نویسنده : اسمعيل رحيمي‌نژاد چکيده : جريان‌هاي فکري موسوم به «فاشيسم» و «نازيسم»، اثبات‌گرايي حقوقي و برخي مکاتب فلسفي ديگر، انسان را به‌طور ذاتي فاقد کرامت مي‌دانند و منشأ کرامت وي را در اموري مثل وابستگي او به دولت، حکومت، نژاد، عقيده و مذهب خاص جست‌و‌جو مي‌کنند. اما اسلام براي انسان، بماهو انسان، کرامت ذاتي […]

نویسنده : اسمعيل رحيمي‌نژاد

چکيده :

جريان‌هاي فکري موسوم به «فاشيسم» و «نازيسم»، اثبات‌گرايي حقوقي و برخي مکاتب فلسفي ديگر، انسان را به‌طور ذاتي فاقد کرامت مي‌دانند و منشأ کرامت وي را در اموري مثل وابستگي او به دولت، حکومت، نژاد، عقيده و مذهب خاص جست‌و‌جو مي‌کنند. اما اسلام براي انسان، بماهو انسان، کرامت ذاتي قائل است.
اين کرامت بر يک سلسله مفاهيم و ارزش‌هاي بنيادين اخلاقي و ديني، يعني «آزادي، اراده و اختيار»، «قدرت، تعقل و تفکر»، «داشتن وجهه و نفخة الهي» مبتني است. دين اسلام، افزون بر کرامت ذاتي، قايل به کرامت اکتسابي انسان است که مهم‌ترين معيار و مبناي آن، تقوا و ايمان است. اين مقاله، با رويكرد تحليلي به واكاوي مفهوم و مباني کرامت ذاتي و اکتسابي انسان از ديدگاه اسلام پرداخته است.

كليدواژه‌ : کرامت ذاتي، کرامت اکتسابي، فاشيسم و نازيسم، اثبات‌گرايي حقوقي، حقوق بشر، اسلام.