در یادداشتی از حجتالاسلام والمسلمین مهراب صادقنیا با عنوان غدیر، خیابان و دینداری آمده است: آگاهی مذهبی بچهها بالا رفته و مادرها برای دو کلمه معرفی غدیر خم چشم خودشان را زیر پای بچههایشان نمیگذارند.
به گزارش ردنا (ادیان نیوز)، یادداشتی از دکتر مهراب صادقنیا عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با عنوان «غدیر، خیابان و دینداری» آورده شده است:
پدرم از مسجد برگشته بود خانه و قدری شکلات در دست داشت. آن روزها جنگ تازه شروع شده بود و شبها برق قطع میشد. میگفتند چون نزدیک منطقهی جنگی هستید ممکن است عراقیها شهرک را با پادگان اشتباه بگیرند و بمباران کنند. مادرم وسط حیاط خانه فرش پهن کرده بود.
دو خانوادهی دیگری که در دو اطاق منزل ما میهمان (جنگزده) زندگی میکردند، هم برای خودشان فرش انداخته بودند. حیاط خانهی ما بزرگ بود ولی سه خانواده نزدیک هم فرش انداخته بودند.
پدرم شکلاتها را بین همهی حاضران تقسیم کرد و آمد که روی فرش خودمان بنشیند. خاله حمیده (زن جاافتادهی عربزبانی که از معاودین بود و با همسرش پیش ما زندگی میکرد) از پدرم پرسید: “مسجد چه خبر بوده که دست پر آمدی؟!” پدرم گفت: “نمیدانم! مُلای مسجد میگفت امشب، شب “عید قدیر خم” است.”
تقریباً همه با تعجب پرسیدند: “عید چی؟!” گویا تا آن زمان نشنیده بودند. من با یک خندهی بلند گفتم: “عید غدیر بابا، عید غدیر.” بعد توضیح دادم که یعنی روزی که پیامبر اکرم(ص) دست امام علی(ع) را بالا برد و او را به عنوان جانشین خودش معرفی کرد.
این عید به آن مناسبت است. مادرم از دانش پسرش ذوق کرد و چند بار گفت: “دا تیَم زیر پات!” خاله حمیده هم با آن تهلهجهی عربیاش ماشاءالله ماشاءالله گفت. بعد هم بلند شد و کمی از تنور مادرم ذغال گرفت و قدری اسپند روی آن ریخت و دور سرم چرخاند. من هم در احساس علامهگی غرق بودم. …
امروز وقتی موکبهای فراوانی که برای عید غدیر راه افتاده بود را میدیدم یاد آن روز افتادم. شهر پر بود از شربت و شیرینی و شادی. حالا همه میدانند غدیر خم چیست و پدرها غدیر را قدیر نمیگویند. آگاهی مذهبی بچهها بالا رفته و مادرها برای دو کلمه معرفی غدیر خم چشم خودشان را زیر پای بچههایشان نمیگذارند و خاله حمیدهها برای یک توضیح دو کلمهای در وصف عید غدیر برای هیچ بچهای اسپند دود نمیکنند. شادیها هم از مسجد بیرون آمده و خیابانها را تسخیر کرده است.
مناسک غدیر فربه شدهاند و کوچه و خیابان تزئین شدهاند. اگر افزایش مناسک و آگاهی مذهبی را نشانهی دینیتر شدن جامعه بدانیم، باید بگوئیم ما دیندارتر شدهایم. با این حال، برای این که یک جامعه را به دینداربودن وصف کنیم متغیّرهای دیگری هم لازم است. مثل این که ما تا چه اندازه به آنچه دین در بارهی عدالت، انصاف، مروّت، صداقت، و حقوق دیگران میگوید حساسیّت داریم.