نویسنده: مصطفي خليلي چکيده: متفکران، همواره بر شناخت سرشت انسان (طينت) و ابعاد وجودي، به‌ويژه ماده اوليه آفرينش او توجه داشته‌اند. پس از مفهوم‌شناسي طينت که غالباً آن را گِل و عين ثابت معنا کرده‌اند، حکما و متکلمان با توجه به انديشه خود در باب انسان‌شناسي و اينکه آيا حقيقت انسان همان نفس مجرد است […]

نویسنده: مصطفي خليلي
چکيده:
متفکران، همواره بر شناخت سرشت انسان (طينت) و ابعاد وجودي، به‌ويژه ماده اوليه آفرينش او توجه داشته‌اند. پس از مفهوم‌شناسي طينت که غالباً آن را گِل و عين ثابت معنا کرده‌اند، حکما و متکلمان با توجه به انديشه خود در باب انسان‌شناسي و اينکه آيا حقيقت انسان همان نفس مجرد است يا مجرد بدني بوده و ماهيتش جوهر جسماني است، به تحليل و بررسي اخبار طينت پرداخته، و مباحث چالش‌برانگيزي را مطرح کرده‌اند. 
در اين نوشتار سعي شده است، اخبار طينت را باز گفته، ضمن بيان تحليل برخي از متفکران ديني، در نهايت با توجه به شبهات جبرگرايان، بدون هيچ‌گونه تعصبي به داوري نشسته و حکم نهايي برعهده مخاطبان محترم واگذار شود.
كليد واژه: طينت، فطرت، حقيقت انسان، جبر و تفويض، سعادت و شقاوت.