ویژگی‌های «شعر مؤمن» / طلبه‌ها بی‌احساس نیستند

به گزارش ادیان نیوز، چندی
پیش محفل شعرخوانی جمعی از شاعران کشور و بین المللی در حضور رهبر معظم
انقلاب اسلامی برگزار شد، که ایشان فرمودند «شعر به جهت عوامل اثرگذاری که
دارد، مسؤولیت آور است، شعر شرافتمندانه در دعوای حق و باطل بی‌طرف نیست؛»
این معیار در هر شیوه شعری جاری است.

از
ابتدای تاریخ تشیع تا کنون یک عنصر اصلی و اساسی در جایگاه جریان
سازی قرار داشته است، این عنصر اساسی جریان عاطفی است؛ این عاطفه در قالب
شعر متوجه به مسائل مربوط به ائمه اطهار(ع) و خاندان پیامبر اکرم(ص) بوده
است؛ شعری که امروز به عنوان شعر آئینی شناخته شده است، عهده دار بیان
مصائب و مناقب اهل بیت(ع) است، اما این شعر برای ایفای نقش و مسؤولیت خود
باید تحت حدودی مشخص سروده شود و از آسیب ها تهی باشد.

از این رو خبرگزاری رسا تصمیم گرفت در خصوص شعر شرفتمندانه در مدار شعر مذهبی با حجت الاسلام محسن حنیفی از شاعران
آئینی و مذهبی، گفت‌وگویی داشته باشد، خبرنگار خبرگزاری رسا در این
گفت‌وگوی صمیمی ویژگی‌های شعر مذهبی و «شعر مؤمن» را پی‌گیری کرده است.‌

برای آشنایی بیشتر لطفا درباره خود و چگونگی ورودتان به عرصه شعر برای ما بگویید
محسن
حنیفی، متولد سال ۱۳۶۶ از تهران هستم، از سال سوم طلبگی علاقه مند به
نوشتن شدم، از آنجائی که اهل مداحی و روضه اهل بیت(ع) بودم با شعر شاعران
اهل بیت(ع) انس خاصی داشتم، از این رو کم کم شروع به نوشتن کردم، در ابتدای
امر حتی با وزن های شعری هم آشنا نبودم، اما به لطف اهل بیت(ع) قلم روانی
پیدا کردم، امیدوارم که این قلم خرج راه ائمه اطهار و معصومین(ع) شود.

یکی
از مسائلی که قبل از ورود به فضای شعر  تاثیر زیادی برای بنده داشت، رفت و
آمد به منزل حاج احمد آقای آرونی، متخلص به «آرام دل» بود، این رفت و آمد
در روحیه بنده تاثیر بسزائی داشتند، حاج آحمد آقای آرونی با زوق و شوق خاصی
شعر اهل بیت(ع) را می خواندند و گریه می کردند، گاهی اوقات طبق رسمی که
داشتند، می گفتند «قبره فی قلوب من والاه» و اشاره به قلب های ما می کرد و
می گفت: «السلام علیک یا اباعبدالله»، این رفت وآمد در حالات بنده بسیار
موثر بود، کمتر شاعری مثل حاج احمد آقا بود، از جمله ویژگی های حاج احمد
اشک و گریه شان بود، اعتقاد داشتند وقتی شاعر شعر می گوید باید قطره قطره
اشک بریزد.

از چه نظر شعر آیینی یا همان شعر مذهبی را برای شعر انتخاب کردید.
از
همان ابتدا که وارد بحث هیأت‌ها شدم علاقه‌مند به شعر آئینی بودم، دوست
داشتم تا بتوانم اگر ذوقی دارم در خدمت اهل بیت(ع) خرج کنم، دوست داشتم در
تمام فضاهای ممکن خدمتگزار اهل بیت(ع) باشم، برای مثال در کارهای تدارکاتی،
مثل کفش جفت کردن و آشپزخانه و در بحث مداحی و روضه خوانی سعی کردم با
تمام توان در اختیار اهل بیت(ع) باشم، دوست داشتم نه تنها جسم و روح خودم
را در اختیار اهل بیت(ع) قرار بدم، بلکه خیالم رو هم در خدمت ایشان به کار
گیرم، علاقه داشتم حتی پرواز خیال خودم رو در راه اهل بیت(ع) خرج کنم.

از محضر چه کسانی بهره بردید و از اثر کدام شاعر الهام بیشتری گرفتید.
در
ابتدا سردرگم بودم، با چند شعر که سروده بودم خدمت عزیزی رسیدم به نام
محسن عربخالقی، وی توصیه هایی به بنده کردند از جمله این‌که در ابتدای راه،
وزن های شعری را یاد بگیرم.

با
اینکه در ابتدای کار از قلم چندان قوی و قابلی برخوردار نبودم، اما از
بزرگواری پدرانه و دلسوزانه شاعر اهل بیت حاج حیدر آقای توکلی از ذاکران
مخلص شهر تهران بهره ها بردم،  شعر های خودم رو در منزل وی قرائت می کردم،
وی اگر نکته و مطلبی را در فضای شعر و شعرا لازم بود گوشزد می کردند.

دوستان
دیگر آقای علی اکبر لطیفیان با مطالعه شعر های بنده نکته هائی رو بیان می
کردند، بعد ها با شکل گیری جلسه فرات در تهران از وجود آقا سید مهدی حسینی و
نقد های وی بهره بردم که در روان شدن شعر و کاهش اغلاط شعر بنده بسیار
موثر بودند.

وادی
شعر به مثابه گلخانه ای است، هر گلی رنگ و عطر خاصی دارد، شعر کسی رو نمی
توان زشت و یا بد دانست، هر شاعری به گونه ای با اشعار خود ارادت به محضر
اهل بیت(ع) را ابراز داشته است، اما قطعا شعر برخی ها کمک شایانی به فضای
شعر آئینی امروز بنده کرده است، همچون آقایان غلامرضا سازگار و حاج علی
لسانی.

یکی از شعرهایی که بیشتر به دلتان چسبیده است؟
شعری که خیلی دوست دارم، و تقریبا آن را شناسنامه شعر خودم می دانم این شعر است:

ز سوز سینه برای تو باز می خوانم                                       به نغمه های حزین حجاز می خوانم
نوای اکبر ناظم ندارم امّا باز                                                 نوازشم بکنی دلنواز می خوانم
برای مرثیه ها زخمه را نیازی نیست                                      به لطف زخم لبت جانگداز می خوانم
و یا زیارت ناحیه ی مقدسه را                                              میان مرثیه یک دو فراز می خوانم
من از تبار غزل های ابن مکفوفم                                          ببخش محضر تو روضه باز می خوانم
اسیر گریه ی بی اختیار  خواهم شد                                     هزار زخم تنت را هَزار خواهم شد

در سرودن شعر به چه ویژگی هایی توجه می کنید؟
یکی
از ویژگی های شعر خودم را، آمیختگی شعر با روایات می دانم، روایات و
احادیثی را که در فضای معصومین(ع) بکر و دست نخورده مانده اند را در فضای
شعر با نگاهی جدید استفاده  می کنم، برای مثال در همین شعر کلمه ابن مکفوف
است، ابن مکفوف روایت می کند خدمت امام جعفر بن محمد صادق(ع) رسیدم فرمود:
شعر مرثیه بخوان ،خواندم؛(گویا مراعات حال امام را نمود) فرمود: نه همچنان
که برای او میان خود مرثیه می خوانی و سر قبرش نوحه گری می کنی بخوان؛
اعتقادی که دارم این است که در فضای شعر مذهبی، باید بتوانیم آیینه روایات و
احادیث باشیم ، برداشت از روایات داشته باشیم و با ذوقه شاعرانه عرضه
بکنیم.

ویژگی
دیگر شعر خودم را آمیختگی با مرثیه می دانم، مصیبت اهل بیت(ع) و روضه را
فضای تربیتی می دانیم؛ با این اشعار سعی بر این داریم که یک فضای تربیتی
ایجاد کنیم، هرچند با روضه های سنگین؛ یکی از آسیب هائی که دامن گیر برخی
از شعرای آیینی شده، همین است، مرثیه و روضه را از فضای شعر خود دور کرده
اند، شعر فقط مدح نیست.

البته فضای
طلبگی ام در سرودن شعر بی تأثیر نبوده است، خیلی از روایات بکر و دست
نخورده در فضائل و مصائب اهل بیت  را که در شعر استفاده می کنم، یقینا
متاثر از طلبگی بنده است، قطعا همین رفت و آمد با علما، روضه های مراجع و
نکته هائی که گفته اند خیلی موثر و تاثیرگذار بوده است.

بین شاعری و طلبگی چه نسبتی وجود دارد؟
مطالعه
فضائل اهل بیت(ع)، مراجعه به روایات اهل بیت(ع) و بیان آن ها به صورت شعر
بسیار متاثر از فضای طلبگی بنده است، برخی مواقع شعر ها نواقصی دارند و
نسبت به ساحت اهل بیت(ع) شایسته و بایسته نیستند، این فضا به بنده  این کمک
را کرده که نکته هایی را که نقص به حساب می آید و کوتاهی هائی را در برخی
مضامین که در شأن اهل بیت(ع) نیستند را  در روضه و مرثیه تکمیل و به کار
گیریم.

 برخی
های می گویند شما روحانی و طلبه اید، شما را چه مار به شعر، اما بنده
معتقدم در این فضا بار خودم و مردم رو کم می کنم، اما در فضای سخنرانی هم
بار خودم و هم با مردم رو زیاد می کنم، این اعتقاد راجع به خودم هست.

متاسفانه،
برخی ها طلاب را اهل هنر و ذوق نمی دانند و طلاب را اشخاص خشک و بی احساس
می شناسند، در حالی که با کمی دقت متوجه می شویم که بسیاری از شاعران به
نام شعر آیینی طلبه هستند، شیخ رضا جعفری، محمد جواد زمانی، سید محمد جواد
ظرافت، حسن بیاتانی، طلبه هستند و شعری های آیینی عالی دارند؛ برخی در
برخوردهای خودشون با بنده ابراز می کنند؛ عجب، ما در بین طلاب اهل شعر و
شاعری و هنر دیدیم، خوب این بی انصافی است، طلاب در زمینه هنر فعال هستند
نه تنها در زمینه شعر بلکه در زمینه خط و عکس و در دیگر مسائل هنری فعال
اند.

هنر در ترویج معارف اهل بیت(ع) چه کاربرد و ظرفیتی دارد؟
هنر
ابزاری است که ایدوئولوژی ها و فلسفه های گوناگو از طریق این ابزار سعی در
ترویج مکتب خودشان را دارند، برای مثال در فضای سینمای هالیوود، تلاش
دارند تا فلسفه و اندیشه خودشان را با هنرشان به مخاطبانشان القاء کنند.

یکی
از ابزارهایی که از همان ابتدا در خدمت ترویج معارف اسلامی بوده است، شعر
می باشد، در روایات داریم که شعر فلان شاعر را به فرزندانتان بیاموزید،
بنابراین به عنوان یک ابزار ترویج معارف دین مطرح و مورد تایید اهل بیت(ع)
بوده است، امروز هم شعر مذهبی باید به عنوان یک ابزار در خدمت این اندیشه
والا قرار گیرد.

چه آسیب هایی شعر را تهدید می کند؟
پیگری
رهنمودهای رهبر انقلاب به شعرا و تأکید ایشان به جلوگیری از انحراف شعرا
همیشه در من سبب پرسش و ابهام خاصی بود، اما بعدها شاعرانی را دیدیم و
تجربه کردم که از مسیر حق منحرف شدند، فضای اخلاقیشان  تغییر کرد، حتی
تعهدشان نسبت به انقلاب و اهل بیت(ع) کاسته شد که دلیل حساسیت رهبر انقلاب
برایم روشن شد.

یکی
از بارزترین آسیب ها، نقدناپذیر بودن برخی شعرا است، برخی اهل نقد نیستند،
نقد فنی به جای خود، حتی نقد شرعی را نیز قبول ندارند، برای مثال یکی از
شاعران سروده بود که «تو توی ذهن خدا بوده ای»، تصور ذهن برای خداوند متعال
از عقاید مجسمه است؛ اما نقدها را برنمی‌تابند، ایجا ضروری است بزرگان شعر
و معرفت گوشزد کنند.

شعر مذهبی باید از چه ویژگی و امتیازی هایی برخوردار باشد تا به تعهد خود بتواند عمل کند.

اگر
شعر مذهبی این قاعده را داشته باشد، شعر سلامت خود را حفظ خواهد کرد؛ این
قاعده این است که  شعر باید «مؤمن» باشد، «شعر مؤمن» مثل یک موجود زنده است
که صفت ایمان به آن بار می شود، این موجود زنده چه خصوصیات باید داشته
باشد؟

انسان
مؤمن به شرعیات متعهد هستند، شعر مومن هم متعهد به شرعیات است، اگر این حل
شود، معضلات شعر حل می شود، برای نمونه حضرت امیر می فرماید؛ من بنده ای
از بندگان محمدم(ص)، «انا عبد من عبید محمد(ص)»، شعر مؤمن مقام حضرت
امیر(ع) را بالاتر از رسول اکرم(ص) القا نمی کند.

نکته بعدی اینکه شعر مومن متعهد است و بی تفاوت به اجتماع خود نیست، در روایت است که مسلمان نیست کسی که نسبت به امور مسلمانان
اهتمام نورزد، شعر نمی تواند سکولار و بی تفاوت به مسائل جامعه و مسلمانان
باشد، شعر امروز باید به مسائل کشور هائی چون یمن، بحرین و فلسطین
بپردازد، بنابراین شعر مومن نسبت به امور مسلمین اهتمام داشته و نسبت به
انقلاب متعهد باشد.

یکی
از خصوصیات شعر مؤمن ، گریه برای سید الشهدا(ع) است، برخی شعر روضه
را بدون مرثیه می گویند، شعر بدونه مرثیه مؤمن نیست، شعر مدح و بیان مناقب
اهل بیت(ع) به کنار، بحثش جدا است؛ اما شعر مرثیه باید که بیان مصائب اهل
بیت(ع) کند.

مؤمن
زبانش از تکلف بی خود خالی است، برخی ها متکلف شعر می گویند، زبان مؤمن
ساده است، این‌که در روایات آمده است؛ «کلامنا صعب مصتصعب» در جایی است که
دارای محتوا و عمق باشد، از این رو شعری که مضمون آن، حرفی جز تکلف ندارد و
محتوایی ارائه نمی کند، مؤمن نیست، این از معضلات شعر ما است.

برای
آنکه محتوای شعر آیینی تهذیب شود، نیاز به این هست که بایدها و نبایدها و
حلال‌ها و حرام‌های شعرمشخص شود، به عبارت دیگر مناسک خیال شعر معلوم شود،
اگر این محدوده، با تفقه بر مبنای روایات نه فهم و اجتهاد شخصی و با توجه
به اشعاری که مؤید ائمه اطهار(ع)است، مشخص نمودیم، و چهار چوبی برای شعر
تعریف کردیم، می توانیم شعر را تهذیب کنیم.

منبع : رسا

شاید دوست داشته باشید