تحلیلی خبری ردنا (ادیان نیوز)
The news is by your side.

برگردانی از نیایش همازور

هنگامی که موبد در انتهای آیینهای دینی، همازور دهمان می خواند، واژه ها و مفاهیمی چند از آن را می فهمیم و با همین، آن قدر چنان ذوق میکنیم که از آنچه در نمی یابیم در میگذریم.

ردنا (ادیان نیوز) – هنگامی که موبد در انتهای آیین های دینی، همازور دهمان می خواند، واژه ها و مفاهیمی چند از آن را می فهمیم و با همین، آن قدر چنان ذوق میکنیم که از آنچه در نمی یابیم در میگذریم. به همین روال، نگارنده هم در گزارش آن، چنین کرده است.

بر مبنای سه روایت از نیایش همازور، دو تا به خط فارسی (یکی دستنویس خوده اوستا، به خط دستور رستم گشتاسب اردشیر محفوظ در کتابخانه یگانگی تهران: اوستا ۱۰۷۹، از روی برگ ۱۷ تا پشت برگ ۲۰ و دیگری جمله خرده اوستا، به اهتمام موبد رستم رشید خورسند و آموزنده ابن شیرمرد نوذر، بمبئی، ۱۲۷۰ یزدگردی، صص ۲۴۱-۲۴۵) و سومی به دین دبیره، به خط ملا بهروز اسکندر (کتابت در ۱۲۲۶ یزدگردی چاپ تهران، ۱۳۸۵، صص ۲۵۲-۲۶۵)، در زیر، آوانویسی و ترجمه ای آغازین و ساده می آید که می توان آن را بهبود بخشید و بهتر این سه نسخه در ضبط این نیایش، تفاوتهایی افزون بر خط دارند. نخستین آنها اختلاف در نام است. در اوستای دستور رستم رشید، نام آن همازور دهمان است و در اوستای ملابهروز، همازور رسمی، که این عنوان اخیر هم با خط فارسی نوشته شده است و نه دین دبیره. در چاپهای تازه تر اوستا نیز نام همازور دهمان (پهلوى: dahm یعنی «پارسا، بهدین» با پسوند an- جمع یا نسبت) بر این نیایش نهاده شده است و آن را با همین نام میشناسیم و بارها و بارها آن را شنیده ایم.

به رغم تفاوتهایی که در این سه نسخه هست، در مجموع زبانی را در نگارش همازور دهمان می بینیم که هم متأخر است و هم آن که آشکارا تأثیر گویشی جز فارسی دری در آن دیده میشود. در اوستا ۱۰۷۲، همه این دیگرگونیهای زبانی و دگردیسیهای واژگانی بخوبی آشکارا به چشم می خورد و شباهت فراوان این دستنویس قدیمی همازور با نسخه چاپی آن چشمگیر است.

این گونه نوشته ها را که پازند مینامند. درباره همازور دهمان باید گفت که بویژه نحو آن با فارسی دری رسمی تفاوت دارد. در عین حال، جز واژه ها و تعابیر اوستایی، عناصر بسیار قدیمی دیگر نیز در آن هست. اینها را باید تأثیر و بازمانده های تعالیم مدرسی موبدان و فرهیختگان زرتشتی در متن اصلی دانست. از سوی دیگر، بیگمان در بازخوانیهای مکرر و بازنگاری، جمله ها و واژه هایی کهنیک گاهی از آن حذف وگاه ساییده شده است. پیدا است که متن همازور دهمان را پیوسته تازه گردانی کرده اند و نیز چیزهایی در نسلهای پیاپی بر آن افزوده اند؛ اما در قرن یازدهم هجری، در روزگار شاه عباس بزرگ، نیایش همازور را نزدیک به همین صورت کنونی آن می خواندند.

البته در همین زبان همازور دهمان با این مشخصات، که متفاوت و نیز تازه تر از متون مشهور به فارسی میانه زرتشتی و پهلوی است، عناصری بسیار قدیمی از همان زبان کهن هم هست. مثلا در بند ۱۷ (تقسیم بندی از نگارنده است) نمونه واژه هایی پهلوی است و برای درک متن می باید به اصل قدیمی آنها نگاه کرد. در گزارش گمان شکن (تصحیح دستور هوشنگ و وست، ۱۸۸۷، ص ۱۲۷، س ۹) هم این واژه با صورت raz ضبط شده است. بر این مبنی، به نظر می رسد که نه تلفظ ray، بلکه rad، که شکل کھنیک و قدیمی آن است به کار می رفته و نوعی قافیه پدید می آورده و کلام را منظوم و آهنگین می ساخته است.
به رغم تفاوتهایی که در این سه نسخه هست، در مجموع زبانی را در نگارش همازور دهمان می بینیم که هم متأخر است و هم آن که آشکارا تأثیر گویشی جز فارسی دری در آن دیده میشود. در اوستا ۱۰۷۲، همه این دیگرگونیهای زبانی و دگردیسیهای واژگانی بخوبی آشکارا به چشم می خورد و شباهت فراوان این دستنویس قدیمی همازور با نسخه چاپی آن چشمگیر است.
از این نکات بر می آید و بررسی بیشتر و دقیقتر روشن خواهد کرد که بهرگم، بخشهایی از همازور دهمان هم قدمتی دیرین دارد و هم آن که کلامی است منظوم با واژه ها و ترکیبات کهن؛ مانند بند ۲۷ و بند ۲۴. اما اینک روی هم رفته، بیش از آن که معنای واژه ها در سرایش نیایش همازور نقشمند باشد، زنگ و آهنگ آواهای آن، اعتبار ارتباط نسلهای متمادی را به نمایش در می آورد و این تأثیری است غریب.

از نظرگاه تحول زبان، لایه های متعددی در همازور دهمان به چشم می خورد. نیز گاهی مشکل بتوان نظم و قاعده ای برای چنین ابدال و دگرگونی آوایی در واژه ها به دست داد. مثال آن را در بند ۲۸ (ضبط دستور رستم و آموزنده، ص ۲۴۴، سطرهای ۱۷و ۱۸؛ ملابهروز، ص ۲۶۳، سطرهای ۲و۴) و جز اینها می توان دید: ظاهره واج آ در پسوند ih- پهلوی، که اسم معنی می سازد، ابتدا به واجگونه ای که تلفظی مابین ۱ و ۲ و نزدیک به پای مجهول داشته است، بدل می شود. آنگاه در ضبط بخش بزرگی از این رسته واژه ها بویژه با خط فارسی، که در آن، مصوت a را در آخر کلمه با نشانه نگارشی «های غیر ملفوظ» می نویسند، با این شکل می آید. همین واج، در ضبط ملابهروز بصورت ی (e) است. این واج و پسوند سپس با ag- پهلوی و صورت جدیدتر آن، یعنی ay- و نیز افزایه h، در می آمیزد و همگی با همان علامت های غیرملفوظ نوشته می شوند. گاهی نیز این علامت زائد به نظر می رسد و گویا فقط در آخر واژهها، آوایی است که نقشی در ایجاد وزن و قافیه در کلام یافته است بی آن که اصل و دگرگونی واجی در آن ملحوظ باشد. در برگردان حاضر، بر مبنای ضبط نسخهها، برای آن، نشانه a، گاهی همراه با (h) و نیز y ( / y)، و گاه هم آو i اختیار شد. | نمونه ای دیگر از اختلاط واژه ها و آواهای آنها را در صورتهای مختلف تاریخی خود در فعل warzand می بینیم: ضبط end- پهلوی (بنا بر روش مکنزی) در صرف فعل سوم شخص مضارع جمع می بایست در این برگردان بیاید. اما خلاف این شیوه، با تکیه بر ضبط دستنویس ملابهروز، و با توجه بیشتر به تأثیر زبان فارسی کنونی و آنچه امروزه موبدان می خوانند، در این برگردان، شناسه بشکل and- نگارش یافته است؛ حال آن پیش از این، به تأثیر گویش بهدینان آن را warzend تلفظ می کردند.

به موازات دگرگونیها و تغییرات زبانی، جهانی که در همازور دهمان تصویر می شود نیز نسبت به دوران پیشین دستخوش تغییراتی چند شده است. واژه همازور مقاله هارویابین کتابید کاظم طبعا مهمترین اصطلاح است و معنای «هم پیوند و همسو» از آن آشکار است. این معنای دوم واژه است و صورت اصلی آن hamag – zohr به معنای «دارنده و برنده زوهر کامل» است. مثالی از دگرگونی مفاهیم اساطیری در همازور دهمان، نامعین بودن و جدا گشتن «گو کرن» و «هوم سفید» است (بند ۱۰)، حال آن که این دو در بندهش نامهای یک درخت اساطیری واحد است در دریای ورگش یا فراخکرد و دریای محیط (بهار، ۱۳۷۶، ص ۱۱۶). در این سیر تحول، دگرگونی و فراموش شدن مفاهیم قدیمی و تصورات اساطیری کهن بسیاری را می توان مشاهده کرد.

در طرح کلی و عمومی از باورهایی که در همازور دهمان می آید، همان جهان بینی و بینش زرتشتی پدیدار است که زندگانی را با نگاهی شادمانه و تکیه و اعتماد بر راستی و پاکی می نگرد. برای آگاهی بیشتر درباره اصطلاحاتی قدیمی، مانند گوسفند به معنای اصلی آن، و نیز «آسن خرد»، «گوشوسرود» یا «گوشان سرود خرد»، «کنگدژ» و «هفت کشور» و جز اینها، منابعی چون پژوهشی در اساطیر ایران (مهرداد بهار، تهران: آگه، ۱۳۷۶، بویژه صص ۱۴۵-۱۶۳) و ترجمه مینوی خرد (احمد تفضلی، تهران: توس، ۱۳۶۴، بویژه تعلیقات و یادداشتهای آن در دست است. در فصل پانزدهم شایست ناشایست (۱۳۶۹، صص ۲۰۹-۲۲۰، برگردان نگارنده، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی) درباره مایملک دنیوی و آنچه در گیتی به هر امشاسپند تعلق دارد، سخن می رود و در بندهای ۳ تا ۱۰، از همازور دهمان به این «داشته ها» اشاره می شود.

برگردان همازور دهمان، بشکلی که در این گزارش می آید، آغازین و مقدماتی است و نیاز به تهیه متن منقح و بررسی بیشتر دارد. تفاوت ضبط سه نسخه گاهی در متن با نشان خط مورب، هر دو یا هر سه، آورده شده است و گاهی در درون نشانه «کمانک» و «برابر است با»، یعنی علامت (=)، صورت پهلوی واژه برای آسانی قرائت مقاله. بندرت در پی نوشت ارجاعات و یا توضیحاتی را افزوده است.

منبع: چند سخن، کتایون مزداپور، به کوشش ویدا نداف ، تهران: فروهر (۱۳۸۹)

شاید دوست داشته باشید