“ساتیا سای بابا” خدای خیالی

سای بابا مدعی است که خدای خالق در او حلول کرده و معجزه اش تولید انبوهی خاکستر با دستش است. وی مردم را به ستایش و پرستش خویش فرا می خواند و فطرت های تشنه ی انقیاد و خضوع که حقیقت را نشناخته اند، ناگزیر در برابرش زانو می زنند.

0

به گزارش ردنا (ادیان‌نیوز)؛ یکی از گروه های عرفانی در هند موسوم به«سای بابا»است. بنیان گذار این فرقه شخصی است به نام«باگوان شری سای بابا» و نام دیگر او« یا سو آمی ساتیا سای بابا».

وی در سال ۱۹۲۶میلادی در یکی از ایالت های هندوستان به دنیا آمد. سای بابا در سن چهارده سالگی، مدعی شد از سوی خداوند برای هدایت همه ی آدمیان برگزیده شده است. وی دین خود را حاکم بر همه ی ادیان و ناظر به همه ی آنها دانست.

در عین حال، مدعی شد، اعتقاد به پیام او با گرایش به ادیان رایج منافاتی ندارد. به همین دلیل می گفت:« من روحانی هیچ یک از ادیان نیستم. برای تبلیغ هیچ دینی نیز نیامده ام.

من آمده ام که هندو، هندوی بهتری، مسلمان، مسلمان بهتری و مسیحی، مسیحی بهتری باشد». وی معجزه ی خود را صرفاً ایجاد تحول در درون انسان ها دانست و اصول دعوت خود را بر پایه پنج ارزش انسانی« حقیقت، پرهیزگاری، صلح و آرامش، عشق و در آخر پرهیز از خشونت» بنا نهاد. وی عصاره ی همه ادیان را در این پنج حقیقت می داند. سای بابا راه های به سوی خدا را متکثر می داند، اما مقصد همه را واحد.

سای بابا به پیروان خود تأکید می کند که مراقبه های روزانه داشته باشند و نام های خداوند را به طور روزانه بخوانند. سای بابا برای دعوت خود معبد بزرگی به نام پراشانتی نیلایام به معنای آشیانه ی صلح برین، تأسیس کرده است.

در مبعد او به مناسبت اعیاد همه ی ادیان، مراسم برگزار می شود. در اعیادی هم چون کریسمس، عید فطر، عید نوروز، سال نوی چینیان و اعیاد هندو ها مراسمی به همین مناسبت ها در معبد او بر گزار می گردد. سای بابا به تناسخ و قانون کارما معتقد است و بر این اساس پیش گویی کرده است که در سن ۹۶سالگی این جسم خود را ترک خواهد کرد و هشت سال بعد روح او در جسمی دیگر در شهر میسور به بدن فردی دیگر منتقل خواهد شد.

در مورد او کارهای عجیبی نقل میکنند که برای انسانی که نبی خدا هم نیست، شبیه تخیل می ماند. از جمله این که: در زمان تولد ساتیا، تمام وسایل موسیقی به خودی خود شروع به نواختن موسیقی دلنشین کردند، یا به هنگام تولد در زیر گهواره اش یک مار کبرا پیدا کردند که در آیین هندی به معنای ظهور فرد روحانی است. از کودکی، از پاکت خالی نوشت افزار مدرسه بیرون می آورد و میان بچه های بی بضاعت تقسیم می کرد! چنین کراماتی را صوفیان هم برای بزرگانشان ساخته اند!!!

تناسخ و کارما

تناسخ از ویژگی های مشهور ادیان وآین های هندی است. سای بابا نیز این مسئله را جایگزین معاد نموده است. مدعای معتقدان به تناسخ این است که روح انسان به هنگام مرگ، یک سلسله ی توالد را سپری می کند و به صورت متوالی از علمی به عالم دیگر در می آید. بار دیگر به هنگام مرگ، به پیکری دیگر منتقل می شود و این چرخه تا بی نهایت ممکن است تداوم داشته یابد. البته انتقال ارواح از جسمی به جسمی دیگر لزوماً در یک سطح نیست. مثلاً گاهی در قالب نباتات و درختان و زمانی به شکل حیوانات نمودار شود.

کرمه یا کارما که بر اساس آن کیفیت و چگونگی توالد ثانوی و علت انتقال روح یک فرد به جسدی دیگر را توضیح می دهد. قانون کرمه در حقیقت همان نظام علّی و معلولی است که مورد قبول ما نیز است؛ اما سخن در این است که اینان گمان می کنند حیات بعدی در همین دنیا و در تولدی مجدد در قالب موجود دیگر است.

بررسی تناسخ و کارما

معتقدان به تناسخ، که طیف وسیعی از مکاتب و آیین های سنتی معنوی را شامل می شود، درباره ی مدت و زمان چرخه ی تناسخ اختلاف نظر دارند؛ برخی آن را سی هزار سال می دانند و گروهی دیگر می گویند ممکن است تا میلیون ها سال طول بکشد.

در نقد این دیدگاه اشکالات فراوانی وجود دارد، که به چند نمونه بسنده می کنیم: هر نفسی در این عالم، با توجه به کارهایی که انجام می دهد، از قوه بودن خارج و فعلیت می رسد و هرگز امکان ندارد چنین نفسی بار دیگر به درجه ی قوه ی محض نزول کند و به بدنی تعلق بگیرد که در حالت جنینی و قوه ی محض است.

همان طور که بدن حیوان بعد از کامل شدن امکان ندارد به حالت نطفگی باز گردد. البته در دیگر مقالات مربوط به عرفانهای نوظهور هندی، مفصل به بحث در مورد رد تناسخ پرداخته ایم.

سای بابا و تبلیغ کثرت گرایی عرفانی

در آیین سای بابا کثرت گرایی عرفانی تبلیغ می شود. وی تصریح می کند که همه ی ادیان حق اند و هیچ تفاوتی با یک دیگر ندارند، هر چند دین خود ساخته ی خویش را کامل ترین آنها می داند و آن را به منزله ی صد می داند که چون کسی آن را داشته باشد، حقیقت همه ی ادیان دیگر را که همگی از صد کمتر هستند، خواهد داشت.

وی می گوید: تمامی ادیان به سوی یک هدف رهنمون می شوند و تمامی انسان ها برادران یک دیگرند.[۷] همه مذاهب تنها به یک خدا تعلق دارند و به سوی یک مقصد رهنمون تان می سازند، ادیان در اصل هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند

تضاد
باید این نکته را مورد توجه قرار داد که بسیاری از مدعیان کثرت گرایی عرفانی، هر چند در لفظ چنین ادعای را دارند، اما در عمل به این باور خود پایبند نیستند. اغلب اینان تنها راه نجات را پیروی از مرام و مسلک ادعایی خود می دانند.

ادعای درستی ادیان دیگر برای پیروان خود از سوی امثال سای بابا ادعایی ظاهری و صرفاً به منظور تبلیغ و جذب افراد بیشتر است و الا آنان به خوبی می دانند کسی که به تعالیم اسلام پایبند باشد، هرگز نمی تواند به تعالیم و آموزه های آنان تن دهد. به همین دلیل به پیروان خود اجازه ی گرایش به اسلام یا ادیان دیگر را نمی دهند.

آنها تأکید می کنند برای آن که تعالیم آنان بتواند اثر گذار باشد، افراد باید دست از همه ی باورهای ذهنی و درونی پیشین خود بردارند. آیا این معنایی جز انحصار گرایی و انکار کثرت گرایی دارد؟ به راستی چگونه همه ی ادیان حق هستند در صورتی که اعتقاد یک دین با دین دیگر در تضاد است؟!!

جادو

یکی از شاخص‌های عرفان‌های جدید استفاده از نیروهای جادویی و سحرآمیز است. که البته در زندگی یک نواخت و ماشینی و به دور از معنویت انسان معاصر می‌تواند تنوع جالبی را ایجاد کند و به جذب افراد زیادی منجر شود. به خصوص در مواردی که یک مدعی رهبر فرقه یی معنوی توانایی خود را به خداوند نسبت بدهد، در این صورت کارهای جادویی به جای کرامات معنوی اولیاء خدا ارائه می‌شود و روی مردم تأثیر بیشتری می‌گذارد.

سحر و جادو از زمان حضرت سلیمان- علیه السلام- در بین مردم رواج یافت. گروهی از مردم با افرادی از جن که در تسخیر حضرت سلیمان – علیه السلام- بودند، ارتباط برقرار کرده و با کفر ورزیدن به قدرت خداوند، سحر و جادو را از اجنه آموختند و از تعالیم آن پیروی کردند.

«وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلی‏ مُلْک سُلَیمانَ وَ ما کفَرَ سُلَیمانُ وَ لکنَّ الشَّیاطینَ کفَرُوا یعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ»
پس از آن سحر و جادو در زندگی مردم مشکلاتی را ایجاد کرد و خداوند با فرستادن دو فرشته در بابل راه‌های باطل کردن سحر را به مردم آموخت ولی مردم از آن دو چیز‌هایی را فرا گرفتند که برای‌شان فایده‌ای نداشت.

بسیاری از مردم گمان می کنند کارهای خارق العاده نشانه ی حقانیت یک مکتب می تواند باشد. مدعیان و سود جویان نیز از همین سادگی مردم استفاده کرده و با قدرت های که به دست می آورند سعی می کنند با انجام کارهایی که از توان عموم مردم خارج است و یا پیشگویی ها و پیش بینی هایی درباره ی حوادث روز مره، چنین جلوه دهند که همه ی سخنان آنان حق است و مهر تأیید الهی دارد.

هرگز نمی توان انجام کارهای خارق العاده را نشانه ی حقانیت و درستی راه و روش یک عارف دانست. هر چند برخی از کارهای خارق العاده در اثر توانمندی ها و استعدادهای خدادای است؛ اما بسیاری از آنها معلول ریاضت ها و تمرین روحی و گاهی شیطانی است.

توضیح این که، روح انسانی دارای قدرتی خارق العاده و شگفت انگیز است. هر انسانی اگر بتواند غرایز حیوانی را سر کوب نماید، می توان از قدرت خارق العاده ی روح خود استفده کند. سنت الهی در این عالم به این صورت است که هر کس به هر میزان و به هر انگیزه ای که تلاش کند، از حاصل تلاش خود بهره می برد. البته گاهی توانایی و قدرت شیطانی است و از راه ارتکاب بدترین خبائث بدست می آید.

کارهای خارق العاده ی ارزش دارد که در سایه ی عمل به دستورات الهی به دست آمده باشند، هر چند هیچ عارف حقیقی عملی را برای دستیابی به کارهای خارق العاده انجام نمی دهد، زیرا عرفان حقیقی چیزی جز معرفت و تقرب به خدا نیست.

آیا نباید با رشد فکری و عقلی بشر نوع اعجاز نیز تغییر نماید؟ به حق باید اعجاز پیامبر آخرین از سنخ سخن باشد، تا مردم با تأمل در آن حقیقت را در یابند و آن معجزه قرآن است وبس. هانری کربن فرانسوی مطلبی دارد به این مضمون: دینی(قرآنی) که بیشمار آیاتش در مورد تفکر و تعقل است نمی تواند خرافی باشد، زیرا با تفکر انسان خوب را از بد تشخیص می دهد.

سای بابا خدای خیالی

فطرت انقیاد و خضوع، انسان را وا می دارد که در برابر منبع کمال سر تعظیم فرود آورد و به سجده و ستایش روی آورد. تجربه ی ملکوتی و فطری انسان از حضور در محضر کمال و قدرت مطلق الاهی که به ربوبیت او شهادت داده و تجربه ی خضوع و خشوع در برابر خدا اگر چه از یادش رفته باشد، شناختش در باره ی او باقی است. در این جهان نیز انسان به طور فطری در جست و جوی حقیقتی متعالی است، تا در برابر وی خضوع کند.

برای انسان هایی که خدای حقیقی را فراموش کرده اند این تمنای فطری تبدیل پذیر و از بین رفتنی نیست، بلکه به صورت های نادرست و غیر حقیقی سر بر کشیده و به طور فریبنده ای مورد عمل قرار می گیرد. در دنیایی امروز با تمام پیشرفت هایی که انسان معاصر داشته، به علت ناتوانی تشخیص و ارضای راستین این کشش فطری به پرستش خدایی از جنس خویش روی آورده است.

سای بابا مدعی است که خدای خالق در او حلول کرده و معجزه اش تولید انبوهی خاکستر با دستش است. وی مردم را به ستایش و پرستش خویش فرا می خواند و فطرت های تشنه ی انقیاد و خضوع که حقیقت را نشناخته اند، ناگزیر در برابرش زانو می زنند. او به هوادارانش این متون و اذکار را توصیه می کند، تا در حالت آرامش و توجه کامل در برابر او بخوانند:

خودتان را محصور من بدانید، به من مشغول باشید
جنون بابا را در زندگی تان خلق کنید، باور کنید که از این جنون شیرین تر نیست
به عشق هم عادت کردیم، همه این سال ها، فرم های مختلفی از عشق را برای شما گرفتم
مثل کودکی پرورش تان دادم، مثل پدر و مادر ی عاشق، تا رشد کنید
من فرم برادر و خواهرتان را به خود گرفتم…..
من آمده ام تا سعادت بدهم، من آمده ام تا ببخشم
هیچ منظور دیگری از موجودیت من نیست
همه اضطراب و مشکلات خود را به من بسپارید، و از من آرامش بگیرید بیا و مرا پیدا کن، و خودت را پیدا کن
از نزدیک به من نگاه کنید، به فراسوی فرم بدن و درون نگاه کنید

سای بابا خود را برهما، خدای خالق و هستی بخش می پندارد و از مردم می خواهد، تا او را ستایش و تعظیم کنند؛ به او عشق بورزند، تا به آرامش و عشق برسند؛ آرامش و عشقی که در ملکوت تجربه کرده اند، فطرتشان ار آن آگاه است و در این جهان نیز به دنبال آن می گردند. حال این که کمال مطلقی که فطرت خواهان خشوع در پیش گاه اوست کجا و یک انسان نیازمند و محدود کجا؟

منابع:

۱٫ آفتاب و سایه ها، نگرشی بر جریان های نوظهور معنویت گرا، دکتر محمد تقی فعالی، نشر نجم الهدی،
۲٫ جریان شناسی انتقادی عرفان های نوظهور، حمید رضا مظاهری سیف، پ‍ژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
۳٫ در آمدی بر عرفان حقیقی و عرفان کاذب، احمد شریفی، انتشارات صهبای یقین.
۴٫ محمد تقی مصباح یزدی، در جستجوی عرفان اسلامی، مرکز انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، چاپ اول، تابستان ۱۳۸۶، قم.

منبع راسخون
شاید دوست داشته باشید