استاد دانشگاه ادیان و مذاهب گفت: نظریه قبض و بسط را باید در چارچوب سیاسی اجتماعی آن فهمید.

به گزارش ادیان نیوز، فاطمه توفیفی استادیار
دانشگاه ادیان و مذاهب در نشست «سی سالگی یک نظریه» در باشگاه اندیشه با عنوان «قبض
و بسط و الاهیات لیبرال» به ایراد سخن پرداخت.

توفیقی در ابتدای سخن ضمن ارائه توضیحی
درباره الهیات لیبرال مسیحی گفت: «الاهیات لیبرال مسیحی پروتستان در قرن نوزدهم توسط
افرادی چون شلایرماخر بنیان نهاده می شود. ویژگی های این الهیات از جمله اولویت اخلاق
بر عقاید، اهتمام فراوان بر تجربه دینی، توجه به نقد تاریخی و پرداخت جدی به دستاوردها
و یافته های علوم تجربی است. مثلا اگر در علم تجربی تکامل به عنوان یک دستاورد تجربی
مطرح می شود یا آموزه تثلیث با نقدها و پرسش های عقلی جدی مواجه می شود اولویت به این
مباحث انتقادی عقلی و تجربی داده می شود و در صورت تعارض رای تجربه یا عقل مبنای تفسیر
الهیاتی است. به این معنا که منابع دینی به موجب این تعارض مورد بازاندیشی قرار می
گیرد. نهایت این روند این است که اخلاق گوهری ترین بخش دین معرفی می شود.»

توفیقی در ادامه به تبیین کلیات نظریه قبض
و بسط پرداخت و گفت: «من برخلاف مدعای برخی ها نظریه تجربه نبوی و رویای رسولانه عبدالکریم
سروش را در ادامه نظریه قبض و بسط و نه نقطه مقابل آن می دانم. مهمترین اصول قبض و
بسط بدین شرح است که، معرفت دینی امری بشری است و الهیات یکی از علوم بشری دیگر و در
ردیف آنها است. همچنین در این نظریه عبدالکریم سروش اشاره می کند که علم کلام از دوره
ای به بعد با فلسفه ممزوج می شود. علمی که از سنخ علوم مصرف کننده است و از دستاوردهای
علوم دیگر خوراک می گیرد.»

استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه
افزود: «اگر قرار بر تطبیق اشارات الاهیات لیبرال با این قبیل مباحث الهیاتی در ایران
باشد باید اشاره کنیم که در قبض و بسط و نظریه بسط تجربه نبوی و اصناف دینداری نیز
همانند الاهیات لیبرالی به بعد، هسته اصلی نظریات تجربه و تجربه دینی است.»

توفیقی در بیان بسترهای ایراد نظریه قبض
و بسط اشاره کرد: «می توان این الاهیات لیبرال را در چارچوب سیاسی و اجتماعی ایران
پس از جنگ دید. از این منظر الاهیات لیبرال با تلقی لیبرالیستی از دین همراه می شود.
در ایران پس از جنگ عناصری فرهنگی مانند تأکید بر موفقیت های فردی و تأکید بر تجربیات
معنوی و رابطه شخصی با خدا مورد تآکید بود. بنابراین جای تعجبی ندارد که نظریه قبض
و بسط هم به نوعی مدافع تجربه دینی و به رسمیت شناختن برداشت های متفاوت از دین است.
سروش در جایی در یادبود علی شریعتی می گوید که گرچه کارش در ادامه مسیر روشنفکران دینی
مانند شریعتی است، ولی بر خلاف شریعتی – که می خواست دین را دنیوی کند – سروش در پی
اخروی کردن و نگاهی معنوی به دین است.»

این محقق دین پژوه اضافه کرد: «البته الاهیات
لیبرال و برداشت لیبرالیستی از دین در غرب مورد انتقاد قرار گرفتند. از جمله تأکید
همزمان بر علم تجربی و تجربه دینی – که در علوم شناختی قابل مناقشه است – کمی ناسازوار
نمود، به گونه ای که پاره ای از الاهیدانان به الاهیات اگزیستانسیال روی آوردند تا
تأکید کنند اهمیت دین دقیقا در این است که در فراچنگ علم و عقل نمی آید. یکی دیگر از
انتقادات به الاهیات لیبرال برداشت پروتستانی و معطوف به باور (و نه عمل یا چیزهای
دیگر) از دین بوده است. همچنین الاهیدانان لیبرال مسلمان و مسیحی به این متهم می شوند
که از پیش مفروضاتی مدرنیستی را بر تفسیر خود از دین تحمیل می کنند. همچنین الاهیات
لیبرال اسلامی و مسیحی در شرایط مختلف جهانی ظهور یافتند. الاهیات لیبرال مسیحی در
اروپا و امریکای دوران فتح و پیشرفت و خوش بینی پدید آمد، در حالی که الاهیات لیبرال
اسلامی در چارچوب جهانی سرشار از ستم و شرایط سخت سیاسی و اجتماعی ظهور یافته است.
این چارچوب های متفاوت باید در تحلیل ها لحاظ شود.»

استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب در پایان
ارائه خلاصه مدعاها و پرسش های خود را این گونه شرح داد که: «پرسش این بود که آیا قبض
و بسط و آثار بعدی شبیه الاهیات لیبرالیستی مسیحی اند. ثانیا آیا الاهیات لیبرال در
خدمت تلقی لیبرالیستی از دین- توجه به فردیت، مسئولیت شخصی، رابطه شخصی با خدا، اولویت
اخلاق، اختصاص دین به حوزه خصوصی- قرار گرفته است؟ ثالثا نظریه قبض و بسط را باید در
چارچوب خاص سیاسی اجتماعی دوران خود دید و فهم کرد.»

منبع: ایرنا

انتهای پیام/ ب