از نگاه کثرت گرایانه، با توجه به جهان متناهی ما که به لحاظ مکانی و زمانی محدود است، ارزیابی اینکه آیا این حوادث در آینده اتفاق خواهد افتاد و شناخت جهان آینده امکان پذیر نیست. همه دین باوران..
زمان مورد نیاز برای مطالعه: 7 دقیقه

حاخام‌های جهان آینده را به چند مرحله تقسیم کرده اند..مطالعه کنید.

چکیده:

از نگاه کثرت گرایانه، با توجه به جهان متناهی ما که به لحاظ مکانی و زمانی محدود است، ارزیابی اینکه آیا این حوادث در آینده اتفاق خواهد افتاد و شناخت جهان آینده امکان پذیر نیست. همه دین باوران، اعم از کسانی که به خدای متشخص یا خدای غیرمتشخص قائل اند، به واقعیتی الوهی و غایی اعتقاد دارند.

گرچه در کتاب مقدس دربارۀ دنیای دیگر و حیات پس از مرگ نظریه دقیقی وجود ندارد، اما در سنت حاخامی در طول زمان دربارۀ جهان آینده تصویر فرجام شناسانه ای از تاریخ انسان به دست داده شده است. حاخام ها جهان آینده را به چند مرحله تقسیم کرده اند. مرحله نخست زمان رهایی ماشیح است که صلح کل جهان را فرا می گیرد، اورشلیم دوباره بازسازی می شود، رستاخیز مردگان محقق می شود و داوری نهایی اتفاق می افتد. درست کاران به آسمان می روند و بدکاران راهی جهنم می شوند. از نگاه کثرت گرایانه، با توجه به جهان متناهی ما که به لحاظ مکانی و زمانی محدود است، ارزیابی اینکه آیا این حوادث در آینده اتفاق خواهد افتاد و شناخت جهان آینده امکان پذیر نیست.

کوهن- شربوک با تأثیرپذیری از جان هیک به ضرورت انقلاب کپرنیکی در حوزه الهیات یهودی اذعان می کند. او معتقد است به جای الهیات  یهود محور باید الهیات  خدا محور را به عنوان الگویی که تمام اقوام و ادیان را در نظر می گیرد وجهۀ همت خود قرار داد. همه دین باوران، اعم از کسانی که به خدای متشخص یا خدای غیرمتشخص قائل اند، به واقعیتی الوهی و غایی اعتقاد دارند. به عبارت دیگر، ادیان مختلف و تجارب دینی متفاوت واکنش های مختلف به یک واقعیت الوهی است، و ریشه این واکنش های مختلف و به تبع آن تقریرها و تفسیرهای مختلف را باید در عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی جست وجو کرد. کوهن _ شربوک معتقد است این نکته به بهترین وجه ممکن در عرفنان یهودی آمده است. در عرفنان یهودی از واقعیت الوهی و غایی به آن سوف تعبیر شده، یعنی امر نامتناهی ای که ورای فهم آدمی است.

دعاوی صدق متعارض و برداشت های بعضا متعارض از این واقعیت الوهی یا آن سوف شبیه راه های بدیل و متفاوتی است که به یک کوه ختم می شود. هر راهی نماد یک دین است. تعارض دعاوی، باورها و اعمال تا زمانی دیده می شوند که ما در راه هستیم و به فراز قله نرسیده ایم. به محض اینکه به قله برسیم اختلاف ها از میان برداشته می شود و همگان سنت دینی خویش را شبیه و موافق با سنت دینی دیگران خواهند دید. سنت های دینی مختلف در این نقاط تلاقی می توانند مفامیم دینی خود را تکمیل کنند.

از نظر کوهن- شربوک، حقیقت ثابتی وجود ندارد. نظام های دینی باید خود را از طریق آزمودن و سازگاری دادن با دیگر نظام های دینی اثبات کنند نه از طریق غلبه بر آنها. این برداشت نسبی گرایانه از حقیقت دینی افق تازه ای به روی ما می گشاید و ما را به این نکته رهنمون می شود که حقیقت دینی ثابت و ایستا نیست، بلکه همواره دستخوش تحول و تأثیر متقابل است. نکته دیگری که این برداشت بدان دامن می زند این است که تصورات ادیان مختلف از خدا در نهایت برداشت های بشری از خدا هستند؛ به عبارت دیگر، ادیان مختلف راه های بی شمار تقرب جستن به واقعیت الوهی و توصیف ناپذیر را به نمایش می گذارند که البته نقش عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی را در بروز این اختلاف ها نباید از یاد برد. این رویکرد به سایر ادیان، هم مبنای خوبی برای درک متقابل نظام های دینی فراهم می آورد  و هم مجال مناسبی برای مواجه درون دینی. همچنین، بر اساس این برداشت، چیزی به عنوان حقیقت دینی مطلق وجود نخواهد داشت، بلکه حقیقت دینی باید برای یک گروه خاص (مثلا یهودیان) در نظر گرفته شود. بنابراین، یهودیت یگانه دین حقیقی نوع بشر نیست، بلکه یهودیت برای یهودیان و فقط برای آنها حقیقی است.

گزارش تصویری/ آموزش نظامی رزمندگان مقاومت در غزه

اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا این برداشت نسبی گرایانه از حقیقت دینی سبب نمی شود از میزان تعهد و التزام پیروان یک دین و آیین خاص، مثلا یهودیت، کاسته شود. آیا می توان به یک دین خاص کاملا پای بند و ملتزم بود و در عین حال در مواجه با پیروان سایر ادیان سعه صدر داشت؟ پل نیتر، الهی‌دان آمریکایی، در قالب تمثیل زیر بر عدم منافنات این دو امر تأکید کرده است. او می گوید انسان در اظهار محبت به همسرش هیچ نوع ادعای کلی نمی کند:
انسان می تواند کاملا و صادقانه به همسرش متعهد باشد، حتی اگر بداند اشخاص دیگری هم در این جهان وجود دارند که به همان سان خوب، عاقل و زیبا هستند؛ آری، حتی هنگامی که با چنین اشخاص آشنا می شود و از ارتباط با آنها لذت می برد. انحصار مطلق در مقام نظر یا عمل در هیچ عهد و پیمانی نه صادقانه است نه درست.

به علاوه، نیتر می گوید انسان با تعهد عمیق تر به همسرش و ایمان محکم تر به ازدواج، حقیقت و زیبایی دیگران را بیشتر ارج می نهد. به همین ترتیب، التزام عمیق تر انسان به یهودیت سبب می شود سعه صدر بیشتری در نسبت با سایر ادیان داشته باشد.

تدوین الهیات یهودی ناظر به کثرت گرایی دینی به دو پیش شرط بستگی دارد: نخست آشنایی الهی‌دان یهودی با ادیان دیگر و تجارب دینی آنها؛ و دودیگر، آشنایی تام و تمام با دنیای افکار، تعابیر و تفاسیری که از این تجارب داده اند. در این فرآیند، الهی‌دان یهودی محدودیت های سنت خودش را می شناسد و در نتیجۀ تلاش آگاهانه‌ای برای کشف دیدگاه های مشترک با سایر ادیان صورت می دهد. کثرت گرایان یهودی در دو قلمرو می توانند با پیروان ادیان دیگر تعامل داشته باشند:
١ . حوزه دعا و نیایش.
2. قلمرو جهانی تحقیقات الهیاتی. با توجه به اینکه دیدگاه کثرت گرایانه ادیان جهان را همچون راه هایی معتبر برای رسیدن به واقعیت غایی می شناسد، یهودیان باید به فعالیت های دینی مشترک ترغیب و تشویق شوند.

کوهن- شربوک سه نوع اصلی عبادت را از یکدیگر باز می شناسد:
١ . مراسمی که پیروان ادیان به عنوان مهمان دعوت می شوند. در این قبیل مراسم معمولا از مهمان خواسته می شود دعای مناسبی را از بر بخواند یا موعظه کند. این نگاه کثرت گرایانه فرآیند یادگیری و مشارکت را ترویج می دهد. در واقع، مهمانان یهودی در جامعه دینی دیگر تلاش می کنند وارد تجربه دینی عبادت کنندگان آن دین شوند. کثرت گرایان یهودی نباید در خواندن دعاها احساس اجبار و فشار کنند. با این فرض که واقعیت آن گونه که هست بر ما مجهول است، صورت بندی های آیینی مختلف در ادیان جهان باید به عنوان برساخته های بشری ای فهمیده شود که تلاش دارند ماهیت و فعالیت واقعیت الوهی را درک کنند. آنها مومنان را به سمت واقعیت الوهی هدایت می کنند. کثرت گرای یهودی از این منظر هیچ تردیدی ندارد که با مسیحیان، مسلمانان، بودایی ها، هندوها و سیک ها در مراسم آیینی آنها مشارکت کند.

٢ . گردهمایی های بین دینی؛ معمولا نمایندگان ادیان دعاها و مطالب گزینش شده ای را دربارۀ موضوعی مشترک ارائه می کنند. حاضران برگزیده های متمایز و برجسته هر دین گوش فرا می دهند و هر کس می تواند آزادانه در این کار مشارکت کند.

٣ . اجتماعات دینی به شیوه عبادی مشترک؛ همه حاضران مشارکت می کنند و موضوعی فراگیر وجود دارد. احتمالا از نمادی وحدت بخش، نظیر روشن کردن شمع، استفاده می کنند. کثرت گرایان یهودی می توانند فرصتی برای دعا و عبادت با پیروان سایر ادیان فراهم آورند. معمولا در چنین وضعیتی مشارکت کنندگان غالبا به عبادت یک خدای ازلی دعوت می شدند که منشأ و اساسی وجود است و در همه آموزه ها و آیین های دینی به آن به عنوان سر الهی  اشاره می شود.

تجربه‌ مهر و اتحاد در میان دانش آموزان شیرازی

این صورت از عبادت خاص الهیات  کثرت گرایانه است که در آن واقعیت الوهی واقعیتی شناخت ناپذیر است و در هیچ یک از ادیان خاص نمی توان به طور کامل آن را بیان کرد. هیچ تلاشی برای جایگزین کردن مناسک و دعاها و آیین های جوامع دینی خاص وجود ندارد. یهودیان برای حضور و مشارکت در نوع نخست از مراسم عبادی پیروان ادیان دیگر تردیدی به خود راه نخواهند داد، زیرا معتقدند دعاوی به ظاهر متعارض ادیان در واقع برساخته ها و توصیفات بشری از واقعیت الوهی است. کثرت گرایان یهودی باید در نوع دوم مراسم دینی مشارکت کنند و از فرصت پیش آمده کمال بهره برداری را داشته باشند.

از برپایی روز جهانی دعا برای صلح در آسیزی می توان به عنوان نمونه ای از این قبیل مراسم یاد کرد. در نوع سوم عبادت، خدای سرمدی و یگانه ، یعنی مبنای غایی وجود تمام ادیان، البته با نام های مختلف، پرستش می شود. این نوع عبادت مبتنی بر احترام متقابل است و برای هر جامعه دینی نقشی برابر در عبادت قائل است. غالبا این قبیل گردهمایی به منظور تأیید وجه مشترک انسانی تمام ادیان صورت می گیرد. این نوع سوم از عبادت سازگاری و هماهنگی بیشتری با کثرت گرایی یهودی دارد، زیرا هم ادیان دیگر تصدیق می شوند و هم به محدودیت انسان در مفهوم سازی از آن واقعیت اذعان شده است.

از نظر کوهن- شربوک، حقیقت ثابتی وجود ندارد. نظام های دینی باید خود را از طریق آزمودن و سازگاری دادن با دیگر نظام های دینی اثبات کنند نه از طریق غلبه بر آنها. این برداشت نسبی گرایانه از حقیقت دینی افق تازه ای به روی ما می گشاید و ما را به این نکته رهنمون می شود که حقیقت دینی ثابت و ایستا نیست، بلکه همواره دستخوش تحول و تأثیر متقابل است. نکته دیگری که این برداشت بدان دامن می زند این است که تصورات ادیان مختلف از خدا در نهایت برداشت های بشری از خدا هستند؛ به عبارت دیگر، ادیان مختلف راه های بی شمار تقرب جستن به واقعیت الوهی و توصیف ناپذیر را به نمایش می گذارند که البته نقش عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی را در بروز این اختلاف ها نباید از یاد برد.

قلمرو دومی که کثرت گرایان یهودی در آن قلمرو می توانند با پیروان ادیان دیگر مشارکت داشته باشند قلمرو جهانی تحقیقات الهیاتی است. جست وجوی حقیقت دینی مستلزم اتخاذ رویکرد مبتنی بر گفت وگو است؛ به عبارت دیگر، الهیات دیگر نمی تواند فقط در چارچوب یک سنت به شعائر عمل کند. لذا باید از رویکرد شمول گرایی گذر کنیم و به کثرت گرایی روی آوریم و به جای اینکه از منظر یهودمحوری ادیان دیگر را تفسیر کنیم، از دیدگاه خدا محوری به آنها بپردازیم.

الهی  دانان یهودی در گذشته بر این نکته تأکید داشتند که یهودیت دین برتر است. حتی شمول گرایان لیبرال اظهار می کنند که در آینده همه انسان ها حقیقت یکتاپرستی یهودیت را تصدیق خواهند کرد. کوهن_ شربوک می گوید این دیدگاه امروز و در عصر ارتباطات و دهکده جهانی دیگر پذیرفتنی نیست و باید از کارکرد و وظیفه الهیات تعریفی نو به دست داد. در جهان جدید، متفکران یهودی باید تصدیق کنند که الهیات  دیگر نمی تواند در درون یک سنت دینی محقق و عملی شود.

  • نویسنده : رضا گندمی نصر آبادی
  • منبع خبر :  رویکرد یهودیت به ادیان دیگر، رضا گندمی نصر آبادی، انتشاران دانشگاه ومذاهب، قم 1394 شمسی