کرامت زنانه و مصونیت در برابر معنویت ­های نوپدید

یادداشت وارده: محمدحسین شیخ شعاعی/

در جوامعی که زنان به هر دلیل، نوع نگرش مذهبی یا عرف، با محدودیت­های اجتماعی بیشتری مواجه­اند، امکان نفوذ موج معنویت­گرایی نوین، بیش­تر است.

0

۱. وودهد، محقق برجسته ادیان و معنویت، معتقد است گرایش به معنویت­های نوپدید و عضویت در گروه­های معنویت­گرا در میان زنان بیش از مردان است. این حقیقت را که درباره جوامع غربی بیان شده است، با یک بررسی میدانی ساده در جامعه ایران نیز می­توان مشاهده کرد. اما حتی اگر عوامل جنسیتی مثل شدیدتر بودن گرایش­های معنوی در زنان را بپذریم، رغبت به گروه­های نوپدید و شرکت در حلقه­ های معنوی خاص را باید به زمینه­ هایی دربافت فرهنگی و اجتماعیافراد نسبت داد. محدودیت­ها و تبعیض جنسیتی از مهم­ترین مؤلفه­ های اجتماعی و فرهنگی در این رابطه ­اند.

۲. در جوامعی که زنان به هر دلیل، نوع نگرش مذهبی یا عرف، با محدودیت­های اجتماعی بیشتری مواجه­اند، امکان نفوذ موج معنویت­گرایی نوین، بیش­تر است. به ­طور خاص وقتی که به درست یا غلط، زنان احساس می­کنند محدودیت­های اجتماعی­شان به آموزه­های مذهبی یا گفتمان دینی حاکم برمی­گردد، در مقابل شعارآزادی دینی و حق انتخاب عقیده، که از سوی معنویت­های جایگزین سرداده می­شود، مقاوت­ ناپذیرتر خواهند بود. این نکته به ویژه در مورد معنویت­های خودمحور و خودکیش­ها (self religions) اهمیت و شدت بیشتری می­یابد. به عنوان مثال در معنویت عصر جدید (New Age Spirituality) که انتقال اعتبار دینی از نهادهای رسمی مثل کلیسا و سازمان روحانیت به خود شخص، پررنگ­تر دیده می­شود، این امکان که زن از بندهای عقیدتی خویش و جامعه رهایی یابد و با حفظ مزایای دین­داری (در معنای عام آن) آزادی­های بیشتری را تجربه کند، فراهم­تر است.

۳. فرصت­های برابر لااقل آنچنان که در ابتدای راه در گرایش­های مختلف معنوی جدید برای جنسیت های مختلف فراهم می­شود، این معنویت­ها را برای زنان بیش از مردان جذاب ساخته است. به­ویژه در مورد رهبری گروه­ و ایفای نقش محوری، همچنان که در بسیاری از جنبش­های نوین دینی (NRMs) قابل مشاهده است، فرصتی که در اختیار زنان قرار می­گیرد به شدت وسوسه­کننده و برای کسانی که در این باره دچار تردید باشند، یک شاهد اطمینان­بخشاز عدالت جنسیتی به شمار می­رود. بسیاری از زنانی که به معنویت­های نوین روی می­آورند، قصد جدا شدن از بدنه اجتماعی و همه تعلقات مذهبی خود را ندارند و تنها به دنبال ترمیم زخم تبعیض، ارتقای حس ارزشمندی و مطالبه حقوق انسانی­ خویش­اند.

۴. البته محدودیت­ها و تبعیض­های آزار دهنده، در عرصه­ها و در سطوح مختلف، کمابیش جریان دارد. این وضعیت خاص کشور ما یا جوامع سنتی نیست بلکه در همه ­جای دنیا نگاه تبعیض­ و تحقیرآمیز به زنان با نمودهای متفاوت وجود دارد و اغفال زنان توسط فرقه­ها و کیش­های جدید، مسأله­ ای است که در برابر اغلب جوامع مسیحی قرار دارد. اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که برای گرایش به گروه های معنوی جدید، همچنان که نسبت به گروه های فمنیستی، «احساس محدودیت»، کافی است. در وضعیت مدرن، یا جامعه ای که لااقل از میزان مناسبی آزادی عمومی،هرچند غیر رسمی، بهره ببرد، نقش رسانه ها در شکل گیری این احساس، تعیین کننده است. از این جهت، حضور فعال رسانه ای برای گروه هایی که به عضوگیری می اندیشند مهم و یک راهبرد تضمین شده به شمار می­آید. کافی است به مصادیق محدودیت، حتی مواردی که به طور طبیعی و در بهترین شرایط اجتماعی نیز احتمال وقوعشان می­رود، ضریب رسانه­ای بدهند تا فضای لازم برای القای حس محدودیت ایجاد و بعد، در فرایندی خودتقویت کننده و در رسانه ها و گروه های اجتماعی مستقل، به سرعت رشد کند.معنویت­های جدید میوه این احساس را برداشت می­کنند.

۵. اگر معنویت­های نوین می­توانستند نیاز زن امروز را واقعا برآورده سازند و او را برای بهترزیستن یاری کنند، نه تنها جایی برای نگرانی وجود نداشت بلکه باید زمینه را برای دسترسی و پیوستن آسان­تر به این گروه­ها فراهم می­آوردیم. اما در شرایطی که گزارش­های متعدد از وجود آسیب­های جدی در این مورد حکایت می­کند،گرایش به معنویت­های نوین را نه تنها نمی­توان فرصتی برای بازیابی هویت ارزشمند انسانی در زنان دانست بلکه به عنوان یک تهدید، ضرورت آگاه­سازی و مصونیت بخشی نسبت به این جریان را در مقابل ما قرار می­دهند. جدای از آسیب­های مستقیم که از آموزه­ها و تکنیک­هایاغلب جعلی و ناقص برمی­آیند، مشارکت زنان در این گروه­ها با نوعی بهره­کشی از آنها همراه است؛ بهره­هایی که بر خصوصیات اخلاقی زنانه، جذابیت­های جنسی و قابلیت­های خاص روحی (مثل مدیوم شدن در ارتباط با ارواح) استوار است.

۶. اما رشد قارچ­گونه این معنویت­ها را می­توان فراتر از تهدید، فرصتی دیدبرای درک دردی که تا به حال و تا این اندازه آشکار خود را نشان نداده بود. به­ویژه در مورد زنان، که بیش از مردان هم در معرض گرایش و هم پس از پیوستن، در معرض آسیب­ قرار دارند، تلاش برای بازیابی هویت شخصی و احساس رضایت­مندی از هویت زنانه، آن هم در بستر سالم اجتماعی، یک اولویت انکارناپذیر است.راه­حل ایجابی برای نجات زنان از بیراهه­های فرهنگی، اصلاح وبازسازی شاهراهه­های خوش­بنیانی است که با کج­فهمی­ها و کج­رفتاری­ها آسیب دیده­اند. از این منظر، معنویت­های دینی چنان­چه از رویه­های مردسالار پالایش شوند و متکی بر کرامت عام انسانی، نیاز زنان را به احساس ارزشمندی درونی تأمین کنند، گرایش­های جنسیتی به معنویت­های سکولار را چاره خواهند کرد.

۷. حتی در وضعیتی که اصول عقیدتی و قوانین اجتماعی، بر روی کاغذ با کرامت انسانی زنان همراهی می­کنند، اغلب، ذهنیت­های معیوب و اعمال سلیقه­های شخصی مانع از تحقق رویای عدالت جنسیتی می­شوند. گره خوردن این موانع با ادعاهای دینی، باعث می­شود گذر از این موانع، چه توسط افراد و چه در تحولات طبیعی جامعه، به منزله عبور از دین و به­دنباله آن، عبور از معنویت­های دینی تلقی شود و زمینه را برای پذیرش معنویت­های نوپدید، فراهم سازد. بنابرینعلاوه بر تحول تئوریک که در فهم عالمان صورت می­گیرد، نیازمند تغییرات وسیع در عرف و عادت­ها نیز هستیم؛ عرف و عادت­هایی که در واقع، هیچ نسبتی نه با گوهر باطنی دین و نه کرامت انسانی زن، ندارند.

منبع اختصاصی ادیان نیوز
شاید دوست داشته باشید