نويسنده: علي اله‌بداشتي چکيده:در حکمت و فلسفة الهي، انسان، صاحب کرامت است. در نگاه به مسألة کرامت انسان از زاوية حکمت الهي و به‌طور خاص، حکمت صدرايي و در راستاي تبيين مباني و اصول فلسفي و لوازم مبتني بر آن اصول، بايد گفت که کرامت، امري حقيقي و وجودي است، نه اعتباري و چون وجود، […]

نويسنده: علي اله‌بداشتي

چکيده:
در حکمت و فلسفة الهي، انسان، صاحب کرامت است. در نگاه به مسألة کرامت انسان از زاوية حکمت الهي و به‌طور خاص، حکمت صدرايي و در راستاي تبيين مباني و اصول فلسفي و لوازم مبتني بر آن اصول، بايد گفت که کرامت، امري حقيقي و وجودي است، نه اعتباري و چون وجود، امري تشکيکي است، پس کرامت نيز امري ذومراتب و تشکيکي مي‌باشد. بر اين اساس، انسان ذاتاً داراي کرامت است؛ يعني کرامت، لازمه ی فطرت انساني و در نظام تکوين، ثابت، استوار و غير قابل تبديل است.
تحصيل مراتب کرامت نيز با صفات کمالي وجودي مانند علم و معرفت و ايمان و تقوا، ميسّر مي‌گردد. گر چه کرامت ذاتي انسان از وي ناگسستني است، اما اگر آدمي در جهت کمالات انساني و فضايل اخلاقي گام برندارد از مراتب اکتسابي کرامت، محروم مي‌ماند. ازاين‌رو، حفظ کرامت انساني، مبناي همة قوانين حقوقي و تکاليف اجتماعي انسانها است. بنابراين، هر قانون و تکليف اجتماعي که کرامت انسان را زير پا بگذارد، نه‌تنها لازم‌الاجرا نيست، بلکه مخالفت با آن، خود موجب فضيلت و حفظ کرامت است.

کليدواژه: انسان، کرامت انساني، کرامت اکتسابي، آفات کرامت