نویسنده : خالد توفيقمترجم : مصطفى فضائلى در نوشته هاى سكولاريست ها, خُرده گيرى برانديشه دولت اسلامى, يك شيوه دائمى شده است. وقتى كه طرح دولت اسلامى از شكل نظرى به تجربه اى عملى تبديل شد و موجوديتى عينى يافت, آن خُرده گيرى ها ديگر, مقطعى و براساس تحليل و گفت و گوى عقلى و […]

نویسنده : خالد توفيق
مترجم : مصطفى فضائلى

در نوشته هاى سكولاريست ها, خُرده گيرى برانديشه دولت اسلامى, يك شيوه دائمى شده است. وقتى كه طرح دولت اسلامى از شكل نظرى به تجربه اى عملى تبديل شد و موجوديتى عينى يافت, آن خُرده گيرى ها ديگر, مقطعى و براساس تحليل و گفت و گوى عقلى و منطقى نيست بلكه از موضع نقدِ مبتذل و خرده گيرانه و دائمى است. سكولاريست ها حدود دو دهه عليه آرمان هاى اسلامى تلاش كردند.
آنان با اين كار, در بى هويتى بعيدى فرو رفتند و قربانى احكام كلى و جامدى شدند كه آن ها را در چهار چوب (غيب گراييِ) نابخردانه اى قرار داد كه آثار آن به مراتب بيش تر از آن (غيب گرايى) است كه خود طى چندين دهه همواره اسلام گرايان را به آن متهم مى كردند.