جاده ابریشم تنها یک مسیر نبود که دین ها سوار بر آن شوند و به شرق روند بلکه این جاده از نظر تأثیرگذاری بر ادیان دیگر حائز اهمیت است. با پیدایی دین های تبشیری یا تبلیغ گر، داعیان هم پیدا شدند. اول بوداییان، بعد مسیحیان و مانویان و دست آخر هم صوفیان مسلمان به کاروان ها پیوستند تا وارد سرزمین های دیگر شوند.
زمان مورد نیاز برای مطالعه: 5 دقیقه

به گزارش ادیان نیوز (ردنا) جاده ابریشم در واقع شبکه ای از جاده هایی بود که عموماً رو به شرق و غرب می رفت، اما شاخه هایی از آن هم به درون ایران جنوبی و استپ های شمالی اوراسیا و به جنوب به هندوکش تا شبه قاره هند کشیده می شد. «ریشتوفن» اولین کسی بوده این مفهوم را درباره این مسیر بکاربرده است.
جاده ابریشم تنها یک مسیر نبود که دین ها سوار بر آن شوند و به شرق روند بلکه این جاده از نظر تأثیرگذاری بر ادیان دیگر حائز اهمیت است. با پیدایی دین های تبشیری یا تبلیغ گر، داعیان هم پیدا شدند. اول بوداییان، بعد مسیحیان و مانویان و دست آخر هم صوفیان مسلمان به کاروان ها پیوستند تا وارد سرزمین های دیگر شوند. سنت های دینی در سفر جاده ابریشم رو به شرق گسترش یافتند و در طول راه ریشه می کردند، مسافران هم بیش از پیش می توانستند حتی در مکان های خیلی دور و پرت افتاده هم دینانی پیدا کنند، و این ها بودند که به مسافران یاری رسانده و با آنان همراهی می کردند و در عوض مسافران نیز تماس با جهان بیرون را برای آن ها به ارمغان می آورند.
جاده ابریشم تنها یک مسیر نبود که دین ها سوار بر آن شوند و به شرق روند بلکه این جاده از نظر تأثیرگذاری بر ادیان دیگر حائز اهمیت است. با پیدایی دین های تبشیری یا تبلیغ گر، داعیان هم پیدا شدند. اول بوداییان، بعد مسیحیان و مانویان و دست آخر هم صوفیان مسلمان به کاروان ها پیوستند تا وارد سرزمین های دیگر شوند. سنت های دینی در سفر جاده ابریشم رو به شرق گسترش یافتند و در طول راه ریشه می کردند، مسافران هم بیش از پیش می توانستند حتی در مکان های خیلی دور و پرت افتاده هم دینانی پیدا کنند، و این ها بودند که به مسافران یاری رسانده و با آنان همراهی می کردند و در عوض مسافران نیز تماس با جهان بیرون را برای آن ها به ارمغان می آورند.

آیین بودا در جاده ابریشم
آیین بودا یکی از دین های بزرگ محسوب می شود که از این مسیر عبور کرده است. بودا، اصلاح گر معنوی بود که در پی راه میانه بود. پیام او چنین بود: زندگی رنج است؛ رنج علتی دارد به نام « تشنگی» یا آرزو و آز؛ راهی برای پایان دادن به رنج هست و آن پیمودن راه هشتگانه جلیل است که همانا شناخت درست، اندیشه درست، گفتار درست، کردار درست، زیست درست، کوشش درست، آگاهی درست و یکدلی درست است. مکاتب گوناگونی در زمینه شرح آموزه بودا بوجود آمد.
همین که آیین بودا در چین پا گرفت، کم کم در بوداییان چینی احساس نیاز به تماس مستقیم با منابع سنت شان در هند پیدا شد. رهروان چینی که معروف ترین آنها « فاسیان» در قرن پنجم و «سیوان زانگ» در قرن هفتم بودند، از راه آسیای مرکزی در جاده ابریشم سفر کردند تا به هند رسیدند.
مکاتب اصلی نیکایه که به مناطقی بستگی داشتند که جاده ابریشم از آن می گذشت درمه گوپتکه ها و سرواستی وادین ها بودند. مهاسنگیکه ها در آغاز این جا فعال بودند. رویکرد جانشین جنبش فراگیرتری بود که به مهایانه یا گردونه ی بزرگ معروف شد، و نخست در مناطقی از آسیای مرکزی مثل ختن نفوذ پیدا کرد و این پیش از آن بود که سرانجام مکاتب نیکایه را یکسره از جاده ی ابریشم بیرون براند. وضع نخستین شهرهای بودایی ، بیانگر آن است که قرارگاه های اطراف جاده ابریشم در آسیای میانه، کانون گسترش بودیسم بوده است.

گفت‌وگو با خدا زمینه‌ساز گفت‌وگوی واقعی با مردم است

مسیحیان در جاده ابریشم
برای آغاز اعزام هیئت های تبلیغی مسیحی در مسیر جاده ابریشم زمان دقیقی را نمی توان مشخص کرد تنها می توانیم به هیئت های مبلغ بپردازیم. در شرح حال اسقف اعظم نسطوری تیسفون،« بطریق یهبلّاها» توضیحاتی وجود دارد که بزرگان کلیسایی از شاه ایران خسرو اول اجازه یافتند، هیئتی را برای هیاطله به آسیای میانه بفرستند. هر چند این ها را نمی توان نخستین کسانی دانست که به اشاعه مسیحیت می پردازند. نسخه های کشف شده در تورفان چین نشان می دهد که مجامع کلیسایی مسیحی، از نیمه دوم قرن پنجم میلادی در شهرهای مجاور جاده ابریشم وجود داشتند. گروهی دیگر که در هیئت های مذهبی شرکت کردند مسیحیان ارتدکس بیزانسی بودند که بویژه در ابتدای جاده ابریشم در بخش غربی تشکیلات عظیم کلیسایی را بوجود آورده بودند.

مانویت در جاده ابریشم
مانویت از کهن ترین زمان ها می کوشید که خود را به شکل یک دین جهان شمول تبدیل کند. درنتیجه اگاهانه از نمادها و واژگان دیگر ادیان استفاده می کرد تا آموزه خود را پذیرفتنی تر کند. تبلیغ نزد مانی چنان اهمیت داشت که خود می گوید: از سرزمین بابل بیرون آمدم که خروشی را در جهان بخروشم.» از این رو گروهی از برگزیدگان مانوی وظیفه شان تبلیغ بود که به فارسی میانه «خروه خوان» به معنای «خروش خوان» نام داشتند.
داستان گسترش مانویت در شرق از آنجا آغاز می شود که اَمّوی آموزگار به دستور مانی به «اَبر شهر» فرستاده شد. گسترش مانویت در شرق بی تردید نتیجه تلاش بی وقفه مبّلغانی همچون اَمّو و بازرگانان سغدی است که نبض اقتصاد را در جاده ابریشم در اختیار داشتند. بیشترین پیروان مانویت در ماوراءالنهر سغدیان بودند. با مرکزیت سغدیان، واحه تورفان و نیز دیگر شهرهای واقع در کان سو، به پایگاه های تبلیغ مانویت در شرق اسیا تبدیل شدند. در واقع با گرایش خان اویغور به مانویت در سال ۷۶۲٫م وضع مانویان تغییر یافت.

از سوی موسسه انتشاراتی کتاب علمی آلمان؛ جایزه بهترین کتاب غیرداستانی در حوزه علوم انسانی به یک اسلام‌شناس اهدا شد

بعد از تسلط یافتن عرب ها بر آسیای میانه که با گریز مانویان به چین همراه بود، به ترجمه کامل متن های مانوی به چینی در سال ۷۳۱٫م منجر شد که از گنجینه نجات یافته یک کتابخانه از صومعه مانوی در «تون ـ هوآنگ» به دست آمده است. در واقع مانویان توانستند ارتباط بسیار نزدیکی بین چین و آسیای میانه برقرار کنند. البته فقط مانویان نبودند که به چین تبعید شده بودند بلکه زرتشتیان نیز که در اثر حمله اعراب از ایران فرار کرده بودند نه فقط به هند بلکه به چین نیز کوچ کرده بودند. اما در نهایت با تأثیر آیین بودا بر مانویت و شرایط اجتماعی و سیاسی مانویان به کمرنگ شدن آنها و از بین رفتن مانویت منجر شد.

اسلام در جاده ابریشم
اسلام در قرن هشتم در جاده ابریشم ظاهر شد و به دنبال جنگ طراز در سال ۷۵۱ در نیمه راه متوقف می شود. اسلام مستقیم یا غیر مستقیم از طریق تجارت به شرق برده می شود. البته این سنت نو تنها در قلمرو اعراب باقی نمی ماند بلکه به ایرانی ها، ترک ها و چینی ها تعلق می گیرد و از فرهنگ های آنان تغذیه می کند.
فرمانروایی مسلمانان بر نیمه غربی جاده ابریشم نسبتاً در همان آغاز کار، در میانه قرن هشتم، بنیاد نهاده شد. از ان پس مسلمانان بیشتر تجارت فراآسیایی را در دست داشتند که این عامل مهمی بود در اسلامی کردن فرهنگ آسیای مرکزی. از دید فرهنگ دینی، آسیای مرکزی در قرن شانزدهم یکی از نواحی جهان اسلام بود که بیش از همه اسلامی شده بود.
در نهایت می توان چنین گفت که وجود راههای تجاری و فعالیت های تجاری پیوسته که از زمان های کهن فرهنگ های گوناگون را به هم وصل می کرد به این معنی بود که اندیشه های دینی می توانستند به آسانی در طول شبکه های تجاری که اوراسیا را هم دربر می گرفت گسترش یابند. هر چند که رابطه دین و تجارت از دو طرف تقویت می شد. مثلاً گسترش آیین بودا تقاضای ابریشم را افزایش داد زیرا در آیین های بودایی مصرف داشت.

منابع
۱٫ فولتس، ریچارد، دین های جاده ابریشم، ترجمه ع. پاشایی، ۱۳۸۵، انتشارات فراروان
۲٫ هاوسیگ، هانس ویلهم، تاریخ اسیای مرکزی و جاده ابریشم ج۱، ترجمه دکترمریم میر احمدی و دکتر غلامرضا ورهرام، ۱۳۹۳، بنیاد پژوهش های اسلامی
۳٫مقاله رضایی باغ بیدی، حسن، نقش جاده ابریشم در انتقال مانویت به شرق، مجله ایران شناخت، تابستان۱۳۷۶، ش ۵

  • نویسنده : سمیه خلیلی
  • منبع خبر : راسخون