در دهههای اخیر سخن از مفهومِ «یقین اخلاقی» گفت و شنودهای بسیاری را به پا کرده است؛ اینکه آیا گزارههایی اخلاقی وجود دارند که هیچ استدلال، شاهد، شک و تردیدی در آنها کارگر نباشد و یکسره برای همه پذیرفتنی باشد؟
- به گزارش ردنا (ادیان نیوز)، محمد سعید عبداللهی(طلبه سطح چهار حوزه و دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق) یکی از این گزارهها که شاید بیشترین همدلی را میان مردمان از هر دین، رنگ و نژاد و فیلسوفان برانگیزد این گزاره است:
- حال موقعیتی را فرض کنید که من در یک خیابان به شما که عابر هستید، کودکی مشخص را نشان میدهم و میگویم «کشتن این کودک نادرست است.» سخن بر سر این است که چه چیزی این فرض را این اندازه عجیب و غریب جلوه میدهد؟
- باری، فیلسوفان در دهههای اخیر برای پیشبرد ایدهٔ «یقین اخلاقی» از نمونههای مختلفی بهره میبرند. برای نمونه به گزارههای زیر توجه کنید
- اینها همه پارهای از گزارههایی بود که برخی فیلسوفان بدانها برای نمونهای از یقین اخلاقی استناد میکنند. یکی از این گزارهها که شاید بیشترین همدلی را میان مردمان از هر دین، رنگ و نژاد و فیلسوفان برانگیزد این گزاره است
- حال موقعیتی را فرض کنید که من در یک خیابان به شما که عابر هستید، کودکی مشخص را نشان میدهم و میگویم «کشتن این کودک نادرست است.» سخن بر سر این است که چه چیزی این فرض را این اندازه عجیب و غریب جلوه میدهد؟ در این فرض ما شگفت زده میشویم، چرا باید کسی چنین چیزی بگوید و چه هدفی دارد؟ اصلاً مگر چه دلایلی وجود دارد که گمان کنیم کشتن یک کودک اشتباه نیست؟ از طرفی آیا کسی میتواند در این گزاره که «کشتن کودک نادرست است» شک و تردید کند؟ آیا کسی که در این گزاره شک میکند را خطاکار می دانیم یا دیوانه؟ آیا یقینی که به درستی این گزاره داریم مانند یقینی است که به درستی گزاره «این دو دست من است» داریم؟
- حال اگر آنگونه که برخی از فیلسوفان بدان توجه دادهاند، «یقین اخلاقی» امری مطلق و طبیعی است، چگونه افرادی از ینگه دنیا بدین منطقه میآیند، غصب میکنند، میسوزانند، درهم میکوبند، بیرون میرانند، بمباران میکنند و مهمتر از همه کودک میکشند؟ آیا آنان «یقین اخلاقی» به این گزاره ندارند که «کشتن کودکان نادرست است»؟ باری، فارغ از پاسخها و سخنانی که در باب سیاست، قدرت و همه دلیلهای منفعتطلبانهای که برای عدهای انسان نما، به میان میآید، فیلسوفان در این بحث به چند نکته توجه میکنند. اگر شخصی یک گزاره یقین اخلاقی را انکار کند، حال چه با رفتار خود و چه به شکل شفاهی، این امر چه معنایی دارد؟ به چند مورد اشاره میکنیم
- ارجاعات
- [۲] Chappell, sophie. (2015). in Intuition, Theory, and Anti-Theory in Ethics, https://doi.org/10.1093/acprof:oso/9780198713227.003.0010 Pages,186–۲۰۹,Oxford P. 189
- بنگرید به
- Pleasants, Nigel (2015) If Killing Isn’t Wrong, Then Nothing Is A Naturalistic Defence of Basic Moral Certainty.
- Laves S. (2020) “Between Realism and Relativism Moral Certainty as a Third Option.” The Philosophical Forum 51(3): 297–۳۱۳.
- Moyal‐Sharrock, Danièle (2004) Understanding Wittgenstein’s On Certainty. Basingstoke Palgrave Macmillan.
- Pritchard, Duncan, (2011) Epistemic Relativism, Epistemic Incommensurability, and Wittgensteinian Epistemology,” A Companion to Relativism, edited by Steven D. Hales (Oxford Blackwell, 2011) 266–۸۵.
- [۷] Kober, Michael. (1997). “On Epistemic and Moral Certainty A Wittgensteinian Approach,” International Journal of Philosophical Studies 5, 365–۸۱, ۶۹.
منبع
دین آنلاین