کارل رانر در الهیات عرفانی بیهمتاست. عرفانِ رانر عرفان زندگی روزمره است، در عرفان او انسان خدا را در همه چیز مییابد.
ردنا (ادیان نیوز)- کارل رانر در روزگار خود، با الهیاتی انتزاعی و عرفان بریده از واقعیاتِ زندگی مواجه بود، الهیاتی ناشی از برداشتهای خاص الهیدانان و مرجعیت تعلیمی کاتولیک از آثار توماس آکویناس. رانر که دغدغۀ وارد کردن پیام انجیل را به قلب زندگی داشت، میباید بین این الهیات و شرایط متغیر زندگی توازن ایجاد میکرد. در اینجا بود که او از خدا بهعنوان «راز مقدس» یاد کرد (Vieira, 1998, pp. 1-6) و مواجهه با «وجود برین» (خدا) را رویدادی عادی پنداشت و معتقد شد که هر انسانی این راز را تجربه کرده است و فقط نیاز دارد تا کمی بیاموزد و مواجهۀ خویش را بازبشناسد.
کارل رانر یکی از برجسته ترین الاهیدانان کاتولیک در قرن بیستم به شمار می آید. او با استفاده از مفاهیمی چون اگزیستانس فراطبیعی، فیض نامخلوق تفسیر دیگری از مسیحیت ارئه نمود.
رانر در الهیات عرفانی بیهمتاست. تنها هماورد او کارل بارت در شاخه پروتستان محسوب می شود. رانر پرنویس و دشوارنویس است. به طوری که تحقیقات الاهیاتی او بالغ بر ۴ هزار صفحه می باشد.
کانون توجه رانر «تجربۀ عادی» است، نه «تجربههای عالی عارفان»؛ اگرچه وی ارزش تجربههای عالی را انکار نمیکند. عرفانِ رانر عرفان زندگی روزمره است و از مسیر زندگی معمولی انسانها که غالباً یکنواخت و کسلکننده به نظر میرسد، میگذرد و البته از همان جنسِ تجربههای خارقالعادۀ عارفان است، ولی با شدتی متفاوت. از نگاه رانر، همۀ انسانها به دلیل انسان بودنشان، بهسوی «وجود برین» گشوده و در حال تجربۀ آن هستند.
عرفان در زندگی روزمره
در عرفان زندگی روزمره، انسان خدا را در همه چیز مییابد؛ این همان مستی از روح القدس است، مستیِ هشیارانهای که پدران کلیسا از آن سخن گفتهاند. رانر از تجربۀ خویشتن نیز سخن میگوید و اظهار میدارد که نه با «واژگانی دربارۀ خدا»، بلکه با «خودِ خدا» مواجه شده است. او معتقد است که با توجه به پشت کردن پیوستۀ مردم به دین رسمی، و تشنگیشان برای معنویت و بهطور کلی برای تجربه، مواجهه با راز مقدس نیاز اساسی انسان امروز است.
و اینکه با توجه به از میان رفتن همۀ پشتوانههای اجتماعی دین، یگانه راه زنده ماندن معنویتِ واقعیِ مسیحی مواجهۀ واقعی فرد با خداست؛ و اینکه از همین رو، اصولاً مسیحیِ آینده، یا انسانی عارف خواهد بود یا هرگز وجود نخواهد داشت (Steinmetz, 2012, pp. 1-10). رانر غالباً واژۀ «راز» را بر واژۀ «خدا» ترجیح میدهد (OHearn, 2015) و واقعیتی به نام «اگزیستانسیال فراطبیعی» را که شاهبیت الهیات اوست، واسطۀ مواجهۀ انسان با راز معرفی میکند (Kennedy, 2010b, p. 134)، رازی که انسان به صورت «فراطبیعی» (supernatural) و در عین حال «وجودی» (existential) بهسوی آن گشوده است (فلاحی و علمی، ۱۳۹۱، ص ۲۵).
مسیحیت و سایر ادیان
رانر در کتاب تحقیقات الهیاتی نظرش را درباره رابطه میان مسیحیت و سایر ادیان بیان می کند. رهیافت او به این موضوع بر تمایز میان وحی و مکاشفه استعلایی و وحی مقوله ای یا تاریخی یعنی میان معرفت طبیعی خدا و معرفت خاص دینی از خدا اتکا دارد. او این نظر را مطرح می کند که افراد غیر مسیحی هم می توانند رستگار شوند و ادیان غیر مسیحی نیز مشمول فضل و رحمت نجات بخش خداوند می شوند. او از پیروان مؤمن سنت های دینی غیر مسیحی به «مسیحیان بی نام و نشان و گمنام» نام می برد. در واقع رانر تعدد و کثرت ادیان را وجهی از وجود انسان می داند. او البته همه ادیان را برابر نمی شمارد و نه آنها را جلوه های خاصی از مواجهه مشترک با خدا محسوب می کند. اما تأکید او بر وجوه اخلاقی و عملی است. فی المثل زندگی آمیخته به عشق و نوع دوستی و همدردی با انسانهای دیگر در هر سنت دینی می تواند برخورداری از لطف و عنایت پروردگار را در پی داشته باشد و محدود به سنت مسیحی نیست.
فرآوری و تهیه: محمد پناه زاده
منابع:
https://rasekhoon.net/article/show/1396954
https://journals.ui.ac.ir/article_15709.html