چند پرسش و پاسخ از علمای عصر صفوی در مشهد، درباره صوفیه

متن حاضر شامل شش مورد سوال در باره صوفیه از شماری از علمای مشهد، در اواخر دوره صفوی است که مشهورترین آنها شیخ حر عاملی (م ۱۱۰۴) مولف وسائل الشیعه است. در این سوالات، در باره مذمت صوفیه، لزوم طرد آنان، عدم پرداخت زکات به آنها، درس نخواندن نزد آنان و مباحث دیگر سوال شده است. به طور خاص، در باره انتساب کتاب تبصره العوام و حدیقه الشیعه نیز پرسش شده است. عنوانی که در خود نسخه آمده این است: «رساله ای که علمای امامیه در مذمت طایفه صوفیه نوشته اند».

به گزارش ردنا (ادیان نیوز)، متن این پرسش ها و پاسخ ها در یک جنگ صفوی آمده و با توجه به این که برخی از افراد پاسخ دهنده را می شناسیم، اطمینان داریم که از دوره اخیر صفوی و از شهر مشهد است، دورانی که جنبش ضد صوفی بسیار فراگیر شده و کمتر عالمی از معاریف این دوره می شناسیم که به نوعی درگیر این مباحثات نشده باشد. در باره ادبیات تصوف در این دوره، بویژه ادبیات ردیه نویسی، سالها پیش در کتاب «سیاست و فرهنگ روزگار صفوی» توضیحات مبسوطی دادم. دیگران هم در این باره نوشته اند و بنده هم پس از آن، بارها گزارش های کوتاه یا رسائلی را که یافته ام، از جمله رساله علم الهدی پسر فیض را که از آثار مهم اجتماعی این دوره است، منتشر کردم.

و اما مجموعه حاضر، تعدادی سوال و جواب در این باره است. تنظیم کننده سوالات، بر اساس ادبیاتی که در فرهنگ «اسئله و اجوبه» یا همان استفتاءات ـ رویه ای که در میان علمای اسلام از قدیم الایام تاکنون جاری است ـ پرسش‌هایِ جهت داری را سوال کرده و آراء عده ای از علما را  که مهم ترینشان شیخ حر عاملی است، پرسیده است. در اینجا، پنج و به عبارتی شش پرسش هست که به آنها گاهی یک پاسخ و گاه چند پاسخ داده شده است. پرسش ششم، در واقع سوال ندارد، اما پاسخ با امضای دو نفر، در جواب یک سوال مقدر است و آن سوال، در باره صحت انتساب کتاب تبصره العوام و حدیقه الشیعه به اردبیلی است.

درپرسش اول، حدیث مفصلی از حدیقه الشیعه نقل شده و سوال شده است که آیا انتساب کتاب به مقدس اردبیلی درست است یا نه. طبعا هدف آن بوده است تا حدیث مورد قبول قرار گیرد.

در باره انتساب حدیقه الشیعه به مقدس اردبیلی، در اواخر دوره صفوی بحث بوده، برخی آن را درست و برخی نادرست می دانسته اند. مخالفان تصوف، غالبا روی درستی آن تأکید داشته اند، و تا این اواخر نیز این کتاب، مرتب به نام محقق اردبیلی یا همان مقدس اردبیلی منتشر شده است. در دو دهه اخیر، بارها در این باره تحقیق شده، و ضمن مقالاتی تردیدهای جدی بر اساس نسخه شناسی این اثر و مسائل دیگر، ابراز شده است. بخش مهمی از این مطالعات را می توان در کانال تلگرامی دوست ما جناب آقای رحیم قاسمی «بزم قدسیان» با سرچ «حدیقه الشیعه» مشاهده کرد. در اینجا هم در این باره، در پرسش اول و نیز ششم بحث شده است. ما باید دوستان علاقه مند را به همان پژوهش‌ها ارجاع بدهیم. نکته تازه درباره تبصره العوام است، که آن زمان، منسوب به سید مرتضی بن داعی رازی و حتی سید مرتضی علم الهدی! بوده است. وقتی این کتاب توسط مرحوم عباس اقبال منتشر شد، به مرتضی بن داعی رازی منسوب گشت و البته در مقدمه مباحثی در این باره مطرح شد. حتی با انتشار کتاب نزهه الکرام او هم هویت واقعی وی شناخته نشد. و اما این اواخر، نویسنده آن شناخته شده و بنده هم اثر دیگری از او با عنوان کفایه الانام را منتشر کردم، در مقاله ای مفصل در باره او با عنوان «اندر شناخت یک ایرانی فارس نویس شیعه در قرن هفتم» نوشتم که در اینترنت قابل جستجو و در وبسایت بنده در خبرآنلاین قابل استحصال است. اکنون می دانیم که نام واقعی او جمال الدین محمد بن حسین بن حسن رازی است که کتاب کفایه الانام او در فقه نیز شناخته شده بوده و بنده خدا آن را منتشر کرده است.

محتوا در باره تصوف رسمی است، و آن زمان گاهی گفته می شده است که تصوف شیعی قابل تأیید و تصوف سنی، مردود است، اما آنچه در این اسئله و اجوبه آمده، این است که تصوف از اساس ایراد داشته و در احادیث اهل بیت مورد مذمت قرار گرفته است.

نکته دیگر که از این پرسش و پاسخ‌ها به دست می آید، این است که گاهی به افراد زاهد نیز اتهام تصوف زده می شد، حتی در یک مورد، جواب دهنده که گویا قبلا از رواج این اتهام به صورت بی رویه انتقاد کرده بوده، توضیح می دهد که اصل زهد و گوشه نشینی مشکلی ندارد، مهم این است که کسی عنوان صوفی به خود بگیرد و از حلاج، بایزید، ابراهیم ادهم، حسن بصری و… ستایش کند.

در باره منزوی کردن صوفیان، در این پرسش و پاسخ ها توضیحاتی آمده است. ندادن زکات به آنها، [هیچ اسمی از خمس نیست]، درس نخواندن نزد آنان، و عدم مراوده با آنان مورد تأکید قرار گرفته است.

عالمان پاسخ گو

در جمع، شش نفر از علما به این سوالات پاسخ داده اند. برخی تنها به یک مورد و برخی مکرر که بیشترین جوابها از شیخ حر عاملی است. اطمینان داریم که همه اینها در مشهد بوده اند و بنابر این باید گفت که متن حاضر در مشهد تهیه شده و ظاهرا ربطی به اصفهان یا شهر دیگری ندارد.

اما افرادی که از آنها سوال شده، عبارتند از:

محمد الحر  که همان محمد بن حسن حر عاملی (م ۱۱۰۴) است، عالم شناخته شده، صاحب آثار فراوان از جمله وسائل الشیعه، و مدفون در مشهد. وی کتابی با عنوان الاثنی عشریه فی الرد علی الصوفیه دارد.
حاجی محمود المیمدی [؟]  (یک بار). حاجی محمود بن میر علی المیمندی مشهدی است که شیخ حر از او در امل الامل (۲/۳۱۷) با عنوان الحاج محمود بن المیر علی المیمدی المشهدی فاضل، عالم، صالح، عابد، صدوق، شاعر، معاصر، له تصانیف: الذریعه: ۹/۱۰۱۳) و در تعلیقه امل الامل (ص ۳۱۴) او یاد کرده و می گوید زنده است (هو بعینه المیامی الموجود الان). کتاب اشرف العقاید هم از اوست (کشف الاستار: ۴/۱۹).
میرک موسی؟ (یک بار). وی نیز از علمای مشهد (اصلا از تون) و در شهر مشهد عالمی معروف بوده است. خاتون آبادی نوشته است: میرموسی از علمای مشهد مقدس رضوی در شعبان ۱۰۹۸ درگذشت. (وقایع السنین، ص ۵۳۹) این تاریخ نشان می دهد که متن حاضر باید پیش از این سال تهیه شده باشد. وی نیز حتما با شیخ حر مربوط بوده و او در امل الامل (۲/۳۲۷) از او با تعبیر «ساکن المشهد، عالم، فاضل، متکلم، فقیه، مدرس، جلیل، معاصر، له رساله فی الزکاه فارسیه و…» یاد کرده است.
نظام الدین علی الموسوی (مکرر). از وی کتابی با عنوان جامع سلیمانی داریم که شبیه جامع عباسی و این بار برای شاه سلیمان نوشته است. ابتدای آن اصول دین و در ادامه به بیان احکام فرعیه پرداخته است. (ذریعه: ۵/۹۵). رساله ای هم با عنوان «کشف الحقایق فی الجبر و التفویض» از او معرفی کرده و وی را نظام الدین علی بن صدر الدین محمد موسوی رضوی معرفی کرده است (ذریعه: ۱۸/۳۰).
میر محمد جعفر سبزواری (یک بار). از وی  «شرح الفیه الشهید» یاد شده (ذریعه: ۱۳/۱۰۹) و گفته شده است که فرزند محقق سبزواری است. وی نوروزیه ای به نام شاه سلطان حسین نوشته است (طبقات اعلام الشیعه قرن دوازدهم، ۹/۱۳۵).
محمد رحیم (مکرر). چندین محمد رحیم از دوره اخیر صفوی داریم. یکی محمد رحیم مازندرانی نواده محمد صالح مازندرانی (شوهر خواهر مجلسی)، دیگری محمد رحیم مشهدی از مدرسان مشهد (با تاریخ درگذشت ۱۲ ذی قعده ۱۱۱۷) و دیگری محمد رحیم هراتی از شاگردان شیخ حر عاملی صاحب کتاب انیس المستوحشین. آقابزرگ نوشته است: و فیه ترویج لمشرب الاخباریین تبعا لاستاده الحر. او آیین اخباری را به پیروی از استا دش شیخ حر، ترویج می کرده است. (طبقات اعلام الشیعه قرن دوازهم، ۲۶۰ ـ ۲۶۱) بنابر این مورد ما می تواند همین شخص باشد. محمدجعفر سبزواری هم که نامش در میان این افراد پاسخ دهنده هست، فرزندی با نام محمد رحیم داشته است. (بنگرید: روضات الجنات: ۷/۱۲۵).
چنان که اشاره شد، این متن باید پیش از ۱۰۹۸ که تاریخ درگذشت میرک موسی است، تهیه شده باشد. تاریخ دیگری از عالمان را که می دانیم، وقات شیخ حر در ۱۱۰۴ است. اما جنگ ما، در روزگار شاه سلطان حسین کتابت شده و این دز فریم ۱۱۰ که فهرستی از نام سلاطین صفوی آمده، آشکار است که نام شاه سلطان حسین هست.

انتشار این اسناد علاوه بر این که روشنگر بخشی از تاریخ اندیشه و نیز مناسبات فکری ـ فرقه ای در دوره صفوی است، از نظر نوع استدلال، نوع برخورد و مجادله، و روش های بحث ارزش دارد. طبیعی است که مصحح، از لحاظ محتوایی، قصد هیچ نوع ارزیابی در اینجا ندارد.  (۸/۵/۱۳۹۹)

متن پرسش ها و پاسخ ها در باره صوفیه

[پرسش اول]

بسم الله الرحمن الرحیم: به عرض می رساند که حدیثی که مذکور می شود در روایت صحیح بودن آن خلافی واقع شده یا نه، چنانچه وارد شده، ما رواه مولانا الاجل الاکمل ملا احمد اردبیلی قدس الله روحه فی کتاب حدیقه الشیعه، قال: نقل الشیخ المفید محمد بن محمد بن النعمان رضی الله عنه بسنده عن محمد بن الحسین بن ابی الخطاب انه قال: کنت مع الهادی علی بن محمد علیه السلام فی مسجد النبی صلی الله علیه و آله، فأتاه جماعه من اصحابه منهم ابوهاشم الجعفری و کان رجلا بلیغا و کانت له منزله عنده علیه السلام، ثم دخل المسجد جماعه من الصوفیه…. [الی آخر حدیث].

[جواب]

موضع مهر العبد محمد الحر: حدیث مذکور صحیح است و خلافی ندارد، و موید بسیار دارد، قریب به هزار حدیث در مذمت صوفیه و معتضد در کتابهای معتمد دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الذی هدانا طریق الصواب و اتمّ لنا نعمته فی کل باب، و الصلاه علی نبینا قاصم ظهور الملحدین و علی آله هدایه دین المتین. [کذا]

و بعد پوشیده نیست که هر کس مزه تشیع چشیده، و رایحه ایمان استشمام نموده، و تتبع آثار و تأمل در اخبار کرده [می داند] که طریق اهل وجد و خانقاه و سلیقه این طایفه گمراه، مباین طور ایمه دین و موافق طرز مخالفین است، و این صحیفه حوصله گنجایش دلایل آن امر نیست، و عجیب است که جمعی که به زیور هوش و فرهنگ آراسته اند، امروز واضح البطلان چنین به ایشان مشتبه شود؛ با آن که شعرا نیز مذمّت این طایفه نموده اند، و کودکان در دبستان به آواز بلند می خوانند. در دیوان حافظ که :

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد / بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

و در دیوان جامی: بیت:

گه ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی / که هست چله وی سرد تر ز چله دی

و هرزه های این طایفه را در دواوین و مثنوی ها می خوانند و تأمل در آن نمی کنند. ملای روم در اول مثنوی می گوید: «بشنو از نی چون حکایت می کند». پس باید شیعیان فریب این روباهان سوراخ ضلالت را نخورند، و به ریسمان ایشان در چاه نروند. و السلام علی من اتبع الهدی، العبد حاجی محمود المیمدی،  [موضع] مهر.

بسم الله الرحمن الرحیم. عالی حضرت قدسی طینت، قدسی فطرت پاکیزه نهاد سلیم الاعتقاد صحیح الایمان قویم الایقان رفیع مقدار فواضل مدار فضایل شعار افادت مآب افاضت انتساب، زبده المتورّعین اعنی صاحب المکرمه و العُلی، مولانا محمد مومنا ـ ادام الله تعالی فضیلته ـ اخوی جهان جهان و عالم عالم اشتیاق ملاقات فایض السعادت دارد عما قریب محصل و میسر باد بمحمّد و اله الامجاد. بعدها، منهای رای اصابت پیرا می دارد  که مقدمه ای که در مکتوب مودت اسلوب به فقیر منسوب ساخته بودند، اصلی ندارد، و آنچه فقیر گفته ام آن است که شخصی که آثار خوبی به حسب ظاهر از او مشاهده باشد، و عیوبش مستور و مخفی، و منکری از او ظاهر نه، اگر در کنجی نشیند و اختلاط به مردم نکند، و به دعا و اذکار الهی مشغول، و شرش مأمون و خیرش مامول و در اعتقادش خللی و در افعالش زللی نباشد، به محض آن که مردم به او گمان تصوف برند و اطلاق اسم صوفی بر او نمایند، اگر تعلیم علوم نماید و از زکات او را با وجود استحقاق منتفع گردانند، ضرری ندارد. و شخصی که مرقوم شده که در آن حدود تازه بهم رسیده، و حسن بصری و سفیان ثوری و اضرابهم من اهل الخلاف و العناد و اللجاج را خوب می شمارد، و مدح آنها و اعتقاد به آنها را صواب و صلاح پندارد، و جمعی از ضعفاء العقول را به امثال این امور دعوت می نماید، و این عمل را مستحسن می شمارد، ظاهرا تصحف [کذا. شاید: تصفّح] [آثار] سلف و تدرّب کتب خلف و ملاحظه آثار و مطالعه اخبار ایمه اطهار ـ صلوات الله علیهم ـ ننموده و اعتقادات خود را به میزان تصحیح و تمییز و قسطاس اعتبار نسنجیده، و از فضیلت بهره ندیده، و از حدایق معرفت ثمره نچیده، چه کتب آثار و اخبار، مشحون است به مطاعن این جماعت و ترک مخالطت و موالات ایشان، و مذمّت این جمع به مرتبه ای نیست که قابل تأویل و توجیه تواند بود. چنین شخصی بعد از آن که به او بفهمانند که مذمّت و ترک موالات این جماعت در احادیث و اخبار مسطور است، و در کتب سیر و آثار به شرط و بسط مذکور است، اگر بعد از آگاهانیدن ردّ احادیث نماید، و بر اعتقاد ناشایست خود مصر و ثابت قدم بماند، بدون حجّت و تنبیه و اشاره از علم، معلوم است که نه قابلیت تعلیم دارد و نه استحقاق زکات، و اگر معطی زکات بدون اجتهاد زکات به او داده، اعاده او لازم است، و موالات و مخالطت چنین شخصی موجب خسران و وبال و عقاب و نکالست، و با او مباحثه بی اثر و مجادله بی ثمر، چه هرگاه به گفته ایمه معصومین ـ علیهم السلام ـ و به فرموده ایشان عامل نباشد، سعی در آگاهانیدن او بلاطایل، و اهتمام در آگاهانیدن او و فهمانیدن او بی حاصل است. «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِه» «وَ اللَّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلی‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ». و السلام علی من اتبع الهدی. مهر میرک موسی.

[پرسش دوم]

به عرض می رساند که چه می فرمایند در باب جماعت صوفیه که همه ایشان در شریعت مطهّره مذمومند یا بعضی از ایشان، و مذکور می شود که فرقه ای از ایشان خوب است، توجه فرموده، بیان فرمایید که کدام فرقه خوب است. امرکم اعلی

[جواب]

مذمّت صوفیه در احادیث صحیه از ایمه اطهار واقع شده، و آن احادیث قابل تأویل نیست. حاصل که هر کس شنیده باشد که از حضرت صاحب ـ صلوات الله [علیه] ـ توقیع در مذمت و کذب حسین منصور حلاج واقع شده، و از ایمه ما در باب سفیان ثوری و حسن بصری طعن و مذمّت واقع شده، ایشان و اتباع ایشان را دوست دارد، مستحق لعن و عذاب است. جواب صریح آن که هر کس اظهار تشیع نماید یا تسنن، و اقرار بجمیع ما جاء به النبی و اخبر به الوصی نداشته باشد، نزد ما معلون است، أُولَٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ، با وجود آن که شنیده باشد که صوفی را حضرات مذمّت نموده اند و گوید من صوفیم، حقیقت خود خود را ملعون گفته. موضع مهر عبده: نظام الدین علی الموسوی.

بسم الله الرحمن الرحیم

قاطبه طایفه صوفیه در شریعت مقدس مذمومند، و فرقه ای از ایشان مستنثا نشده، چه اصول اعتقاد و فروع اعمال ایشان مخالف طریقه اهل بیت ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ و احادیث در مذمّت ایشان بسیار است، و مخالفت طریقه ایشان کالشمس فی رابعه النهار است. حرّره محمد رحیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

در مذمت صوفیه از ایمه ـ علیهم السلام ـ احادیث بسیار داریم و به حد تواتر رسیده، بعضی به طریق عموم و بعضی به طریق خصوص، و لعن ایشان از ایمه ـ علیهم السلام ـ نیز وارد شده، و معارض در کتابت معتمد به ما نرسیده، و آنچه مخصوص صوفیه است از اعتقادات و عبادات، خلاف شرع است، و نهی بسیار دارد، مثل حلول و اتحاد و وحدت الوجود و خلوت و ریاضت و ترک [خوردن گوشت] حیوانی، و غنا و سماع و رقص و کشف و وجد و ذکر خفی و جلی، و سایر طریق ایشان، بلکه اسم تصوف و صوفیه در احادیث معتبره بغیر از مذمت مذکور نشده، باید که شیعیان ایمه ـ علیهم السلام ـ از فرموده ایمه ـ علیهم السلام ـ تجاوز نکنند. العبد حررها محمد الحر. موضع مهر.

[پرسش سوم]

دیگر به عرض می رساند که اگر شخصی بایزید بسطامی و ملای روم و ابراهیم ادهم و حسین منصور حلاج و غیره از مشایخ صوفیه را دوست دارد، و کتابهای ایشان را می خوانده باشد، و اظهار وصف و خوبی و کشف و کرامات ایشان می نموده باشد، آیا نزد چنین شخصی درس می توان خواندن، و از مال الله چیزی به او می توان دادن، و به دیدن او می توان رفت، و با رطوبت ملاقات می توان نمود یا نه.

[جواب]

درس نمی توان خواند، و مفاسد عظیم دارد، و درس خواندن آن شخص و باقی شقوق مذکور بسیار مشکل است، و زکات دادن مشکل تر است، و احتیاط جمیع این مذکورات است. حرره محمد الحر. موضع مهر

بسم الله الرحمن الرحیم

بر مذمّت ابراهیم ادهم حدیث دلالت صریح دارد، و بدی او مستفاد می شود، و توقیع حضرت صاحب ـ علیه السلام ـ در باب حسین منصور حلاج علیه اللعنه مشهور است و مخالف طریقه دیگر است به منهاج اهل بیت عصمت ـ علیهم السلام ـ و نیز پیش چنین شخصی درس خواندن جایز نیست، چه موجب ضلالت می گردد، و زکات به او نتوان داد. حرره العبد حاجی محمد رحیم، موضع مهر.

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان مکلف است به اطاعت شرع نبوی و ایمه معصومین ـ علیهم السلام ـ و فرقه ای که قایل به اتحاد و حلول می شوند و قایل وحدت وجود، و ادعای مراتبی که غیرمعصوم را ممکن نیست می نمایند، ملعونند، و مسمّا به صوفی بودن خوب نیست، چون در احادیث مذمت ایشان واقع شده. حرّره العبد میر محمد جعفر السبزواری. موضع مهر.

[پرسش چهارم]

دیگر به عرض می رساند که هرگاه شخصی بعضی از اعتقادات و صفات صوفیه را داشته باشد، به نوعی که مردم او را شبیه به صوفی دانند، آیا مثل این جماعت [است] یا نه؟

[جواب]

به مجرد این که جمعی شخصی را از باب عناد صوفی گویند، یا آن که سابق به معاشرت این جماعت محشور، و از آن نادم باشد، مذمت نمی توان نمود. حرره عبده نظام الدین علی الموسوی. موضع مهر.

شبیه شدن با اهل باطل جایز نیست و نهی بلیغ دارد. باید که کسی از این معنا توبه کند، و تبری از اهل باطل نماید. حرره محمد الحر موضع مهر.

بی تقیه خود را شبیه به اهل باطل و مخالفت طریقه اهل بیت عصمت ـ علیهم السلام ـ ساختن جایز نیست، چه مضمون «مَن تَشبّه بقوم فَهو منهم» از احادیث مستفاد می گردد، منهی عنه است، و موجب اغوای جمعی می شود. حرره العبد حاجی محمد رحیم.

[پرسش پنجم]

دیگر به عرض می رساند که لفظ صوفیه که در احادیث واقع شده، مراد صوفیه اهل سنت است یا مطلق صوفیه؟

اعم از آن که شیعه باشد یا سنّی، مذمت ایشان در احادیث از ائمه ـ علیهم السلام ـ به عموم و اطلاق وارد شده، و بعضی از آن احادیث صریح است در شیعه و سنی. حرّره العبد محمد الحر.

حکم عام است، و در بعضی احادیث به خصوص نیز وارد شده است، و مقید به قید آن که صوفیه مطلقا مخالف اهل بیت اند. حرره العبد حاجی محمد رحیم. موضع مهر.

حکم عام است است. حرره نظام الدین علی الموسوی.

[نکته ششم:  در باره حدیقه الشیعه و تبصره العوام]

دیگر به عرض می رساند که مصنف و مولف تبصره العوام و حدیقه الشیعه، سید مرتضی و مولانا احمد اردبیلی است، چون ذم صوفیه در این دو کتاب واقع شده، بعضی انکار می نمایند که ایشان نیستند. مصنف حدیقه الشیعه، ملا احمد اردبیلی است بی شک و شبهه. و مولف تبصره العوام مشخص نیست که سید مرتضی باشد، اما آنچه در تبصره العوام و حدیقه الشیعه است در مذمّت صوفیه موافق است با احادیث کتابهای معتمد که بزرگان علمای امامیه اثناعشریه تالیف نموده اند. حرره العبد محمد الحر. موضع مهر. حرره العبد محمد رحیم موضع مهر. تم.

به خواندن ادامه دهید

گفت‌وگو درباره مطلبی که خواندید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی‌شود.