به گزارش ادیان نیوز، قرن 16 در اروپاي مسيحي با گسترش بي سابقه  کابالا همراه بود. در اين زمان آثار کابالايي از جمله زُهَر ترجمه شدند و با ايجاد مکتب جديدي اصول قبالا وارد مسيحيت شد و مسيحيان را در راستاي منافع کاباليست ها قرار داد. به گفته معز هاس،استاد فلسفه يهود، اعتقاد مسيحيان به […]

به گزارش ادیان نیوز، قرن 16 در اروپاي مسيحي با گسترش بي سابقه  کابالا همراه بود. در اين زمان آثار کابالايي از جمله زُهَر ترجمه شدند و با ايجاد مکتب جديدي اصول قبالا وارد مسيحيت شد و مسيحيان را در راستاي منافع کاباليست ها قرار داد. به گفته معز هاس،استاد فلسفه يهود، اعتقاد مسيحيان به وجود نوعي يهوديت پاک در زمان مسيح سنگبناي کابالاي مسيحي است.

اسحاق لوريا يکي از رهبران کابالاييست که انديشه هاي او در کنار کتاب زهر يکي از دو منبع فکري کابالا به شمار مي رود. او معتقد بود که درک گذشته افراد، ميتواند راهگشاي مسائل کنوني باشد.

لوريا معتقد بود که اولين کار خدا خلقت نبوده، بلکه عقب نشيني و ايجاد يک خلاء و ايجاد فضاي مناسبي براي خلقت بوده است. کاباليستها خدا را نيازمند، داراي جسمي شبيه جسم انسان، داراي جنسيت مذکر و مونث ميدانند و معتقدند که انسان مي تواند بر فعاليت هاي خدا تاثير گذاشته و دو نيمه مذکر و مونث اورا با هم پيوند زند. رمزي که در برابري ارزش عددي يهوه و آدم در زبان عبري نفهته است باعث شده که خدا را همان آدم کدمون يا انسان نخستين بدانند. در کتاب زهر داستان اخراج آدم و حوا از بهشت اينگونه است: خدا توسط آدم از بهشت اخراج شد و ما هنوز در بهشت هستيم اما آن را درک نکرده ايم.

اين ايده درست نقطه مقابل ديدگاه مذاهب ديگر که خدا را قادر و بي نياز مي دانند، قرار دارد. مهمترين مشخصه کابالا اين است که شر را داراي وجود ميدانند و براي آن قدرتي مستقل از خدا قائلند، درست بر خلاف اديان ابراهيمي که شر را عدم وجود خير ميدانند.

درطول تاريخ يهود افراد زيادي ادعا کردند که منجي موعود هستند که از آنها ميتوان به شبتاي زوي که تحت تاثير القائات ناتان غزه اي و پس از آن “نمود” درهند، “علي محمدباب” در ايران و “ياکوب فرانک” در شرق اروپا نام برد. شبتاي به دليل نقض آشکار دستورات تورات از جامعه يهود طرد شد و به اورشليم پناه برد. او خود را منجي موعود و  راه نجات خود را مسلمان شدن ظاهري ميدانست. پيروان او نيز مسلمان شدند و فرقه اي از يهوديان مخفي به نام “ديمه” به معناي برگشته و جديدالاسلام را بنيان نهادند.در پس اين ماجرا يهوديان ارتدوکس کابالا را نکته اصلي انحراف يهود قلمداد کردند. فرانک نيز فرقه اي را بنيان نهاد که به فرانکيسم شهرت داشت . آئين او بر پرستش 3 خدا استوار بود” خداي خوب، برادرِ بزرگ و زن باکره.هردو آنها به دليل انحرافات افراطي جنسي ، ترويج هرزه گي هاي جنسي، نارضايتي هاي مردم تبعيد شدند.

فرانکيست ها رابطه نزديکي با دونمه هاي عثماني، فرقه ايلوميناتي و فراماسونري قرن 18 داشتند که فعاليتهاي مخربي عليه اسلام، مسيحيت کاتوليک انجام دادند و در ترويج ماده گرايي و مناسک جنسي نامشروع در اروپا نقش بسزايي داشتند.
در قسمت بعد به تاثيرِ فرقه ي کابالا برشکل گيريِ فرقه هاي سريِ امروزيِ هَمچون فراماسونري و شيطان گرايي خواهيم پرداخت.

منبع : راسخون