از گالیله تا عبدالعزیز بن باز، «شیخ الاسلام سعودی»

رسول جعفریان

می گویند، طب سنتی همه جای دنیا هست، بارها گفتم، من با هیچ نوع طبی، وقتی بتواند با روش های علمی خودش را نشان دهد و ثابت کند، مخالفتی ندارم. اصلا مگر دست بنده است که مخالفت کنم؟ اما هر دانشی باید بتواند با روش های روز دنیا، گزاره های خود را ثابت کند و خودش را در عمل نشان دهد.

0

بعد از مصاحبه ای که از بنده در خبرآنلاین منتشر شد، واکنش های مثبت و منفی زیادی بروز کرد.

متن مصاحبه را اینجا بخوانید. از همه کسانی که اظهار محبت کرده تعریف یا نقد کردند متشکرم. طبعا از کسانی که انتقاد کردند بیشتر، جز این که خواهشم این است که دوستان نوشته های این چند سال بنده را در باره وضع علم در تمدن اسلامی مطالعه کنند، بعد آن مطالب را علیه آنچه بنده بارها توضیح داده ام، بنویسند.

برای مثال، چندین مقاله در باره تولید علم نجوم اسلامی در دوره صفوی دارم که نشان می دهد ما چه راههایی را در این زمینه رفته ایم، و سرمان به سنگ خورده و با آمدن نجوم جدید، یکجا از آن حرفها دست شستیم.

می گویند، طب سنتی همه جای دنیا هست، بارها گفتم، من با هیچ نوع طبی، وقتی بتواند با روش های علمی خودش را نشان دهد و ثابت کند، مخالفتی ندارم. اصلا مگر دست بنده است که مخالفت کنم؟ اما هر دانشی باید بتواند با روش های روز دنیا، گزاره های خود را ثابت کند و خودش را در عمل نشان دهد. طبعا باید از فریب کاری و دغل بازی و نام دین خوردن برای حرفهایی که بسیاری از علمای دین هم قبول ندارند، دست بردارند.
یک نکته کلیدی را هم بگویم، و آن این که ما راه های رفته را دوباره آزمایش نکنیم، این کار عاقلانه ای نیست. اشاره کردم، هزاران کتاب در اروپا توسط متدینان که حامی آنها کلیسا بود، علیه مسائل علمی از قرن شانزدهم به بعد و حتی تاکنون، نوشته اند، و آزارها به عالمان عصر جدید زده شده،  اما دانشگاهها و علم کاری به اینها نداشته و راه خود را رفته اند و امروز غلبه یافته اند. باید آن تجربه ها برای ما شناخته شده و مهم باشد. اشکال کار این است که اگر با گالیله در سال ۱۶۱۰ میلادی مخالفت و محاکمه شد، ما در سال ۱۹۸۲ شاهد نگارش کتاب «بن باز» در مخالفت با حرکت زمین و امکان صعود به ماه بودیم.فاصله این دو تاریخ را ملاحظه کنید. تصویر کتاب بن باز را پایین می گذارم. او در کتاب «الادله النقلیه و الحسیه علی امکان الصعود الی الکواکب و علی جریان الشمس و القمر و سکون الارض» با دلایل قرآنی و روایی و حس ظاهری ـ که فکر می کند علمی هم هست ـ حرکت زمین را انکار می کند.

و یک تجربه مهم دیگر این که همه ما می دانیم گوتنبرگ در سال ۱۴۵۲ چاپ را آورد و ما در ۱۸۱۵ اولین بار چاپ را در ایران تجربه کردیم. فاصله این سالها را که بیش از ۳۵۰ سال است، نگاه کنید. این که ما به خاطر سنتی کار کردن خودمان، اهمیت چاپ را درک نکردیم، در حالی که فرنگی ها جلوی چشم شاه عباس، چندین نسخه چاپی گذاشتند و کسی اهمیت کار را درک نکرد، مساله مهمی است.
اشکالی ندارد، هر کسی می خواهد به اعتبار دفاع از میراث بومی و غیره، صفحات طولانی و کتابها بنویسد، فقط تقاضا این است که راه های رفته و تجربه شده را نرویم.
اسلاف ما از عالمان دینی دوره صفوی، با نگارش دهها کتاب در اختیارات و هیئت و نجوم خواستند آنها را اسلامی کنیم و نشد، تجربه پزشکی هم همین طور است. این طب، اسلامی شدنی نیست، و این حرف سست است و دنبال کردن آن پس از چند صد سال از این همه تجربه پزشکی، وقت تلف کردن است. لااقل این افراد چند کتاب در تاریخ پزشکی بخوانند.

اما این که طب علمی باشد، چه داروی شیمیایی چه گیاهی، مادام که در آزمایشگاه روی آن کار شده باشد، چه اشکالی دارد.
در مورد میراث طب سنتی  و کتابهای قدیمی هم گفتم، به دلیل این که بنیادهای آن روی شناخت مواد نبوده، فیزیک بدن علمی شناخته نمی شده، تصوری از سلول و اجزاء خون و باکتری و ویروس و غیره نبوده، آن متون دیگر ارزشی ندارد. طبعا برای تسکین درد خیلی عرقیات خوب است. اما این شد علم پزشکی؟ همین تحفه حکیم مومن را بخوانید و ببینید برای یک علف، صد خاصیت از مغز سر تا نوک پا می دهد. اگر توانستید این حرفها را باور کنید، من دیگر حرفی ندارم.
و نکته اخیر این که، علم پزشکی جدید هم نیاز به تحول دارد. همین اتفاق کرونا نشان دادکه بشر با این همه پیشرفت باز باید تلاش کند و می کند. مسلما اگر در ایران، پول کافی برای تحقیقات باشد، ایران می تواند یکی از کانون های علم پزشکی نوین بوده و در دنیا مورد احترام باشد.

و اما حوزه، با رفتن دنبال این مسائل از تکالیف اصلی خود که هدایت دینی مردم است باز می ماند که هیچ، آبروی خود را هم در این اوضاع وانفسا از دست می دهد. بهتر است، مدیران حوزه و مراجع که مواضع روشنی را در این مدت نشان دادند، در این زمینه اقدام فوری کرده و بانیان این قبیل فعالیت ها را که این اواخر بیش از گذشته، حرمت دین و حوزه را آسیب زده اند، از جمع خود برانند. اینها یعنی طرفداران این قبیل امور می توانند ـ مثل کاری که در وزارت بهداشت در بخش طب سنتی هست ـ بروند و پژوهشگاههایی داشته باشند و کتابها بنویسند و بحث کنند، اما اولا حق ندارند با جان و مال مردم بازی کنند، و ثانیا و مهم تر این که به اسم دین و حوزه، کار کرده به به آن آسیب بزنند.

* عضو هیات علمی و استاد دانشگاه تهران

* منتشر شده در کانال تلگرام نویسنده . ۲۴ اسفند ۱۳۹۸

منبع خبرآنلاین
اشتراک در خبرنامه
برای دریافت جدیدترین اخبار به طور مستقیم به صندوق ورودی خود وارد اینجا شوید.
هر زمان می‌توانید مشترک شوید