باور عمومی شیعیان به اصل «امامت» و نقش آن در توسعه «اقتدار اجتماعی» ائمه(ع)

نویسنده : فهیمه فرهمندپور

چکیده :
میان بسیاری از باورهای کلامی و جهت‌گیری‌ها و مناسبات اجتماعی و سیاسی در تاریخ اسلام، رابطه‌ای انکارناپذیر یافت می‌شود. بر همین اساس، ائمه(ع) در طول دوره حدود ۲۵۰ سال حضور خود در میان مردم و در شرایطی که فاقد ابزار معمول و اهرم متعارف اعمال قدرت و حاکمیت – از جمله قدرت سیاسی و نظامی- بودند، با عرضه نظریه «امامت منصوص» به‌جای مدل رایج امارت و خلافت در جامعه اسلامی و در قالب یک جهت‌گیری کلامی، زمینه تعمیق نفوذ و گسترش اثربخشی و اقتدار خود را در عرصه مناسبات اجتماعی و سیاسی فراهم نمودند.
این پژوهش که بر نظریه پارسونز در باب ارجاع قدرت به اقتدارِ مبتنی بر مشروعیت استوار است، تلاش می‌کند چگونگی تأثیر اصل امامت در کلام شیعه – از راهی غیر از توسعه قدرت سیاسی و نظامی- بر مناسبات اجتماعی و معادلات سیاسی آن روزگار را که به شکل‌گیری مدل جدیدی از اقتدار انجامید و در نتیجه آن، ائمه به جدی‌ترین خطر برای حاکمیت دستگاه‌های سیاسی معاصر خود تبدیل شدند، تبیین کند.

کلید واژه‌ : کلام شیعه، امامت منصوص، قدرت، اقتدار، نفوذ اجتماعی.

اشتراک در خبرنامه
برای دریافت جدیدترین اخبار به طور مستقیم به صندوق ورودی خود وارد اینجا شوید.
هر زمان می‌توانید مشترک شوید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.