روح خدا در کالبد «ساتیا سای بابا»

«سای بابا» نام یکی از فرقه های انحرافی ست که منشأ آن هندوستان است و اخیراً توسط سودجویان فرهنگی و سیاسی در مناطق شرقی کشورمان نیز نفوذ کرده است.«سای بابا» هم مثل تمام فرقه های انحرافی حقایق تلخی پشت پرده خود دارد…

0

«سای بابا»… این واژه را تا به حال چند بار شنیده اید؟

اگر نشنیده اید چیزی زیادی را از دست نداده اید و همان بهتر که هیچ وقت در محیطی که در آن زندگی می کنید هرگز چنین واژه ای بکار برده نشود.

«سای بابا» نام یکی از فرقه های انحرافی ست که منشأ آن هندوستان است و اخیراً توسط سودجویان فرهنگی و سیاسی در مناطق شرقی کشورمان نیز نفوذ کرده است.

«سای بابا» هم مثل تمام فرقه های انحرافی حقایق تلخی پشت پرده خود دارد که چکیده ای از چهره واقعی آن را در این متن می توانید به وضوح مشاهده کنید:

من روح خدا هستم!

استعمارگران برای ایجاد تفرقه میان مردم و حفظ سلطه خود از راه های مختلفی وارد می شوند. یکی از آسان ترین و بهترین راه های فریب مردم، استفاده از فرقه های ساختگی و عرفان های دروغین است.

آن ها از فرقه هایی که هماهنگ با سیاست هایشان باشد حمایت کرده و در این راه پول های زیادی هزینه می کنند. یکی از این دین های ساختگی که با حمایت غربی ها توانست در کشورهای مختلف پیروان زیادی کسب کند، «شیردی بابا» و «سای بابا» بود که در کشور ما نیز، اخیراً به وسیله فرقه «مهر بابا» تبلیغ شد.

حدود ۱۸۰ سال قبل فردی به نام «شیردی بابا» در هند زندگی می کرد که هندوی متعصبی بود. اما مردم توجه زیادی به حرف های او نداشتند.

سال ها بعد از مرگش جانشین تازه ای برای او پیدا شد که او را «سای بابا» می نامیدند. سای بابا به معنای همان «شاه بابای» فارسی خودمان است. او که در سال ۱۹۲۶ در یکی از روستاهای هند به دنیا آمد، در ۱۴ سالگی گفت که روح خدا در جسم من حضور دارد و برای هدایت انسان ها انتخاب شده ام! او ادعا می کرد که هیچ دین تازه ای نیاورده و دین خاصی را هم تبلیغ نمی کند، بلکه با زیرکی تلاش می کرد تا یپروان ادیان مختلف، بدون آن که دین شان را رها کنند، مرید او شوند.

به همین دلیل به مردم می گفت: « من آمده ام تا هندو، هندوی بهتری و مسلمان، مسلمان بهتری و مسیحی، مسیحی بهتری باشد.»

بر خلاف آن چه تبلیغ می شود، «سای بابا» نه تنها مرجع معتبری برای انرژی و خالص کردن روح نیست، بلکه روح را نیز به گمراهی می کشاند. افرادی که به ملاقات با «سای بابا» می رفتند همه دارای ضعف های شخصیتی بودند که امید داشتند با ملاقات او، ضعف های خود را جبران کرده و از بین ببرند.

او که ادعا می کرد دین خاصی را تبلیغ نمی کند، خودش یک هندوی به نام معنا بود که با عرض معذرت از محضر خوانندگان محترم و فقط برای آگاهی دادن به شما از دروغین بودن این آیین؛ خودش به پرستش «لینگا» و «لینگوم» (آلت تناسلی مرد و زن) می پرداخت که این ها از خدایان مهم دین هندو هستند. او نماد لینگا و لینگوم را در خانه نگه می داشت و می پرستید!

سای بابای جادوگر!

«سای بابا» کارهای عجیبی می کرد، همان طور که سای بابای قبلی یعنی «شیردی بابا» هم چنین کارهایی انجام می داد. کارهایی مثل غیب شدن و ظاهر شدن یا پرواز کردن و خواندن ذهن دیگران و…

افراد ساده لوح و زودباور، این کارهای خارق العاده را نشانه بر حق بودن او می دانستند و «سای بابا» هم از سادگی مردم سوء استفاده می کرد و هر پنج شنبه که برای ملاقات های عمومی از قصرش بیرون می آمد، جواهری از هوا برایش می آمد و او آن را به یکی از مریدانش هدیه می کرد و باز هفته بعد عده زیادی منتظرش می ماندند تا شاید قطعه طلایی گیرشان بیاید! اما این کارها خاص «سای بابا» نیست و همه «برهمنان هندو» این کارها را انجام می دهند.

حدود ۶۰ کتاب مقدس و باستانی در دین برهمنی وجود دارد که حاوی وردها، جادوها و نفرین های متعدد است. این علم که در حقیقت ریشه در سحر دارد برای همگان ممنوع بوده و فقط و فقط در اختیار برهمنان است که با رعایت دستورات این کتاب ها، هر برهمنی می تواند از آسمان باران بباراند یا فرزند را در شکم زن حامله بکشد. اما سرچشمه این جادوها، شیطانی بوده و فقط برای کارهای شیطانی از آن استفاده می شود.

برهمنان و سای بابا از این قدرت شیطانی برای نادان نگه داشتن مردم استفاده می کردند. مثلا برهمنان باید در تمام خانواده های هندو، آزادانه وارد و خارج شوند و کسی هم حق مزاحمت ندارد. آن ها هر مقدار پول که بخواهند می توانند از خانه بردارند، و گرنه نفرینی در خانواده می گذارند که فقط خودشان بتوانند آن را بردارند.

پیش بینی های غلط سای بابا

از آن جایی که دست بالای دست بسیار است و خدا بزرگ تر از آن است که آدمی همچون سای بابا و هر بنی بشر دیگری را به شراکت بپذیرد؛ برای آن که بندگان نادان خود را آگاه کند، ادعای او را که گفته بود در ۹۹ سالگی از دنیا می رود، خراب کرد و در آوریل سال۲۰۱۲ (مطابق با فروردین ۱۳۹۰)، در سن ۸۵ سالگی پرونده زندگی اش را بست!

او همچنین گفته بود که هشت سال پس از مرگش روحش در جسم فرد دیگری که در شهر میسور زندگی می کند، منتقل خواهد شد. حال ببینیم پس از هشت سال، مردم دوباره فریب سای بابای دیگری را خواهند خورد یا نه؟!

 

منبع ماهنامه دیدار آشنا شماره ۱۳۱