از همان لحظه ای که به هم محرم شدیم آن قدر به او عادت کردم  و با او خو گرفتم که انگار سالهاست داریم با هم زندگی می کنیم . وقتی مراسم جشن عقد تمام شد و امیر با من خداحافظی کرد تا برود به قدری برایم سخت بود که احساس می کردم قسمتی از وجودم را دارد با خودش می برد.

به گزارش ردنا (ادیان نیوز)، «فرشته‌ها هم عاشق می شوند» رُمانی است که به مقایسه دغدغه‌های زن امروز و زن دیروز می‌پردازد.

در این مجموعه ضمن ورود به فضای رُمان و تخیل، بخش‌هایی از کتاب به صورت مستند روایت شده است.

مستندسازی این رمان کمک شایانی به واقعی‌تر شدن داستان می‌کند چرا که وقتی مخاطب می‌بیند که داستان صرفاً زاییده تخیلات نویسنده نیست، باور کردن آن برایش راحت‌تر است.

نام شخصیت اصلی این کتاب، فرشته است که در طول داستان به کمال نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود و با پاکدامنی و تقوایی که به خرج می‌دهد، عشق پاک و سالم خود را به تصویر می‌کشد.

فرشته و دوستانش مانند هر دختر دیگری در ایران امروز زندگی می کنند، دانشگاه می روند، در اجتماع حضور دارند و با مسائل مختلف جامعه دست به گریبان اند.

آن ها مثل هر دختر دیگری عاشق می شوند و این رمان شرح پاکدامنی و متانت یک دختر ایرانی است که مسیر کمال را قدم به قدم طی می کند.

این رمان در بیست فصل تنظیم شده است. 

نویسنده این اثر ۱۵ اثر مکتوب در حوزه زنان دارد . او در این رمان کوشیده است اثرش صرفا تخیل نباشد بنابراین زندگی مستند ۱۵۰ نفر از زنان ایرانی را بررسی کرده و با زنان بسیاری مصاحبه و گفتگو نموده است و این موضوع از ویژگی های متمایز کننده کتاب است.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

از همان لحظه ای که به هم محرم شدیم آن قدر به او عادت کردم  و با او خو گرفتم که انگار سالهاست داریم با هم زندگی می کنیم . وقتی مراسم جشن عقد تمام شد و امیر با من خداحافظی کرد تا برود به قدری برایم سخت بود که احساس می کردم قسمتی از وجودم را دارد با خودش می برد.

آن شب هم سر به مهر گذاشتم و تا نیمه های شب با خدا حرف زدم , از او تشکر کردم و خواستم که به همه جوان هایی که عاشق میشوند صبر و تحمل بدهد و برای همه ی آنها زندگی شیرینی مقدر کند همان طور که برای من چنین خواست .

با همه علاقه شدیدی که به امیر داشتم هیچ وقت فکرش را نمی کردم و انتظارش را نداشتم که امیر حسین علوی جدی و به قول بچه ها خشن آنقدر مهربان و با محبت باشد و این قدر به من علاقه داشته باشد و با تمام وجودش به من ابراز علاقه کند .

امیر برایم بعد ها تعریف کرد وگفت:

– تو دانشکده با اینکه چهره خانم ها را نگاه نمی کردم و درست نمی شناختمشون ولی همیشه احساس می کردم دخترایی که که اطراف خانم افتخاری هستند با بقیه فرق می کنن ,چون خانم افتخاری با بقیه فرق می کنه . چند بار هم که پیش اومد شما سراغش رو از من گرفتین متوجه شدم  که از شما دو نفر (من و مریم )یکی تون چادریه , چادری بودنت برام مهم بود .خانم افتخاری هم چند بار اسم خانم حق جو رو جلوی من می آورد , نمی دونم شاید از اول هم برای ما نقشه داشته .

رفتار هات هم خیلی برام مهم و با ارزش بود. چند باری که پیش اومد با هم حرف بزنیم خیلی با حجب و حیا حرف می زدی و برخوردت موقع حرف زدن سنگین و با وقار بود. حرف اضافه نمی زدی . لحنت جدی و محکم بود و در عین حال با احترام … (کتاب فرشته ها هم عاشق می شوند /صفحه ۳۹۲و ۳۹۳ )

نام کتاب: فرشته ها هم عاشق می شوند

نام نویسنده: نعیمه اسلاملو

نام انتشارات: تلاوت آرامش

سال انتشار: ۱۳۹۵

  • منبع خبر : رسانه‌ها