شهادت امام حسین به بیداری مسلمانان و احیای مکتب اسلام انجامید

به گزارش ادیان نیوز، شهادت مظلومانۀ حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) مکتبى را براى آزادگان جهان
بنا نهاد که مسألۀ مرگ و شهادت را امرى ساده، بلکه افتخارآمیزکرده است
زیرا قیام عاشورا علاوه بر آن‏که به احیاى دین خدا کمک کرد، و موجب رشد و
شکوفایى درخت اسلام گردید به نوبۀ خود باعث بیدارى امّت اسلامى گشت و روح
شهادت‏ طلبى و شجاعت را در میان مسلمانان دمید و درس فداکارى و ایثار را به
بشر آموخت و دستگاه خلافت اموى را با خطرات جدّى روبرو ساخت و سبب قیام‏
ها و نهضت‏ هاى خونینى گردید که در کوتاه مدّت به سقوط خلافت آل ابوسفیان و
در درازمدّت به برچیده شدن خلافت بنى‏ امیّه انجامید. حال در این نگاشته
با بهره گیری از آراء و اندیشه های ارزشمند آیت الله مکارم شیرازی مهمترین
آثار و پیامدهای قیام عاشورا به مخاطبان گرامی ارائه می گردد:

احیای اسلام نبوی بر مدار حق گرایی

باید اذعان نمود یزیدیان که پس از حادثه عاشورا از پیروزى خیالى خود!
سرمست و مغرور بودند،گمان داشتند با کشتن امام حسین علیه السلام و اسارت
خانواده او، به پیروزى بزرگى نایل شده ‏اند و آخرین نقطه مقاومت را در
خاندان پیامبر در هم کوبیدند، براى آن که پیروزى خیالىِ خود را به رخ همگان
بکشانند و مستى و سرور خود را تکمیل کنند، به اقدامات نابخردانه و
جاهلانه‏ اى دست زدند که شادمانى زودگذر آنان را به مصیبت و ماتم دائمى
تبدیل کرد.

آذین‏ بندى شهرهایى چون کوفه و دمشق، برپا کردن مجالس سرور و شادى، توأم
با رقص و شراب و پایکوبى، به زنجیر بستن نوادگان پیامبر صلى الله علیه و
آله و گرداندن آنان در میان مردم در هیئت اسیران جنگى، تازیانه زدن به
اطفال بى‏ گناه، بر سر نیزه کردن سرهاى شهیدان سرفراز کربلا و زدن چوب
خیزران بر لب و دندان امام و … از جمله کارهایى ‏بود که به منظور تحقیر
اسیران و زهر چشم گرفتن از دیگران، از بنى ‏امیّه بروز کرد.

لیکن شهادت امام حسین علیه السلام و یاران پاکبازش، به احیاى مکتب
محمّدى صلى الله علیه و آله کمک کرد و خون پاک اباعبداللَّه علیه السلام
درخت اسلام را آبیارى نمود و به رشد و بالندگى امّت اسلامى و بیدارى
مسلمانان انجامید.

همچنین باید گفت قیام عاشورا از باب حدیث معروف نبوى صلى الله علیه و
آله که فرمود: «حُسَیْنُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ؛ حسین از من است و
من از حسینم» نه تنها آیین پیامبر بزرگ اسلام صلى الله علیه را نجات داد
بلکه اهداف رسالت سایر انبیاء الهی را نیز محقّق نمود.

تحقّق حریّت و آزادگی ؛ در سایۀ قیام عاشورا

بی شک هر چند به ظاهر، نبرد نا برابر کربلا در عاشوراى سال ۶۱ هجرى به
نفع جبهه باطل به پایان رسید؛ لیکن خون سرخ امام حسین(علیه السلام) مکتبى
را براى مسلمانان، بلکه همه آزادگان جهان بنا نهاد که تا همیشه تاریخ باقى
است به عنوان سرمشق حق‏طلبان عالم و بسیارى از رهبران آزادى‏خواه در پیشبرد
نهضت و قیام خویش مورد توجه قرار گرفت، که تبلور آن را می توان در پیروزى
ملّت ایران در برچیدن بساط ظلم و بیدادگرىِ نظام استبدادى ۲۵۰۰ ساله، و
حماسه ‏هاى غرورآفرین هشت سال دفاع مقدّس در جبهه‏ هاى نبرد حقّ علیه باطل،
و مجاهدت‏هاى جوانان جان بر کف و رشید حزب اللَّه جنوب لبنان در مقابله با
رژیم سفّاک و تا بُن دندان مسلّح صهیونیستى مشاهده نمود.

نهضت حسینی؛ زمینه ساز قیام‏هاى خونین پس از حادثه عاشورا

باید اذعان نمود انتشار اخبار کربلا تأثیر عجیبى در میان مسلمانان
گذاشت، از یک سو، اوج مظلومیّت امام حسین علیه السلام و یارانش و نهایت
قساوتى که در شهادت آنان و اسارت خاندان پاکش آشکار شده بود، سبب نفرت
مسلمانان از دستگاه خلافت اموى شد.

هم چنین نحوه شهادت امام علیه السلام و یارانش که به طور آشکار و در
برابر چشمان هزاران نفر و در قلب دنیاى اسلام آن روز، در اوج مظلومیّت
اتّفاق افتاد، و نیز شخصیّت معنوى و عظمت خانوادگى امام حسین علیه السلام
میان مسلمانان و حرکت انقلابى امام حسین علیه السلام، با آن یاران اندک و
با فریاد «هَیْهاتَ مِنَّاالذِّلَّهَ» به مسلمانان جرأت و جسارت بخشید و
قیام‏ هاى مردم مدینه، قیام توّابین‏ و قیام مختار را پایه ریزی نمود.

قیام توّابین

گفتنی است پس از ماجراى کربلا، شیعیان کوفه خود را بیش از دیگران مستحق
ملامت مى‏ دانستند و از عدم نصرت فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله احساس
گناه و شرمسارى شدیدى مى‏ کردند. آنان براى جبران این خطاى بزرگ، در پى
قیام و شورش برآمدند، تا بتوانند این لکّه ننگ را از دامان خود شستشو دهند
لذا سلیمان بن صرد خزاعى به عنوان رهبر این گروه گفت؛ فرزند پیامبر و پاره
تن او در میان ما کشته شد. هرچه فریاد کمک خواهى سر داد، به کمکش نشتافتیم؛
فاسقان او را هدف تیر و نیزه قرار دادند، آهنگ کشتن او کردند و به وى یورش
بردند، ولى ما کارى انجام ندادیم». از این رو سلیمان مردم را براى قیام
آماده کرد، لیکن حقیقت این است که آنان در واقع مى‏ خواستند با کشتن و کشته
شدن، از عذابى که به روح و جانشان‏ افتاده بود، رهایى یابند و گناهان خویش
را شستشو دهند. به همین دلیل در همان زمان، مختار نیز براى جمع ‏آورى نیرو
جهت مبارزه و قیام علیه حکومت ستمگر تلاش مى‏ کرد، ولى با این حال حاضر به
همکارى با سلیمان نبود و مى ‏گفت: «سلیمان مى‏ خواهد با این قیام، خود و
یارانش را به کشتن دهد».

در نهایت تلاش‏ ها و جانبازى‏ ها در قیام توّابین  توسّط کسانى صورت
پذیرفت که روزى در کوفه پس از تهدیدهاى «ابن زیاد» مسلم بن عقیل رحمه الله
را تنها گذاشتند و شهر را تسلیم دشمن کردند؛ ولى پس از حادثه عاشورا، چنان
روحیّه‏ اى پیدا کردند که جان برکف دست به قیام زدند تا کشته شدند. از این
رو قیام توّابین با کشته شدن سران نهضت، درهم شکست و شعله انقلاب براى
مدّتى به خاموشى گرایید.

قیام مختار

گفتنی است با ظهور «مختار» طوفان عظیم دیگرى برخاست و شعار خونخواهىِ
امام حسین علیه السلام ارادتمندان آن حضرت را به گرد خود جمع کرد و خرمن
هستىِ امویان و قاتلان جنایت پیشه کربلا را یکى پس از دیگرى سوزاند و
خاکستر نمود و براى فرصتى کوتاه زخم ‏هاى دلشان را التیام بخشید. آتش
انتقام از قتله کربلا چنان پرشور و شدید بود که در فاصله اندکى جانیان
کربلا را طعمه خویش ساخت. هر یک به تناسبِ عمل زشتى که مرتکب شده بودند به
اشدّ مجازات به سزاى اعمال ننگین خود رسیدند. لذا باید گفت جوهره اصلى قیام
مختار چیزى جز خونخواهىِ امام حسین علیه السلام و انتقام از جانیان کربلا
نبود که مختار نیز به خوبى از عهده این هدف برآمد.

افول و زوال بنی امیه پس از قیام عاشورا

بدیهی است  پس از شهادت مظلومانه امام حسین علیه السلام و تشدید قیام
‏ها و نهضت‏ هاى خونین علیه بنی امیه که به خونخواهى امام حسین علیه السلام
صورت پذیرفت، نقاب از چهره دروغ‏گویان اُموى افتادو نامشروع بودن سلطنت
آنان به اثبات رسید. به نحوی که حتّى عبّاسیان که آخرین ضربه را بر آل
ابوسفیان وارد آورده بودند در پناه شعار خونخواهى امام حسین علیه السلام و
انتقام از بنى‏ امیّه به مقاصد خویش رسیدند و بر مرکب خلافت سوار شدند.
لیکن با همۀ این اوصاف مؤثّرترین عامل پیروزى آنان در قلع و قمع کردن بنى‏
امیّه، همان شعار خونخواهى امام حسین علیه السلام و شرح مظلومیّت خاندان آن
حضرت بوده است، زیرا آنان با انتخاب این شعار، آتش خشم مردم را بر ضدّ
بنى‏ امیّه برافروختند و سرانجام بساط حکومت ننگین بنى ‏امیّه را برچیدند.

در خاتمه باید گفت  عاشورا و کربلا با گذشت زمان از صورت یک حادثه
تاریخى بیرون آمده و تبدیل به یک مکتب شده است، مکتبى انسان‏ ساز و
افتخارآفرین!

لیکن باید گفت قیام امام حسین(علیه السلام) نه تنها براى مسلمین جهان
بلکه تحسین بسیارى از متفکّران جهان را برانگیخته و از آن به عنوان الگویى
براى‏ نجات و رهایى ملّت‏ هاى مظلوم و ستم دیده یاد مى ‏کنند، و مکتبش را
مکتب ظلم ستیزى و زندگى با عزّت و شرف و آزادى مى‏ دانند. امید است در
دنیاى امروز که ظالمان و ستمگران بى‏ رحم، براى نوشیدن خون مظلومان به پا
خاسته ‏اند، ملّت ‏هاى ستم دیده با الهام گرفتن از حماسه عاشورا به پا
خیزند و شرّ آنان را از جهان براندازند.

منبع : شفقنا

شاید دوست داشته باشید