حمایت قاطع امام (ره) از برخورد با مدارس تبشیری و روشنگری درباره مسیحیت تحریف شده

به گزارش ادیان نیوز، حضرت امام(ره) به عنوان فقیه جامع الشرایط و عالم به حقیقت ادیان الهی، در عین اعتقاد به پیامبری حضرت عیسی(ع)، به مقابله با انحرافات موجود در مسیحیت پرداخته اند که در سالروز عروج ملکوتی ایشان نگاهی به این بخش از مبارزات امام خواهیم داشت.
امام روح الله در پیام های خود از پیروان آن حضرت می خواستند با پیروی از تعالیم مسیح، مسائل تحریف شده و موهومی که به آن حضرت نسبت داده می شود را کنار نهند.
بنیانگذار انقلاب اسلامی تاکید داشتند که مذهبی که اکنون به نام مسیحیت در جهان از آن یاد می شود، با ماموریتی که حضرت عیسی مامور ابلاغ آن بود و مردم را به سوی آن فرا می خواند، تناسبی ندارد.
حضرت امام(ره) در پیامی به مناسبت شادباش سال نو مسیحی در تاریخ ۲/۱۰/۵۷ به مسیحیان جهان می فرمایند:”صلوات  و سلام خدای بزرگ بر حضرت عیسی بن مریم، روح الله و پیامبر عظیم الشان که مردگان را احیا و خفتگان را بیدار فرمود. صلوات و سلام خدای بزرگ بر مادر عظیم الشانش، مریم عذرا و صدیقه حورا که با نفخه الهی، چنین فرزند بزرگی را به تشنگان رحمت الهی تسلیم نمود. درود بر روحانیون و احبار و رهبانان که با تعالیم عیسی مسیح، نفس سرکششان را به آرامی دعوت می کنند. درود بر ملت آزاده مسیح، آنان که از تعالیم آسمانی عیسی روح الله برخوردارند. من به اسم ملت مظلوم ایران، از شما ملت مسیح می خواهم که در روزهای متبرک خود به ملت ما که گرفتار سلطان ستمکارند، دعا کنید و فرج آنان را از خدای بزرگ بخواهید.”
رهبر مستضعفین عالم در این پیام برای رفع گرفتاری ملت ایران از ملت مسیح یاری می خواهد که این امر خود نشان از اعتقاد ایشان به این پیامبر بزرگ الهی بود.
با وجود این، حضرت امام(ره) همیشه با انحراف های موجود در مسیحیت مخالفت می کرد. به عنوان نمونه می فرماید:” اسلام مثل رهبانیت مسیح نیست، البته مذهب مسیح(را) حالا نسخش کردند و الا مذهب مسیح این نبوده است
امام خمینی(ره) در مناسبت های گوناگون، تحریف های پدید آمده در مسیحیت را نکوهش کرده و باور راسخ ایشان بر این بود که با پیروی از تعالیم اصیل عیسی مسیح، جهان دگرگون خواهد شد.
 مرجع بزرگ جهان اسلام می فرمودند: ” مکتب های الهی- توحیدی از اولی که در بین بشر بوده است، به واسطه کارشکنی های مستکبرین، آن طور که باید پیاده نشده است، به خصوص مذهب حضرت عیسی(ع) که به دست یک طایفه هایی افتاده است، یک تحریف هایی شده است و یک چیزهایی که سزاوار حضرت مسیح نیست، ذکر شده است و بدتر از او، سلاطینی که خودشان را به مذهب مسیح بسته اند و مسیحی نبوده اند. اگر تعلیمات انبیا، حضرت مسیح در مسیحیین، حضرت موسی در کلیمیین، حضرت رسول اکرم(ص) در مسلمین، آن طوری که آنها می خواستند تحقق پیدا می کرد، این گرفتاری هایی که الان برای همه بشر در همه جا هست، پیش نمی آمد.”
 حمایت از برخورد با مدارس تبشیری
امام خمینی (ره) در کنار روشنگری و مبارزه با انحرافات مسیحیت از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب خطر حضور جریان های تبشیری را به خوبی تشخیص داده و از برخورد با آنها حمایت کردند.
در این خصوص ایشان در پاسخ به پاپ ژان پل در مورد بازگشایی موسسات تبشیری بعد از انقلاب آن ها را هم پایه لانه جاسوسی تلقی کرد و فرمود این دفعه دومى است که آقاى پاپ براى من کاغذ مى‏دهند و اشخاص را مى‏فرستند؛ دفعه اول براى آن لانه جاسوسى بود که جوانهاى عزیز ما اطلاع پیدا کردند که این مرکزى که در ایران به اسم سفارت امریکا هست سفارتخانه نیست، و اشخاصى که در آنجا هستند اشخاص دیپلمات نیستند، بلکه جاسوسانى هستند که در یک مرکز جاسوسى متمرکز هستند و براى ضرر ملت ما و کشور ما در آنجا مجتمع هستند، و آقاى پاپ شاید ندانسته توصیه کردند براى آنها، و من در آن وقت مفصل تنبهاتى به ایشان دادم. و این دفعه براى مدارس خودشان به اسم «مدرسه اندیشه» کاغذ نوشته‏اند و رسول فرستاده‏ اند واز ما سفارش خواسته ‏اند براى اینکه مدارسشان در اینجا باشد. ما با نصارا و با یهود و با سایر اقشار ملت ها هیچ دشمنى نداریم، و از مدارس به هیچ وجه جلوگیرى نمى‏ کنیم، مادامى که مدرسه باشد و براى تعلیم وتعلم باشد؛ حالا چه تعلیم و تعلم دستورات مسیح- علیه السلام- یا دستورات دیگران؛ لکن اگر ما فهمیدیم که در ایران مدارس ‏طور دیگرى هست، آنجا هم نظیر همان لانه جاسوسى است.
 نمى‏توانیم تحمل کنیم که در مملکت ما به اسم تعلیم و تربیت و به اسم مدارس، یک امور دیگرى انجام بگیرد. و البته این با دولت است که در این موضوع تأمل کند و این موضوع را درست بررسى کند؛ چنانچه مدارس، مدارس هستند، براى تعلیم و تربیت هستند، هیچ ممنوعیتى‏ ایجاد نخواهد شد، و چنانچه خداى نخواسته این مدارس هم یک وضع دیگرى دارند و به اسم مدارس هستند، آن هم ملت ما تحمل نمى ‏کند و ما نمى‏ توانیم تحمل کنیم .

انتقاد صریح از سکوت پاپ و دنیاى مسیحیت در قبال ظلمها و جنایات
امام  روح الله در ادامه سخنانشان با انتقاد از سکوت پاپ در برابر جنایات مستکبرین فرمودند : و من باید این مطلب را براى آقاى پاپ به وسیله شما پیام بدهم که شما آیا از اوضاع این امریکا و این اشخاصى که خودشان را منتسب کرده‏اند به مسیحیت بى‏اطلاع هستید، یا اینکه مطلع هستید و بدون اینکه توجهى به آن بکنید از آن مى‏گذرید؟ آیا شما مطلع هستید که ما پنجاه سال در تحت سلطه انگلیس و امریکا تمام هستى‏مان به باد رفت؟ شما توجه دارید به اینکه کشور ما در تحت سلطه‏اى که توسط رضاخان، انگلیسها به ما تحمیل کردند، و توسط محمدرضا که انگلیسها و امریکایى‏ها و شوروى‏ها به ما تحمیل کردند، اینها چه کردند با مملکت ما، با کشور ما؟ شما آیا داد مظلومها را هیچ وقت بنایتان هست که گوش کنید؟ یا همان فریاد ظالمها را به آن ترتیب اثر مى‏دهید؟ شما مى‏دانید که با این جوانهاى ما، با این دخترها و پسرهاى دانشجوى ما الآن امریکا چه مى‏کند، و پلیس امریکا با آنها چه کرده است؟ مى‏دانید که خائنهایى که مى‏خواستند در امریکا بر ضد کشور مظلوم ما میتینگ بدهند و تظاهر کنند، پلیس امریکا حمایت از آنها کرد و آنها کارهاى خودشان را کردند، و وقتى دانشجویان مسلمان ما مى‏خواستند آنها هم یک تظاهرى بکنند و مظلومیت ملت ما را برسانند، پلیس امریکا چه کرد با آنها؟ آیا آقاى پاپ مى‏دانند که الآن جوانهاى ما در غل و زنجیر با دنده‏هاى شکسته، بعضى در حال بیهوشى هستند و دخترهاى جوان ما در حبس، در غل و زنجیر هستند و بعضى در حال بیهوشى؟
ایشان این مسائل را اصلًا توجه به آن دارند؟ توجه به این دارند که حضرت مسیح- علیه السلام- با بشر چه جور بود، و شما که مدعى نیابت از او هستید توجه به این مسائل هیچ نمى‏کنید؟ کاش یک پیکى هم براى کارتر ایشان مى‏فرستادند. کاش شما را مى‏فرستادند با یک نامه‏اى پیش کارتر که با این جوانهایى که مى‏خواهند احقاق حق بکنند، مى‏خواهند مظلومیت ملت ما را اظهار کنند، آنها را گرفته‏اند و از حبسى به حبس‏ دیگر مى‏برند و دست و پاى آنها را غل زده‏اند، زنجیر زده‏اند ودنده‏هاى آنها را شکسته‏اند با چکمه، و الآن هم آنها در زیر زنجیر آنها و در زیر چکمه دژخیمان کارتر و امریکا از بین دارند مى‏روند. من چطور جواب ملت را بدهم که ملت ما اگر بگویند که این روحانیت مسیح در خدمت ابرقدرتهاست، ما چطور جواب آنها را بدهیم؟ من متأسفم که نمى‏ توانم جواب اینها را بدهم؛ براى اینکه اگر من بخواهم دفاع کنم از روحانیت مسیح، علایمى که در کار است، شواهدى که در کار است، ملت ما براى ما آن شواهد را به رخ ما مى‏کشند. چرا باید ایشان در این مدت طولانى که ما در زیر رنج بودیم، و جوانهاى ما را در خیابانهاى ایران مى‏کشتند، و خون آنها را روى اسفالتها جارى مى‏کردند، ایشان یک کلمه سفارش اینها را نکند؟ این تبعیض را چرا ایشان قائل هستند؟ مگر حضرت مسیح تعلیماتش تعلیمات تبعیضى است؟ مگر حضرت مسیح با یک طایفه خوبند و آن ثروتمندان، و با طایفه دیگر بد هستند و آن مظلومان و اشخاصى که بیچاره و فقیر هستند که شما دارید این کار را مى‏کنید؟
وظیفه پاپ و دنیاى مسیحیت دفاع از مظلومین
ایشان همچنین مسیحیت راستین را مدافع حقوق مظلومین خوانده و فرمودند : من مى‏دانم که مذهب مسیح این نیست، و هرکس که دنباله مسیح باشد باید حامى مظلومان باشد، و باید با ابرقدرتها مقابله کند، همان طورى که کسى که تابع مذهب اسلام است باید با ابرقدرتها مخالفت کند، و مظلومان را از زیر چنگال اینها بیرون بیاورد. چرا باید آقاى پاپ احوالى از این دخترها و پسرهایى که امروز، الآن که من دارم با شما صحبت مى‏کنم، در حبسها و زنجیرها و گرفتاریها و شکنجه‏ها به سر مى‏برند، ایشان یک کلمه راجع به این مسائل صحبت نکند؟ چرا نباید به این اشخاصى که خودشان را مسیحى مى‏دانند و خودشان را اهل کلیسا مى‏دانند یک کلمه نگویند که شما که مسیحى هستید چرا این کارها را مى‏کنید؟ من جواب این مظلومها را چه بدهم؟ اینها که به ما اشکال مى‏کنند که شما طرفدار روحانیت هستید، و این روحانیت هیچ کلمه‏اى در مقابل قدرتهاى بزرگ و ظلم هایى که بر مردم مى‏شود، بر مظلومین مى‏شود، حتى ظلمهایى که‏ بر خود اشخاصى که در امریکا هستند مى‏شود، یک کلمه صحبت نمى‏ شود، و یک پیام فرستاده نمى‏ شود، و یک رسول فرستاده نمى‏ شود؛ لکن وقتى که یک لانه جاسوسى را ما مى‏ گیریم که جاسوسیّتش مسلّم است، ایشان رسول مى‏ فرستند ونامه مى‏ فرستند، و حالا هم که مدارس اینجا، مدارس علمى‏شان اینجا هست، و اشخاص مى‏گویند- من این را مطلع الآن نیستم- اشخاص که رفته‏اند و دیده‏اند مى‏گویند اینجا هم مرکز تعلیم و تعلم نیست، بلکه مرکز دیگرى است، ایشان حالا باز نامه فرستاده‏اند و سفارش کرده‏اند. مگر ما با علم مخالفیم؟ مگر ما با تعلیمات مخالفیم؟ مگر ما با مدارس مخالفیم؟ با مدارس نصارا، با مدارس زرتشتى، با مدارس یهود ما کى مخالف هستیم؟ اما اگر مدارس جور دیگرى باشند، ما نمى‏توانیم تحمل بکنیم. ایشان باید اول ببینند این مدارس چه بوده؛ بفرستند اشخاص را مشاهده کنند که این مدارس چه وضعى داشته است که دولت ما نتوانسته تحمل کند. و البته این با دولت است، لکن آنچه که من به شما مى‏گویم که به آقاى پاپ بگویید این است که شما رویه خودتان را که روحانى هستید عوض کنید، و با مظلومین و با اشخاصى که زیر چکمه امریکا دارند از بین مى‏روند، و با این دختر و پسرهاى جوان ما که الآن در حبسهاى امریکا به سر مى‏برند، و آنها را از یک حبسى به حبس دیگر، و اخیراً در یک سلولهاى منفرد آنها را حبسى کرده‏اند، بپرسند چرا این کار شده است. چرا گوشمان نمى‏شنود یکوقت از آقاى پاپ که طرفدارى مظلومینى که مال ایران هست، یا افرادى که در خود مملکت امریکا هست و تحت ظلم و شکنجه هستند، یک بازخواستى نمى‏کند؟ شما از قول من به ایشان سلام برسانید و بگویید که این رویه را طرد بکنید. شما طرفدار مظلوم باشید. شما طرفدار باشید از اشخاصى که چپاول شده‏اند، مظلومند، زیر چکمه هستند. شما از این جوانها و دخترها و پسرهاى ما که الآن در زیر چکمه دژخیمان امریکا هستند طرفدارى کنید. به این اشخاصى که اظهار تبعیت از شما مى‏کنند دستور بدهید که اینها را رها کنند. ما نمى‏توانیم دیگر زیر بار امریکا برویم.
امریکا اگر تمام افراد ما را هم از بین ببرد، دیگر نمى‏تواند در اینجا بیاید منافع خودش را جبران کند و منافع خودش را تأمین کند و ملت ما را به ستم و زور در تحت شکنجه و اختناق قرار بدهد. امریکا باید این را بداند که دیگر گذشته است از اینکه او خیال بکند که مى‏تواند باز در ایران با این شیطنتها برگردد، و آقاى پاپ هم سفارش کند به این امریکا که نکنند اینطور با بشر، اینطور دژخیمى نکنند با بشر، اینطور ظلم نکنند به بشر. 
بشر اشخاصى هستند که عباداللَّه هستند، بندگان خدا هستند، با بندگان خدا اینطور نکنند، اینقدر ظلم نکنند، اینقدر ستم نکنند. من امیدوارم که آقاى پاپ به وظیفه دینى خودشان به وظیفه مسیحیت خودشان عمل کنند، و این کارهایى که دژخیمان امریکا مى‏کنند و پلیس امریکا مى‏کنند جلوگیرى کنند. و ما در مقابل امریکا ایستاده‏ایم تا آخر، و نخواهیم گذاشت امریکا باز برگردد، یا آن اشخاصى که تبع او هستند برگردند. و ملت ما تا آخر نفَس براى دفاع از حق حاضر است و تحت بار ظلم نخواهد رفت ..
– والسلام على من اتبع الهدى.
پیوست‌‌ها :
صحیفه امام (ره)، ج۱۳، ص۶۷-۷۱
صحیفه نور، ج ۴، ص ۸۸
همان، ج ۲، صص ۲۳۰-۲۲۴
همان، ج ۱۸، صص ۱۹۶-۱۹۰ 
منبع: انجمن رهپویان هدایت
شاید دوست داشته باشید