درآمدی بر حقیقت و عینیت تاریخی در نهج البلاغه

نویسندگان : محسن الویری ؛ قدسیه خدامی

چکیده :

حقیقت و عینیت تاریخی دو مؤلفه مهم فلسفه انتقادی تاریخ محسوب می­ شوند. امکان دست یابی به حقیقت تاریخی و میزان عینی بودن گزاره ­های آن، در مکاتب مختلف فلسفی و تاریخی بسته به نظام فکری، دیدگاه نظری و رویکرد روشی آن تعریف های مختلفی دارد و میزان خاصی از اعتبار و وثوق را به خود اختصاص می­ دهد. این میزان اعتبار در دوره ­های جدید به ویژه در دوران سلطه مدرنیسم با چالش های جدی روبرو شد. با این حال ظهور برخی رویکردهای نو و انتقادی، در دوران پست مدرنیسم فضای مناسبی را برای طرح اندیشه­ های جدید با گرایشهای دینی فراهم آورده است.

پژوهش حاضر بر آن است تا در یک بررسی مقدماتی با مروری بر دیدگاه نظری و مبانی معرفتی نهج البلاغه درباره شناخت تاریخی و امکان تحقق آن، جایگاه حقیقت و عینیت تاریخی را از منظر امیرالمومنین علیه السلام مشخص کند.
 از بررسی­ های صورت گرفته، چنین بر­می­ آید که امکان شناخت تاریخی از منظر امیرالمومنین علیه السلام در گستره نهج البلاغه امری بدیهی است و یکی از ارکان معرفت و یقین را تشکیل می ­دهد. همچنین دست یابی به حقیقت امری امکان پذیر است و رویدادهای تاریخی تنها به جنبه ای مادی و محسوس که با ابزار تجربی و حسی بتوان آن را درک کرد، محدود نمی­ شوند. از طرفی از داده ­های نهج البلاغه چنین بر­می­ آید که عینیت فارغ از ارزش گذاری امری محال است، اما این به معنای دخالت ذهن برای تحریف یا همسوسازی تاریخ با پیش فرض های مورد قبول فرد نیست.

کلیدواژه : معرفت تاریخی؛ حقیقت تاریخی؛ عینیت تاریخی؛ علمیت تاریخ؛ نهج البلاغه