زمان مورد نیاز برای مطالعه: 1 دقیقه نویسندگان: محمدحسين طاهري، حسن دين‌پناه چکيده: يکي از آموزه‌هايي که در اماميه و مسيحيت کاتوليک داراي اسمي مشترک است، آموزة grace، لطف يا فيض الهي است. همان‌گونه که قاعده لطف، ‌از مهم‌ترين قواعد در كلام اماميه است، از مسئلة فيض نيز به‌عنوان هستة مرکزي، براي اثبات ساير آموزه‌هاي الهيات کاتوليک، استفاده مي‌شود. از منظر دو […]

زمان مورد نیاز برای مطالعه: 1 دقیقه
نویسندگان: محمدحسين طاهري، حسن دين‌پناه
چکيده:
يکي از آموزه‌هايي که در اماميه و مسيحيت کاتوليک داراي اسمي مشترک است، آموزة grace، لطف يا فيض الهي است. همان‌گونه که قاعده لطف، ‌از مهم‌ترين قواعد در كلام اماميه است، از مسئلة فيض نيز به‌عنوان هستة مرکزي، براي اثبات ساير آموزه‌هاي الهيات کاتوليک، استفاده مي‌شود.
از منظر دو مذهب، لطف و فيض الهي نوعي مداخله و تدبير خداوند در زندگي انسان است كه موجب دوري فرد از گناه، و رساندن او به رستگاري و نجات مي‌شود. با وجود اين، دو آموزه مباني واحدي ندارند. براي بررسي اين ادعا لازم است نسبت ميان اين دو، مورد تأمل قرار گيرد. اين مسئله ابعاد گوناگوني دارد.
اين مقاله با رويكرد نظري و بررسي اسنادي به بيان مباني، شباهت‌ها و تفاوت‌هاي اين دو قاعده به‌صورت بررسي تطبيقي مي‌پردازد. در اين پژوهش نشان داديم که آن ‌دو، از حيث مباني و پيش‌فرض‌ها تفاوت بنيادين دارند هرچند اندک شباهتي در ميان مباني آن دو مشاهده مي‌شود.
کليدواژه: قاعدة لطف، آموزة فيض، اماميه، کاتوليک، حکمت، رحمت.