تحلیلی خبری ردنا (ادیان نیوز)
The news is by your side.

سکولاریسم یهودی مسیحی

الهیات شناس مسیحی جان میل بانک، استدلال می کند که همه فرضیه های حاکم بر نظریه (اجتماعی سکولار) به اصلاح یا انکار دیدگاه های مسیحیت ارتدوکس مقید شده اند.

0

به گزارش ردنا (ادیان نیوز)، سکولاریسم یهودی – مسیحی که خود را به حوزه متافیزیکی که توسط لائیسیسم رد شد، نزدیک تر می کند بر عناصر مختلف فلسفه کانتی نهاده شد تا روایت متمایزی را از سکولاریسم مدرن حفظ کند که در آن، مسیحیت و بعدا مسیحیت – یهودیت (با همه تنش هایی که در آن پیوند به ارث برده اند) به عنوان پایه های اخلاقی دموکراسی سکولار مدرن اروپایی امریکایی ترسیم شده اند.

ریشه های یهودی- مسیحی سکولاریسم مدرن در این روایت مدنظر قرار گرفته اند؛ ادعاها برای نظم سکولار پررنگ شده و با اشاره به آنها سعی شده که از آنها اجتناب نشود. برخلاف لائیسیسم که سکولاریسم را جهانی یا حداقل قابل جهانی شدن تلقی می کند، سکولاریسم یهودی-مسیحی در این نوشته مفهومی است که به لحاظ فرهنگی ترویج و تثبیت یافته و چندان پیچیده نیست.

با وجود این، یورگنس مایر در مطالعه سکولاریسم و رسیدن به این نتایج به نوعی مشکل برخورد کرده و نهایتا آن را حل نشده رها می کند، مساله ای که انگیزه مطالعه من در این زمینه شد. از یک طرف، او رابطه پیچیده و گسیخته بین تاریخ و دکترین مسیحیت و سکولاریسم های مدرن مسیحی، یهودی-مسیحی و پسا مسیحی را می پذیرد.

یکی از استدلال های مطرح شده این مقاله این است که از دیدگاه سیاست جهانی، هر دو روایت مشکلات مشخصی را بهمراه دارند. به این طریق که ادعای جامعیت لائیسیسم مبنی بر غلبه بر خصوصیات فرهنگی۔ مذهبی و ادعای جامعیت سکولاریسم یهودی-مسیحی مبنی بر قرار دادن کلید نظم علمی و اخلاقی سکولار در میراث واحد فرهنگی مذهبی، پیچیده و غامض هستند، زیرا آنها تجربه خاص اروپا از مذهب و سیاست را به هزینه نادیده گرفتن تاریخ و سنت های دیگر روابط دوگانه بین اقتدار سیاسی و مذهبی نهادینه می کنند.

نوشته‌هایی که به سکولاریسم مسیحی پرداخته اند خواستار توجه به روابط پیچیده بین مسیحیت (و سنت اخلاقی تحت عنوان مسیحیت یهودیت که اواسط قرن بیستم آغاز شد و سکولاریسم هستند، موضوعی که مورد مناظره جدی فلاسفه، الهیات شناسان و تاریخ نویسان می باشد. الهیات شناس مسیحی جان میل بانک، استدلال می کند که همه فرضیه های حاکم بر نظریه (اجتماعی سکولار) به اصلاح یا انکار دیدگاه های مسیحیت ارتدوکس مقید شده اند. این تغییرات بنیادی روشنفکری دیگر به لحاظ عقلانی مگر به لحاظ رویکرد های موجود در مسیحیت- توجیه پذیر نیستند.

میل بانک نتیجه می گیرد که تنها الهیات مسیحی، بدیلی عملی را برای عقلانیت سکولار و «پوچ گرایی» ارئه می کند. آرن تئودور وان الیوون الهیات شناس دیگر مسیحی، بر طبق گفته مارک یورگنس مایر، استدلال می کند که ایده مبتنی بر سکولار بودن سیاست نه تنها به لحاظ فرهنگی، اروپایی است بلکه دقیقا به مسیحیت تعلق دارد.

برای وان الیوون فرهنگ سکولار.. هدیه مسیحیت به جهان بود. در حالی که یورگنس مایر استدلال می کند که نظریه وان لیوون درباره ریشه های مسیحی سکولاریسم مدرن به طور فزاینده ای مخصوصا در کشورهای جهان سوم، واقعی تلقی می شود. از این نظریه به دلیل این که سکولاریسم را به طور انحصاری، مسیحی تلقی می کند، انتقاد کرده و استدلال می کند که تمدن های دیگر تمایزاتی بین اقتدار کلیسایی و سکولار قائل هستند.

یورگنس مایر همچون وان لیوون پیشنهاد نمی کند که مسیحیت پایه و اساس منحصر به فرد دموکراسی سکولار است. در عوض، او با این استدلال موافق است که اشکال خاص سکولاریسم به لحاظ تاریخی، ساخت های خاصی دارند. بنابراین یورگنس مایر، مانند من، از این استدلال وان لیوون حمایت می کند که “جامعه سکولار که در غرب مدرن تکامل یافته است، امتداد مستقیم گذشته آن از جمله گذشته مذهبی اش می باشد و این که چنین جامعه ای نهادی فرا فرهنگی نیست که تنها پس از برهه ای بنیادی در تاریخ بوجود آمده باشد.

با وجود این، یورگنس مایر در مطالعه سکولاریسم و رسیدن به این نتایج به نوعی مشکل برخورد کرده و نهایتا آن را حل نشده رها می کند، مساله ای که انگیزه مطالعه من در این زمینه شد. از یک طرف، او رابطه پیچیده و گسیخته بین تاریخ و دکترین مسیحیت و سکولاریسم های مدرن مسیحی، یهودی-مسیحی و پسا مسیحی را می پذیرد. از طرف دیگر، بر خلاف وان لیوون می خواهد این را بپذیرد که اشکال بدیل سکولاریسم می تواند در بافت های غیر مسیحی نیز ظاهر شوند.

در حالی که یورگنس مایر از تحلیل سکولاریسم و بررسی خطوط سیر تاریخی و رابطه متغیر آن با دین حمایت می کند، اما دین و ملی گرایی سکولار را به عنوان «ایدئولوژی های مخالف نظم» توصیف می کند و چنین نتیجه می گیرد که “هیچ گونه، همگرایی بین ایدئولوژی های سیاسی سکولار و مذهبی نمی تواند وجود داشته باشد.

ایده ای که من موافق آن نیستم. در واقع، ما به جای اینکه باب تحقیق را به واسطه این تصور که مقوله های مذهبی و سکولار، ایدئولوژی های منحصر بفرد نظم هستند، ببندیم، باید نگاهی دقیق تر به این مورد بیندازیم که چگونه مسیرهای خاص سکولاریسم در ارتباط با مذهب شکل گرفته اند و این برای سیاست بین المللی چه پیامدی دارد.

منبع: دین و نظریه روابط بین الملل، جک اسنایدر، ترجمه سیدعبدالعلی قوام، رحمت حاجی مینه، چاپ اول، نشر علم تهران ۱۳۹۳

منبع راسخون
شاید دوست داشته باشید