آموزه فدا و تصویر جامعه مسیحی از خداوند !

ادیان نیوز: مسیحیان معتقدند آدم و حوا دچار گناه شدند و با گناهکاری آنان این گناه به تمامی نسل بشر تا زمان حضرت عیسی سرایت نمود و خداوند با انسان قهر نمود. در حقیقت خداوند تمامی نسل بشر را آلوده می دانست تا اینکه برای بخشش گناه بشر، خود لباس انسان پوشید و در عیسی ظاهر شد  و به زمین آمده و با درد کشیدن و بر روی صلیب رفتن باعث پاک شدن گناه انسانها شد.
آموزه فدا نه تنها از زاویه کتاب مقدس و عقل مورد مناقشه جدی قرار دارد بلکه پیامدهای پایبندی به این آموزه سوالات جدی را متوجه دیانت مسیحی ساخته است.
یکی از بزرگترین انتقادات نسبت به این آموزه بد بینی ایجاد شده به خداوند است. مسیحیان قرن هاست با بیان آموزه فدا سعی در نشان دادن مسیحیت به عنوان دین محبت و خدای محبت در مسیحیت دارند اما آنچه مشخص است تصویری که از خداوند در این اموزه به تصویر در می آید به هیچ وجه تصویر مناسبی نیست.
الف) خدایی که گناه آدم و حوا را به نسل بشر سرایت داده و گناه نکرده را به دوش آنان می نهد. .این اعتقاد از طرفی عدالت خداوند را سخت مورد مناقشه قرار می داد. به اعتقاد مسیحیان این گناه تا آنجایی به آلودگی نسل بشر انجامید که مسیحیان کودک تازه به دنیا آمده را نیز گناهکار و آلوده می پندارندو  غسل تعمید را به علت بخشش کودک از همان ذات گناهکار می دانند [۱]  و  آگوستین با قوت تمام استدلاتل می کرد که کودکان تعمید نیافته به لعنت ابدی محکوم اند)) [۲]اگوستین قدیس همچنین معتقد بود انسان نمی‌تواند کار نیکو انجام دهد و می‌گفت: «انسان خودش نمی‌تواند کارِ نیکو انجام دهد. از تجربه و مکاشفۀ مسیحی می‌توان فهمید کـه انسان به‌قدری به گناه آلوده شده است کـه نمی‌تواند خود را درمان کند».[۳]
و جالب اینکه این گناهکاری از جهت روانی نیز نسل بشر را سخت آزار می داده است. و آنان را با مشکلات روانی بسیاری مواجه ساخته است. از نگاه لاندمان[۴] این گناه آلود بودن عامل یکی از بزرگ‌ترین عقده‌های روانی انسان‌ها در طول تاریخ  بوده است.[۵]و به این صورت است که برخلاف ادیان الهی که به انسان کرامت داده و در ادیانی مانند اسلام که انسان فطرتا خدا جو می باشد می بینیم که انسان در مسیحیت به طور کل کرامت خود را از دست داده است.
ب)خدایی که به واسطه گناه آدم و حوا ؛ از تمامی بشر روی برگردانده و بر نسل بشر غضبناک گردیده است. [۶]این غضب و ناخشنودی تا آنجا بود که در سخنان مسیحیان از این حالت به عنوان  قهر خدا با انسان یاد شده است. یا به تعبیر جیمز آی.پکر مرگ عیسی پاسخ((نه)) خدا به ما را به ((بله)) تبدیل کرد.[۷]. برخی نیز از تعبیر وضعیت گناه و مرگ ابدی بهره می جویند. [۸] و برخی نیز از تعبیر دشمن خدا بهره می برند.[۹]تعبیرات به کار برده شده خداوندی غضبناک را به تصویر می کشد که به خاطر گناه دیگری  به همه نسل بشر نگاهی مکنفی دارد.
خدایی که به هیچ وجه توبه بشر را تا زمان عیسی و آمدنش به زمین  نپذیرفته است و تمامی انسانها حتی پیامبران قبل از عیسی در گناه غرق بوده اند.خدایی که آن قدر دیر فرزندش را می فرستد که بسیاری از نسل ها قبل از عیسی در گناه والدین خود گرفتار بوده و مورد غضب خداوند بوده اند. به راستی سوال اینجاست که چرا خداوند اینقدر دیر فرزندش را فرستاد؟!و علت این همه تاخیر چه بوده است؟!
ه) خدایی که ظاهرا می بایست انتقام این گناه را از آدم و فرزندانش بگیرد  و تنها زمانی انسان را می بخشد که خودش در قالب عیسی به زمین بیاید و در راه انسان فدا شود. [۱۰]در حقیقت خداوند بدون قربانی و کفاره انسانها را نمی بخشد. پس به راستی علت ارسال پیامبران و فرستادن کتابهای آسمانی چه بوده است؟آیا خداوند ابراهیم موسی و… را گناهکار می دانست و با آنان قهر بود.بنابراین در آموزۀ نجات، از خداوند تصویری ارائه می‌شود کـه برای ارضای قداست و عدالت خودْ چاره‌ای جز انتقام از گنهکاران ندارد و بخشش و عفو او تنها زمانی است کـه یگانه‌فرزند خویش را با درد و رنج بر روی صلیب مشاهده نماید! آیا خداوند تا این اندازه انتقام‌جو بود؟ آیا فقط این انتقام‌گیری و آن هم به این شکل می‌توانست خداوند را آرام کند؟آنچه مشخص است مسیحیان تا به امروز هیچ دلیلی بر لزوم وجوب این قربانی ندارند و این مساله اقتباس این اندیشه از سایر ادیان را قوت می بخشد. جوزف باتلر در مورد عدم درک این لزوم می نویسد (( – مرگ مسیح- چگونه و با چه شیوه خاصی این همه اهمیت یافته است هیچ کس نکوشیده این مساله را توضیح دهد. اما چیزی مبنی بر اینکه کتاب مقدس آن را توضیح داده باشد نیز نیافتم. به نظر می رسد اینکه چرا گذشتگان ما اعتقاد داشتند که باید کفاره ها پرداخت شود یعنی همان بخشودگی که از راه قربانی به دست آید چیزی نمی دانیم))[۱۱]
    خدایی که برای نجات بشر یگانه فرزندش – عیسی – را بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشد به بدترین شکل و به وحشیانه ترین صورت به بالای صلیب می فرستد تا گناه بشر پاک گردد و جالب اینکه عیسی خود نیز طبق بیان اناجیل به این مساله راضی نبوده است.
اینک این سوال مطرح است که چرا خداوند گناه انسان را به پای همـۀ بندگانش می‌نویسد؟ چرا انتقام این گناه را از شخص گناهکار نمی‌گیرد و به‌جای آن از یک شخص پاک و بی‌گناه انتقام می‌کشد؟ چرا آدمی باید از بدو تولد در آتشِ گناهِ دیگران بسوزد؟ ا
     اینها سئوالات و شبهاتی‌اند که در طول زندگی، یک مسیحی حداقل برای یک بار دربارۀ آن می‌اندیشد.بنابر این اندیشه فدا نه نشانگر محبت خداوند بلکه تصویری نامناسب از خداوند ارایه می دهد.
پی نوشت:
[۱] – . مک‌گراث، الیستر، درآمدی بر الهیات مسیحی، ترجمۀ عیسی دیباج ص۸۱۳
[۲] – . مک‌گراث، الیستر، درآمدی بر الهیات مسیحی، ترجمۀ عیسی دیباج ص ۸۱۳
[۳]. کالین براون، فلسفه و ایمان مسیحی، ترجمۀ طاطه‌وس میکائیلیان، ص۴.
[۴]. فیلسوف و روان‌شناس معروف.
[۵]. لاندمان معتقد بود: «با این حال می‌بینیم آگاهی از ارتکاب گناه موروثی که به‌وسیلۀ آدم و حوا انجام شد و شرّ آن دامن بشر را گرفت، آن‌قدر مردم مغرب‌زمین را تحت‌تأثیر قرار داده است که آثار شوم آن پس از تضعیف اعتقادات دینی، در قرون جدید و عصر حاضر هم مشهود است؛ با آنکه حس گناه‌زدگی از طریق گناه موروثی در عصر ما کم شده اما هر چه تاریخ را به عقب ورق می‌زنیم مشاهده می‌کنیم عقدۀ گناه‌زدگیِ انسان‌ها بزرگ‌ترین عقده‌های روانی آنان است»کامل خیرخواه، پژوهشی در آیین مسیحیت، ص۱۳۸.
[۶] – لکن‌ خدا محبت‌ خود را در ما ثابت‌ می‌کند از اینکه‌ هنگامی‌ که‌ ما هنوز گناهکار بودیم‌، مسیح‌ در راه‌ ما مرد.  ۹ پس‌ چقدر بیشتر الان‌ که‌ به‌ خون‌ او عادل‌ شمرده‌ شدیم‌، بوسیله‌ او از غضب‌ نجات‌ خواهیم‌ یافت‌.((رومیان آ۸.۹:۵
[۷] – مک‌گراث، الیستر، درآمدی بر الهیات مسیحی، ترجمۀ عیسی دیباج ص۶۴۷
[۸] – جان پیرسوندر کتاب شرحی بر اصول اعتقادات( ۱۶۵۹- میلادی می نویسدL( رهایی یا نجاتی که مسیح قرار بود به ارمغان آورد عبارت است از نجات یک گناهکار از وضعیت گناه و مرگ ابدی به وضعیت عادل شمردگی و زندگی ابدی . رهایی از بند گناه بدون قربانی مناسب محقق نمی شود. )) مک‌گراث، الیستر، درآمدی بر الهیات مسیحی، ترجمۀ عیسی دیباج ص۶۲۹.
[۹] – بیلی گراهام در کتاب «چگونه می‌توان خدا را یافت» به‌صراحت می‌گوید: «ما در وضع طبیعی، در واقع دشمن خدا هستیم. ما مطیع قوانین الهی نمی‌باشیم و مطابقِ رومیان ۸:۷ اصلاً نمی‌توانیم مطیع باشیم. کتاب مقدس به ما تعلیم می‌دهد کـه در طبیعت مُرده و پُـرگناه ما، عاملی وجود ندارد کـه حیات ایجاد کند. کتاب مقدس چنین تعلیم می‌دهد که طبیعت قدیمی ما کاملاً فاسد است((ناصر مکارم‌شیرازی، مسیحیت در دنیای کنونی، قـم، امام‌علی‌بن‌ابی‌طالب†،۱۳۹۰، ص۸۳.))
[۱۰] – مسیحیان زیادی به این مساله اشاره داشته اند برای نمونه جان پیرسوندر کتاب شرحی بر اصول اعتقادات( ۱۶۵۹- میلادی می نویسدL( رهایی یا نجاتی که مسیح قرار بود به ارمغان آورد عبارت است از نجات یک گناهکار از وضعیت گناه و مرگ ابدی به وضعیت عادل شمردگی و زندگی ابدی . رهایی از بند گناه بدون قربانی مناسب محقق نمی شود. )) ا مک‌گراث، الیستر، درآمدی بر الهیات مسیحی، ترجمۀ عیسی دیباج ص۶۲۹.
[۱۱] – مک‌گراث، الیستر، درآمدی بر الهیات مسیحی، ترجمۀ عیسی دیباج ص۶۲۹
منبع: فرقه نیوز
شاید دوست داشته باشید