چکیده:
فرآيند حرکت جهان به سمت پايان تاريخ، با تکوين مفهومي به نام موعود و فراز و نشيب هاي آن در دوران ارتباطات در توليدات سينمايي بسياري مورد توجه قرار گرفته است. توجه به مقوله موعودگرايي در توليدات سينمايي غربي، از اولين فرآورده هاي شکل گرفته در عرصه سينما نمايان است. حضور منجي که در آخر الزمان براي احقاق حق مي آيد، در بسياري از توليدات سينماي غرب قابل رويت است. شايد در فعاليت هاي مليس بتوان ريشه اين تفکر را رويت کرد.
مليس در سال 1897 در اطراف پاريس، اولين استوديوي فيلمبرداري را تاسيس کرد. وي از فيلم، براي بيان عقايد خودش استفاده کرد. اولين فيلم طولاني وي، محاکمه دريفوس (250 متر)، از عقايد آزادي خواهانه محکومان بي گناه که تحت ظلم و ستم قرار گرفته بودند، حمايت مي کرد و در خاتمه رهايي را نويد مي داد. در نگاه به فعاليت هاي بعدي نيز شايد بتوان در فيلم هايي نظير سيصد، پرسپوليس، روز استقلال، مسير سبز، شبي بدون شاه، به استنباط مضمون موعود و به کارگيري مفهوم ديني پايان تاريخ دست يافت.
روش شناسي براي شناخت مضمون هاي موعودگرا و تحليل و استنباط آنها مبتني بر توليدات سينمايي داراي روي کردهاي متعدد و در عين حال تنوع در روش و تکنيک است. نگاهي به فعاليت هاي انجام شده در اين عرصه در ايران و جهان نشان مي دهد که روي کردهاي حاضر، روي کردهايي مبتني بر زمان (نظير تحليل هاي مبتني بر تاريخ ويا درجريان زمان) يا روي کردها مبتني بر وسعت يا عمق نگري به مضامين (همچون روش هاي مورد استفاده در روش هاي توصيفي) يا روي کردهاي نشانه شناختي و نظاير آن را دربر گيرد و هر يک نيز دربر دارنده مجموعه اي از روش ها و تکنيک ها نيز هستند.
شايد با تاکيد بر چگونگي گردآوري اطلاعات بتوان از هر 3 دسته روش هاي توصيفي، تبييني و ترکيبي براي استنباط مضامين موعودگرا و تحليل مفاهيم مرتبط با آن، استفاده کرد. در تحقيقات توصيفي مي توان از روش هاي تحليل محتواي کيفي تحليل گفتمان، در تحقيقات تبييني از روش تحليل محتواي استنباطي و در تحقيقات تلفيقي از تحليل گفتمان انتقادي، تحليل محتواي ارتباطي و تحليل روايت بهره گرفت.
بي شک در هريک از روش هاي پيشنهادي، تکنيک هاي خاص تحقيق در آن روش مورد تاکيد است و هر روش نيز مراحل روش شناسي خود را داراست.
در اين روش شناسي مراحل اجرا، شيوه تعيين واحدهاي تحليل و نحوه دست يابي به نتايج و استنباط ها ارائه خواهد شد.
در سازماندهي اين مطالب، بسته به عمق فعاليت مورد انتظار، شکل ارائه مضامين متفاوت است. براي مثال در اطلاعات اکتشافي، توجه به توسعه شناخت هاي اوليه از ابعاد، دامنه و گستره مسئله موعودگرايي و پايان تاريخ مورد نظر است و تحقيقات توصيفي ابزار اصلي برآوردن نيازهاي اطلاعاتي اکتشافي در خصوص موعودگرايي است. عمليات اجرايي اين استنباط و تحليل در چارچوب زير شکل مي گيرد: روش مورد تاکید در این مقاله، اسناد و مدارک علمی است. در این مقاله در پی طرح روش شناسی تحلیل و استنباط مضامین موعودگرا از فیلم های سینمایی این عرصه از فعالیت هستم.
كليد واژه: روش شناسي، تحليل مضامين موعودگرا، استنباط مضامين موعودگرا، سينماي معاصر
روش شناسي تحليل و استنباط مضامين موعودگرا از فيلم هاي سينمايي