به گزارش ادیان نیوز، نيكنام ارشدنيا در خصوص رویگردانی غرب از اسراییل نوشت:دوران جديد در روابط بين الملل با مولفه هايي چون جهاني شدن سياست، پايان حاکميت انحصاري دولت ها در سياست بين المللي، گسترش روزافزون نقش و جايگاه نهاد ها و سازمان هاي غيردولتي همچون شوراي حقوق بشر، افزايش قدرت سازمان هاي بين المللي […]

به گزارش ادیان نیوز، نيكنام ارشدنيا در خصوص رویگردانی غرب از اسراییل نوشت:دوران جديد در روابط
بين الملل با مولفه هايي چون جهاني شدن سياست، پايان حاکميت انحصاري دولت
ها در سياست بين المللي، گسترش روزافزون نقش و جايگاه نهاد ها و سازمان هاي
غيردولتي همچون شوراي حقوق بشر، افزايش قدرت سازمان هاي بين المللي همچون
سازمان ملل متحد و مهم تر از همه نقش انکارناپذير افکار عمومي جهاني در
تحولات بين المللي همراه است. برپايه اين ديدگاه دولت ها حق انحصاري کاربرد
زور و خشونت را از دست داده و در برابر نقد و ارزيابي افکار عمومي داخلي و
جهاني قرار گرفته اند. به عبارتي عملکرد دولت ها ديگر حوزه اي مربوط به
خود دولت ها نيست، بلکه هر کنش و اقدامي از سوي متوليان سياست بايد
پاسخگويي و شفافيت را نيز در کنار خود به همراه داشته باشد. بنابراين در
درجه اول کاربرد زور و خشونت فيزيکي از سوي دولت ها مشروعيت و مقبوليت خود
را از دست داده است. رفتار سياسي دولت ها اکنون به يمن فناوري هاي نوين
ارتباطي همچون شبکه هاي اجتماعي (فيس بوک، توئيتر و گوگل پلاس) در کوران
نقد و قضاوت جهاني قرار گرفته است.
از يک منظر عامل اين تحولات عظيم
فناوري هاي جديد ارتباطي هستند که با شبکه اي کردن روابط انساني، سرنوشت و
حرکت ملت ها و جوامع را در مسير واحد و درهم تنيده اي قرار داده است. يکي
از نمودهاي بارز تغييرات جديد جهاني و تاثير آن روي سياست هاي دولت ها،
تحولات جديد سرزمين هاي اشغالي است. آنچه مشهود است امروزه در نقاط مختلف
از جمله در صحنه اروپا ملت ها در تلاش براي احقاق حقوق مردم اين سرزمين يا
کاهش آلام آنها هستند. در جنگ اخير، رژيم صهيونيستي براي نخستين بار زير
تيغ نقد افکار عمومي جهاني قرار گرفت. اقدامات سرکوبگرانه و ضد بشري اين
رژيم توسط رسانه هاي جهاني مخابره شد و وجدان هاي آزاد را به تحرک واداشت.
در متدولوژي علم سياست يکي از بهترين راه هاي فهم و ارزيابي يک پديده،
مقايسه تاريخي آن است. برپايه اين ديدگاه رفتار و کنش محافل جهاني چه به
صورت دولت ها و چه ملت ها قابل قدرداني است. سابقاً اقدامات ضد بشري رژيم
صهيونيستي نه تنها مخالفت هاي جهاني را در پي نداشت، بلکه به طور آشکار
شاهد حمايت هاي صريح و قاطع قدرت هاي جهاني به شکل هاي مختلف مالي، سياسي و
لجستيکي بوديم. اين امر پيامدي جز اعتماد به نفس بيشتر رژيم صهيونيستي در
سرکوب بيشتر مردم فلسطين نداشت. ميزان حمايت ها از اين رژيم در سال هاي
اخير به شکل محسوسي کاهش يافته و جبهه حمايتي اين بار به سمت طرف مظلوم و
صاحب حق هدايت يافته است. جنگ 51 روزه غزه و تحولات بعدي آن صحت اين ديدگاه
را به اثبات رساند. در اين جنگ هيچ کشوري از اقدامات ضد انساني رژيم
صهيونيستي حمايت نکرد و اکثر دولت ها بخصوص حاميان سنتي اسرائيل همچون
آلمان، فرانسه و انگلستان خواستار توقف منازعه شدند. صدور قطعنامه هاي
متعدد از سوي شوراي حقوق بشر در محکوميت رژيم صهيونيستي در نقض حقوق جنگي و
اقدامات ديپلماتيک و سياسي قدرت هاي بزرگ تنها نمونه هاي کوچکي از تغيير
مواضع جهاني نسبت به رژيم صهيونيستي است. از اين رو بدون شک يکي از عوامل
توقف جنگ در کنار مقاومت مردمي غزه انتقاد هاي جامعه بين المللي و افکار
عمومي بود که رژيم صهيونيستي را در ميان خطر انزوا و تحريم وادار به پذيرش
صلح و توقف ماشين جنگي کرد.
چامسکي، نظريه پرداز معروف زبانشناس
امريکايي معتقد است امروزه در کنار ابرقدرت امريکا ابرقدرت پنهاني بزرگ تري
تحت عنوان افکار عمومي جهاني وجود دارد. چامسکي وزن و تاثيرگذاري اين
ابرقدرت را بيشتر از امريکا مي داند. منطبق با اين نگرش، افکار عمومي
امروزه به نفع فلسطين و عليه رژيم صهيونيستي بسيج شده است. راهپيمايي ها و
تجمعات ميليوني مردم در اقصي نقاط جهان در حمايت از مردم فلسطين، دولت ها
را نيز به تحرک درآورده است. تاثيرات اين امر را امروزه در رفتار و اقدام
سياسي دولت هاي مهم اروپايي شاهد هستيم. به يمن تلاش هاي جهاني، امروزه
رژيم صهيونيستي از سوي حاميان غربي اش تا حدي طرد شده است. ولاديمير پوتين
نيز از آمادگي کشورش براي به رسميت شناختن کشور فلسطين خبر داده است.

اين وضعيت در اروپا حال و هواي ديگري دارد. دولت هاي مهم اروپايي همچون
انگلستان، سوئد، بلژيک ، فرانسه و آلمان با اعلام بيزاري از تهاجمات رژيم
صهيونيستي، آمادگي خود را براي حمايت از تشکيل دولت مستقل فلسطين بيان کرده
اند. اين درجه حمايت از فلسطين در تاريخ 100 ساله اخير بي سابقه است. به
رسميت شناختن فلسطين از سوي پارلمان انگلستان، دولت سوئد و فرانسه گامي
مثبت در تثبيت صلح و ثبات در اين منطقه است بويژه آنکه آنها اعلام کرده اند
در صورت خودداري طرف صهيونيستي از به رسميت شناختن موجوديت فلسطين، تحريم
هاي گسترده اي عليه اين رژيم تدارک خواهند ديد. اکنون توپ بازي در زمين تل
آويو قرار دارد و به نظر چاره اي جز ترک سياست هاي ضدانساني و گردن نهادن
به اصول حقوق بشري ندارند. البته مقامات صهيونيستي همچنان با اتخاذ سياست
هايي مثل تصويب لايحه دولت ملي يهود، استمرار شهرک سازي ها در تلاش براي
مشروعيت سازي نمادين براي خود هستند اما اين سياست ها هم با توجه به وجود
مخالفت ها در درون کابينه که در نهايت منجر به انحلال کابينه و پارلمان
گرديد نتوانسته خواسته هاي نتانياهو را محقق سازد.

منبع : شفقنا