مراسم حج به عنوان بزرگترین اجتماع اسلامی ، پیوسته مورد طمع اصحاب قدرت بوده است . تاریخ مکه نشان میدهد که هر وقت قدرت طلبان بظاهر مسلمان در صدد بسط قدرت شیطانی خود بوده اند ، "حج" را "ابزار" آن قرار داده اند.
زمان مورد نیاز برای مطالعه: 3 دقیقه

به گزارش ادیان نیوز (ردنا)، حجت الاسلام محمد سروش محلاتی در جدیدترین یادداشت خود در کانال تلگرامی‌اش نوشت:

مراسم حج به عنوان بزرگترین اجتماع اسلامی ، پیوسته مورد طمع اصحاب قدرت بوده است . تاریخ مکه نشان میدهد که هر وقت قدرت طلبان بظاهر مسلمان در صدد بسط قدرت شیطانی خود بوده اند ، “حج” را “ابزار” آن قرار داده اند .مثلا در سال ۳۹ هجری که معاویه با امیرالمومنین ع بر سر خلافت نزاع داشت ، بسراغ حج رفت تا با تحریک مسلمانان ، در برابر امام عَلَم مخالفت و شورش بردارند . معاویه ، یزید بن شجره رهاوی را همراه سه هزار نفر نیرو از شام به مکه فرستاد تا اِمارت حج را بعهده گرفته و فرماندار منصوب حضرت را از مکه بیرون کرده و از مردم برای معاویه بیعت بگیرد (الکامل ج۳ص۳۷۸)
حاکمان ریاست طلب ، بجای انکه حکومت را در خدمت حج قرار دهند ، حج را مصادره میکردند و با استفاده از وعاظ السلاطین ، ذهن حجاج را بخود معطوف میداشتند . به گفته ابن میثم ، معاویه گروههایی را به حج اعزام کردتا در میان مسلمانان مداحی و ثناخوانی او را داشته باشند و از او بت بسازند (شرح نهج البلاغه ج۵ ص۷۲)

روش امیر المومنین ، در مقابل این دنیا طلبان قرار دارد . آن حضرت با اینکه در دوره خلافت ، حج را در اختیار داشت و امیر الحاج نصب مینمود ، ولی هرگز از حج برای تثبیت موقعیت خود استفاده نکرد.
حضرت ،دستور العملی به قثم بن عباس که فرماندار و امیرالحاج بوده(نامه ۶۷) دارد . محتوای این نامه فقط تاکید بر مسایل دینی در برگزاری حج است . حضرت در حالی این نامه را مینویسد که دولت او با بحرانهای سیاسی و امنیتی و نظامی مختلفی در گیر بوده ، ولی نه در این نامه و نه در هیچ نامه دیگری امام ع این مسایل را به مراسم حج نمیکشاند و در صدد بهره برداری از این اجتماع گسترده بر علیه دشمنانش بر نمیاید . چرا ؟ چون کعبه به تعبیر حضرت “قبله انام و عَلَم اسلام” است و طرح این مسائل در تضاد با فلسفه حج و حفظ وحدت امت اسلامی است و این سرمایه بزرگ ، نباید هزینه هیچ هدف دیگری (هرچند مقدس) گردد.

کشف نیزه‌های شکسته‌ روز عاشورا در کربلا

امیرالمومنین در برابر تحریکات سیاسی معاویه در حج ، صرفا موضع سلبی دارد و برای مهار کردن آن تلاش میکند ، بدون آنکه از این فضا برای خود استفاده کند . لذا وقتی اطلاع یافت که معاویه گروهی را برای اخلال گری اعزام کرده ، این اطلاعات را برای نماینده خود در مکه میفرستد و او را به هوشیاری و مراقبت کامل فرا میخواند : فاقم علی ما فی یدیک قیام الحازم الصلیب و الناصح اللبیب …(نامه ۳۳)
حضرت در باره نیروهای اعزامی معاویه میگوید : “یحتلبون الدنیا درها بالدین” بقول ابن ابی الحدید ، حضرت این گروه را از گروههای نظامی که معاویه برای قتل و غارت اعزام میکرد متفاوت میداند . اینها هرچند با ظاهری مقدس مابانه در حج حضور یافته اند ولی این تقدس در خدمت تثبیت قدرت دنیوی معاویه است . (شرح نهج البلاغه ج ۱۶ ص ۱۳۹)
بهر حال در همین موقعیت خطیر هم که شیاطین برای مصادره حج امده بودند ، سیاست حضرت باز هم دوری از درکیری و تشنج در حج بود و در این فرمان ،هیچ اشاره ای به مقابله و درگیری با آنان دیده نمیشود . در آن سال با وساطت ابو سعید خدری ، قثم بن عباس و یزید بن شجره از دخالت در امور حج صرف نظر کردند ، و شخص ثالثی امور حج را بر عهده گرفت و همه مسلمانان یک پارچه در جماعت او حاضر شدند .

در انجا باختصار باید اشاره کرد :
۱ . سرپرستی حجاج در طول تاریخ در اختیار خلفاء بوده و ائمه ع در دوره دویست و پنجاه ساله خود ، هیچ گاه با آن معارضه نداشته تا اجتماع مسلمانان دچار تشتت نگردد . امامان شیعه ، نه خود در مدیریت حج دخالت میکردند و نه از اصحاب خود کسی را برای این کار میگماردند . این در حالی بود که ائمه از همکاری با حاکمان جور منع میکردند . ولی در امور حج چنین سیاستی بچشم نمیخورد .
۲ ۰ در منابع حدیثی ما توصیه هایی از ائمه ع در باره حفظ مدیریت یکپارچه حج دیده میشود . مثلا امام صادق ع به اسماعیل بن علی که در سال ۱۴۰ امیر الحاج بود و بدلیل اسیب دیدن حضرت در راه توقف کرده بود ، فرمود : حرکت کن که “امام ” نمیایستد . امامان ما حفظ نظام حج را لازم میدانستند هرچند مدیریت را بدست نا اهلان میدیدند .
۳ . هر چند امور حج از قبیل وقوف در منی و عرفات با نظر امیرالحاج که منصوب خلیفه جور بود انجام میگرفت و مسلمانان تبعیت میکردند ولی تاریخ سراغ ندارد که هیچ گاه مخالفتی از سوی ائمه با انان صورت گرفته و یا حکم آنان در رویت هلال مورد تردید قرار گرفته باشد .
۴ . بدون شک حج دارای فواید سیاسی برای امت اسلامی است ،ولی سیاستِ حج ، سیاستی فراتر از سیاست اقوام و مذاهب و ملل است . این سیاست باید همه گرایشات مسلمانان را پوشش داده و بر نقاط اشتراک انها متمرکز باشد ، نه انکه اختلافات انان را افزایش، وتقابل را تشدید نماید سیاستهایی که نتیجه اش پراکندگی بیشتر مسلمانان باشد ، سیاست مطلوب حج نیست .

  • نویسنده : محمد سروش محلاتی