دانشگاه ادیان و مذاهب نشان داده است که میتوان بدون غربزدگی و بدون انزوا، نهادی حوزوی-دانشگاهی تأسیس کرد که هم از نظر علمی در سطح استانداردهای جهانی باشد و هم به اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی پایبند بماند.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، حجت الاسلام والمسلمین دکتر مصطفی جعفرطیاری، رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب، در گفتوگویی با اشاره به نقش این دانشگاه در تحقق «حوزهٔ پیشرو» از نگاه رهبر شهید انقلاب، اظهار داشت: دانشگاه ادیان و مذاهب با پیوند عمیق میان فقاهت حوزوی و روششناسی دانشگاهی، تربیت مجاهدان فرهنگی و دیپلماسی علمی با ادیان جهان، موفق شده است الگویی عملیاتی و عینی از همکاری حوزه و دانشگاه ترسیم کند.
دکتر مصطفی جعفرطیاری تشریح کرد: رهبر شهید انقلاب در پیام تاریخی خود به مناسبت یکصدمین سال تأسیس حوزهٔ علمیهٔ قم، چشماندازی روشن برای آیندهٔ حوزههای علمیه ترسیم کرد. ایشان پنج رکن اساسی را برای یک «حوزهٔ علمیهٔ پیشرو و سرآمد» معرفی فرمودند: تولید علم ناب تخصصی؛ تربیت مجاهد فرهنگیِ مهذّب؛ خط مقدم بودن در برابر تهدیدهای دشمن؛ مرکزیت تولید و تبیین نظامات اجتماعی؛ و نوآوری تمدّنی در چارچوب پیام جهانی اسلام.
وی گفت: در میان نهادهای حوزوی و دانشگاهی کشور، دانشگاه ادیان و مذاهب یکی از برجستهترین نمونهها برای تحقق این پنج سرفصل است. این نهاد بر پایهٔ اندیشههای رهبری و با همکاری جمعی از بزرگان حوزه شکل گرفته و توانسته «همکاری حوزه و دانشگاه» را از یک شعار آرمانی به تجربهای عملیاتی نزدیک کند.
رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: بزرگان حوزه همیشه بر دو نکته تأکید داشتهاند: از یک سو پرهیز از تحجّر و جمود، و از سوی دیگر گریز از سکولاریسم و غفلت از میراث دینی. در این میان، اندیشههای رهبری توانست این دو جریان فکری را به هم نزدیک کند. به عبارت دیگر، فقاهت و اجتهاد حوزوی با روششناسی علمی و پژوهشی دانشگاهی درآمیخت و «دانشگاه دینی» دیگر در مقابل «دانشگاه علمی» قرار نگرفت، بلکه به شکل تازهای از علمورزی متعهد معنا شد. دانشگاه ادیان و مذاهب یکی از تلاشهای عملی در همین مسیر است؛ تلاشی برای پیوند دروس خارج فقه و اصول با متدولوژی علوم انسانی.
وی اظهار داشت: دانشگاه ادیان و مذاهب با راهاندازی رشتههای تخصصی نوین، گامی استوار برای پاسخگویی به نیازهای امروز برداشته است. در اینجا طلبه و دانشجو فقط به متنخوانی و حفظیات محدود نمیماند، بلکه با نظامهای فکری گوناگون آشنا میشود؛ از جریانهای مسیحی و صهیونیستی گرفته تا وهابیت و لیبرالیسم. روش نقد علمی را فرا میگیرد و دورهٔ تحصیل را هدفمندتر و معمولاً کوتاهتر از نظام سنتیِ صِرف طی میکند.
دکتر جعفرطیاری ادامه داد: از سوی دیگر، رهبر انقلاب بارها یادآور شدهاند که علما در طول تاریخ نقش مهمی در مقابله با استعمار و استبداد داشتهاند. ایشان هشدار میدهند که «ترویج توهّم جدایی دین از سیاست، بزرگترین هدیه به عوامل استعمار است». دانشگاه ادیان و مذاهب با تربیت نیروهای متخصص در زمینهٔ مذاهب سیاسی معاصر – از وهابیت و تکفیریها گرفته تا جریانهای انحرافی مانند بهائیت و مدعیان دروغین مهدویت – در همین عرصه فعالیت میکند. پژوهشهای این دانشگاه در شناسایی ریشههای فکری داعش، القاعده و جریانهای سلفی تکفیری، و نیز تحلیل گفتمان صهیونیسم مسیحی، نمونههایی از «جهاد تبیین» در قالب کار آکادمیک است. افزون بر این، فعالیتهای علمی در حوزهٔ «مسیحیت تبشیری» و «شبههپژوهی قرآنی» نیز بخشی از همین مجاهدت علمی به شمار میرود.
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: یکی دیگر از محورهای کلیدی در پیام رهبری، تأکید بر نقش حوزههای علمیه در «طراحی نظامات اجتماعی» بر اساس اندیشهٔ اسلامی است. ایشان میفرمایند: «این خلأ را حوزه باید پُر کند… فقه اُمّتساز، محدود به احکام عبادی و وظایف فردی نیست.» دانشگاه ادیان و مذاهب برای پاسخ به این خلأ، رشتههای گوناگونی راهاندازی کرده است؛ از فلسفه اخلاق و دینشناسی گرفته تا فقه مقارن، حقوق عمومی اسلامی، فلسفه هنر، حقوق بینالملل، روانشناسی خانواده، مطالعات سیاسی جهان اسلام، دانش اجتماعی مسلمین، اندیشهٔ سیاسی اجتماعی معاصر، مطالعات زنان (گرایش زن و خانواده)، تصوف و عرفان اسلامی، و مذاهب اسلامی و فقهی. در این بستر، پژوهشگر میآموزد که نظام قضایی مطلوب اسلامی را با توجه به مذاهب مختلف طراحی کند، الگوهای حکمرانی مقاومت را در برابر نظام سلطه تبیین نماید، و خانواده و روابط اجتماعی را بر اساس فقه مقارن و با توجه به مقتضیات زمان بازتعریف کند.
رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب افزود: در بعد فراملی، رهبر انقلاب «استقرار تمدّن نوین اسلامی در نقطهٔ مقابل تمدّن مادّی غرب» را یکی از اهداف بلندمدت انقلاب میدانند. دانشگاه ادیان و مذاهب در این راستا در سه عرصه فعالیت میکند: نخست، دیپلماسی علمی با ادیان و مذاهب جهان از واتیکان و کلیساهای شرق تا الازهر، بوداییان شرق آسیا و هندوها که چهرهٔ واقعی اسلامِ ناب محمدی (ص) را در برابر اسلامِ تکفیری به نمایش میگذارد. دوم، تربیت مبلّغان بینالمللی که بتوانند پیام اسلام را در فرهنگها و زبانهای گوناگون منتقل کنند. این دانشگاه تاکنون دانشپژوهانی از دهها کشور تربیت کرده است. سوم، طراحی الگوی گفتوگوی تمدّنی بر اساس «تکریم انسانیت» که رهبری در پیام خود بر آن تأکید داشتند.
وی ادامه داد: همچنین این دانشگاه به توصیههای مکرر رهبری دربارهٔ بهروز بودن حوزههای علمیه و حرکت فراتر از زمانه نیز توجه کرده است. طراحی رشتههای میانرشتهای متناسب با نیازهای روز، تربیت نیروهای متخصص برای آینده، برگزاری کرسیهای آزاداندیشی و مناظرههای عمومی برای ارتباط بیشتر با مردم، نگاه مثبت به نسل جوان و اعتماد به توانمندی آنان، و تنظیم برنامههای درسی هدفمند با تدریس فقه همراه با فلسفهٔ اجتماعی و کلام اقناعکننده در پرتو فهم قرآن، همگی گواه این مدعاست.
در پایان، دکتر مصطفی جعفرطیاری خاطرنشان کرد: دانشگاه ادیان و مذاهب نشان داده است که میتوان بدون غربزدگی و بدون انزوا، نهادی حوزوی-دانشگاهی تأسیس کرد که هم از نظر علمی در سطح استانداردهای جهانی باشد و هم به اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی پایبند بماند. این تجربه میتواند الگویی برای دیگر مراکز علمی کشور باشد تا از موازیکاری و جدایی میان حوزه و دانشگاه پرهیز کرده و به سمت همکاری مؤثر حرکت کنند. در شرایط جنگ نرم و شبههافکنی دشمنان اسلام، تقویت و گسترش چنین نهادهایی ضرورتی راهبردی دارد. آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز داریم، تربیت نیروهای آگاه و متعهدی است که در عرصه فرهنگی، مسلح به علم و اخلاق باشند؛ و دانشگاه ادیان و مذاهب یکی از مراکز مهم در این زمینه به شمار میرود.