زمان مورد نیاز برای مطالعه: 30 دقیقه مقدمه:انديشه و فرهنگ ديني ساختار اصلي جامعه اسلامي را تشکيل مي دهد که اثر آن در رفتارهاي فردي و اجتماعي شهروندان هويدا مي شود و بازتاب باورها و دغدغه هاي افراد را در فضاي حاکم بر جامعه مي توان ديد. از آن جا که اثرگذاري و اثرپذيري فرد و جامعه امري پذيرفته شده و انکارناپذير […]

زمان مورد نیاز برای مطالعه: 30 دقیقه
مقدمه:
انديشه و فرهنگ ديني ساختار اصلي جامعه اسلامي را تشکيل مي دهد که اثر آن در رفتارهاي فردي و اجتماعي شهروندان هويدا مي شود و بازتاب باورها و دغدغه هاي افراد را در فضاي حاکم بر جامعه مي توان ديد. از آن جا که اثرگذاري و اثرپذيري فرد و جامعه امري پذيرفته شده و انکارناپذير است، براي اصلاح، تغيير و ايجاد فرهنگ بايد به اين دو مسئله توجه ويژه اي داشت.
رفتارهاي ديني گاه شخصي و دروني اند و آثار ويران گر آن در اجتماع چه اندک يا بسيار، به چشم نمي آيد و گاهي جنبه بيروني دارند که آثار منفي آن در جامعه بر جاي مي ماند. شارع مقدس درباره نوع دوم رفتارها، سفارش هاي جدي و مهمي دارد. چنانچه پيامبراكرم (ص) در اين باره فرموده است:
« ان المعصية اذا عمل بها العبد سرا لم تضر الا عاملها و اذا عمل بها علانية و لم يغير عليه اضرت بالعام. »
همانا هنگامي که گناهي پنهاني باشد، جز گناه کار آسيب نمي بيند و هنگامي که آشکارا باشد و اعتراض و تغييري بر ضد آن نشود، به همه مردم آسيب مي رسد.

بنابراين، جامعه و دولت اسلامي درباره گناه آشکار، بايد با چاره انديشي، سلامت رواني شهروندان را تضمين کند. حجاب و عفاف از جمله احکام اسلامي و ضروريات دين است که سياست گذاران اجتماعي بايد براي اجراي آن برنامه ريزي کنند. در اين نوشتار، پژوهشگر به بحث جنجال برانگيز مجاز بودن يا نبودن دخالت حکومت اسلامي در ورود به حوزه اعتقادات و ارزش هاي جامعه نخواهد پرداخت ؛ زيرا اين نوع باورها با بهداشت رواني و اجتماعي و سلامت جامعه ارتباط مستقيم دارد. از اين رو، ايجاد و حفظ آن در شرح وظايف حکومت اسلامي، بيان شده است.

امنيت، آرامش و پاس داشت مقدسات از نيازهاي اوليه انسان معتقد به شمار مي آيد که در کنار نيازهاي جسماني و اجتماعي و شايد در رأس نيازها قرار مي گيرد و دولت بايد اين نيازها را برآورده سازد. نکته مهم در اين زمينه، تعيين محدوده اختيارات و وظايف دولت نسبت به ملت و نهادينه سازي باورها در اين محدوده است. با نگاهي گذرا به بخشي از اصول قانون اساسي، به ويژه سوگندنامه رياست جمهوري، اين محدوده، مشخص و جايگاه فرهنگ سازي در زمينه باور حجاب و عفاف نيز تعيين مي شود. در بخشي از سوگندنامه آمده است:
[سوگند ياد مي کنم] …. همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسئوليت هايي که بر عهده گرفته ام، به کار گيرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي کشور، ترويج دين و اخلاق، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازم.

رشد کشور و گسترش دين و اخلاق در جامعه، در سايه حکومت اسلامي و با همت دولت مردان آن پديد خواهد آمد و بر اساس اين سوگندنامه، از ويژگي هاي حکومت ديني به شمار مي رود. در واقع، تفاوت اصلي دولت اسلامي با دولت دموکراتيک، در تحقق ارزش هاي ديني و سياست گذاري در زمينه فرهنگ سازي ديني است که با مطالعه سيره نبوي و علوي مي توان به اين نکته دست يافت. در اين نوشتار، راه کارهايي براي نهادينه سازي، گسترش و حفظ فرهنگ حجاب و عفاف با روي کرد بررسي اختيارات و مسئوليت هاي دولت اسلامي بيان خواهد شد‌..

ضرورت بحث:

مطالعات تاريخي و بررسي جنبش هاي بزرگ دنيا نشان دهنده اين حقيقت است که بحث مبارزه با حجاب و عفاف زنان، گاه به ابزاري سياسي براي اجراي انديشه هاي استعماري تبديل شده و گاهي بهترين وسيله براي دين ستيزي مخالفان اديان بوده است.
فرانتس فانون در کتاب الجزاير و مسئله حجاب مي نويسد:
هنوز رؤياي رام کردن جامعه الجزايري به کمک زنان بي حجاب که شريک جرم اشغال گرند، بيرون نرفته است. هر بار که زن الجزايري کشف حجاب مي کند، در واقع، با اين عمل خويش، وجود جامعه الجزايري را با سيستم دفاعي سست بنياد و باز و متلاشي به اشغال گر اعلام مي دارد. هر چادري که مي افتد و هر بدني که از فشار سنتي چادر نماز، رها مي شود و هر چهره اي که به نگاه جسور و ناآرام اشغال گر عرضه مي شود، برگردان اين معناست که الجزاير به انکار وجود خويش آغاز کرده و هتک ناموس را از جانب اشغال گر پذيرفته است.

در اين کتاب، تعبيرهايي به کار رفته که عميق و قابل تامل است؛ تعبيرهايي چون: « الجزاير چادر از سر بردارد » يا « الجزاير چهره به نامحرم نشان دهد ». اين تعبيرها ، نقش زن در جامعه هاي ديني را نشان مي دهد. در واقع، جامعه ديني را با نوع پوشش زنان آن مي توان شناخت.
با مطالعه اين اثر و کتاب هاي مربوط به اندلس و خاطرات مستر همفر، جاسوس استعمار در کشورهاي اسلامي، به ضرورت بحث نهادينه سازي حجاب در جامعه هاي ديني و نقش دولت ها در اين باره پي برده مي شود . به طور کلي، هرگاه فرهنگ عفاف و حجاب نهادينه شود، جامعه از تندباد تهاجم فرهنگي در امان مي ماند.

پيش از ورود به بحث نهادينه سازي باورِ حجاب و عفاف در جامعه، بايد پيکره جامعه را شناخت تا بتوان بر اساس آنان برنامه ريزي نمود . از اين رو، در گام نخست، عناصر مهم پيکره جامعه را بررسي مي گردد: معمولاً مجموعه انساني از سه عنصر اصلي؛ يعني فرد، خانواده و جامعه پديد مي آيد که تعامل و ارتباط آن ها با يک ديگر اثبات شده است.

فرد انساني:
عنصر اصلي تشکيل دهنده جامعه، فرد است و هر فرد به تناسب آفرينش، استعدادها و توانايي هاي خويش، نظام فکري ويژه اي دارد که به او جهت مي دهد، چنانچه در قرآن کريم آمده است: {قل کل يعمل علي شاکلته}. درباره معناي « شاکله »، تعبيرهايي هم چون نيت، استعداد و قابليت، طريق، جهت و ناحيه بيان شده که نشان دهنده ويژگي هاي دروني و قابليت هاي شخصي افراد است.

بنابراين، هنگامي که از انسان سخن مي رود ، نيازهاي جسماني، رواني، اجتماعي و نظام فکري و اعتقادي و ويژگي هاي انحصاري او را در نظر گرفته مي شود . انسان ها داراي قدرت تفکر و تعقل هستند و به ياري اطلاعات و معلومات خود، در کنار يکديگر زندگي مي کنند و با ايجاد پيوند منطقي و هوش مندانه، به دنياي مجهولات راه مي يابند. بديهي است که برنامه ريزي براي موجودي عاقل و متفکر، نيازمند بهره گيري از ابزارهاي مناسب است. انسان افزون بر برخورداري از عقل و قدرت تجزيه و تحليل، از نعمت فطرت نيز بهره مند است که در صورت در امان ماندن از آسيب هاي بيروني، همانند چراغي، درون او را روشن مي سازد.
برنامه سازان فرهنگي و تربيتي، اين نکته را پذيرفته اند که شالوده و پايه اصلي تشکيل خانواده و جامعه، فرد انساني است. از اين رو، بيش از آن که برنامه هاي خود را بر خانواده و جامعه متمرکز کنند، براي افراد، به شکل انحصاري برنامه ريزي مي کنند.

خانواده:
کوچک ترين واحد اجتماع و مؤثرترين آن، خانواده است. جامعه اي که بر اساس تعامل و تفاهم ايجاد مي شود، هدف ها و دغدغه هاي مشترک دارد. سليقه هاي گوناگون يا تفاوت هاي فردي و جنسيتي، زمينه برخوردها و واکنش هاي منفي را فراهم مي سازد، ولي از خانواده مي توان با عنوان مقدس « ناموس شخصي» ياد کرد.
کيفيت نقش هاي متقابل و شيوه اثرگذاري و اثرپذيري اعضاي خانواده در مبحث فرد و خانواده از اهميت بيش تري برخوردار است و ميزان موفقيت تک تک افراد، به ميزان اثرگذاري و اثرپذيري آنان بستگي دارد. خانواده در شکل گيري شخصيت افراد نقش فراواني دارد و به همين دليل، حضرت علي(ع) به مالک اشتر سفارش مي کرد در اداره جامعه و امور حکومتي از افرادي بهره گيرد که اصالت خانوادگي دارند و از اين افراد با عبارت « اهل البيوتات الصالحة والسوابق الحسنة » ياد مي کند.

گفتني است حتي گروه هاي فمينيستي در دوره هاي جديد به اهميت خانواده پي برده اند. در گذشته، مارکسيست فمينيست ها بر اين باور بودند که نظام سرمايه داري براي تضييع حقوق زن، از نهاد خانواده استفاده کرده است. پس براي احياي حقوق زن بايد خانواده را کنار نهاد. در مقابل، فمينيست هاي پست مدرن با پذيرش وجود خانواده، اعتقاد دارند اين واحد کوچک، زمينه را براي حفظ اقتدار زن فراهم مي کند، ولي بايد شکل آن را تغيير داد. از اين رو، مرد خصوصي و زن خصوصي را پيشنهاد مي دهند که در چنين خانواده اي، فرزند مي تواند پدر يا مادر را براي سرپرستي برگزيند. در نتيجه اين فرآيند، جامعه دو جنسي شکل مي گيرد. نادرستي اين دو نظريه بر کسي پوشيده نيست، ولي منظور ، بيان تغيير نگرش نسبت به وجود نداشتن خانواده و ضرورت وجود آن در جامعه انساني است.
شناخت خانواده و نقش هاي آن و چگونگي ارتقاي روابط مناسب اعضاي خانواده و بررسي حقوق متقابل و ميزان اثرپذيري و اثرگذاري آنان، زمينه برنامه ريزي درست فرهنگي را براي مسئولان فرهنگي اعم از بخش خصوصي و دولتي فراهم مي کند. در قرآن کريم، از اعضاي خانواده صالح و شايسته به عنوان همراهان ابدي و هميشگي ياد شده است که « جنات عدن » ميزبان آن ها خواهد بود: {جنات عدن يدخلونها و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذرياتهم…}.

روايت هايي نيز که نشان دهنده وظايف متقابل اعضاي خانواده است، اهميت و جايگاه خانواده را در اسلام مي رساند. پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد:
« به جز صديقان، شهيدان و مرداني که خداوند، خير دنيا و آخرت را براي آنان اراده کرده است، کسي ديگر به خانواده اش خدمت نمي کند. »
لذا خدمت به عيال از ويژگي هاي اين گروه هاست. با دقت در اين سخن که پاداش تلاش گر در راه رفاه خانواده را با مجاهد برابر مي داند و روايت هاي ديگري که اين وظايف را مشخص مي کند، به اهميت خانواده از ديدگاه معصومان مي توان پي برد. حقوق زوج ها بر يک ديگر، حق والدين بر فرزند، حق فرزند بر والدين و سفارش اخلاقي بندگان صالح خداوند نيز به اين نکته اشاره دارد.

نقش هاي اصلي خانواده در فرهنگ ديني عبارتند از:
1. نهادينه سازي باورهاي ديني در وجود فرزندان با انجام دستورها و سفارش هاي تربيتي رهبران ديني؛
2. جهت دهي به نگرش ها و گرايش هاي کودکان و اعضاي خانواده به وسيله پدر و مادر؛
3. تقويت بافت هاي مثبت فکري فرزندان نسبت به باورهاي موجود؛
4. پديد آوردن نظام سالم اعتقادي براي فرزندان و ديگر اعضاي خانواده با گسترش فرهنگ مطالعه و گفت وگوي علمي.

جامعه:
مجموعه دوستان، همکاران، همشهريان و هم نوعاني که نسبت نسبي و سببي با فرد ندارند، در تعريف اين بخش اجتماعي جاي مي گيرند. جامعه نيز بر اساس ويژگي هاي مشترکي هم چون علاقه و رابطه عاطفي، کار، موقعيت جغرافيايي، مليت و هويت مشترک شکل مي گيرد و بدين ترتيب، زمينه اثرگذاري و اثرپذيري پديد مي آيد.
معمولاً اين حوزه را دو گروه حاکمان و مردم تشکيل مي دهند. نهادها و سازمان هاي دولتي در گروه اول و شهروندان با هر اختلاف طبقاتي، در گروه دوم قرار مي گيرند. هر يک نيز در برابر ديگري وظايف مشخصي دارند که عمل به اين وظايف و محترم شمردن آن ها ضامن سعادت و سلامت فرد و اجتماع خواهد بود. ميزان اثرگذاري اين دو گروه بر يک ديگر، از ميزان اثرگذاري متقابل اعضاي خانواده کم تر نيست. درباره گروه اول، ضرب المثلي هست که مي گويد: «الناس علي دين ملوکهم» يا روايتي که شباهت مردم به اميران خود را مي رساند: «النّاس بِأمرائِهم اَشبَهُ مِنهُم بِآبائِهِم». مشخص کردن حقوق و وظايف متقابل اعضاي خانواده مانند حق همسايگان بر يک ديگر، حق معلم بر شاگرد و برعکس نيز بيانگر اين اثرگذاري و اثرپذيري است.

افزون بر دلايل نقلي، با استدلال عقلي نيز مي توان به اثبات اثرگذاري و اثرپذيري ميان افراد اجتماع و ضرورت آن پرداخت و تاکنون هيچ نظريه پرداز، جامعه شناس و روان شناسي اين موضوع را رد نکرده است. به طور کلي، روابط متقابل فرد، خانواده و جامعه از اهميت ويژه اي برخوردار است. از يک سو، افراد از خانواده و جامعه اثر مي پذيرند و از سوي ديگر، همين افراد تعيين کننده برنامه هاي خانواده و سياست هاي اجتماعي در سطح کلان هستند.

در بخش هاي بعدي، تصوير روشن تري از اين ارتباط ها ترسيم خواهد شد، ولي بصورت کوتاه و گذرا مي توان گفت دولت مردان و مسئولان، پس از شناسايي نيازها و خواست هاي مردم، به سياست گذاري و اجراي برنامه ها براي برآوردن اين نيازها مي پردازند و مردم بر اساس همين سياست ها و به تناسب برنامه هاي حکومت، به زندگي شان جهت مي دهند. از اين رو، نقش هاي جامعه را مي توان چنين ترسيم کرد:
1. بسترسازي براي گسترش فرهنگ ديني؛
2. مبارزه با عوامل مادي و معنوي موجود در جامعه که مانع گسترش فرهنگ ديني مي شود؛
3. اصلاح ساختار و ديدگاه هاي حاکم بر جامعه به وسيله فرهنگيان و دولت مردان.
بديهي است که نخست اين اصلاح از خانواده و به شکل درون سازماني آغاز مي شود و آن گاه به سطح جامعه مي رسد. امام علي(ع) مي فرمايد: « مردم رستگار نمي شوند مگر با رستگاري زمام داران».

فرآيند فرهنگ سازي ديني:
بحث حجاب و عفاف جزو بحث هاي فرهنگي و مذهبي به شمار مي رود که بيش از امور نظامي، سياسي و اجتماعي به برنامه ريزي تدريجي و ريشه اي نياز دارد. تمام نهادها و سازمان ها اعم از خصوصي و دولتي و شهروندان در فرهنگ سازي، نقش دارند و به همين دليل، بدون ريشه يابي، آسيب شناسي و شناسايي ورودي هاي فرهنگي و شناخت عوامل ويران گر و آشنايي با شيوه هاي مبارزه با اين عوامل، نمي توان برنامه اي درست و کارآمد طراحي کرد.

فرهنگ سازي براي سه حوزه يادشده را مي توان در مرحله نهادينه سازي، گسترش و حفظ روش مند انجام داد که در هر بخش، نقش برخي نهادها پررنگ تر از ديگر نهادها خواهد بود. براي نمونه، در مرحله نهادينه سازي باورهاي ديني درباره عفاف و حجاب، نقش آموزش و پرورش به ويژه آموزش در دوره هاي ابتدايي و راهنمايي، بسيار حساس و مهم به نظر مي رسد؛ زيرا شخصيت ديني در دوره کودکي شکل مي گيرد. در روايت هم آمده است:
« مثل الذي يتعلم في الصغر کالنقش في الحجر»
مثال دانشي که در کودکي آموخته شود، مثل حک کردن نقشي بر سنگ است.
به طور کلي، آموزش در دوره کودکي، ماندگارتر خواهد بود و برنامه ريزي در اين دوره، ارزش مندتر است.

اينک به تبيين مرحله هاي يادشده پرداخته مي شود:
1. نهادينه سازي (تعميق)
عمق بخشيدن به باورها و گذر از آگاهي سطحي به لايه هاي زيرينِ حقيقت و فرهنگ را گويند. بررسي موشکافانه فلسفه و علت هاي هر حکم و پديده و تطبيق آن با موردهاي مشابه ناقص و تبيين نقش و جايگاه آن در زندگي بشري، پس از در نظر گرفتن احتمال هاي متعدد درباره عدم آن پديده موجب نهادينه سازي آن مي شود. در اين مرحله، بهره مندي از مؤثرترين و کارآمدترين ابزارهاي آموزشي و کمک آموزشي، شناخت مخاطب از جنبه هاي گوناگون و ايجاد ارتباط صميمانه با فراگيرندگان ضروري است. بهترين روش در مرحله نهادينه سازي باور عفاف و حجاب، برنامه ريزي براي خانواده ها و اطلاع رساني در زمينه شناخت کودک، نيازها و ويژگي هاي اوست تا به اين وسيله از سال هاي ابتداي زندگي به فرهنگ سازي پرداخته شود. آموزش در خانواده از دو طريق صورت مي گيرد:
الف) آموزش مستقيم که گاه در قالب امر و نهي و خواهش و تمنا خواهد بود و از ابزار اصيل هم چون تشويق و تنبيه البته به شکل علميِ آن استفاده مي شود. معمولاً اين گونه آموزش با نوعي مقاومت رواني کودک روبه رو مي شود و اگر اصول تربيتي کودک و بهره گيري از بهترين و صحيح ترين شيوه ارتباط با او رعايت نشود، نتيجه معکوس خواهد داد.

ب) آموزش غيرمستقيم که از طريق رفتار و عملکرد اعضاي خانواده بدون استفاده از آموزش هاي گفتاري انجام مي شود و بيش تر شکل امر و نهي و موعظه را به خود مي گيرد. معمولاً مادراني که دغدغه حجاب و عفاف دارند و در برخورد با نامحرم، رفتار عفيفانه از خود نشان مي دهند و اين حالت در وجود آن ها نهادينه شده است، در عمل و به طور غيرمستقيم به نهادينه سازي باور حجاب و عفاف در فرزند خويش پرداخته اند. استفاده از برخي برنامه هاي رسانه ملي و لوح هاي فشرده آموزنده، از مصداق هاي آموزش غيرمستقيم به شمار مي رود. همچنين کتاب هايي که با توجه به اصول ويژه ادبيات کودک نوشته شده اند، به طور غيرمستقيم، حجاب و عفاف را مطرح کرده اند.

پس از خانواده، مدرسه، عهده دار نهادينه سازي باورهاي ديني و فرهنگ حجاب و عفاف خواهد بود. استفاده از ابزارهاي آموزشي مؤثر و مورد علاقه دانش آموز و اصلاح متن هاي آموزشي و قرار دادن متني جذاب و شيرين به تناسب نيازهاي کودک، در کتاب هاي درسي، از جمله برنامه هاي آموزشي در اين بخش است.

نهادينه سازي باور و فرهنگ ديني در حوزه سوم يعني جامعه نيز جايگاه مهمي دارد. چنانکه گذشت، خانواده و آموزش و پرورش به طور خاص، در پرورش کودکان در اين مرحله، نقشي مؤثر و مفيدتر دارند. براي نوجوانان و جواناني که مرحله کودکي را پشت سر نهاده اند، با توجه به ادبيات نوجوان و جوان و نيازهاي ويژه آن ها و نيز شناخت ويژگي هاي مربوط به اين دوره سنّي مي توان برنامه ريزي کرد. فرهنگ سراها، نهادهاي فرهنگي و سازمان هاي دانش گاهي در نهادينه سازي باورهاي ديني جوانان نقش دارند، ولي از آن جا که شخصيت و ساختار فکري جوان تا حدودي شکل گرفته است، کاري بس بزرگ و دشوار خواهد بود و نيازمند مطالعه و پژوهش کارشناسانه است.
اثبات حجاب به عنوان اصل ضروري دين، هدف ها و برنامه هاي تربيتي حجاب و عفاف، فلسفه شارع مقدس در تشريع حجاب و عفاف، آثار و فايده هاي فردي و اجتماعي آن، از مقوله هاي مطرح در اين مرحله است که بايد متناسب با ادبيات روز کودک، نوجوان و جوان آموزش داده شود.

2. گسترش (ترويج)

گسترش و رواج دادن مفاهيم فرهنگي در سطحي گسترده را گويند. تفاوت مرحله گسترش فرهنگ حجاب و عفاف با مرحله اول، در گستردگي قلمرو و دامنه آن، توجه و دقت در امور مربوط به ظاهر و حفظ شعائر و ابلاغ احکام و شاخه هاي يک فرهنگ است. در اين مرحله نيز به نوعي نهادينه سازي باورها صورت مي گيرد، ولي اين مرحله معمولاً پس از تحکيم پايه ها و اصول فکري خواهد بود و جنبه يادآوري و توسعه نسبت به باورهاي نهادينه شده افراد را دارد.
تبيين بهترين نوع پوشش و رفتار اجتماعي، تعيين حريم ارتباط با نامحرم و معرفي الگوي جامع حجاب و عفاف در سطح گسترده، از مصداق هاي گسترش به شمار مي آيند. فاصله ميان دو مرحله به اندازه اي کوتاه است که گاه تصور مي شود دو بخش از يک مرحله هستند، ولي در بخش راه کارها، تفاوت هاي ظريف اين دو مرحله مشخص خواهد شد. معمولاً مرحله نهادينه سازي نسبت به مرحله گسترش، نيازمند زمان بيش تري خواهد بود و آرام آرام مي توان فرهنگ اصيل ديني را نهادينه کرد.

نخستین مسابقه بین المللی حفظ قرآن کریم در چچن

3. حفظ و نگه داري (تحفيظ)
مرحله سوم فرهنگ سازي، حفظ و پاس داشت باورهاي ديني نهادينه شده و گسترش يافته در جامعه است. در اين مرحله، با تنظيم و ابلاغ قانون ها و آيين نامه هايي به اداره ها و مؤسسه هاي دولتي و غيردولتي، مي توان فرهنگ پديدآمده را که نمود بيروني هم دارد، پاس داشت. در اين مرحله، وارد شدن برخي نهادها مانند نيروي انتظامي، ستاد امر به معروف و نهي از منکر و مؤسسه هاي ويژه مربوط به پاس داري از شاخص هاي فرهنگي به عرصه عمل ضروري است.

ابزارها و شيوه هاي فرهنگ سازي

شناخت ابزارهاي مناسب و شيوه ها و قالب هاي مؤثر و کارآمد، از گام هاي نخست براي نهادينه سازي و گسترش باورهاي ديني است. تحليل ابزاري و روشي، فرصتي براي فرهنگ سازان ايجاد مي کند تا در زمان کوتاه تري با استفاده از ابزارهاي مناسب و شيوه هاي مؤثر به هدف هاي خود برسند.

وسايل ارتباط جمعي و رسانه ها، ابزار مهمي براي عرضه و انتقال پيام هاي فرهنگي به مخاطبان در سطح گسترده است. آشنايي با انواع رسانه ها و استفاده بهينه از کارآيي ها و بهره وري درست از همه امکانات اين ابزار، فرهنگ‌سازي را روش مندتر مي کند و به روند آن سرعت مي بخشد.

به کارگيري جديدترين يافته هاي علمي روز در عرصه فن آوري اطلاعات و ريزفن آوري (نانو تکنولوژي) نيز ابزار ديگري براي نهادينه سازي باورهاي ديني است. هم چنين به ياري ابزار آموزشي و کمک آموزشي مي توان به اهداف فرهنگي مورد نظر نزديک شد. متن هاي آموزشي، پژوهشي و جهت دهي به موضوع ها و برگزاري نشست هاي متناسب با سطح تحصيلي افراد نيز جزو ابزار کمک آموزشي است.
هنر به عنوان قالبي جهاني که فراتر از زبان ها و مليت هاست، يکي ديگر از بهترين شيوه هاي فرهنگ سازي در عرصه هاي ملي و بين المللي است. پيام هايي که از طريق هنر متعهد بيان شوند، به علت بهره گيري از نيروهاي دروني افراد و برآوردن حس زيبايي شناسانه انساني، بسيار ماندني و عميق تر خواهند بود. گفتني است که هنر تصويري از ديگر هنرهاي اثرگذار است.

هم چنين مرکزهاي اعزام مبلّغ و متوليان فرهنگ ديني در نهادينه سازي فرهنگ حجاب، نقش مهمي دارند و آشنايي مبلّغان و مروجّان فرهنگ ديني با شيوه هاي تبليغي جديد، بسيار کارآمد است. تبليغ از طريق ارتباط چهره به چهره و مستقيم نيز بسيار مؤثر است. البته با بهره مندي از فن آوري روز و شبکه اينترنت و ايجاد پايگاه هاي شخصي براي مبلّغان مي توان اين نوع تبليغ را در فضاي گسترده تري انجام داد و از زمان، بيش تر سود جست.

نقش ها و وظايف دولت اسلامي در فرهنگ سازي ديني

نهادينه سازي، گسترش و حفظ فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه اسلامي، نيازمند حرکتي گروهي، پويا، هدف مند و روش مند است. از اين رو، تلاش همه جانبه نهادهاي دولتي از يک سو و شهروندان از ديگر سو، همراه با تعامل، تفاهم و هم دلي سبب مي شود که فرهنگ عفاف گسترش يابد.
بديهي است دخالت و نظارت سه قوه مقننه، مجريه و قضاييه و حرکت مردمي و درخواست جدي و پي گير آنان مي تواند به تغيير وضع موجود و نزديک شدن به وضع مطلوب بينجامد. از آن جا که نوشتار حاضر به محدوده و قلمرو مسئوليت ها و اختيارات دولت اسلامي مي پردازد، بنا دارد به وظايف قوه مجريه اشاره كند ، گرچه به ديگر قوه ها نيز نظر خواهد داشت.

حرکت اصولي و روش مند در نهادينه سازي، گسترش و حفظ فرهنگ حجاب و عفاف را به پنج مرحله مي توان تقسيم کرد:
1. احساس ضرورت مردم براي ايجاد تحول در فرهنگ عمومي حجاب و عفاف؛
2. تلاش براي حل مسئله و گسترش اعتراض مردم به مسئولان و متوليان فرهنگ ديني؛
3. حرکت دولت و برنامه ريزي در چهار سطح: شناخت کارشناسانه موضوع، آسيب شناسي موضوع، بررسي راه هاي حل موضوع و ارائه راه حل هاي مناسب به مراجع صلاحيت دار قانوني مانند قوه مقننه (به صورت لوايح قانوني)؛
4. اجراي برنامه هاي تصويب شده از سوي قوه مقننه و برنامه ريزي درباره اهداف جزئي و اجرايي براي رسيدن به هدف کلي؛
5. تغيير وضع موجود و ايجاد وضعيت مطلوب در زمينه حجاب و عفاف، با بهره مندي از اختيارات دولت.
با توجه به پنج مرحله يادشده، نقش اساسي دولت اسلامي را در نهادينه سازي، گسترش و حفظ باورها مي توان دريافت. مردم اين حرکت را آغاز مي کنند. سپس دولت وارد عمل مي شود و پس از بررسي کارشناسانه، پيشنهادهايي به قوه مقننه مي دهد و پس از تصويب مجلس، آن را اجرا مي کند.

با بررسي ماجراي « کشف حجاب » که حکومت پهلوي با به کارگيري همه نهادها و سازمان هاي دولتي و مردمي اين حرکت ضدفرهنگي را در سال 1314 اجرا کرد، روند حرکت و برنامه ريزي مسئولان آن دوران را براي دست يابي به موقعيت ياد شده مي توان به خوبي تحليل کرد. گفتني است به دليل مخالفت هاي جامعه و برحق نبودن ايده کشف حجاب، عمر اين حرکت ضدفرهنگي کوتاه بود.

از اين پديده مي توان چنين نتيجه گيري کرد که حجاب و ضرورت آن امري است که مردم ايران به حکم فطرت و عقل پذيرفته اند؛ زيرا اگر چنين نبود، مردم با کشف حجاب مخالفتي نمي کردند. وقتي چنين واقعيت و موهبتي وجو دارد ، بسيار خطا خواهد بود اگر با بدسليقگي و رفتارهاي افراطي و تفريطي، اين موقعيت مناسب از دست برود . بي گمان، با تلاش آگاهانه ، حجاب، در چنين جامعه اي نهادينه خواهد شد.

در کتاب تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، به 157 سند (از سند شماره 25 تا سند 208) درباره مسائل مربوط به کشف حجاب اشاره شده است. جلوگيري از ورود خانم هاي باحجاب به مکان هاي عمومي، ممنوع بودن همسران افسران در استفاده از چادر در مهماني ها و پرداخت مساعده به افسران براي تهيه لباس هاي مخصوص براي خانواده هاي آنان، موضوع بخشي از اين سندهاست.

نکته قابل توجه در اين زمينه، هماهنگي نهادهاي مهم کشوري و لشکري براي سامان دهي اين حرکت ضدفرهنگي است. وزارت کشور براي جلوگيري از استفاده چادر، بخش نامه صادر مي کرد و کارمندان مجبور بودند اين قانون را بپذيرند. وزارت جنگ به ستاد ارتش درباره جلوگيري از ورود زنان باحجاب به مکان هاي عمومي نامه مي فرستاد و ارکان حرب کل قشون در اين باره بخش نامه جداگانه صادر مي نمود . در مجلس شوراي ملي نيز براي کشف حجاب، جشن برپا مي شد و زنان بدون حجاب در آن شرکت مي کردند. در کنار اين، مسئولان در نامه هاي محرمانه، با اشاره به احتمال شکل گيري تحريک ها و دسيسه هاي خارجي، از پرسنل خود به ويژه در مناطق مذهبي مي خواستند، هوشيار باشند.

حتي در برخي سندها، به سودجويي برخي تاجران و فروشندگان لباس در اين ماجرا اشاره شده است. مسئولان نيز براي اين که لباس هاي پيشنهادي مانند دست کش، کلاه، پوست و پارچه فاستوني، ارزان باشد و براي بهره مندي همگاني مانعي به وجود نيايد، به فروشندگان اين کالاها دستور دادند بر آن ها برچسب قيمت بزنند تا کسي نتواند گران تر بفروشد.

حکومت پهلوي براي رسيدن به هدف هايش در اين زمينه، از هر ابزاري بهره مي گرفت. براي نمونه، بيست روز پيش از کشف حجاب رسمي، محمود جم دستور داد که زنان بدسابقه و بدکاره نبايد در مجامع کشف حجاب شرکت کنند، حتي اگر به ايده کشف حجاب احترام بگذارند و از آن استقبال کنند.

راه اندازي سازمان هايي براي احياي حقوق زنان و ايجاد زمينه اي مناسب جهت پرورش فکر کشف حجاب از جمله فعاليت هاي مقدماتي رژيم بود. رضاخان به وزير معارف وقت، علي اصغر حکمت، دستور برپايي جمعيتي از زنان آزادي خواه تهراني را داد. از اين گروه نيز خواست اساس نامه اي براي سازمان خود تهيه کنند و در اختيار وزير معارف بگذارند و از وزير بخواهند که از آنان پشتيباني کند. اين مؤسسه با نام «کانون بانوان» تأسيس شد که شمس پهلوي، سرپرست آن بود. اکنون که تجربه چنين رويداد مهمي پيش روي است، بايد به گونه اي برنامه ريزي شود که فرهنگ سراها و مؤسسه هاي مردمي بر اساس اختيارات و مسئوليت ها و در قلمرو وظايف خود، به صورت هماهنگ براي نهادينه سازي، گسترش و حفظ عفاف و حجاب گام بردارند.

وظيفه دولت را در اين زمينه مي توان چنين برشمرد:
1. درک ضرورت نهادينه سازي و گسترش فرهنگ حجاب؛
2. هدايت نيروهاي دولتي براي نهادينه سازي و گسترش فرهنگ حجاب در سه حوزه فرد، خانواده و جامعه؛
3. پشتيباني مالي و معنوي از برنامه سازان و هدايت گران جامعه و ايجاد بستري مناسب براي فعاليت هاي هدف مند فرهنگي در عرصه دين؛
4. نظارت بر نهادهاي فرهنگي و ديني و فضاي حاکم بر جامعه؛
5. برخورد آگاهانه و متناسب با اصول روان شناختي و جامعه شناسي با متخلفان در اين عرصه؛
6. توجه به ورودي هاي فرهنگي و در اختيار گرفتن گلوگاه هاي اصلي و همکاري با سازمان هايي مانند صدا و سيما براي جاي گزين کردن برنامه هاي گوناگون و جذاب و متناسب با باورهاي ديني به جاي فرآورده هاي ضد فرهنگي.

1. درک ضرورت نهادينه سازي و گسترش باور حجاب و عفاف

نخستين وظيفه دولت اسلامي، درک ضرورت کار فرهنگي و ديني است. دولت اسلامي در صورتي مي تواند به چنين درکي برسد که نهادها با همين هدف راه اندازي شده باشند؛ نهادهايي که به طور علمي و تخصصي به تحليل و بازبيني شرايط جامعه اسلامي بپردازند و خلأهاي موجود را بشناسند. اعضاي اين نهادها بايد با عناصر و احکام ديني آشنا باشند و پيوسته وضعيت جامعه ديني را بررسي کنند و پس از تطبيق دادن آن با قواعد و داده هاي ديني و يافتن کاستي ها و توان مندي هاي جامعه، براي هماهنگ کردن شهروندان با قواعد جامعه ديني بکوشند.
درک ضرورت کار فرهنگي در زمينه عفاف در بسترسازي فرهنگي نقش اساسي دارد. حکومت اسلامي پس از رسيدن به اين احساس ضرورت ، بايد براي نهادينه سازي فرهنگ عفاف در جامعه، برنامه ريزي و براي پژوهش هاي بنيادين ديني سرمايه گذاري کند. البته برنامه ريزي علمي جامع، زمان بر و پرهزينه است و به عزم راسخ دولت مردان حکومت اسلامي نياز دارد.

در اين مرحله، آشنايي با مفهوم ها و اصطلاح هاي مربوط به فرهنگ عفاف و دريافتن تفاوت هاي مفهومي آن ها امري اجتناب ناپذير است. تعريف، قلمرو و رابطه مفاهيمي چون حيا، عفاف، حجاب با يکديگر بايد براي برنامه ريزان حکومتي روشن باشد تا در تبيين آن سرگردان نشوند.

حيا، ويژگي دروني است و بنا به تعريف عالمان اخلاق، محدوديت و در تنگنا افتادن نفس در ارتکاب محرمات شرعي، عقلي و عرفي از ترس نکوهش است. حيا، اعم از تقواست؛ زيرا تقوا، خودداري از حرام شرعي است و حيا موجب دوري از حرام عقلي، شرعي و عرفي مي شود. در حيا، معاني انفعال و اتصاف نفساني و تنفر از فعل مخالف ادب و نيز خصلت نفساني برانگيزاننده نفس بر ترک عمل زشت و پرهيز از زشتي ها به جهت ترس از سرزنش ديده مي شود.
بنابراين، حيا در سطح وسيعي مطرح مي شود. نوع گفتار، رفتار و حتي تفکر افراد، زيرمجموعه اين صفت است. در قرآن کريم، نوع رفتار افراد در ميهماني رسول خدا(ص) در مقوله حيا آمده و برخورد آن حضرت که سکوت بود، بيان شده است: « فيستحيي منکم و الله لايستحي من الحق ». شيوه راه رفتن و ارتباط يکي از دختران حضرت شعيب با نامحرم نيز حيا توصيف شده است: « فجائته احداهما تمشي علي استحياء ».

عفاف به انسان کمک مي کند تا از چيرگي شهوت بر نفس جلوگيري کند. بنابراين، عفت، دروني است و از طريق رفتارهاي بيروني افراد، مانند روابط نامشروع، تعداد فرزندان نامشروع، سقط جنين، چشم چراني و مزاحمت خياباني مي توان به ميزان عفت عمومي يا بي عفتي جامعه پي برد. در واقع، به رعايت مرزها در روابط انساني، عفاف مي گويند، به گونه اي که احساسات و تمايلات فردي اعم از جنسي و غيرجنسي سبب تجاوز به مرزهاي اخلاق و عدالت نشود.

حجاب رفتار بيروني و عيني است که از ارزش هاي ديني و به عبارتي، از ضروريات دين به شمار مي آيد. حيا، عفاف و حجاب، به هم پيوسته اند و هر يک، پيش نياز ديگري به شمار مي رود. به اين معنا که با برنامه ريزي عميق و گسترده دولت براي ايجاد فرهنگ حيا در سطح جامعه مي توان به جامعه اي پاک دست يافت و جامعه عفيف در نمود بيروني اش با حجاب ديده مي شود. در واقع، حجاب مبتني بر عفاف و عفاف بر پايه حيا استوار است و هيچ يک از اين سه پديده، به جنسيت، زمان و مکان بستگي ندارد.

اگر مسئولان براي رسيدن به ارزش هاي ديني برنامه ريزي داشته باشند، مرحله درک ضرورت، درست پيموده مي شود. در رأس هرم دولت، رئيس جمهور است و سطوح بعدي نيز متناسب با ايده ها و ارزش هاي مورد نظر وي انتخاب خواهند شد و دغدغه هايي مشابه خواهند داشت. هنگامي که رؤساي وزارت خانه ها و مديران بخش ها و سازمان هاي وابسته داراي همان دغدغه ها و انديشه ها باشند، خانواده دولت با همين نگاه ارزش مدارانه به مسائل جامعه مي نگرد و ضرورت نهادينه سازي و گسترش باور حجاب را درک خواهد کرد و برنامه هاي علمي و عملي را در همين راستا به کار خواهد بست.

اگر دولت نيروي خود را بر پديده فرهنگي متمرکز کند، به علت گستردگي دامنه آن، زمينه رسيدن به مطلوب بيش از پيش فراهم خواهد شد. پديد آمدن چنين تمرکزي به نگرش دولت مردان و جهان بيني آنان بستگي دارد. بايد دانست بحث آسيب شناسي جامعه ديني در اين بخش مطرح مي شود. يافتن عوامل بدحجابي و بي توجهي به عفت عمومي و نيز عواملي که جامعه را از الگوي جامعه ديني دور مي سازد و تحليل آن ها براي برنامه ريزي در بخش هاي ديگر، در درک ضرورت پرداختن به مباحث مربوط به نهادينه سازي و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، نقش مهمي دارد.

2. نقش ها و برنامه هاي هدايتي دولت

دولت پس از درک ضرورت نهادينه سازي و گسترش باور حجاب، مرحله عملياتي و اجرايي را آغاز مي کند. در امور فرهنگي، آموزش و هدايت در رأس امور اجرايي قرار دارد؛ زيرا هر مسئله فرهنگي در صورتي پايدار و آسيب ناپذير خواهد بود که مبتني بر آگاهي و دانش باشد. اين بخش از برنامه ها را مي توان در جنبه هاي زير بررسي کرد:
الف) آموزش و پرورش
نقش آموزش و پرورش در نهادينه سازي باورها بسيار مهم است. از آن جا که مدرسه هاي دولتي و نيمه دولتي زير نظر دولت کار مي کنند، در برنامه هاي هدايتي بايد به وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي توجه ويژه داشت. در بحث آموزش سه بخش وجود دارد: مخاطبان، متن آموزشي و روش آموزشي. براي برنامه ريزي آموزشي بايد هر سه بخش را شناخت.

مخاطبان آموزش مي تواند فرد ، خانواده يا جامعه باشد که در بخش بدنه اصلي جامعه بشري به آن پرداخته شد. بديهي است هر فرد آموزش ديده نيز با افراد ديگر، تفاوت هاي سنّي، تحصيلي و فرهنگي دارد که اين تفاوت ها در انتخاب نوع آموزش مؤثر است.
دولت مي تواند از رسانه ها، مجتمع هاي آموزشي و هر مکاني که افراد در بيرون از خانواده با آن ها ارتباط دارند، بهره بگيرد و مخاطبان فردي را آگاه سازد. هم چنين در بخش خانواده مي تواند کتاب را در سبد فرهنگي خانواده ها قرار دهد يا از رسانه ملي براي رشد سطح دانسته هاي آنان استفاده کند. در بخش جامعه نيز با صدور بخش نامه ها و آيين نامه هاي اداري، وارد عمل مي شود.
در زمينه متن هاي آموزشي، بررسي محتوايي متن ها، لازم الاجرا است. تجزيه و تحليل نسل ها، متفاوت است. از اين رو، نسل امروز نسبت به نسل پيشين، به دانشي روزآمد نياز دارد. ادبيات نسل ها نيز با هم متفاوت است. امروزه به علت وجود برنامه هاي آموزشي در رسانه هاي ملي و فراملي، نرم افزارهاي آموزشي و بازي هاي فکري و آموزشي، تصحيح و تغيير متن ها ضروري است. درباره روش هاي آموزش نيز به تناسب ويژگي ها و نيازهاي نسل هاي جديد، امکانات آموزشي و ابزار موجود مي توان روش مناسب را برگزيد.

از آن جا که مهم ترين دستگاه دولتي در زمينه امور هدايتي، آموزش و پرورش است، بايد به آن توجه ويژه داشت. آموزش و پرورش، فعاليت هدايتي و ارشادي خود را مي تواند در موارد زير سامان دهي کند:
بررسي و اصلاح کتاب هاي درسي و قرار دادن موضوع هاي مربوط به عفاف و حجاب، به صورت جذاب، نامحسوس و متناسب با موضوع کلي درس، لازم است. استفاده از عکس هايي که غيرمستقيم از فرهنگ حجاب ياد کنند و اين فرهنگ را بستايند، جزو کارهاي مهم به شمار مي آيد. اين حرکت، به دانش آموز مي فهماند که تنها در جامعه هاي عفيف مي توان پيشرفت کرد. آشنايي با فرانتس فانون و کتاب وي- که پيش ترگذشت – و گنجاندن نظرهاي نويسندگان بزرگي که در اين باره آثاري دارند، مؤثر است. توجه به پس زمينه کتاب هاي کودکان و نوجوانان و بهره مندي از تصويرهاي باحجاب براي شخصيت هاي منطقي و دانا و نيز گردآوري درس ها به صورت گفت وگوهاي ديني، بخشي از اصلاحات متون آموزشي است.

تشکيل کلاس هاي آموزشي يا نشست هاي هدف مند علمي با موضوع حجاب و عفاف يا ديگر موضوع هاي ديني، با مديريت استادان فرهنگ و انديشه ديني، کار ديگري است که در اين نشست ها بايد انجام شود. بهتر است تمام شبهه ها و نظرهاي مخالف، مطرح و سپس به آن ها پاسخ داده شود.

تشکيل نشست هاي علمي درون سازماني در هر آموزشگاه و مجتمع آموزشي به تناسب سنّ مخاطبان و تبليغات مناسب و قرار دادن امتيازهايي براي جلب توجه مخاطبان (دانش آموزان)، يکي ديگر از راه کارهاست. اين حرکت در دانشگاه ها انجام مي شود و دانشجويان بسياري جذب شده اند و انديشه آن ها را جهت داده است. جهت دادن به پژوهش هاي ديني دانش آموزان و پشتيباني مالي و معنوي از پژوهش ها نيز سودمند است.

نکته مهم و قابل توجه در بخش سياست هاي هدايتي دولت، آموزش درست و به دور از افراط و تفريط و متناسب با دانسته هاي ديني است. براي مثال، در برابر مقوله حجاب و عفاف، عنصر شهوت و خودآرايي وجو دارد که تبيين جايگاه هر يک از اين عنصرها، ضروري است. عقلانيت اسلامي، قوه شهوت را به طور ذاتي ناپسند نمي داند، بلکه سرکشي شهوت سبب تباهي انسان مي شود. نقش شهوت افزون بر تداوم نسل در تشکيل علايق جمعي (مانند خانواده) و تلطيف روابط انسان ها بسيار مهم است و موجب پرورش قوه خيال و تحرکات احساسي مي شود و سرکوب آن نيز به سستي، خشونت يا دل مردگي مي انجامد. پس ساختار آموزش و پرورش در اين زمينه نيز بايد بر اساس هدف هاي آفرينش باشد.

آخرین نامه یک شهید مدافع حرم / تصویر

بناي اسلام بر نابودي انگيزه ياد شده نيست، بلکه به مهار آن مي انديشد. برخي بر اين باورند که اسلام، نه تئوري «شهر مردان، شهر زنان» سقراط را قبول دارد و نه رهبانيت مسيحي را. در عقلانيت ليبرال، شهوت، بُت عيّار و قدرت مندي است که بر افعال فردي و جمعي سيطره دارد؛ زيرا در اين عقلانيت، «لذت»، مهار انسان را در دست دارد و اصل «بيشترين لذت و کم ترين زحمت» راهنماي او است.
به طور کلي، نقش هدايتي دولت در حوزه آموزش و پرورش، با مفهوم شناسي علمي و آشنايي با قلمرو و محدوده موضوع هاي مربوط به فرهنگ حجاب و عفاف، آغاز مي شود و پس از بيان تعريف مناسب و کارشناسانه، به عرضه محصول هاي آموزشي مکتوب و غيرمکتوب مي انجامد و شيوه ها و روش هاي آموزش مستقيم و غيرمستقيم، تحليل و بررسي مي شوند.

ب) تبليغ و اطلاع رساني
براي هر گروه سنّي و تحصيلي، از تبليغ مي توان سود جست. از اين رو، تبليغ نسبت به آموزش، کارآمدتر است. حوزه هاي علميه و مدرسه هاي مذهبي، متوليان اصلي تبليغ در کشورهاي اسلامي و حتي در جامعه هاي ديني غيراسلامي هستند، ولي دولت به دليل توان مندي هايي که دارد، بيش از ديگر نهادها مي تواند در گسترش ارزش هاي اسلامي اثرگذار باشد.

حوزه هاي علميه به هيچ يک از نهادها و قواي سه گانه وابسته نيستند و مستقل و مردمي اند، ولي دولت مي تواند با برنامه ريزي در بهره مندي از پرورش يافتگان حوزوي در تمام حوزه هاي زير نظر خود و رشد سطح ديني خانواده دولت و در نتيجه، بازتاب دادن فرهنگ و انديشه ديني در جامعه، از طريق به کارگيري مديريت متعهد ديني، سطح تبليغ را گسترش دهد. هم کاري با حوزه هاي علميه و حمايت از برنامه هاي تبليغي و ترويجي و حتي برنامه ريزي هاي کلان در زمينه گسترش مؤسسه ها و حوزه هاي تربيت مبلّغ بايد از جمله برنامه هاي عملي دولت در اين زمينه باشد که در بحث حمايتي به آن پرداخته خواهد شد.

ج) هماهنگي و پيوند تنگاتنگ با رسانه ملي و هنر تصويري
رسانه هاي تصويري هم چون تلويزيون و سينما به عنوان يکي از ابزارهاي آموزشي با گروه گسترده اي از مخاطبان ارتباط دارند. تأثير آموزش در مکان هاي آموزشي و تبليغ در مناسبت هاي گوناگون، ماندني تر و عميق تر از تأثير رسانه هاست. البته نبايد از ياد برد که گستره آموزش از راه رسانه تصويري، وسيع تر است و زمينه تحولات آني را فراهم مي سازد که معمولاً اين حالت ها پايدار نيستند، مگر آن که به طور پيوسته، پيام هاي مثبت ديني را منتقل کنند. از رسانه ها به عنوان وسيله اي براي بيدار کردن خفتگان مي توان بهره برد، ولي بيان اين که چگونه بايد حرکت کرد و در طول سفر معنوي با چه کساني بايد پيوند داشت، در برخي موارد، از عهده سيما و سينما برنمي آيد. هر حقيقتي را نمي توان به تصوير کشيد، بلکه پس از ايجاد تشنگي روحي براي افراد، بايد آن ها را به سرچشمه رساند.

برگزاري نمايشگاه هاي تصويري و تجسمي، نظير عکس، گرافيک، نقاشي و طراحي با موضوع هاي عفاف و حجاب يا راه اندازي هنرکده هايي براي گسترش فرهنگ ديني، جنبه ديگر آموزش غير مستقيم است که دولت مي تواند براي آن برنامه ريزي کند. هم چنين برگزاري نمايشگاه هايي با موضوع هاي تاريخي، مانند « حجاب ايراني از عهد ساساني تا امروز »، « حجاب در اديان » يا « فلسفه حجاب با الهام از آيات و روايات » مؤثر خواهد بود.

3. نقش ها و برنامه هاي حمايتي دولت

يکي از مهم ترين آثار فرضيه سالم سازي در اقتصاد، حمايت گسترده است. در حوزه فرهنگ نيز حمايت هاي گسترده موجب سالم سازي اين عرصه مي شود. حمايت دولت از برنامه سازان فرهنگي در زمينه نهادينه سازي و گسترش فرهنگ حجاب و عفاف را مي توان از دو جنبه مادي و معنوي بررسي کرد. حمايت از متوليان امور فرهنگ ديني از نظر مالي و در نظر گرفتن بودجه متناسب با نيازهاي فرهنگ ديني کشور جزو حمايت هاي مالي دولت است و ارتقاي شغلي مديران متعهد و پاي بند به برنامه سازي فرهنگ ديني، بزرگ داشت و نکوداشت فعالان فرهنگ ديني در خانواده دولت، در نظر گرفتن تسهيلات براي آنان و گسترش تشويق ها به سطح جامعه و خارج از خانواده دولت، جزو حمايت هاي معنوي دولت به شمار مي رود. گفتني است در اين زمينه ايجاد کانون ها و مؤسسه هاي حمايتي نيز مناسب به نظر مي رسد.

بديهي است اگر امکانات مالي و معنوي براي چاپ و پخش آثار معنوي و مرتبط با فرهنگ ديني به ويژه فرهنگ سازي در زمينه حجاب و عفاف فراهم باشد و اهل انديشه، قلم و هنر به حمايت دولت اطمينان داشته باشند، جهت گيري پژوهش ها و نمايشگاه هاي هنري به سمت فرهنگ ديني کشيده خواهد شد. در يک کلام مي توان گفت حمايت از پروژه هاي بزرگ فرهنگي و همکاري و تعامل با مؤسسه هاي ديني جزو وظيفه هاي اصلي دولت اسلامي است.

4. نقش ها و برنامه هاي نظارتي دولت
فاصله نظارت و دخالت بسيار اندک است و دولت بايد متوجه اين فاصله باشد و بدون دخالت در امور نهادها، به نظارت بر توليد محصول فرهنگي بپردازد. سپس داوري را بايد به قوه قضاييه بسپارد و براي حفاظت و مبارزه با مفاسد و منکرات، با نهادهاي مربوط هماهنگ باشد.

مهم ترين نقش هاي نظارتي دولت عبارتند از:
الف) نظارت بر ورودي هاي فرهنگي و هنري
ورودي هاي فرهنگي و هنري و حتي انديشه هاي وارداتي، در موارد بسياري، نه تنها با باورهاي عميق ديني تناسب ندارد، بلکه گاه نوعي دين ستيزي يا دين گريزي در آن ها ديده مي شود. سياست استکبار جهاني بر بسياري از محصول هاي فرهنگيِ وارداتي سايه افکنده و درصدد ويران کردن باورهاي جامعه ديني است. بنابراين، نظارت بر واردات فرهنگي و توليد محصول هنري و يافتن دست هاي آلوده مي تواند به بهبود وضع فرهنگ ديني در جامعه اسلامي کمک کند.

ب) نظارت بر بومي سازي توليد محصول فرهنگي و هنري
همواره نظام فکري مبتني بر باورهاي ديني، توليدکننده آثاري است که بيانگر فرهنگ و انديشه ديني هستند. نظارت دولت بر برنامه ريزان اين عرصه و ايجاد زمينه مناسب براي فعاليت هاي آنان مي تواند به گسترش توليد محصول فرهنگ ديني بيانجامد و زمينه صدور آن ها را فراهم سازد. اين محصول ها پيوسته بايد زير نظر باشند تا آن چه بيش از همه با انديشه دولت و جامعه اسلامي سازگار است، صادر شوند.

نکته مهم و قابل توجه در بومي سازي توليد محصول فرهنگي متناسب با شأن و فرهنگ ديني، دقت در استفاده از شيوه هاي جذاب و اثرگذار است. بهره گيري از نويسندگان، طراحان و کارگردانان باتجربه و آگاه، براي اين حرکت فرهنگي لازم است. کار فرهنگي ضعيف، کليشه اي و شعاري، نه تنها براي نسل امروز تأثير مثبت ندارد، بلکه سبب دوري شهروندان از فرهنگ اصيل ديني مي شود. بنابراين، با حمايت مالي و معنوي دولت از برنامه هاي مربوط به فرهنگ ديني و تهيه کنندگان اين برنامه ها مي توان محصولي سالم، مؤثر و جذاب را توليد و به جامعه ديني عرضه کرد و با نظارت دولت مي توان اميدوار بود که اين برنامه ها و توليدها کاستي نداشته باشند.

5. نقش ها و برنامه هاي حفاظتي دولت

آخرين نقش دولت مردان در زمينه فرهنگ، حفظ باورهاي ديني است. پيش از اين بيان شد که بايد در سه مرحله نهادينه سازي، گسترش و حفظ و نگه داري به فرهنگ سازي پرداخت و نقش هاي شناختي، هدايتي، حمايتي، نظارتي و حفاظتي براي دولت مطرح شد. مبحث نهادينه سازي با نقش هدايتي دولت هم سو است و مبحث گسترش با دو نقش حمايتي و نظارتي. مبحث حفظ و نگه داري نيز به نقش آفريني حفاظتي دولت نيازمند است. در واقع، براي حفظ فرهنگ حجاب که نهادينه شده و گسترش يافته است، بايد از راه کارهاي حفاظتي بهره برد.

بهره گيري از نيروهاي انتظامي، به کار بستن قوانين تدوين شده براي حفظ فرهنگ ديني، پي گيري اجراي آيين نامه ها و بخش نامه هاي مربوط و در نظر گرفتن مجازات براي متخلفان، از جمله نقش هاي حفاظتي دولت است. در اين بخش، هماهنگي با دستگاه هاي قضايي و شوراهاي حل اختلاف نيز ضروري به نظر مي رسد؛ زيرا اين دستگاه ها موظف به حفظ امنيت رواني، مالي و جاني جامعه از طريق مجازات مجرمان هستند. روشن است کساني که به حريم عفت عمومي تجاوز مي کنند و امنيت رواني جامعه را به خطر مي اندازند، بايد مجازات شوند.

به يقين، اگر دولت اسلامي در اين مرحله، جدي تر و هدف مندتر از گذشته کار کند، بناي فرهنگي ساخته شده، حفظ خواهد شد و در غير اين صورت، در زمان کوتاهي ويران مي شود. گفتني است اگر حکومت اسلامي و متوليان فرهنگ ديني در مرحله نخست که نهادينه سازي باورهاست، کارشناسانه و آگاهانه عمل کنند و حقيقت وجودي درون افراد را به آنان بشناسانند، در مرحله نهايي، مشکلات کم تري خواهند داشت؛ زيرا کساني که به ارزش حقيقي و شرافت حيا، عفاف و حجاب پي ببرند و آن را ارزش مند ببينند، بهترين حافظ آن خواهند بود و در هر حالتي براي حفظ آن تلاش مي کنند. در واقع، اگر حس «خود ارزش مندي» در مسئله عفاف و حجاب، براي جوانان به ويژه دختران ايجاد شود، فضاي حاکم بر جامعه از سلامت و بهداشت رواني برخوردار خواهد شد.

طرح فرهنگ عفاف و حجاب و اقدام ملي و محلي:
فرهنگ سازي به ويژه در زمينه فرهنگ ديني، هر چند با صدور بخش نامه و آيين نامه قابل اجراست، ولي از راه آموزش شهروندان، سودمندتر بوده و پس از فرهنگ سازي در سطح جامعه، به بخش نامه هاي اجرايي نيز نياز است. با توجه به اين نکته به نظر مي رسد اقدام محلي و برنامه ريزي در روستاها، بخش ها و محله هاي کوچک و بزرگ، نيازمند هزينه بسيار و زمان بيش تر است، ولي نتيجه گيري از اين حرکت، قطعي خواهد بود. از آن جا که مسئله فرهنگ عفاف و حجاب از مقوله هاي ديني است، مي توان از غيرت ديني افراد سود جست و در موارد بسياري چون هزينه مکان آموزش و ديگر امکانات آموزشي، از کمک هاي معنوي و مالي مردم بهره گرفت.

در هر محله اي، افراد معتمدي وجود دارند که مي توانند رابط فعاليت هاي فرهنگي باشند و افرادي را به عنوان هسته هاي اصلي آموزشي يا اجرايي معرفي کنند. در محله ها بر اساس برنامه ريزي مشخص مي توان کلاس هاي آموزشي در سطح کودکان، نوجوانان و بزرگ سالان، برگزار و از آموزگاران دوره ديده و کساني که به عفاف و حجاب ايمان دارند، استفاده کرد. البته بايد از متن هاي جديد آموزشي که با توجه به اصل «امتناع و ترغيب» تهيه و تدوين شده است، بر اساس زمان بندي کارشناسي شده بهره برد.

از ويژگي هاي اقدام محلي اين است که فرهنگ عفاف و حجاب، در بافت اصلي جامعه گسترش مي يابد. فرزندان اين محله ها، دانشجويان سال هاي آتي خواهند بود که اگر با فرهنگ عفاف به خوبي آشنا شده باشند، خود، به عنوان مروّج و مبلّغ اين فرهنگ، در دانشگاه ها فعاليت خواهند کرد. هم چنين تغيير محيط هاي کوچک اجتماعي، به مرور زمان، تغيير واحدهاي بزرگ تر را به دنبال خواهد داشت. با اين آموزش محلي مي توان محله ها و روستاها را در برابر هجمه بي عفافي و بي حجابي، مقاوم کرد. در اين مرحله، بافت هاي کوچک جامعه، از خطر بي عفتي و بي حيايي محفوظ مي مانند و براي بافت هاي بزرگ تر؛ يعني شهرها و استان ها بايد همان برنامه هاي گفته شده در قالب نقش هاي هدايتي، حمايتي، نظارتي و حفاظتي دولت به اجرا درآيد.

بنابراين، بخشي از جامعه از نظر فرهنگ ديني، براي پيش گيري از سرايت بيماري فرهنگي واکسينه مي شوند و بخشي که به اين بيماري دچار شده اند، درمان مي گردند. با تزريق باورهاي ديني به انديشه مردم و از بين بردن عوامل بيماري يادشده که اين فرآيند را مي توان «پرهيز» ناميد، بايد اميدوار بود در کنار برخورد قانوني با مظاهر فساد و بي عفتي، «جراحي فرهنگي» براي حفظ مصالح عمومي و به سود همه شهروندان صورت گيرد.

پيشنهادهايي براي نهادينه سازي و گسترش فرهنگ حجاب و عفاف
دولت اسلامي در زمينه اجرايي مي تواند با انجام امور زيربنايي، زمينه گسترش عفت عمومي را در جامعه اسلامي فراهم سازد و با تصميم گيري درست و سياست گذاري کارشناسانه، ريشه بي عفتي را بخشکاند و فرصت دسيسه چيني را از دشمن بگيرد. برخي از اين راه کارها عبارتند از:
1. ايجاد مرکزهاي مشاوره و پاسخ گويي به شبهه ها، با هزينه کم و در صورت امکان به شکل رايگان؛
2. ايجاد بستري براي ازدواج جوانان؛
3. جهت بخشي به غريزه جنسي جوانان و جلوگيري از ورود و پخش عوامل تحريک زا؛
4. ايجاد تفريح گاه هاي سالم و متناسب با شأن جامعه اسلامي که زمينه رشد فرهنگي در آن ها فراهم بوده و غيرمستقيم و نامحسوس، زير نظر باشند؛
5. رفع مشکلات اقتصادي شهروندان و حل مشکل معيشت آنان که در برخي موارد، عامل اصلي بي عفتي است؛
6. ايجاد فضاي سالم رقابتي در زمينه ورزش، دانش و هنر و گسترش ارتباطات بين المللي در زمينه هاي يادشده براي متمرکز و هدف مند کردن نيروي سرگردان جوانان؛
7. اجراي سياست هاي بازدارنده به وسيله نيروهاي انتظامي آموزش ديده و آشنا با دانش روان شناسي و جامعه شناسي؛
8. اجراي سياست هاي اصلاح گرايانه در ساختارهايي که غير کارشناسانه کار مي کنند و با اصول و مباني تربيت اسلامي هماهنگ نيستند؛
9. راه اندازي انجمن هاي محلي يا ايجاد زمينه به وجود آمدن خرده سازمان هاي محلي با بهره گيري از افراد کارآمد و داراي انگيزه فرهنگي که در محله ها ساکن هستند و نسبت به مسئله عفاف و حجاب در حکومت ديني احساس مسئوليت دارند؛
10. معرفي الگوهاي مناسب ارتباط زن و مرد مسلمان در سازمان هاي وابسته به دولت از سوي برنامه سازان فرهنگي دولت پس از هماهنگي با متوليان امور ديني هم چون حوزه هاي علميه؛
11. معرفي الگوي جامع و مناسب حجاب و پوشش اسلامي و ايجاد زمينه دست رسي آسان به اين نوع پوشش؛
12. حذف ضدارزش ها و مظاهر ضداخلاقي؛
13. حفظ نيمه عفيف و باحجاب جامعه هم زمان با مبارزه با نيمه غيرعفيف و براندازي مظاهر فساد.

نتيجه گيري:
فرهنگ سازي در حوزه دين بايد آگاهانه نهادينه شود. پيکره جامعه شامل فرد، خانواده و جامعه است. فرهنگ عفاف و حجاب، يکي از باورهاي اصيل ديني است که در سه حيطه يادشده، با توجه به شناسايي مرزهاي مفهومي حيا، عفاف و حجاب که جان مايه فرهنگ عفاف هستند و نيز ابزار و شيوه هاي نو و مؤثر و اطلاعات جامعه شناسي و روان شناختي به جامعه تزريق مي شود.
معمولاً فرهنگ سازيِ درست، در سه مرحله نهادينه سازي ، گسترش و حفظ و نگه داري شکل مي گيرد که در هر مرحله، با توجه به مسئوليت ها و اختيارات دولت اسلامي، نقش هاي گوناگوني براي آن تعريف مي شود.

دولت اسلامي موظف است نيازهاي اوليه مادي و معنوي شهروندان را تأمين کند. ايجاد امنيت رواني و حس خود ارزش مندي براي مردم جزو وظايف دولت در محدوده تأمين نيازهاي معنوي و رواني است که بايد آن را به گونه اي روش مند و هدف مند اجرا کند. تنها با تلاش برنامه ريزي شده و جهت دار براي نهادينه سازي و گسترش باورهاي ديني و حمايت نهادها و سازمان هاي دولتي براي حفظ اين باورها، زمينه تأمين نيازهاي يادشده فراهم مي شود. از اين رو، فرآيند فرهنگ سازي دولت و حکومت اسلامي را مي توان در پنج بخش: شناختي (درک ضرورت) ، هدايتي (آموزش و پرورش) ، حمايتي، نظارتي و حفاظتي بررسي کرد.

طرح اجرايي پيشنهادي اين نوشتار عبارت است از اقدام گسترده محلي در محله ها و محيط هاي محدود، براي جلوگيري از هجوم فرهنگ بي عفتي در بافت هاي کوچک جامعه و واکسينه کردن مردم عادي در برابر اين ويروس فرهنگي. هم زمان با اين طرح مي توان در شهرها و استان هاي بزرگ نيز به درمان و مبارزه با عوامل بي عفتي پرداخت و با نهادينه سازي باور ديني در دوره هاي پيش دبستان، دبستان و راهنمايي و گسترش دادن اين باور در همه سطح هاي سني و قشربندي هاي اجتماعي، فرهنگ عفاف و حجاب را در جامعه حفظ کرد. در پژوهش حاضر، پيشنهادهايي نيز درباره کيفيت نهادينه سازي، گسترش و حفظ و نگه داري فرهنگ عفاف و حجاب مطرح شده است که مي تواند راه گشاي مسئولان دولت اسلامي باشد.
————————————————————-
منابع:
* قرآن کريم.
* نهج البلاغه.
* قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تدوين: جهانگير منصور.
1. آقابابايي، اسماعيل و علي رضا شال باف، فمينيسم و دانش هاي فمينيستي، قم، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان،1382 ه.ش.
2. ابن شعبه حرّاني، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، تحقيق: علي اکبر غفاري، چاپ دوم، قم، مؤسسه النشر الاسلامي الجامعه المدرسين، 1404 ه. ق.
3. ابن منظور، لسان العرب، چاپ اول، قم، نشر الادب الحوزه، 1405 ه. ق.
4. احسايي، ابن ابي جمهور، عوالي اللئالي العزيزية في الاحاديث الدينية، تحقيق: سيد مرعشي و شيخ مجتبي عراقي، چاپ اول، قم، مطبعه سيدالشهداء(ع)، 1403 ه. ق.
5. استاد ملک، فاطمه، حجاب و کشف حجاب در ايران، چاپ اول، تهران، مؤسسه مطبوعاتي عطايي، 1367 ه.ش.
6. جوهري، اسماعيل بن حماد، الصحاح، تحقيق: احمد بن عبدالغفور عطار، چاپ چهارم، بيروت، دارالملائين، 1407 ه. ق.
7. حميري قمي، ابوالعباس عبدالله، قرب الاسناد، تحقيق: مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، چاپ اول، قم، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، 1413 ه. ق.
8. سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي، واقعه کشف حجاب، تهران، سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي و مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگي، 1373 ه.ش.
9. شيخ صدوق، علل الشرايع، نجف، المکتبه الحيدريه، 1386 ه. ق.
10. صالحي شامي، محمد بن يوسف، سبل الهدي في سيرة خير العباد، تحقيق: شيخ عادل احمد عبدالموجود، چاپ اول، بيروت، دارالکتب العلميه، 1414 ه. ق.
11. طوسي، خواجه نصيرالدين، اخلاق ناصري، تهران، کتاب خانه نينوا، بي تا.
12. فانون، فرانتس، الجزاير و مسئله حجاب، ترجمه: تابنده، نشر شهدا، بي تا.
13. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تحقيق: علي اکبر غفاري، چاپ چهارم، دارالکتب الاسلاميه، 1365 ه. ق.
14. لاريجاني، محمدجواد، تدين، حکومت و توسعه، چاپ اول، مؤسسه فرهنگي انديشه معاصر، 1377 ه.ش.
15. مازندراني، ملا محمد صالح، شرح اصول کافي، تعليق: ميرزا ابوالحسن شعراني، بي نا، بي جا، بي تا.
16. متقي هندي، کنز العمال، تحقيق: شيخ بکري حياني و شيخ صفوه السقاء، بيروت، مؤسسه الرساله، بي تا.
17. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دوم، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ه. ق.
18. مرکز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، جلد اول، 1378 ه.ش.
19. نراقي، ملامهدي، جامع السعادات، ترجمه: مجتبوي، چاپ سوم، تهران، حکمت، 1372 ه.ش.

نويسنده: سيد محمد كيكاوسي
منبع :  سايت پژوهش