت
جدم نبودى؟ جد من از من بهتر بود، پدر ما از ما بهتر بود، برادرم همين‏طور،
مادرم همين‏طور، زينب با حسين، اينچنين صحبت مى‏كند: که برادر جان! اگر
همه رفتند، من پناهگاهى چون تو داشتم حال با رفتن تو،  پناهگاهى برای من
باقى نمى‏ماند. زينب(س) تحت تاثیر اندیشه بلند حسین، زینب(س) دیگری می شود،
به گونه ای كه احدى با او قابل مقایسه نیست، امام زين العابدين(ع) فرمود:
ما دوازده نفر بوديم و تمام ما دوازده نفر را به يك زنجير بسته بودند كه يك
سر زنجير به بازوى من و سر ديگر آن به بازوى عمه‏ام زينب بسته بود.

خنده‌ای که به سبب آن 70 سال به جهنم خواهی رفت

مى‏گويند تاريخ ورود اسرا به شام دوم ماه صفر بوده است. بنابراين بيست و
دو روز از اسارت زينب(س) گذشته است؛ بيست و دو روز رنج متوالى كشيده است
كه با اين حال او را وارد مجلس يزيدبن معاويه مى‏كنند، يزيدى كه كاخ اخضر
او (يعنى كاخ سبزى كه معاويه در شام ساخته بود) آنچنان بارگاه مجلّلى بود
كه هركس با ديدن آن بارگاه و آن خدم و حشم و طنطنه و دبدبه، خودش را
مى‏باخت. بعضى نوشته‏اند كه افراد مى‏بايست از هفت تالار مى‏گذشتند تا به
آن تالار آخرى مى‏رسيدند كه يزيد روى تخت مزيّن و مرصّعى نشسته بود و تمام
اعيان و اشراف و اعاظم سفراى كشورهاى خارجى نيز روى كرسي هاى طلا يا نقره
نشسته بودند. در چنين شرايطى اسرا را وارد مى‏كنند و زينب(س) اسير رنج ديده
و رنج كشيده، در همان محضر چنان موجى در روحش پيدا شد و چنان موجى در
جمعيت ايجاد كرد كه يزيدِ معروف به فصاحت و بلاغت را لال كرد. يزيد که
شعرهاى ابن زبعرى را زمزمه می کرد وکاملا مست باده قدرت شده بود، ناگهان با
فریاد زينب(س) روبرو می شود: «اظَنَنْتَ يا يَزيدُ حَيْثُ اخَذْتَ
عَلَيْنا اقْطارَ الْأرْضِ و افاقَ السَّماءِ فَاصْبَحْنا نُساقُ كَما
تُساقُ الْاسارى‏ انَّ بِنا عَلَى اللَّهِ هَواناً وَ بِكَ عَلَيْهِ
كَرامَةً؟ اى يزيد! خيلى باد به دماغت انداخته‏اى‏! تو خيال مى‏كنى، اين كه
امروز ما را اسير كرده‏اى و تمام اقطار زمين را بر ما گرفته‏اى و ما در
مشت نوكرهاى تو هستيم، يك نعمت و موهبتى از طرف خداوند بر توست؟! به خدا
قسم تو الآن در نظر من بسيار كوچك، حقير و پستی و من برای تو ذره ای شخصيت
قائل نيستم!» این حماسه دیگری بود که زينب آفريد و به کاخ یزید لرزه
انداخت، به گونه ای که يزيد مجبور شد، اسرا را محترمانه به مدينه بفرستد،
بعد تبرّى جوید و بگويد: «خدا لعنت كند ابن زياد را، من چنان دستورى نداده
بودم، او از پيش خود اين كار را كرده است.» این زینب(س) بود که در آخر جمله
هايش فرمود: «يا يَزيدُ! كِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ ناصِبْ جَهْدَكَ
فَوَ اللَّهِ لا تَمْحوا ذِكْرَنا وَلا تُميتُ وَحْيَنا» به كسى كه مردم
با هزار ترس و لرز اميرالمؤمنين  مى‏گفتند، خطاب مى‏كند كه يا يزيد! به تو
مى‏گويم: «هر حقّه‏اى كه مى‏خواهى بزن و هر كارى كه مى‏توانى انجام بده اما
يقين داشته باش كه اگر مى‏خواهى نام ما را در دنيا محو كنى، نام ما محو
شدنى نيست؛ آن كه محو و نابود مى‏شود تو هستى. يزيد در برابر طوفانی که
دختر علی ایجاد کرده بود، لال و ساكت شد، که شکوه خطبه زینب(س) و فریادهای
توفنده اش بر سر طاغوت، معنای عقیله العرب بودن زینب(س) را نشان می دهد.

منبع : شفقنا