تجلی صفات جمالیه پیامبر(ص) در «اخلاق» و صفات جلالیه‌ در «فقه»

انجیل مبتنی بر اخلاق و تورات مبتنی بر فقه است؛

محمد منصورنژاد با بیان اینکه جمال پیامبر(ص) در اخلاق و جلالش در فقه متجلی شده است، گفت: در تمام انجیل روی اخلاق تکیه شده است و تمام تورات نیز فقه است، حال آنکه پیامبر اسلام(ص) هر دو را داشته، اما اخلاقش بر فقهش غلبه دارد. اتفاقاً چیزی که در جامعه به آن نیاز داریم نیز همین مسئله اخلاق است. متأسفانه به صورت اخلاقی عمل نمی‌کنیم، بلکه سیاست‌زدگی در بین ما غلبه دارد. 

به گزارش ردنا (ادیان نیوز)، محمد منصورنژاد، نویسنده، دین‌پژوه و مسئول کمیته دین‌پژوهی صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران پیرامون جایگاه اخلاق و فقه در سیره رسول خدا(ص) بیان کرد: وقتی می‌خواهیم از نبی مکرم اسلام(ص) سخن بگوییم، به منبع نیاز داریم، منبعی که باید موثق باشد. ما هیچ منبعی موثق‌تر از قرآن در مورد ایشان نداریم؛ لذا اگر حرفی که می‌زنیم با قرآن تعارض داشته باشد، ارزشی ندارد.

وی با بیان اینکه در مورد پیامبر اکرم(ص) آیات فراوانی در قرآن وجود دارد، گفت: از جمله آن آیات این است که: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَر مِثْلُکُمْ یوحی إلَی»؛ من نیز بشری مانند شما هستم و تفاوتم با شما این است که به من وحی می‌شود، اما آیاتی نیز وجود دارد که ایشان را به مثابه رحمت برای جهانیان معرفی می‌کند. البته همین آیه که فرمود: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ» نیز باید به درستی تحلیل شود، چون اگر منحصراً بخواهیم همین آیه را ببینیم نتیجه درستی به دست نخواهد آمد.

صلح و جهاد توأمان در قرآن
این پژوهشگر دینی تصریح کرد: آیه فوق‌الذکر همراه با حصر بیان شده است؛ نخست یعنی «این است و جز این نیست که پیامبر(ص) رحمت است». دوم اینکه رحمت بودن ایشان صرفاً برای مؤمنین، اعراب، ایرانی‌ها و … نیست، بلکه برای تمام جهانیان است، ‌اما برخی افراد از این آیه برداشت درستی نداشته‌اند و چنین استنباط می‌کنند که در اسلام هرچه هست صلح و مداراست و خبری از خشونت و جهاد هم در آن نیست، اما این نحو سخن گفتن، خراب کردن وجهه اسلام است و اگر قرار است از اسلام به صورت ضعیف دفاع کنیم، بهتر آن است که اصلاً وارد بحث نشویم؛ چراکه مخاطبان امروزی آگاه هستند و نمی‌توان با استدلال‌های ضعیف به آنها مطلبی ارائه کرد.

وی بیان کرد: در عین اینکه خداوند پیامبر(ص) را برای جهانیان رحمت معرفی کرده، در آیه دیگری نیز فرمود: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ»؛ یعنی ایشان صرفاً رحمت نداشته و در مقابل کفار، بسیار باشدت برخورد می‌کرده است. بنابراین، ایشان هم رحمت بود و هم در جای خود از غضبش برای کفار استفاده می‌کرد.

منصورنژاد تصریح کرد: در آیه دیگری از قرآن می‌خوانیم: «فَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ»؛ یعنی به پیامبر(ص) مأموریت داده می‌شود که با رهبران کفر بجنگد. امر اولاً و بالذات دلالت بر وجوب دارد و ثانیاٌ و بالعرض دلالت بر استحباب. بنابراین پیامبر(ص) امر شد تا با رهبران کفر به این دلیل که «اَیمان» ندارند بجنگد. در اینجا باید توضیح دهم که بین «اَیمان» و «ایمان» تفاوت وجود دارد و اگر کسی رسالت پیامبر(ص) را انکار کرد، این فرد ایمان ندارد، اما اگر کسی عهدشکنی کرد «اَیمان» ندارد و ایشان نیز موظف به مقابله با این افراد شده است. البته نه هر کسی که «اَیمان» ندارد، بلکه با رهبرانشان باید جهاد کرد.

نفی تمام خشنونت‌ها تحریف قرآن است
وی افزود: پیامبر(ص) وقتی وارد مدینه شد، نخستین کاری که انجام داد این بود که قراردادهایی را منعقد کرد و فرمود یهودیان هم جزو ملت اسلام هستند. اگر خداوند به طور مطلق فرمود: «فَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ»، معنایش این است که باید اولاً رهبران کفار مورد تهاجم قرار گیرند و ثانیاً کسانی که اهل عهدشکنی هستند؛ بنابراین اگر کسی بگوید در دین اسلام هیچ گونه خشونتی وجود ندارد، قرآن و تاریخ را تحریف کرده است، چراکه برای پیامبر(ص) حدود هفتاد جنگ ثبت شده است.

این پژوهشگر دینی تصریح کرد: پیامبر(ص) قرار است که بهترین نماینده خداوند روی زمین باشد و صفات الهی را ظهور و بروز دهد که بهترین تجلی خداوند در روی زمین پیامبر اسلام(ص) است. به تعبیر بهتر خداوند دارای اوصاف جمالیه و جلالیه است و قرار است که با این صفاتش تجلی پیدا کند. صفات جمالی همان‌هایی است که معطوف به رحمت و مغفرت خداوند می‌شود و صفات جلالی نیز معطوف به جبار بودن و منتقم بودن خداوند است؛ لذا اگر قرار است که رسول خدا(ص) مظهر صفات الهی باشد، باید صفات جمالیه و جلالیه را به صورت توأمان داشته باشد، والا نماینده خدا نخواهد بود.

رسول خدا(ص)؛ مستجمع صفات جمالیه و جلالیه

وی بیان کرد: عرفای نامدار از محی‌الدین بن عربی گرفته تا دیگران می‌گویند پیامبران دیگر نیز این اوصاف را داشته‌اند، اما غلبه یکی بر دیگری بیشتر بوده است، یا مثلاً برخی از آنها خوفی و برخی شوقی بوده‌اند. از جمله پیامبرانی که در آنها صفات جلالیه غلبه داشته و خوفی بوده‌اند، حضرت موسی(ص) است. اگر عهد عتیق و تورات را ببینید، تعجب می‌کنید که چقدر از احکام غلیظ و شدید سخن به میان آمده است، اما از جمله پیامبرانی که صفات جمالیه و شوقی در ایشان غلبه داشته، حضرت عیسی(ع) است که با مراجعه به انجیل کاملاً به این مسئله می‌توان پی برد. این در حالی است که پیامبر اسلام(ص) جامع صفات جمالیه و جلالیه بوده و هر دو را به صورت یکسان داشته است، چراکه آخرین پیامبر است و باید کامل‌ترین حرف را نیز مطرح کند.

منصورنژاد تصریح کرد: نکته مهم در اینجا این است که در مورد خداوند فرموده‌اند که «یا من سبقت رحمته غضبه»؛ یعنی رحمت خداوند بر غضبش سبقت دارد. در حقیقت رحمت اصل و غضب فرع است. البته که با این وجود در اسلام جهاد وجود دارد و نمی‌توان بر این اساس این قبیل مسائل را نفی کرد، اما اصالت با رحمت است. خداوند نیز در آغاز ۱۱۳ سوره از قرآن کریم خود را رحمان و رحیم معرفی می‌کند، حال آنکه می‌توانست از صفاتی نظیر جباریت استفاده کند. حتی در سوره توبه نیز ترجیح داده که در آغاز سکوت کند و باز هم خود را با صفتی نظیر جبار بودن معرفی نکند. بنابراین، پیامبر(ص) نیز اگر قرار است تجلی صفات خداوند باشد، باید این دو را به صورت توأمان داشته باشد و البته که ایشان نیز رحمتش بر غضبش می‌چربد.

علوم اسلامی اصیل

منصورنژاد بیان کرد: شهید مطهری معتقد است که در فرهنگ اسلامی، علوم اصلی اسلامی عبارت از کلام، اخلاق و فقه هستند و دیگر علوم، حواشی اینها محسوب می‌شوند، چون مباحث دینی یا از مقوله نظر هستند و یا از مقوله عمل. کلام به مباحث نظری می‌پردازد و اخلاق و فقه نیز عهده‌دار مباحث عملی هستند. اخلاق به اعمال درونی توجه دارد و فقه به اعمال بیرونی. بنابراین، صلح نیز در اخلاق و فقه مطرح می‌شود که جنبه عملی دارد و پیامبر(ص) را نیز بیشتر باید از منظر فقهی و اخلاقی مورد توجه قرار داد. باید توجه کرد که ایشان نیز هر دو را مورد توجه قرار می‌داده، اما در حدیثی فرمود: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» یعنی اخلاق را اصل قرار می‌داده است. حال آنکه بین ما بر خلاف چنین رویه‌ای عمل شده و فقه بر اخلاق غلبه پیدا کرده است.

وی تصریح کرد: امروزه کمتر می‌توانید به اندازه دروس فقهی، درس اخلاق پیدا کنید، در زمان آقای مشکینی هم که در جلسات اخلاقشان شرکت می‌کردیم، همین طور بود که شب‌های جمعه به این مباحث التفات می‌شد، اما باز هم توجه چندانی صورت نمی‌گرفت. این نکته را نیز باید بگویم که گرچه برخی معتقدند سند روایت «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» ضعیف است، اما محتوای آن در روایات دیگر ذکر شده و در این زمینه یک تواتر معنوی وجود دارد.

غلبه اخلاق پیامبر(ص) بر فقه

منصورنژاد گفت: همان طور که پیامبر(ص) صفات جمالیه و جلالیه دارد، جمالش در اخلاق و جلالش در فقه متجلی شده است. در تمام انجیل روی اخلاق تکیه شده است و تمام تورات نیز فقه است، حال آنکه پیامبر اسلام(ص) هر دو را داشته، اما اخلاقش بر فقهش غلبه داشته است. اتفاقاً چیزی که در جامعه به آن نیاز داریم نیز همین مسئله اخلاق است. متأسفانه به صورت اخلاقی عمل نمی‌کنیم، بلکه سیاست‌زدگی در بین ما وجود دارد. در اسلام شمشیر و جهاد هم وجود دارد اما رحمت غلبه پیدا کرده است و چون پیامبر(ص) مستجمع جمیع صفات خداوند است و صفات جمالیه و جلالیه را دارا است، جمالش بر جلالش غلبه دارد. بنابراین طبیعی است که رسول خدا(ص) اخلاقی رفتار کند و اخلاق ایشان نیز یک اخلاق کاربردی بوده است. چنانکه در نهج‌البلاغه در وصف ایشان آمده است «طبیب دوار بطبه»؛ یعنی طبیبی بود که وسایل معاینه‌اش در دستش قرار داشت و به دنبال تربیت افراد می‌گشت، نه اینکه با جامعه ارتباطی نداشته باشد. اینها نمونه‌هایی از اخلاق عملی است که کمتر به آن پرداخته‌ایم.

این پژوهشگر دینی با اشاره به اینکه صبر در برابر مشکلات نیز زیرمجموعه اخلاق قرار می‌گیرد و پیامبر(ص) نیز اهل صبر و مدارا بوده است، بیان کرد: اصل کلی همین است که اخلاق مهم‌تر از فقه است و اگر چنین اصلی را قبول کردیم، آن وقت به شما خواهم گفت که یکی از زیرمجموعه‌های اخلاق، صبر است. باید ابتدا کبرای خود را به نحوی که بیان شد ترسیم کنیم تا به این صغری برسیم که «الصبر من الایمان کالرأس من الجسد»، آدمی که صبور نیست، ایمانش زیر سؤال است و مصداق بارز صبر نیز خود پیامبر(ص) بوده است که وقتی ایشان را آزار دادند و از مکه گریخت و سپس مکه را فتح کرد، حتی فرمان داد که خانه ابوسفیان هم باید در امان باشد و پیامبر(ص) شعارش این بود که «الیوم یوم المرحمه» یعنی امروز نه‌‌تنها روز خونریزی نیست، بلکه روز دوستی است.

منصورنژاد تصریح کرد: مصداق کامل صبر و مدارا نیز در برابر دشمنان است، والا مدارا با دوستان خیلی کار سختی نیست و شاید ارزش چندانی هم ندارد، اما اگر کسی به ما توهینی کرد و ما صبر کردیم کارمان ارزشمند است. بنابراین سیره پیامبر(ص) آن طور بود، ما هم امروز بعد از اینکه یک هنرمند و خواننده سنتی مشهور از دنیا رفته، سر اینکه بیانیه و پیام بدهیم کلی مسئله داریم. حال آنکه پیامبر(ص) کسانی را که یک عمر آزارش داده بودند را بخشید و چنین صبری از خود نشان داد. شاید اگر در جامعه ما نیز الگوی صبر به خوبی پیاده نشده، به غلبه فقه بر اخلاق در میان ما بازمی‌گردد.

به خواندن ادامه دهید

گفت‌وگو درباره مطلبی که خواندید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی‌شود.